| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
"فَاعْتَصِمْ بِالَّذِی خَلَقَکَ وَ رَزَقَکَ وَ سَوَّاکَ، وَ لْیَکُنْ لَهُ تَعَبُّدُکَ وَ إِلَیْهِ رَغْبَتُکَ وَ مِنْهُ شَفَقَتُکَ."
پس
تمسک کن به -دامان- آن کسی که تو را آفرید و به تو روزى داد و اندام تو را
معتدل و هموار گردانید؛ پس باید پرستش و بندگى تو براى او باشد و رغبت و
میل تو به سوى او و ترس تو از او باشد.
آرى، امام (علیه السلام) امر به اعتصام و چنگ زدن به حبل نجات و ریسمان رحمت کسى مى کند که داراى خصوصیات سه گانه است:
1- آنکه
آدمى را خلق کرده و آفریده است، بله کسی که انسان گمنام بى نام و نشان را
از عدم به عرصه ى وجود آورده و درخور اعتصام است، باید دست به دامان او زد.
چه کسى است که آدمى را از نیستى به هستى آورده جز ذات اقدس
الهى؟ انسانى که موجود نبود و در ردیف اعدام به شمار می رفت نام و نشان و
شهرت و آوازه اى نداشت بر اثر اراده الله بوجود آمد و اسم و آوازه اى کسب
کرد و در میان مردم مطرح گردید.
2- آنکه آدمى را رزق داده است. عهده دار ارزاق بندگان، ذات لایزال خداوند است و آنچه که ما آن را عامل روزى و منشاء رزق می دانیم، همه وسائل و وسائط اند و گرنه منشاء رزق ذات لایزال اوست.
3- خداوند اندام انسان را معتدل قرار داده و آفرینش او را موزون و منظم و کامل گردانیده و اعضاء و جوارح او را به مقتضاى حوائج و نیازمندیهاى وى مقرر داشته است.
هر یک از این سه موضوع، ایجاب می کند که انسان دست به دامان رحمت الهى و به حبل نجات او بزند و خداى را یکتا تکیه گاه خود قرار داده، و تمام اعتماد خود را به او منحصر سازد.
و بعد از ذکر این مطالب، به سه چیز امر مى فرماید:
1- تعبد و
پرستش او براى خدا باشد، بندگى غیر خدا نکند، هوى و هوس خود را معبود
خویشتن قرار ندهد، در برابر مال و ثروت، خضوع و تواضع ننموده، قدرتمندان و
زور داران و ارباب مال و ثروت را بعنوان الهه براى خود انتخاب نکند.
2- رغبت و شوق او به سوى خدا باشد و دلش در هواى ذات لایزال خداوند پَر
بزند، با او انس و سرو سودائى داشته باشد، از خلوت با خدا و حضور در محفل
انس با او لذت ببرد.
امام حسین علیه السلام در دعاى روز عرفه میگویند: 'اللّهمّ إنّى أرغَبُ إلیک و أشهدُ بِالرّبوبیة لکَ مُقرّاً بِأنکَ ربّى وَ أنّ إلیکَ مَرَدّى...'.
خداوندا
من به تو اشتیاق دارم و به یکتائیت گواه و به ربوبیتت معترفم، اقرار کننده
ام که تو پروردگار منى و بازگشت من پس از مرگ به سوى توست.
آرى همه ى
امامان معصوم صادقانه از شوق خود به خدا دم مى زنند و رغبت خود را به خداى
تعالى اظهار مى کنند. اکنون ما هم به خود بنگریم که رغبت و شوق به خدا در
دل داریم یا نه؟ آیا با او مأنوسیم و آیا از خلوت کردن با ذات ذوالجلال او
احساس نشاط و لذت مى کنیم؟
3- باید شفقت و ترس از خدا داشت. انسان کامل و عبد صالح، ترسش
از خداست. همچنانکه شوقش به سوى خدا بود، از خداى ترسیده و مى هراسد
همانگونه که سخت دلداده و مشتاق وجه کریم مولاى خود هست.
در دعاى ابوحمزه می خوانیم: 'سیدى الیک رغبتى و الیک رهبتى' اى آقاى من، شوق و رغبت من همه به سوى تو است، و بیم و هراسم از تو است.
باید
تاسف خورد که ما از هر کسى مى ترسیم جز از ذات لایزال الهى، و باید سر
شرمندگى به پیش انداخت و عرق خجالت ریخت که خوف از اشخاص، ما را از در
افتادن با آنان بازداشته، ولى خوف از خداوند در جان ما نفوذى نداشته و ما
را از گستاخى در برابر مولایمان باز نمى دارد.
__________________________
منبع: به سوى مدینه فاضله، على کریمى جهرمى