ناله کن اى دل! به عزاى على
گریه کن اى دیده! براى على
کعبه ز کف داده چو مولود خویش
گشته سیه پوش عزای علی
عمرِ على، عمره مقبوله بود
هر قدمش سعى و صفاى على
دیده زمزم که پر از اشک شد
یاد کند زمزمه هاى على
تیغ شهادت سر او شکافت
کوفه بود، کوه مناى على
عالم امکان شده پر غلغله
چون شده خاموش صداى على
نیست هماغوش صبا بعد ازین
پیک ظفرْبخش لواى على
منبر و محراب کشد انتظار
تا که زند بوسه به پاى على
ماه، دگر در دل شب نشنَود
صوت مناجات و دعاى على
آه که محروم شد امشب دگر
چشم یتیمان ز لقاى على
مانده تهى، سفره بیچارگان
منتظر نان و غذاى على
واى! امیرِ دو سرا کشته شد
خانه غم گشته سراى على
خواهى اگر ملک دو عالم (حسان)!
از دل و جان باش گداى على
شاعر:حبیب چایچیان (حسان))
منبع:گنجینه نور- مدائح و مراثى خمسه طیبه،محمد على مجاهدى( پروانه)،صص338-337