فرمت : WORD تعداد صفحه : 207
علم ژنتیک در اواخر قرن نوزدهم با آزمایشات مندل در نخودفرنگی شروع گردید. با اینکه پیشرفت آن در اوائل کند بود، ولی در اوائل قرن بیستم، جایگاه مهم خود را پیدا کرد. آزمایشات متعددی که در این قرن ابتدا در مگس سرکه و ذرت و سپس در میکروارگانیسمها انجام گرفت، طیف این دانش را بحدی وسیع نمود که امروزه در بیشتر شاخههای علوم از سطح مولکولی گرفته تا محاسبات پیچیده ریاضی مورد بررسی قرار میگیرد. با کمک مهندسی ژنتیک انتقال صفات بین گونهها و جنسها امکانپذیر شده و این شاخه جدید ژنتیک گرهگشای بسیاری از مسائل پزشکی و کشاورزی گردیده است. مربوط به منبع شماره 1
مقدمه
دلربا و فریبنده، تسخیر کننده و سحرآمیز،گوناگون و متنوع، پیچیده و مبهم، اما زیباست، اشکال مختلف حیات، در روی کره خاکی ما.
به همان دلربایی و فریبندگی، به همان تسخیرکنندگی و سحرآمیزی، به همان گوناگونی و تنوع،به همان پیچیدگی و ابهام و نیز به همان زیبایی است، علم ژنتیک.
هیچ یک از رشتههای مختلف علوم، برای فهم و درک موجودات زنده، اساسی تر از علم ژنتیک نیست و لذا برای من و شما جویندگان دانش ژن (واحدی که ساختمان و اعمال تمام اورگانیسمهای زنده را تعیین میکند و ما نیز محصول اعمال ژنهایمان هستیم)، یکی از پرجاذبهترین جنبههای علمآموزی، آموختن پتانسیل همین ژنهاست، در کمکی که میتوانند به ما برای بهترفهمیدن خودمان بکند. از ص41 منبع شماره 2
بخش اول
تاریخچه ژنتیک
علم ژنتیک علم انتقال اطلاعات بیولوژیکی از یک سلول به سلول دیگر، از والد به نوزاد و بنابراین از یک نسل به نسل بعد است. ژنتیک با چگونگی این انتقالات که مبنای اختلافات و تشابهات موجود در ارگانیسمهاست، سرو کار دارد. علم ژنتیک در مورد سرشت فیزیکی و شیمیایی این اطلاعات نیز صحبت میکند. مبنای گوناگونی ژنتیکی چیست؟ چگونه گوناگونی در جمعیت توزیع میگردد؟ البته تمام اختلافات ظاهری موجودات زنده توارثی نیست، عوامل محیطی و رشدی موجود نیز مهم بوده و بنابراین برای دانشمندان ژنتیک اهمیت دارد.
مدتها قبل از اینکه انسان در مورد مکانیسم ژنتیکی فکر کند، این مکانیسم در طبیعت به صورت موثری عمل کرده، جوامل گوناگونی از حیوانات و جانوران به وجود آمدند که تفاوتهای موجود در آنها در اثر همین مکانیزم به وجود میآمد. تغییراتی که در اثر مکانیزم ژنتیکی و در طی دوران متمادی در یک جامعه موجود زنده تثبیت شده تکامل نامیده میشود.
تغییرات وسیعی نیز در اثر دخالت بشر در مکانیسم ژنها بوجود آمده که برای او مفید بوده است، جانوران و گیاهان وحشی اهلی شدهاند، با انتخاب مصنوعی موجودات اهلی بهتر از انواع وحشی در خدمت به بشر واقع شدهاند. بهبود کمی و کیفی شیر، تخممرغ، گوشت، پشم، ذرت، گندم، برنج و بسیاری از منابع دیگر غذایی در اثر همین دخالت بوده است.
