دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

شعر نهج البلاغه منظوم: رزق و مال دنیا

 پس از حمد یزدان سلام و درود

به پیغمبر آن خداى ودود

مقدّر بود آنچه بر آدمى‏

چو باران بریزد نباشد غمى‏

 رسد سهم هر کس چه کم یا زیاد

کسى بى تنعم ز نعمت میاد

اگر شد کسى را زیادت ز مال‏

فزونى شد او را ز اهل و عیال‏

نباید که آید حسادت پدید

نباید رهى سوى فتنه کشید

که مرد مسلمان چو ناید بدست

‏نشانى که آن دم نگردیده پست‏

رذالت نگردد از او آشکار

بود همچنان شأن او برقرار

به هر جا بود قابل احترام‏

به راه شرافت ورا باد گام‏

رذایل هم او را بدارند دوست

که خلقى بدینسان روا و نکوست

بود او همانند مال باخته‏

که مرکب به قصدى چنین تاخته‏

به زودى ورا سودى عاید شود

به فورى چنین حاصلى بدرود

مسلمان کند از خیانت حذر

  بدینسان نیفتد براه خطر

ورا انتظارى بود این چنین

که با فتح و پیروزى آید قرین‏

ز سوى خدا باشدش این امید

دو پیروزى آید همو را پدید

یکى مرگ باشد به امر خداى

بفرمان آن حىّ پاکیزه راى‏

بدینسان شود سهم وى با دوام‏

ز سوى خدا مى‏شود مستدام‏

دگر این که رزق‏اش بیاید بدست

در این ره نبیند نشان از شکست‏

  شود دین وى حفظ و شأنش بجا

بماند نپوید رهى پر خطا

بود مال و اولاد هر آدمى

متاعى به عالم که باشد دمى‏

متاعى به عقبا بود کار نیک‏

پسندیده رفتار و کردار نیک‏

بود ممکن این دو خداى بزرگ 

خداوند روزى رسان و سترگ‏

به یکجا به عالم به فردى دهد

ورا از غم و غصه‏ها وارهد

ز فرمان یزدان نپیچد سر 

که باشد یقینا پى آن خطر

بترسید از او چون که عذر شما

نگردد پذیرفته پیش خدا

 به دور از ریا کار خود کن تمام  

که باشد خدا را بدینسان مرام

نه خود واگذارد هر آن کس که هست‏

  به سوى ریا پاى وى یا که دست‏

  کند یا که او را به آن واگذار

که از بهر داده انجام کار

  مقام شهیدان و شأن رسول‏

طلب مى‏کنیم شاید آید قبول‏

کسى را بود گر چه مال و منال

نباید که آسوده دارد خیال‏

  به خویشان خود باشد او را نیاز 

بباید کند دست خود را دراز

بگیرد کمک او پى دفع شر

چو پیش آید او را به وقت خطر

   که خویشان وى بهترین دسته‏اند

  به راهى بدینگونه دل بسته‏اند

  به بیمارى او را مددها کنند

  همى درد وى را مداوا کنند

بود نام نیکو چنان ثروتى

که ارزنده نبود چو آن نعمتى‏

از آن ثروتى کو بماند بجاى‏

بماند بدانگونه اندر سراى‏

ز خویشان نباید که دورى کنند

  در این ره نباید قصورى کنید

  خصوصا که باشد ندار و فقیر

نباشد خدا را چنین دلپذیر

ز راه کمک یا که انفاق خویش  

گرفته ره و رسم احسان به پیش

کسى کو نباشد بدینسان به راه‏

به کوتاهى دستش آید گواه‏

ز خود مى‏زند دست دیگر کنار 

حمایت نیاید دگر زو به کار

کسى کو که خویشان وى خوشزبان‏

همى خوش روال و همى خوش بیان‏

بباشند و این گونه باشد روش

تداوم بیابد بدینسان منش


منبع: نهج البلاغه منظوم،محمد حسین سلطانی،موسسه انتشارات به آفرین:1379،صص66-68.

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.