| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
باد بهار پرده ز روى چمن گرفت
سرمایه شباب، جهان کهن گرفت
بستان پرند سبز بهارى به بر کشید
صحرا قباى زرد خزانى ز بر گرفت
بلبل به روش شاخه گل آشیان نهاد
قُمرى سراغ سرو و گل و یاسمن گرفت
نرگس گرفت جام مُل از شاخ ارغوان
نسرین به بوسه کامِ دل از نسترن گرفت
دیگر مزن ز مشک ختن دم که صبحدم
بوى گل بنفشه ز چین تاختن گرفت
بستان ز سبزه رونق باغ بهشت یافت
صحرا ز لاله رنگ عقیق یمن گرفت
برچید آشیان ز چمن زاغ تیره بخت
بلبل به باغ آمد و جاى زغن گرفت
تا مشک تر ز باغ برد ارمغان، نسیم
سنبل گره ز زلف شکن در شکن گرفت
پوشید سبزه دامن صحرا و باغ و راغ
گلهاى سرخ ساحت دشت و دمن گرفت
دوزنده بهار ز دیبا و پرنیان
اندازه بهر قامت گل پیرهن گرفت
باغ از شکوفههاى درختان چو آسمان
آرایش از کواکب و عِقْد پَرن گرفت
باغ این همه طراوت و این لطف و خرّمى
از مقدم ولىّ خدا (بو الحسن) گرفت
در سیزده چو ماه شب چارده دمید
چون قرص آفتاب زمین و زمن گرفت
روشن شد از جمال على خانه خدا
گیتى به نور چهره پرتو فکن گرفت
تا برگرفت پرده ز رخ ماه انجمن
پرتو ز آفتاب رخش انجمن گرفت
گلهاى بوستان على رنگ سرخ و سبز
از صلح و کارزار حسین و حسن گرفت
شاهى که بهر راحتى بندگان حق
خواب و خوراک و راحتى از خویشتن گرفت
تا مژده عنایت او گوش جان شنید
دل در پناهِ شاه ولایت وطن گرفت
جانها فداى خاک حریمش که از صفا
فردوس او سَبَق ز بهشت عَدَن گرفت
هر خسته دل که جبهه بر آن خاک پاک سود
از دل غبار حسرت و رنج و محن گرفت
تعلیم زهد و بندگى از مکتب على
سلمان پارسى و اویس قرن گرفت
دست خدا گرفت جهان را چو در غدیر
بازوى مرتضى، نبىّ مؤتمَن گرفت
گوهر فشاند جاى سخن خامه چون (رسا)
بهر ثناى خسرو شیرین سخن گرفت
شاعر:قاسم رسا
منبع:دیوان دکتر قاسم رسا، ملک الشعراى آستان قدس، کتابفروشى باستان، مشهد.
مناقب علوى در شعر فارسى، احمد احمدى بیرجندى،آستان قدس رضوى:مشهد،1379 ،صص112-113.