درسال 1902 گارود (Garrod) و گالتون (Galton) که بنیانگذاران ژنتیک پزشکی نام گرفتهاند، با بررسی الکاپتون اوری، اولین نمونه توراث مندلی در انسان را گزارش کردند. گارود در گزارش خود با تشکر از همکاریهای بیتسن (Bateson) زیستشناس نتیجه ازدواجهای فامیلی را در بوجود آمدن به اصطلاح خطاهای متابولیسم مادرزادی تاکید کرده بود. این اولین نتیجه روش همکاری تحقیقی بین علوم پزشکی و غیرپزشکی بود که تا به حال ادامه پیدا کرده و حاصل آن نیز پیشرفت سریع این علم میباشد.
در اواخر دهه پنجاه قرن بیستم، مطالعه علمی کروموزومهای انسان مقدور گشت و نقش نقایص کروموزومی در عقبافتادگیهای رشدی و ذهنی، عقیمی و دیگر عوارض روشن شد. جدیداً تعیین نقشه کروموزومی ژنها انسان بر روی کروموزومها مشخص شده است.
توسعه و کاربرد علم ژنتیک نتایج سودمندی برای پزشکی بالینی داشته است. امروزه تخمین زده میشود که حداقل یک سوم نوزادان موجود دربیمارستانها از بیماریهای ارثی رنج میبرند. ژنتیک پزشکی در قسمتهای دیگر مانند تشخیص نقایص ژنتیکی قبل از تولد نوزاد نیز پیشرفت کرده است.
دانشمندان زیادی در علم ژنتیک بطور مستقیم و غیرمستقیم دخالت داشته اند. در زیر درمورد معدودی از انها و کارآنها بطور خلاصه صحبت خواهد شد.
ویلیام هاروی (Wiliam Harvey ) در سال 1651 این نظریه را بیان داشت که تمام موجودات زنده، منجمله انسان، از تخم به وجود میآیند و اسپرم فقط در فرآیند تولید مثل نقش دارد. او پزشک دربار چارلز اول پادشاه انگلستان بود. بعداً پرفسور دانشگاه آکسفورد شد. زمانی که او پزشک پادشاه بود با تشریح یک گوزن ماده در شکارگاه پادشاه مخصوص او شد. بعد از تشریح گوزن مذکور و مشاهده یک جنین در رحم او علاقه به پدیده زندگی پیدا کرد و بتدریج 80 گونه مختلف از حیوانات را تشریح کرد.
به علت اینکه میکروسکوپ کشت نشده بود، او قادر به مشاهده تخمکهای پستانداران نبوده، ولی وجودشان را به صورت تئوریک محتمل دانست، موضوعی که بعد از سالها مسلم شد. هاروی همچنین تئوری اپیژنز (Epigenesis) را ارائه داد. طبق این تئوری، درمرحله رشد جنینی، ارگانها و ساختمانهای جدیدی از ماده زنده تمایز نیافته بوجود میآید.
ژان سوامردام (1637-1680 Jan Swammerdam)، اهل کشور آمستردام، با بکاربردن میکروسکوپ در سال 1679 مطالعات خود را در مورد رشد حشرات گزارش داد. او رشد را بطور ساده بزرگ شدن یک حیوان ریز ذرهبینی به حیوانی کامل میدانست. بعداً با بکار بردن ایده اخیر و اختلالات با تصورات خود تئوری جدیدی در مورد رشدی بنام تئوری پیشتکمیلی (Preformation) ارائه داد. طبق این تئوری تخم، اسپرم یا زیگوت حاوی موجود کامل روی هم تا شدهایست که در موقع رشد بازمیگردد. این تئوری درمقابل تئوری اپیژنز ارائه شد.
