| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
محدّثین و مورّخین در کتاب هاى مختلفى آورده اند:
پس
از رحلت حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله ، یاران حضرت امیرالمؤ منین علىّ
علیه السلام نزد زید بن ارقم که یکى از اصحاب رسول خدا صلوات اللّه علیه
بود و در جریان غدیر خم نیز حضور داشت آمدند و از او گواهى خواستند؛ ولى
چون او از طرف حکومت براى خود احتمال خطر مى داد از بیان حقیقت و جریان
غدیر خوددارى کرد.
بعد از گذشت مدّتى ، همین شخص مریض شد و در بستر
بیمارى افتاد، وقتى امیرالمؤ منین علىّ علیه السلام شنید که زید بن اءرقم
مریض حال است به عیادت و دیدار او آمد.
همین که زید بن ارقم چشمش به
جمال نورانى حضرت افتاد، گفت : مرحبا به امیر مؤ منان ، که از من عیادت مى
نماید، با این که وى ما را قبول ندارد و از ما دلگیر و آزرده خاطر مى باشد.
امام علىّ علیه السلام فرمود:اى
زید! آن ناراحتى که براى ما به وجود آوردى هرگز مانع آن نمى شود که ما شرط
انسانیّت و حقّ دوستى را فراموش نموده ؛ و تو را در حال بیمارى عیادت
نکنیم .
و پس از آن افزود:
هرکس مریضى را براى رضاى خداوند عیادت کند، تا هنگامى که در کنار مریض نشسته باشد، در سایه رحمت و لطف الهى خداوند قرار خواهد داشت .و چون بخواهد برخیزد که از نزد مریض بیرون رود، خداوند متعال هفتاد هزار ملک را ماءمور مى نماید تا براى او درود و تحیّت فرستند؛ و مشمول رحمت الهى قرار مى گیرد.
سپس افزود:اى زید! من دوست داشتم که چنین فضیلتى شامل حالم گردد؛ و به همین جهت از تو عیادت کردم .(1)
پی نوشت:
1-مستدرک الوسائل : ج 2، ح 3، دعائم الا سلام : ج 1، ص 218، بحار الا نوار: ج 81، ص 228، ح 41.