این موج مدِّ کیست که تا ماه می رود؟
دریاى درد کیست که در چاه می رود؟
این سان که چرخ میگذرد بر مدار شوم
بیم خسوف و تیرگى ماه می رود
گویى که چرخ بوى خطر را شنیده است
یک لحظه مکث کرده، به اکراه می رود
آبستن عزاى عظیمی ست کاین چنین
آسیمهْ سر، نسیم سحرگاه می رود
مرغان نوحهْخوان سحر را چه شیون ىست
وقتى که او به جانب درگاه می رود؟
امشب فرو فتاده مگر ماه از آسمان؟
یاد آفتاب، روى زمین راه می رود؟!
در کوچه هاى کوفه صداى عبور کیست؟
گویا دلى به مقصد دلخواه می رود
دارد سر شکافتن فرق آفتاب
آن سایه یى که در دل شب، راه می رود
شاعر:قیصر امین پور
منبع:گنجینه نور- مدائح و مراثى خمسه طیبه،محمد على مجاهدى( پروانه)،صص332-333