رودلف ژاکوب کامراریوس (1665-1721 Rudolf Jacob Camerarius)، پزشک آلمانی، در سال 1694 درمورد گردهافشانی و وجود ارگانهای تولید مثل درگیاهان گلدار گزارش خود را ارائه داد. او نشان داد که در گیاه ذرت، بذرها در صورتی بوجود میآیند که گرده بر روی مادگی پاشیده شود. بنابراین نتیجه گرفت که گرده عضو «نر» و مادگی عضو «ماده» بوده و ارتباط آنها را درقالب چند تئوری و در مورد آمیزش و لقاح توضیح داد.
با اینکه از نظر تئوری مطلبی اضافی بیان نداشت، ولی کار او آزمایشات دو رگهگیری را ممکن ساخت. او به عنوان اولین شخصی که گیاه دورگه را به صورت مصنوعی بوجود آورد، شناخته شده و گیاهی با آمیزش شاهدانه و رازک بوجود آورد.
جین باپتیست پییر آنتون (Jean Baptiste Pierre Antoine de Monet) که در تاریخ بیشتر به نام شوالیه دولامارک (Chevalier de Lamark) مشهور است (1819-1744) یک افسر اخراجی بود که در سن پنجاهسالگی استاد جانورشناسی در پاریس شد وعلیرغم فقدان آموزش علمی مناسب برای دراز مدتی، مشهوریت بدست آورد. در سال 1809 ادعا کرد که گونهها میتوانند تدریجاً با تکمیل و تحکیم خصوصیات سازگاری به گونههای جدیدی تبدیل شده و این خصوصیات اکتساب شده (Acquired Characters) به نوزادان منتقل گردد. این تئوری غالباً لامارکیسم (Lamarkism) نامیده میشود. او اهمیت سلول را درمورد موجودات زنده مورد تاکید قرار داد.
فرمت : WORD تعداد صفحه : 102
نظرات اولیه درموردشکل گیری فلات ایران مبتنی برشکل ظاهری زمین بود که آن را بخشی ازکمربند کوهزایی آلپی به صورت دورشته کوه چین خورده درحاشیه ویک توده میانی سخت مابین آنها تفسیرمی کرد.اما باتهیه اولین نقشه تکتونیک ایران که گزارش آن توسط اشتوکلین صورت گرفت معلوم شد که سرزمین ایران ازقطعات مختلفی تشکیل شده که درطول زمان تکامل جداگانه داشته اند.
قدیمیترین حرکات شناخته نشده مربوط به کوهزایی اواخرپرکامبرین می باشد که درپی آن ایران به صورت یک پلاتفرم متشکل ازچندقطعه به صورت هورست وگرابن درآمده است،باشروع حرکات آلپی درتریاس تحولات چشمگیری شروع می شود.بلاخره درکرتاسه باریکه های اقیانوسی یا ریفتهایی که سنگهای الترا بازیک ورخساره های عمیق درآنها شکل گرفته بود بسته شده وقطعات جدا ازهم به همدیگر جوش می خورند.
وحوضه های رسوب گذاری زاگرس وکپه داغ تثبیت می شوند.درشروع دوران دوم با فازلارامی ارتفاعات شمالی البرزشکل گرفته ویک حوضه داخلی بوجودمی آید.درائوسن یک فعالیت شدیدآتشفشانی درایران مرکزی به ویژه درحاشیه آن درجریان بوده وبا حرکات اواخرمیوسن حوضه های داخلی امروزی شکل می گیرد.
همزمان بااین تحولات زاگرس وکپه داغ نیزشروع به چین خوردن کرده است.این حرکات درپلیوسن هم ادامه داشته که به تشکیل کنگلومرای ضخیم درزاگرس ونقاط دیگرشده است.حرکات شدیداواخرپلیوسن واوایل کواترنرچین خوردن وبالا آمدن زمینهای فلات ایران راتکمیل کرده است.
(جداری عیوضی، 1383 ص61-62))
کمربند البرز-بینالود:
این کمربندازسه رشته کوه تالش،البرز،بینالودساخته شده که ازآستاراتادره هریررودامتدادمی یابد.
