فلسفه وجود نظام ادارى، خدمتگزارى به مردمان است، و همه
کارگزاران و کارکنان در تمام مراتب، خادمان مردمند. این امر به عنوان یک
اصل در نظام ادارى مطرح است و مادام که چنین احساسى وجود داشته باشد،
کارگزاران و کارکنان نظام ادارى با مردم رفتار مالکانه و فرمانفرویانه
نخواهند داشت، بلکه جایگاه و موقعیت خود را نعمتى مى دانند که وسیله خدمت
به مردمان است.
- امام على (علیه السلام) در حکمتى خطاب به جابر بن عبدالله انصارى چنین فرموده است:
«مَنْ
کَثُرَتْ نِعَمُ اللهِ عَلَیْهِ کَثُرَتْ حَوَائِجُ النَّاسِ إِلَیْهِ،
فَمَنْ قَامَ لِلهِ فِیهَا بِمَا یَجِبُ فِیهَا عَرَّضَهَا لِلدَّوَامِ وَ
الْبَقَاءِ وَ مَنْ لَمْ یَقُمْ فِیهَا بِمَا یَجِبُ عَرَّضَهَا
لِلزَّوَالِ وَ الْفَنَاء». (حکمت 372)
اى جابر! آن که
نعمت خدا بر او بسیار باشد، نیاز مردمان بدو بسیار بود، پس هر که در آن
نعمتها براى خدا کار کند، خدا نعمتها را براى وى پایدار کند. و آنکه آن را
چنانکه واجب است به مصرف نرساند، نعمت او را ببرد و نیست گرداند.
- هرچه در انجام دادن امور، روحیه خدمتگزارى کاملتر باشد، ارزش کار و
کارگزار بیشتر است؛ امیرمؤمنان (علیه السلام) سفارش مى کند که باید در این
جهت حرکت کرد. آن حضرت فرموده است:
«لَا
یَسْتَقِیمُ قَضَاءُ الْحَوَائِجِ إِلَّا بِثَلَاثٍ: بِاسْتِصْغَارِهَا
لِتَعْظُمَ وَ بِاسْتِکْتَامِهَا لِتَظْهَرَ وَ بِتَعْجِیلِهَا لِتَهْنُؤ». (حکمت 101)
روا
ساختن حاجتها جز با سه چیز واقع نشود: کوچک شمردن آن تا بزرگ جلوه نماید،
کتمان آن تا آشکار گردد، و شتاب کردن در آن تا گوارا شود.
-
با پایبندى به چنین اصلى، خدمتگزارى به مردمان، مطلوبترین کارها شمرده مى
شود و در انجام دادن آن هیچ منتى نخواهد بود و هیچ بزرگنمایى در خدمات
صورت نخواهد گرفت و هیچ پیمان شکنى و خلاف وعده اى انفاق نخواهد افتاد.
امام على (علیه السلام) در عهدنامه مالک اشتر چنین سفارش فرموده است:
«إِیَّاکَ
وَ الْمَنَّ عَلَى رَعِیَّتِکَ بِإِحْسَانِکَ أَوِ التَّزَیُّدَ فِیمَا
کَانَ مِنْ فِعْلِکَ أَوْ أَنْ تَعِدَهُمْ فَتُتْبِعَ مَوْعِدَکَ
بِخُلْفِکَ فَإِنَّ الْمَنَّ یُبْطِلُ الْإِحْسَانَ وَ التَّزَیُّدَ
یَذْهَبُ بِنُورِ الْحَقِّ وَ الْخُلْفَ یُوجِبُ الْمَقْتَ عِنْدَ اللهِ وَ
النَّاس، قال الله تعالى "کَبُرَ مَقتاً عند اللهِ أن تَقولوا ما لا
تفعلونَ"». (نامه 53)
بپرهیز از اینکه با نیکى خود بر
مردمان منت گذارى، یا آنچه را کرده اى بزرگ بشمارى، یا آنان را وعده اى
دهى و خُلف کنى، که منت نهادن، ارزش نیکى را ببرد، و کار را بزرگ شمردن،
نور حق را خاموش گرداند، و خلف وعده، خشم خدا و مردم را برانگیزد. و خداى
متعال فرموده است: گناه بزرگی است نزد خدا که چیزى را بگویید و انجام
ندهید.
| اگر خدمتگزارى به عنوان اصلى اساسى در مناسبات ادارى حاکم باشد، نه تنها رفتارها و عملکردها در جهت مطلوب متحول خواهد شد، بلکه سختیهاى کار و مسئولیت، و تحمل ناگواری هاى حاصل از رفتار نامناسب مردمان آسان خواهد شد، و نظام ادارى در نظر مردمان ارجمند خواهد شد. |
- و مهم آن است که در خدمتگزارى مردمان آنجا که
کارى انجام مى گیرد، باید با میل و رغبت و علاقه صورت پذیرد؛ و آنجا که
کارى انجام نمى گیرد، باید با دوستى و مهربانى و پوزش خواهى همراه شود؛
یعنى آنجا که پاسخ ارباب رجوع، آرى است، با گوارایى باشد؛ و آنجا که پاسخ
کسى، نه است، با پوزشخواهى همراه باشد. امام على (علیه السلام) در عهدنامه
مالک اشتر، در اینباره چنین آموزش داده است:
«ِفَأَعْطِ مَا أَعْطَیْتَ هَنِیئاً وَ امْنَعْ فِی إِجْمَالٍ وَ إِعْذَارٍ...». (نامه 53)
آنچه مى بخشى، چنان بخش که بر تو گوارا افتد (با خوشرویی ببخش)، و آنچه باز مى دارى، با مهربانى و پوزش خواهى همراه باشد.
- امیرمؤمنان (علیه السلام) خدمتگزارى به مردمان را چنان ارج مى نهد که از کارگزاران خود مى خواهد اینگونه رفتار نمایند؛ و اگر
خدمتگزارى به عنوان اصلى اساسى در مناسبات ادارى حاکم باشد، نه تنها
رفتارها و عملکردها در جهت مطلوب متحول خواهد شد، که سختیهاى کار و
مسئولیت، و تحمل ناگواری هاى حاصل از رفتار نامناسب مردمان آسان خواهد شد، و
نظام ادارى در نظر مردمان ارجمند خواهد شد. امام على (علیه السلام) در حکمتى گرانقدر فرموده است:
«لَا
یُزَهِّدَنَّکَ فِی الْمَعْرُوفِ مَنْ لَا یَشْکُرُهُ لَکَ فَقَدْ
یَشْکُرُکَ عَلَیْهِ مَنْ لَا یَسْتَمْتِعُ بِشَیْءٍ مِنْهُ وَ قَدْ
تُدْرِکُ مِنْ شُکْرِ الشَّاکِرِ أَکْثَرَ مِمَّا أَضَاعَ الْکَافِرُ، وَ
اللهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِین». (حکمت 204)
هرگز ناسپاسى
افراد، تو را از انجام دادن کار نیک بی رغبت نکند، که کسى نیز هست
(خداوند) که بى هیچ بهره یافتنى سپاست گوید، و چه بسا که از سپاس سپاسگذار،
بیش از ناسپاسى شخص ناسپاس بهره مند شوى، و خداوند نیکوکاران را دوست
دارد.
______________________________
منبع: ارباب امانت (اخلاق ادارى در نهج البلاغه)، مصطفى دلشاد تهرانى