پس از بیعت با ابوبکر در سقیفه، کسانی که با او بیعت کرده بودند وی را، چون دامادی که به حجله می برند، شادی کنان به مسجد پیامبر بردند. چون ابوبکر و پیروانش وارد مسجد شدند کار خلافت تثبیت شد[1] .مسجد پیامبر دارالحکومه بود؛ محل بستنِ عَلَم، اعزام لشکر، دیدارهای رسمی پیامبر و رسیدگی به اختلافات مسلمانان بود. در واقع همه کارهای جامعه مسلمانان آن روز در مسجد النّبی انجام می شد. منبر پیامبر نیز حکم رادیو و تلویزیون امروز را داشت. کودتا گران، در آغاز هر انقلاب، کوشش می کنند که رادیو و تلویزیون و دارالحکومه را تصرّف کنند. این سه را تصرف کنند دولت را تصرف کرده اند.
در روز سه شنبه، فردای روزی که در سقیفه بنی ساعده با ابوبکر بیعت به عمل آمد، کودتاچیان ابوبکر را آوردند وتا بر منبر رسول خدا(ص) نشست. عمر، پیش از آن که او سخنی بگوید، برخاست و پس از حمد خداوند گفت: که سخن دیروزش انکار وفات رسول خدا(ص) - نه برا اساس کتاب خدا و نه دستوری از پیامبر(ص) بوده است؛ بلکه او چنان می پنداشته که پیامبر شخصاًبه تدبیر کارها خواهد پرداخت و حضرتش آخرین کسی است که از جهان می رود![2] و در پایان سخن گفت: خداوند کتاب خود را، که دستمایه هدایت و راهنمایی پیامبرش نیز بوده، در میان شما نهاده است. اگر به آن چنگ بزنید، خداوند شما را هم به همان راه که پیامبرش را هدایت فرمود راهنمایی خواهد کرد. اکنون، خداوند شما را بر زمامداریِ بهترینتان، که یار و همدمِ غار رسول خدا(ص) بود، همرأی و هماهنگ کرده است. پس برخیزید و با او بیعت کنید[3] .
بدین ترتیب، عمومِ مردم، پس از بیعت بعضی از افراد در سقیفه، با ابوبکر بیعت کردند.در صحیح بخاری آمده است:
پس از آن که گروهی در سقیفه بنی ساعده با ابوبکر بیعت کردند، بیعت عمومی با او، بر فراز منبر پیامبر خدا، به عمل آمد[4] . انس بن مالک می گوید: من در آن روز به گوش خود شنیدم که عمر، پی درپی به ابوبکر می کفت که بر منبر بالا رود، تا این که سرانجام ابوبکر بر فراز منبر نشست و حاضران همه با او بیعت کردند.آن گاه ابوبکر خطبه ای خواند و گفت:ای مردم، من از شما بهتر نیستم و زمام حکومت بر شما را به دست گرفتم. پس، اگر رفتارم را خوب و کارم را شایسته یافتید مرا یاری دهید و اگر بدی کردم و دچار لغزش و خطا شدم، مرا به راه آورید...اینک برخیزید و نمازتان را بخوانید که خدایتان رحمت کند[5] .
پس از آن، به امامت او، نماز جماعت گزاردند و سپس به خانه های خویش بازگشتند. (مردم مدینه از روز دوشنبه تا شامگاه روز سه شنبه، از کفن و دفن پیامبر خود بی خبر بودند!) در این مدّت، نخست به سخنرانی های ایراد شده در سقیفه بنی ساعده و بعد بیعت گرفتن برای ابوبکر در کوچه های مدینه و سپس بیعت عمومی با او در مسجد النّبی و آن گاه به سخنان عمر بن خطّاب و ابوبکر سرگرم بودند، تا که سرانجام ابوبکر به امامت نماز جماعت با ایشان برخاست.
[1] طبقات ابن سعد،2: 263؛ کنزالعمّال،2: 262 - 263 و7: 178 -
179؛ وَقْعَه صِفّین، نصر بن مزاحم، تحقیق و شرح عبد السَّلام محمّد
هارون، ص 224، چاپ دوم، قم.
[2] عبداللّه بن سبا،1: 121، به نقل از طبری و بسیاری مدارک دیگر.
[3] همان منبع.
[4] صحیح بخاری، کتاب البیعه، 4: 165.
[5] ظاهراً نماز ظهر بوده است. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، 1: 134 و صفوه الصفوه، 1: 98.
منبع: کتاب سقیفه علامه عسکری