ازنظرساختمان زمین شناسی این سه رشته کوه به روشنی ازهم تفکیک نشده ودربیشترتقسیمات ساختمانی هرسه یکجا به عنوان زون البرزموردبحث قرارگرفته است.دربعضی تقسیمات حتی تمام زمینهایی که درشمال گسل تبریزقرارداردجزءاین زون محسوب شده است.(نبوی 1355).
ارتفاعات جنوبی چاله مشهد(چاله کشف رود)راتحت عنوان زون بینالودازالبرز جداکرده وآن راازنظرویژگیهای زمین شناسی یک زون حدوسط بین البرز وایران مرکزی نام برده است.
(جداری عیوضی ..1383.ص51)
زمین شناسی زون بینالود:
این زون بخشی ازالبرزراشامل می شودکه ازنظرزمین شناسی اختصاصات ویژه ای دارد. واحد زمین شناسی بینالود را زون تدریجی بین ایران مرکزی والبرزدرنظرمی گیرند.زیرارسوبات ورخساره های پالئوزوئیک این زون شبیه البرزاست.
زون مزبور،طی دونین پسین –کربونیفرباالبرزغربی ومرکزی ودرپرمین باسایرقسمتهای ایران ازنظرحوضه رسوبی وضع تقریبا مشابه ای داشته ودرارتباط بوده است. مجموعه آذرین ودگرگونی این زون که بویژه درجنوب ومغرب مشهدبیرون زدگی داردشامل سه فازناحیه ای ودومرحله گرانیت زائی است ودرآنها توده های اولترابازیک نیزوجوددارد.درموردسن این مجموعه های دگرگونی وآذرین اتفاق نظروجودندارد،برخی آن رابه پرکامبرین وبعضی به ژوراسیک نسبت می دهند.ولی شواهدزمین شناسی وتعیین سن مطلق نشان داده است که فازهای دگرگونی وگرانیت زائی اولیه آن به فازکوهزایی هرسی نین وبعدها درتریاس میانی نیزمجموعا تحت تاثیردگرگونی های سیمرین پیشین قرارگرفته است.بولن (1988) ادامه قسمتی ازعملکردکوهزایی هرسی نین راکه تیان شان –پامیر-هندوکش به جنوب مشهد می رساند،نوع فرورانش پوسته (اقیانوسی پالئوتتیس)می داند. دراین زون رسوبات کامبرین فسیل داروجودداشته وطی سیلورین ودونین زیرین،دریای مشترکی شمال ایران وایران مرکزی فرامی گرفت.زیرارسوبات مشابه ای طی این مدت دربینالودوایران مرکزی برجاگذاشته شده است.ارتباط مزبورتاکربونیفرزیرین نیزوجودداشته است درحالی که درالبرزرابطه مزبوربه کلی قطع شد.این حرکات رابه حرکات خشکی زایی اواخردونین مربوط می دانند وکنگلومرای قاعده ای کربونیفرزیرین رادلیل این حرکات ذکرمی کنند.
رسوبات کربونیفرفوقانی دربینالود،شامل مجموعه ای ازماسه سنگ کوارتزیتی سیاه رنگ وشیل است.رسوبات تریاس البرزباایران مرکزی تفاوت داشته ولی بینالود هیچ نوع رسوبی درتریاس تشخیس داده نشده، تنها درمنطقه آق دربند(100 کیلومتری مشهد)رسوبات شیل وماسه سنگ همراه با لایه های آهکی آمونیت داروجودداردکه آن رابه تریاس میانی وفوقانی مربوط می دانند.
به عقیده لامر،ودیگران (1983)گسل سنگ بست شاندیزمجموعه دگرگونی پالئوزوئیک وتوده های نفوذی جنوب مشهد راازاسلیت ها وماسه سنگهای سازندشمشک ورسوبات جوان ترمجزامی کند.
باحرکات کوهزایی سیمرین پیشین وپس روی دریا محیط مناسبی برای رشدگیاهان دراین منطقه فراهم کرده است.
