دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

شعر درباره شهادت امام علی علیه السلام (جان من فدای علی)

 ز شهر کوفه، به گوشم رسد صداى على

غریوِ گریه و آواى ناله ‏هاى على‏

سکوت غربت دلتنگ کوفه مى‏ داند

که چاه بود و شب و بانگ هاىْ‏هاى على

رسول گفت: پس از من بسوز و لب مگشا

 بدین نشانه، گلوگیر شد صداى على‏

به عشق، جان پیمبر به سوى مرگ شتافت

به ببین چه مایه صفا بود در وفاى على!

به نام دین خدا بس که حیله ورزیدند

زمانه همچو قفسْ تنگ شد براى على‏

ز پیروان دروغین بسا به ناله نشست  

وَلاى مردمِ صد رنگ شد، بلاى على!

گروهِ مردمِ تقوى فروشِ نفْسْ پرست

گره زدند به دست گرهْ‏گشاى على‏

ز راه خدعه، چو قرآن به نیزه‏ها کردند

دگر نداد کسى تن به اقتداى على‏

همان کسان که على را به خانه بنشاندند

به گریه ‏ها به نشستند در عزاى على‏

نگر به پستى دنیا، که چون معاویه ‏یى

لب پلید گشاید به ناسزاى على!

برو به کوفه و با گوش دل به ظلمت شب

ز چاهها بشنو بانگ رَبّناى على‏

ز خطبه ‏هاى على، دل به لرزه مى ‏افتد

بلیغ‏تر ز على کیست جز خداى على؟

گل مدینه و فرزند مکه را کشتند

مگر چه بود به جز عدل، مدَّعاى على؟

شبى که قاتل خود را گرسنه مى‏ پنداشت

نخواست شیر بنوشد، ببین حیاى على!

اگر که حال مناجات نیمهْ شب دارى  

به نالهْ لب به‏گشا همره دعاى على‏

به جانْفدایىِ او، زنده شد شریعت حق  

ز فقر خود خجلم، جان من فداى على!

به ادّعا نتوان شیعه بود، شیعه کسى‏ست

که پاى خود بگذارد به جاى پاى على‏

شاعر:مهدى سهیلى

منبع:گنجینه نور- مدائح و مراثى خمسه طیبه‏،محمد على مجاهدى( پروانه)،صص347-348

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.