| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
ترجمه:
هنگامى که عقل انسان کامل گردد، گفتارش کوتاه مى شود.
شرح:
انسان هر اندازه که عقل و شعورش بیشتر شود و به سوى کمال برود، به همان نسبت کمتر حرف می زند و در عوض بیشتر فکر مى کند.
کسانی
که زیاد حرف مى زنند و جلوى زبان خود را نمی گیرند، عقلشان کم و فکرشان
کوتاه است. به همین دلیل هنگام سخن گفتن درباره آنچه مى گویند فکر نمى کنند
و هر چه به زبانشان آید بدون فکر و اندیشه بیان مى کنند.
اما برعکس،
افراد عاقل تا زمانى که موضوعى را خوب بررسى نکرده اند و درباره خوب و بد
آن نیندیشیده اند، سخنى بر زبان نمى آورند. به همین دلیل شخص عاقل کمتر حرف
می زند، چون مقدارى از وقت خود را به فکر کردن درباره گفتارى که می خواهد
بر زبان آورد مى گذراند.
حضرت على علیه السلام در جمله دیگرى می
فرماید: زبان عاقل در پشت قلب او قرار دارد و قلب نادان پشت زبان او.(حکمت
40) یعنى: شخص عاقل عقل خود را پیش از زبانش به کار مى اندازد. در هر کارى
اول فکر مى کند، عقل و شعور خود را به کار مى گیرد و هنگامى که به درستى
سخن خود مطمئن شد، زبان به گفتار مى گشاید. در حالی که شخص نادان پیش از
آنکه فکر خود را به کار اندازد شروع به حرف زدن مى کند و چه بسا که با
سخنان بى معنى و حساب نشده اش هم خود و هم دیگران را بزحمت و ناراحتى دچار
مى سازد.
______________________
منبع: پندهاى کوتاه از نهج البلاغه، هیئت تحریریه بنیاد نهج البلاغه