درزون بینالود،رسوبات ژوراسیک دربسیاری ازنقاط به طورهم شیب رسوبات پالئوزوئیک ومجموعه های دگرگونی رامی پوشاند ودرکنگلومرای قاعده ای آن می توان قطعات مختلف وفراوان دگرگونی وآذرین پالئوزوئیک راپیداکرد.
رسوبات لیاس نیزمشابه رسوبات شمشک البرزاست ودرآن گاهی لایه های ماسه سنگ بین لایه ای وجوددارد که حاوی فسیل های گیاهی زیاداست.
رسوبات آهکی دوره کرتاسه نیزمشابه البرزبوده ودرجنوب غربی قشلاق،گرانیت های مشهدرافرامی گیرد(درویش زاده،1370،251).
توده اصلی بینالودازسنگ گرانیت است که باساختمان باتولیت درمیان رسوبهای پا لئوزوئیک سربرآورده است.نفوذتوده باتولیت سبب به هم خوردن نظم چینها درمحل گردیده است.بااین حال لایه های رسوبی چین خورده منظم همچنان دراطراف مشاهده می شود.غیرازسنگ گرانیت،اسلیت،کوارتزیت،شیست،وسنگهای ماگمای اولترابازیک ازجمله سنگهایی هستندکه رشته بینالودراساخته اند،توده های اولترابازیک متعلق به پالئوزوئیک فوقانی است ووجودآنها نشانه ای ازبسته شدن اقیانوس تتیس قد یمی دراین محل است.دردامنه های شمالی بینالود شبکه هیدروگرافی نسبتا متراکم باعمق زیادگسترش یافته اند.شبکه آبی ساختمان ناهمواریهارا به شدت به هم زده وشرایط خاصی رابه وجودآورده است وشبکه ها گاهی باساختمان ناهمواری تطابق یافته اندوزمانی نیزمحورچین ها رابریده ودرمحل ،تنگ ایجادکرده اند.علاوه برآن دینامیک دامنه ای به صورت حرکات توده ای ازنوع لغزش درسطح میان آبها فعال می باشد.(علایی طالقانی،1381،189).
چینه شناسی وسازندسطحی زون بینالود:
به عقیده افتخارنژاد(1359)،البرزشرقی (شامل کوههای بینالود وآلاداغ)جزئی ازایران مرکزی است که درآن رسوبات اپی کنتیننتال پالئوزوئیک تقریبآ درهمه جامشاهده می شود،ولی دربخش های بالا آمده
(هورست)به طورمحلی قسمت هایی ازردیف های رسوبی حذف شده ودرآن نبودچینه شناسی مشخص ی دیده می شود.بعلاوه زون مزبور،طی دونین پسین-کربونیفرباالبرز غربی ومرکزی ودرپرمین باسایر قسمت های ایران ازنظرحوضه رسوبی وضع تقریبآ مشابهی داشته ودرارتباط بوده است.
دراین زون رسوبات کامبرین فسیل داروجودداشته(مجیدی،1987)وطی سیلورین ودونین زیرین،دریای مشترکی،شمال شرقی ایران وایران مرکزی رافرامی گرفت،زیرارسوبات مشابهی طی این مدت دربینالود وایران مرکزی برجای گذاشته شده است.ارتباط مزبورتاکربونیفرزیرین تیزوجودداشته است درحالیکه درالبرزرابطه مزبوربه کلی قطع شد.این وضعیت رابه حرکات خشکی زایی اوایل دونین مربوط می دانند (بزرگ نیا،1973)وکنگلومرای قاعده ای کربونیفرزیرین رادلیل این حرکات ذکرمی کنند.
