| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
در روایات متعدّدى وارد شده است:
روزى دو نفر مسافر جهت خوردن غذا و استراحت در محلّى فرود آمدند، یکى از آن دو نفر سه قرص نان و دیگرى پنج قرص نان همراه خود داشت.
در
این بین شخص ثالثى نیز از راه رسید؛ و پس از سلام و احوالپرسى ، کنار آن
ها نشست و هر سه نفر مشغول خوردن غذا شدند و آن هشت نان را، بطور مساوى
خوردند تا سیر گشتند.
شخص ثالث موقع خداحافظى مقدار هشت درهم در مقابل آنچه خورده بود، به آن ها داد و رفت .
و
بین آن دو نفر صاحب نان ها نزاع در گرفت ؛ و صاحب پنج قرص نان گفت : از
این مقدار پول ، پنج درهم آن براى من است و سه درهم باقى مانده براى تو مى
باشد که سه نان داشته اى ، ولى او نپذیرفت ؛ و چون به توافق نرسیدند، جهت
حلّ اختلاف محضر مبارک امام علىّ علیه السلام شرفیاب شدند.
وقتى موضوع را مطرح کردند، حضرت به صاحب سه نان فرمود: اى مرد! رفیق تو انصاف را رعایت کرده است و بهتر است که به همان مقدار راضى باشى .
او در پاسخ گفت : قبول ندارم مگر آن که پول ها به عدالت در بین ما تقسیم شود.
امیرالمؤ منین علىّ علیه السلام اظهار نمود:
من اگر بخواهم پول ها را به عدالت تقسیم کنم به ضرر تو مى باشد، چون حقیقت
عدالت ، آن است که یک درهم حقّ و سهم تو خواهد بود؛ و هفت درهم دیگر سهم
صاحب پنج نان مى باشد.
آن شخص اعتراض کرد و گفت : یا
امیرالمؤ منین ! او حاضر بود که سه درهم به من بدهد، ولى من نپذیرفتم ،
اکنون شما مى فرمائید که تنها یک درهم سهم من مى باشد؟!
سپس افزود: یا امیرالمؤ منین ! تقاضا دارم برایم توضیح دهید.
امام علیه السلام فرمود: شما
روى هم ، هشت عدد نان داشته اید، که سه نفر با هم خورده اید؛ و مجموع سهام
، 24 سهم مى شود که 15 سهم حقّ صاحب پنج نان است ؛ و 9 سهم حقّ تو خواهد
شد.
و صاحب پنج نان 13 از پانزده
سهم خود را خورده است ، بنابر این هفت سهم یعنى 7 درهم طلب دارد؛ و تو هم
13 یعنى 8 سهم از 9 سهم خود را خورده اى و یک درهم طلب دارى .
او هم راضى شد و قبول کرد، که یک درهم حقّ اوست .(1)
پی نوشت:
1-اعیان الشّیعة : ج 1، ص 343.