دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

اخلاق اداری در نهج البلاغه: نهی از خودکامگی

اخلاق ادارى با هرگونه خودکامگى منافات دارد و در رفتار و مناسبات ادارى، هر صورتى از خودکامگى رأیى، خودسرى، خودمدارى و سلطه گرى، تباه کننده فرد و نظام ادارى است.
امام على (علیه السلام) در تمام دوران حکومت خود تلاش کرد تا زمینه هاى خودکامگى را در عرصه هاى گوناگون بزداید و اصل نفى خودکامگى را در نظام ادارى خود حاکم سازد. عهدنامه ها و دستورالعملها و فرمانهاى حکومتى امام (علیه السلام) از یک سو، و رفتار و عملکرد خود آن حضرت از سوى دیگر، بیانگر جایگاهى است که امام (علیه السلام) براى اصل نفى خودکامگى در نظام خویش قائل بوده است.
- آن حضرت در عهدنامه مالک اشتر چنین یادآورى فرموده است:
«لَا تَقُولَنَّ إِنِّی مُؤَمَّرٌ آمُرُ فَأُطَاعُ فَإِنَّ ذَلِکَ إِدْغَالٌ فِی الْقَلْبِ وَ مَنْهَکَةٌ لِلدِّینِ وَ تَقَرُّبٌ مِنَ الْغِیَرِ وَ إِذَا أَحْدَثَ لَکَ مَا أَنْتَ فِیهِ مِنْ سُلْطَانِکَ أُبَّهَةً أَوْ مَخِیلَةً فَانْظُرْ إِلَى عِظَمِ مُلْکِ اللَّهِ فَوْقَکَ وَ قُدْرَتِهِ مِنْکَ عَلَى مَا لَا تَقْدِرُ عَلَیْهِ مِنْ نَفْسِک‏». (نامه 53)
نگو که من بر شما گمارده‏ ام، فرمان مى‏ دهم و باید اطاعت شوم، که این وضع موجب فساد دل، و کاهش و ضعف دین، و باعث نزدیک شدن زوال قدرت است. هرگاه حکومت براى تو خود بزرگ بینى و کبر به وجود آورد، به بزرگى سلطنت خداوند که فوق توست و قدرتى که بر تو دارد و تو را بر خودت آن قدرت و توانایى نیست نظر کن، که این نظر کبر و غرورت را مى ‏نشاند.

- امیرمؤمنان (علیه السلام) هرجا در نظام ادارى خطر خودکامگى را از سوى کارگزاران و کارکنان خود احساس یا مشاهده مى کرد، بى درنگ به درمان و قطع ریشه آن همت مى نمود و نسبت به نفى خودکامگى از همه وجوه دستگاه ادارى خود، تلاشى شگفت روا مى داشت. آن حضرت در نامه اى به اشعث بن قیس استاندار آذربایجان که حال و هواى نظام ادارى عصر خلافت عثمان را داشت، چنین انگاشت:
«لَیْسَ لَکَ أَنْ تَفْتَاتَ فِی رَعِیَّةٍ وَ لَا تُخَاطِرَ إِلَّا بِوَثِیقَة». (نامه 5)
این حق براى تو نیست که در میان مردمان به استبداد و خود رأیى عمل نمایى و به کارى دشوار درآیى، مگر با تکیه بر فرمانی که به تو رسیده باشد.

- امام على (علیه السلام) کارگزاران و کارکنان خود را بشدت از هرگونه خودمدارى پرهیز داده و آن را منشأ همه بدبختیها و خواریها معرفى کرده، چنانکه در عهدنامه مالک اشتر فرموده است:
«إِیَّاکَ وَ مُسَامَاةَ اللهِ فِی عَظَمَتِهِ وَ التَّشَبُّهَ بِهِ فِی جَبَرُوتِهِ فَإِنَّ اللهَ یُذِلُّ کُلَّ جَبَّارٍ وَ یُهِینُ کُلَّ مُخْتَال‏». (نامه 53)
بپرهیز که خود را در بزرگى همانند خداوند پندارى، و در شکوه خداوندى همانند او دانى، زیرا خداوند هر سرکشى را خوار مى‏ سازد، و هر خود پسندى را بى‏ ارزش مى‏ کند.

- خودکامگى آدمى را به سرکشى و تعدى مى کشاند و این امر در نظام ادارى، به دلیل وجود ارتباطات انسانى و لزوم خدمتگزارى بسیار خطرآفرین است، به گونه اى که به محض ظهور خودکامگى در کارگزاران و کارکنان نظام ادارى، حقوق مردمان زیر پا گذاشته مى شود و حرمت و کرامتشان شکسته مى گردد و اموال و دارایی‌هایشان چپاول مى شود و امورشان مختل مى گردد. امیرمؤمنان (علیه السلام) در این باره چنین هشدار داده است:
«وَ لَا تَکُونَنَّ عَلَیْهِمْ سَبُعاً ضَارِیاً تَغْتَنِمُ أَکْلَهُم‏». (نامه 53)
همچون جانورى درنده مباش که خوردن مردمان را غنیمت شمارى.

- خودکامگى از آدمى جانورى درنده خوى مى سازد و خودمدارى بر روحش حاکم است و تمامت خواهى و امتیازجویى همتش است. امام (علیه السلام) درباره ظهور این پدیده خطرناک در نظام ادارى به کارگزاران خود چنین فرموده است:
«إِیَّاکَ وَ الِاسْتِئْثَارَ بِمَا النَّاسُ فِیهِ أُسْوَةٌ وَ التَّغَابِیَ عَمَّا تُعْنَى بِهِ مِمَّا قَدْ وَضَحَ لِلْعُیُونِ فَإِنَّهُ مَأْخُوذٌ مِنْکَ لِغَیْرِکَ وَ عَمَّا قَلِیلٍ تَنْکَشِفُ عَنْکَ أَغْطِیَةُ الْأُمُورِ وَ یُنْتَصَفُ مِنْکَ لِلْمَظْلُومِ». (نامه 53)
بپرهیز از امتیازخواهى و اینکه چیزى را به خود مخصوص دارى که (بهره) همه مردم در آن یکسان است؛ و از تغافل در آنچه به تو مربوط است و براى همه روشن است، برحذر باش، زیرا به هر حال نسبت به آن در برابر مردم مسئول و پاسخگویى و به زودى پرده از روى کارهایت کنار مى رود و داد ستمدیده از تو بستانند.

- امیرمؤمنان (علیه السلام) خودکامگى را مایه هلاکت و تباهى دانسته و همگان را از آن بر حذر داشته و فرموده است:
«مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْیِهِ هَلَکَ وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَکَهَا فِی عُقُولِهَا». (حکمت 161)
هر که استبداد و خودرأیی ورزد هلاکت شود و هر با مردم مشورت کند در عقلشان با آنها شریک می شود.
________________________
منبع: ارباب امانت (اخلاق ادارى در نهج البلاغه)، مصطفى دلشاد تهرانى

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.