رسوبات تریاس درالبرزباایران مرکزی تفاوت داشته ولی دربینالود، هیچ نوع رسوبی درتریاس تشخیص داده نشده است.تنها درمنطقه آق دربند(100 کیلومتری مشهد)رسوبات شیل وماسه سنگ همراه بالایه های آهکی آمونیت داروجودداردکه آن رابه تریاس میانی وفوقانی مربوط می دانند.(درویش زاده 1370)درزون بینالود،رسوبات ژوراسیک دربسیاری ازنقاط به طورهم شیب رسوبات پالئوزوئیک ومجموعه های دگرگونی رامی پوشاندو درکنگلومرای قاعده ای آن می توان قطعات مختلف وفراوان
دگرگونی وآذرین پالئوزوئیک راپیداکرد.رسوبات لیاس نیزمشابه رسوبات سازندشمشک سایرنواحی ایران است ودرآن گاهی لایه های ماسه سنگ بین لایه ای وجودداردکه حاوی فسیل های گیاهی زیادی است.رسوبات آهکی دوره کرتاسه نیزمشابه البرزبوده ودرجنوب غربی قشلاق،گرانیت های مشهدرافرا
می گیرد.رسوبات پالئوژن دردامنه شمالی البرزوبینالودگسترش نداشته است.درضمن فعالیت شدیدآتشفشانی ائوسن دراین ناحیه به چشم نمی خورد.نهشته های ترسیردرجنوب بینالودوجودداردولی گسترش آنها بسیارمحدوداست.(درویش زاده1370)(پایان نامه کارشناسی ارشدصنایع،1380)
فرمت : WORD تعداد صفحه : 61
تئوری سلولی
سلول برای اولین بار بو وسیله رابرت هوگ ، دانشمند انگلیسی توصیف شد . در سال 1665 هوک چیزهای زیادی را به وسیله میکروسکوپ ساده خود مورد آزمون قرار می داد که از جمله آنها یک تکه نازک چوب پنبه بود. تکه چوب پنبه در زیر میکروسکوپ بصورت هزاران خانه کوچک دارای دیواره های سفت دیده می شد . ترتیب خانه ها همانند حجرات کنودی زنبور عسل بود . در واقع هوک اصطلاح سلول را برای توصیف مشاهده خود در مقاله ای که در همان سال چاپ شده بود بکار برد .
گرچه هوک اصطلاح سلول را معمول ساخت اما نتوانست ماهیت واقعی آن را بشناسد . هوک کنش سلولهای چوب پنبه ای را همانند کنش سیاهرگها و سرخرگهای بدن حیوانات می پنداشت . یعنی معتقد بود که ( مایعهای حیاتی ) را از یک ناحیه گیاه به ناحیه دیگر آن منتقل می سازند .
واقعیت این امر این است چوب پنبه پیزی جز دیواره مرده سلولی نیست و از پوست تنه درختان جدا شده و عمل آن ممانعت از عبور آب و محافظت از بافتهای درونی گیاه است .
بدنبال بهبود یافتن تکنولوژی مطالعات میکروسکوپی ، دانشمندان به بینشهای درست تری درباره ساخت سلول دست یافتند . در سال 1824 میزان مشاهدهای انجام شده به حدی رسید که دو تروشه ، زیست شناس فرانسوی را برانگیخت تا یکی از سه اصل مهمی که تئوری سلولی را تشکیل می دهند عنوان کند .
طبق این اصل همه موجودات زنده از یک یا چند واحد بنام سلول ساخته شده اند . دو اصل دیگر فقط هنگامی تدوین کامل یافتند که رودولف ویرنف در سال 1858 در نشریه ای که خواننده بسیار داشت قاطعانه استدلال کرد که : اولاً : سلول می تواند موجودیتی مستقل داشته باشد ؛ ثانیاً سلول فقط از سلولی که پیش از آن بوده است بوجود می آید .
بیشتر مدارک لازم برای رسیدن به این دو نتیجه کلی قبلاً بوسیله دوزیست شناس آلمانی بنامهای ام . ج . شلایدن و تئودور شوان در سالهای 1838 و 1839 گردآوری شده بود .
