دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

نامزدهای خلافت در روز سقیفه

مراد از خلیفه در اینجا یعنی خلیفه الرّسول، یعنی کسی که پس از پیامبراکرم (ص)، امر حکومتِ ظاهری به دست اوست و حاکم است. و این معنایی است که نه جنبه لغوی دارد و نه اصطلاح اسلامی، بلکه ساخته مکتبِ خلفا پس از پیامبر است. چراکه، در لغت، خلیفه هر شخص، یعنی کسی که در غیاب او کار او را انجام می دهد. (مفردات راغب، ذیل ماده خلف) کار اصلی پیامبراکرم (ص) و همه پیامبران الهی، بنا به نصّ قرآن کریم، تبلیغ دین خدا به مردم است:وَما عَلَی الرَّسُولِ اِلاَّ الْبَلاغ(مائده : 98)،فَهَلْ عَلَی الرُّسُلِ اِلاَّ البَلاغُ المُبین(نحل : 35)، و نه حکومت کردن.

لذا، غالب پیامبران حکومت ظاهری نداشته اند، مانند حضرت عیسی، یحیی، زکریا، نوح علیه السلام.و نیز، این معنی اصطلاح شرعی نیست و در حدیث پیامبر، مراد از خلیفه الرّسول به شخصی که حدیث و سنّت پیامبر را روایت می کند:آمده

قال (ص): الذّینَ یأتُونَ مِنْ بَعدی یروُونَ حَدیثی و سُنَّتی.(1)

همچنین مرادِ از آن، خلیفه اللّه هم نیست؛ زیرا خلیفه اللّه به شخصی گفته می شود که خداوند او را معین فرموده تا دین خدا را از طریق وحی (اگر پیامبراست) و یا به واسطه پیامبر (اگر وصیّ پیامبراست مانند ائمّه علیهم السّلام) بگیرد و به مردم ابلاغ کند. البتّه حکومت ظاهری نیز جزء شؤون این خلافت الهی است، و خلیفه اللّه، خود، وظیفه ای در جهتِ گرفتن آن ندارد، مگر آنکه مردم گردِ او جمع شوند و از او بخواهند که حاکم شود و او را در این امر یاری دهند،

مانند پیامبراکرم (ص) که در مدینه به دلیل بیعت و یاری مردم توانست تشکیل حکومت دهد ولی در مکه (چون مردم نخواستند و یاری نکردند) بدین کار قیام ننمود و به وظیفه اصلی خود، که ابلاغ دین خدا بود، اکتفا کرد. در مورد امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب نیز وضع به همین گونه بود. وظیفه اصلی ایشان و همه ائمه، همچون پیامبر(ص)، حفظ دین خدا و ابلاغ آن به مردم بود، و البتّه اگر مردم می خواستند و آن حضرت را یاری می کردند، ایشان قیام به حکومت نیز می کرد و این کار برایشان واجب می شد، لکن مردم نخواستند و نیامدند جز سه نفر(2) یا چهار و پنج نفر(3) چنان که آن حضرت خود می فرمود

لَو وَجَدْتُ اَربعینَ ذَوی عَزمِ مِنهُم لَنا هَضْتُ القومَ(4) اگر 40 مرد مصمم می یافتم بپا می خاستم .

امّا پس از 25 سال، یعنی پس از کشته شدن عثمان، چون مردم به در خانه آن حضرت آمدند و از ایشان مُصرّانه خواستند که حکومت را به دست بگیرد، بدین امر قیام کرد(5) . این عمل حضرت امیر، دقیقاً، همان چیزی بود که پیامبر (ص) از ایشان خواسته بود:

قالَ رسولُ اللّه (ص) لِعَلیّ: اِنَّک بِمَنْزِله الکعبه تُؤتی وَلا تَأتی. فَاِنْ اَتاک هؤُلاءِ القَومُ فَسَلَّموالَک الاَمرَ فَاقْبَلْهُ مِنْهُم...(6)

حال، اگر در اینجا نام امیرالمؤمنین (ع) جزو نامزدهای خلافت آورده شده، نه به این معناست که آن حضرت خود خواهان این امر و قیام کننده برای گرفتن آن بودند، بلکه بیانگر نظر عده قلیلی از مردم جامعه آن روز مدینه است، که به سبب آن که حضرت علی (ع) را وصیّ رسول اللّه (ص) می دانستند و حکومت را جزو شؤونِ و حقِّ او می شمردند (مانند سلمان و ابوذر و مقداد و عمّار) یا به واسطه تعصّبات خانوادگی (مانند عبّاس عمومی پیامبر) و یا تعصّبات قبیلگی (مانند ابوسفیان) خواستار حکومت ظاهری امیرالمؤمنین (ع) بودند.

الف) علی بن ابی طالب(ع)، که از جانب خدا برای رهبری این امّت تعیین شده و پیامبر اکرم(ص) این امر را به مسلمانان ابلاغ فرموده بود.

ب) سَعد بن عُبادهَ، که نامزد قبیله خزرج بود ونه همه انصار.

ج) ابوبکر، که نامزد جماعتی از مهاجران (قریش) بود، نه همه آنان.


 (1). معانی الاخبار صدوق، ص 374 - 375، مَن لا یحْضُرُهُ الفَقیه، 420: 4، الفتح الکبیر سیوطی، 233: 4، شرف اصحاب الحدیث خطیب بغدادی، ص 30

 2. (تاریخ یعقوبی،2: 105و شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، 4: 2) 

 3. (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، تحقیق محمّد ابوالفضل ابراهیم،2: 47)؛

4.همان

5. (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، 2: 50و تذکره سبط ابن جوزی، باب ششم).

6. (اسدالغابه4: 31).


منبع: کتاب سقیفه علامه عسگری

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.