| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
ابوبکر نقاش حکایت کرد از امام مسلمانان على مرتضى [علیه السلام] که
روزى جهودى مرا گفت: در کتابِ شما آیتى است بر من مشکل شده، اگر کسى آن را
تفسیر کند تا اشکالِ من حل شود، من مسلمان شوم. امام گفت: آن چه آیت است؟
گفت: «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ»«1»؛
مگر نه شما می گویید که به راهِ راستیم و دین روشن؟ اگر چنین است و بر شک
نه اید در دین خویش، چرا می خواهید و آنچه دارید چرا می جویید؟ (اگر بر
طریق هدایت هستید پس چرا هدایت را طلب می کنید؟)
امام گفت: قومى از
پیامبران و دوستان خدا پیش از ما به بهشت رفتند و به سعادت ابد رسیدند. ما
از الله می خواهیم تا آن راه که به ایشان نموده، به ما نماید و آن طاعت که
ایشان را بر آن داشت تا به بهشت رسیدند، ما را بر آن دارد تا ما نیز بر
ایشان در رسیم و در بهشت شویم.
گفت آن اشکالِ وى حل شد و مرد مسلمان گشت.«2»
******************
على مرتضى، ابن عمّ مصطفى، شوهر خاتون قیامت فاطمه زهرا که خلافت را
حارسى بود و اولیا را صدر و بدر بود،... رقیب عصمت و نبوت بود، عنصر علم و
حکمت بود، اخلاص و صدق و یقین و توکل و تقوى و ورع، شعار و دثار وى بود،
حیدر کرّار بود، صاحب ذوالفقار بود، سید مهاجر و انصار بود.
روز خیبر مصطفى [صلی الله علیه وآله] گفت:
لأعطیَّنَ هذه الرَّایَةَ غَداً رَجُلًا یَفْتَحُ اللهُ علی یَدَیْهِ، یُحِبُّ اللهَ ورَسولَهُ، ویحبُّهُ اللهُ و رَسولُهُ.
فردا این رایت نصرتِ اسلام به دست مردى دهم که خدا و رسول را دوست دارد و خدا و رسول او را دوست دارند.
همه شب، صحابه در این اندیشه بودند که فردا عَلَمِ اسلام و رایت نصرت «لا اله الّا الله» به کدام صدّیق خواهد سپرد.
دیگر روز مصطفى [صلی الله علیه وآله] گفت: أینَ على بن ابى طالب؟ گفتند: یا رسول الله! هو یَشتَکى عَیْنَیْهِ. چشمش به درد است.
گفت:
او را بیاورید. بیاوردند. زبانِ مبارکِ خویش به چشم او بیرون آورد، شفا
یافت و نورى نو در بینایى وى حاصل شد و رایتِ نصرت به وى داد.«3»
*******************
ابن عباس گفت: شبى از شبها على [علیه السلام] مرا گفت: چون نماز خفتن گزارده باشى، نزدیک من حاضر شو تا تو را فایده اى دهم، گفتا:
وَکَانَت لَیْلَةً مُقْمِرَةً.«4»
على [علیه السلام] گفت:
مَا تفسیر الألفِ مِنَ الحَمدِ؟«5»
گفتم:
تو بدانى اى على! پس در سخن آمد و یک ساعت از ساعات شب در تفسیر الف
«الحمد» سخن گفت... یک ساعت دیگر در تفسیر حرف لام سخن گفت. پس در حاء
همچنان و در میم همچنان و در دال همچنان. چون از تفسیر این حروف فارغ گشت،
برق عمود الفجر صبح صادق، از مشرق سر بر می زد.
از اینجا گفت على [علیه السلام]:
لَو شئْتُ لَأَوْقَرتُ سَبْعینَ بَصراً، مِن تفسیرِ سوُرَةِ الفَاتِحَةِ.«6»
ابن عباس گفت: علم خود در جنب علم على [علیه السلام] چنان دیدم: «کَالغَدِیْرِ الصَّغِیر فِى البَحْرِ»«7».«8»
___________________________
پی نوشت:
(1)- «ما را به راه راست راهنمائى کن»، فاتحه (1): 6.
(2)- کشف الأسرار، ابوالفضل میبدى: 1/ 18.
(3)- کشف الأسرار، ابوالفضل میبدى: 3/ 151، 150.
(4)- شبى مهتابی بود.
(5)- تفسیر الف «الحمد» چیست؟
(6)- اگر می خواستم هفتاد شتر را از تفسیر سوره حمد بار می کردم.
(7)- مانند آبگیرى کوچک در برابر دریا.
(8)- کشف الأسرار، ابوالفضل میبدى: 10/ 686.
منبع: اهل بیت علیهم السلام عرشیان فرش نشین، شیخ حسین انصاریان