شلایدن با وجود تراکم روز افزون اطلاعاتی که تفاوت گونه ها را بیان می داشت همواره در جستجوی اصلی بود که میان همه گیاهان مشترک باشد و به آنها وحدت بخشد ، ولی کوشش او بی نتیجه بود زیرا در سال 1838 او نوشت که ( هر سلول گیاهی زندگی دو گانه ای دارد یکی زندگی مستقل که به رشد خاص آن مربوط می شود و دیگری زندگی وابسته است . چون جزء جدا نشدنی گیاه است . )
در سال 1839 شوان ، با بهره گرفتن از کار شلایدن ، نشان داد که نتایج مهم این گیاه شناس در باره جانداران نیز قابل تعمیم است . اکنون بیشتر زیست شناسان افتخار بنیانگذاری تئوری جدید سلولی را از آن شلایدن و شوان می دانند .
تعداد سلولها
در موجودات تک سلولی جاندار و سلول به صورت یک موجود درهم ادغام می شوند مانند :آمیب .
در موجودات پر سلولی نمونه هایی در گیاهان شناخته شده اند که در آنها تعداد سلولها ثابت است . در تمام موارد دیگر تعداد سلولها تا موقعی که موجود به حد بلوغ برسد افزایش می یابد . همه سولها با یک آهنگ و دی طی یک مدت تقسیم نمی شوند . چنانچه در انسان همه سلوهای عصبی که درهنگام تولد تشکیل شده اند غیر قابل جایگزینی هستند و اگر احتمالاً خراب شوند ناگزیر از بین می روند ، بر عکس سلولهای خونی یا سلولهای پوست زندگی کوتاهی دارند و تا هنگام مرگ موجود زنده به طور مداوم تولید می شود و جانشین تک سلولهای از دست رفته می گردند .
تعداد سلوهای بدن انسان را بین صد هزار تا یک میلیون میلیارد تخمین می زنند که در هر ثانیه نزدیک به 50 میلیون از آنها می میرند و به همین تعداد نیز سلولهای جدید تشکیل می شوند و حیات را تداوم می بخشند .
اشکال سلولی
تعدا بسیاری از سلولها هنگامی که در محیط مایع به حالت آزاد قرار دارند به شکل کروی یا بیضی دیده می شوند و وقتی در یک سیستم بافتی به حالت چسبیده به هم قرار می گیرند به اشگال مختلفی مانند : اشکال مکعبی ، استطاله مانند ، دوکی ، ستاره ای شکل و غیره دیده می شوند . در هر حال این تغییرات شکلی به علت فشاری است که سلوهای اطراف به سلول وارد آورده است .
سلولهای شناوری هستند که می توانند در محیط مایع به اشکال مختلف یا به اشکال غیر کروی دیده شوند ، مانند : اسپرماتوزوئیدها یا سلولهای جنسی نر که تاژکندارند یا هماسی ها 0 گریچه های سرخ خونی ) که مسطح هستند . سلولهایی همچون سلولهای عصبی که در تشکیلات بافتی وارد می شوند و بسیار دراز هستند و به اشکال متفاوتی دیده می شوند .
