| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
حارث همدان ، که یکى ازاصحاب باوفاى امیرالمؤ منین علىّ علیه السلام است ، گوید:
روزى
به همراه آن حضرت در بیرون یکى از محلّه هاى شهر کوفه قدم مى زدیم که
ناگهان شیرى درّنده از دور نمایان شد و جلو آمد، پس ما راه را براى حرکت
آن شیر باز کردیم .
وقتى آن شیر نزدیک ما رسید، خود را در مقابل حضرت
امیر علیه السلام خاضعانه روى زمین انداخت ، در این هنگام حضرت علىّ علیه
السلام خطاب به شیر کرد و فرمود: برگرد، حقّ
ورود به شهر کوفه را ندارى ، همچنین پیام مرا به دیگر حیوانات درّنده نیز
مى رسانى که آنان هم حقّ ورود به این شهر را ندارند؛ و چنانچه بر خلاف
دستور من عمل نمائید، خودم در بین شما حکم خواهم کرد.
حارث همدانى گوید: تا زمانى که امام علىّ بن ابى طالب علیه السلام زنده بود، هیچ درّنده اى نزدیک شهر کوفه نمى آمد.
موقعى
که حضرت به شهادت رسید، زیاد بن اءبیه ، استاندار کوفه شد؛ و در آن موقع
درّندگان از هر سو وارد کوفه و باغستان هاى آن شهر مى شدند و ضمن این که
خسارت وارد مى کردند، به مردم هم ، نیز حمله مى کردند.(1))
پی نوشت:
1-شجره طوبى : ص 33، مجلس 12، هدایة الکبرى : ص 152، ص 2.