امیرالمؤمنین علیه السلام درباره کیفیت برخورد با کالاى دنیا و اینکه
مال و ثروت مادى دلیل عزت و افتخار و سند شخصیت نیست مى فرماید:
«یَا
ایُّهَا النَّاسُ مَتَاعُ الدُّنیَا حُطامٌ مُوبىءٌ فَتَجَنَّبُوا
مَرْعاهُ قُلْعَتُهَا أحْظى مِن طُمَأنینَتِهَا وَبُلْغَتُها أزْکى مِنْ
ثَرْوَتِها، حُکِمَ عَلى مُکْثِرٍ مِنْهَا بِالفَاقَةِ، وَأُعینَ مَنْ
غَنِىَ عَنْهَا بِالرَّاحَةِ...» «1».
اى مردم! متاع دنیا کالایى ناچیز چون برگهاى خشکیده و با خیر است، پس
از چراگاه آن بپرهیزید که دل کندن از آن لذّت بخشتر از اعتماد و اطمینان
به آن است و به اندازه ضرورت برداشت کردن از دنیا بهتر از جمع آورى
سرمایه فراوان است. بر آنکه به افزودن ثروت اقدام کند حکم به تهیدستى شده و
آنکه در آن کوس بى نیازى زده به آسایشش کمک گشته، آن را که زیور دنیا به
شگفتى اندازد کوردلى از پى درآید و آنکه عشقش را به دل گیرد خاطرش را از
اندوهها پر کند، که براى آن اندوهها در سویداى دلش خلجان است، اندوهى
سرگرمش کند و غمى محزونش نماید، چنین است تا نفس گلوگیرش شود و او را به
بیابان اندازند، در حالیکه رگهاى حیاتش قطع شده، نابود کردنش بر خدا و
انداختنش به گورستان براى دوستان آسان است، مؤمن با دیده عبرت به دنیا
مىنگرد و از آن از باب اضطرار به اندازه شکم برمىدارد و وصف دنیا را به
گوش خشم و دشمنى مىشنود، اگر بگویند ثروتمند شده پس از اندکى مىگویند به
تهیدستى نشسته و اگر به بودنش شاد شوند به مرگش اندوهگین گردند، این است
حال و وضع دنیا و هنوز اهل دنیا را روزى که در آن نومید شوند نیامده است.
(1)- نهج البلاغة: 539، حکمت 367؛ بحار الأنوار: 70/ 131، باب 122، حدیث 136.
منبع: جلوههاى رحمت الهى، شیخ حسین انصاریان, ص: 320