دلا میلاد ختم المرسلین است
فروغ آسمانى در زمین است
مى وحدت که عارف تشنه اوست
بر آمد همچو مهر از ساغر دوست
سحر سر بر زد از آیینه جان
محمّد آفتاب علم و عرفان
منّور شد جهان از نور احمد
حبیب حق، ابو القاسم محمّد (ص)
ملایک از وجودش در سجودند
غریق لجه دریاى جودند
محمّد مهر ظلمت سوز آمد
شب یلداى ما را روز آمد
ز اسرار خدا آگاه باشد
کلام او کلام اللّه باشد
کمین خدمتگزارش، جبرئیل است
امین درگه ربّ جلیل است
بود خلوت گزین بزم اللّه
چراغ رهنماى خلق گمراه
مهین گوهر، ز دریاى حقایق
جهان را اشرف خلق و خلایق
گل گلزار عطر آگین لولاک
زمین از نور او، رخشنده افلاک
شد از میلاد آن آیینه داد
بساط ظلم و کیش کفر بر باد
منبع: سیماى محمد(ص) در آینه شعر فارسى،محمود شاهرخی، مشفق کاشانی، تهران: وزارت ارشاد،1370، ص:160.