فرمت : WORD تعداد صفحه : 46
فهرست:
فصل اول:
1-مقدمه
2-1- سیستم وتیور
2-1-1- مقدمه ای برای سیستم ویتور
2-1-2-وتیور چیست؟
2-1-3-اکوتکنولوژی سیستم وتپور و موارد مصرف آن
2-1-4-گزارشی از سومین کنفرانس بین المللی وتیور در چنین شامل استفاده های مختلف از سیستم وتیور در نقاط مختلف دنیا
2-2-انتقال ژنهای متحمل به شوری از گونه های درخت کرنا به محصولات زراعی
2-3-اصلاح زیستی،جداسازی نمک
2-4-کرمهایی برای کمپوست سازی(ورمی کمپوست)
2-4-1- مواد غذایی مورد استفاده کرمها
2-4-2- روشهای ورمی کمپوست سازی
2-4-3-مکمل ارگانیک
2-4-4-آزمایش شرکت خاک ارگون
2-4-5-مزایای ورمی کمپوست
2-4-6-فواید اقتصادی ورمی کمپوست
2-5-پروژه تولید وپرورش ارزن های ریز بادوره رشدی کوتاه
2-6-پروژه زراعت متراکم مخلوط
2-7-پروژه پرورش آبزیان
فرمت : WORD تعداد صفحه : 54
هسته سلول
هسته محل ذخیره اطلاعات ژنتیکی و مرکز کنترل یوکاریوتی است. محتویات هسته در یوکاریوتها توسط غشای هسته احاطه شده است و اندامکی به نام هسته را بوجود آورده است. ولی چون سلولهای پروکاریوتی فاقد غشای هسته هستند بدون هسته محسوب می شوند.
اطلاعات اولیه
هسته در سال 1831 توسط Robert Brown در سلولهای اپیدرمی تعلبیان کشف شد و به عنوان بخشی متراکم، پایدار و موجود در همه سلولها در نظر گرفته شد. هسته یک ساختار فشرده با پیچ و تابهای زیادی را داراست و با پروتئین همراه می باشد. به چنین مجموعه فشرده ای همراه با پروتئین، کروماتین می گویند. هسته واجد غشای دو لایه ای موسوم به پوشش هسته ای است و در این پوشش حفره ها یا روزنه هایی موسوم به منفذ پیچیده هسته ای است که از طریق آنها عمل تبادل مواد بین هسته و سیتوپلاسم انجام می گیرد. برای بررسی ساختمان عمومی هسته می توان از میکروسکوپ الکترونی استفاده کرد.
شکل و محل و تعداد هسته در سلولها
هسته در بیشتر سلولها کروی با بیضوی است. در سلولهای پارانشیمی بالغ گیاهان عدسی شکل، در سلولهای عضلانی مخطط جانوران و سلولهای پروکامبیومی گیاهان استوانه ای شکل، در سلولهای آبکش بالغ و سلولهای انگل زده چند بخشی است. در عده ای از سلولهای هسته چند بخشی است. مثل گویچه های سفید خون چند هسته ای و یا سلولهای استئوکلاست (استخوان خوار). در بیشتر سلولها هسته در مرکز قرار دارد. در سلولهای گیاهی به علت رشد واکوئلها، هسته در کنار غشا قرار می گیرد و در سلولهای عضلانی مخطط هسته در بخشهای کناری قرار دارد.
در جلبک استابولاریا هسته در بخش ریزوئیدی (ریشه نما) با مجاور با آن قرار دارد. اغلب سلولها دارای یک هسته هستند. با وجود این برخی جانداران ابتدایی ویا سلولهای جانداران پیشرفته بیش از یک هسته دارند. برای مثال حدود 20 درصد از سلولهای کبدی و یا عده زیادی از سلولهای ریشه قارچها دو هسته ای هستند. سلولهای عضلانی مخطط ساختمان سنوسیتی دارند یعنی در یک سیتوپلاسم مشترک چندین هسته پراکنده است. این سلولها ابتدا یک هسته ای بوده اند که به دلیل تقسیمات مکرر هسته بودن آنکه سیتوپلاسم تقسیم شود به حالت سنوسیتی درامده اند.
نسبت حجم هسته به حجم سیتوپلاسم را نسبت نوکلئوپلاسمی می گویند. این نسبت برای سلولهایی که در یک مرحله رشد و در شرایط مشابه باشند ثابت است.
هسته شامل پوشش هسته ای، شیره هسته، اسکلت هسته ای، کروماتین و بالاخره هستک می باشد.
پوشش هسته ای
اطراف هسته سلولهای یوکاریوتی را پوشش هسته ای شامل غشای بیرونی، غشای درونی، فضای بین دو غشا و منافذ هسته ای پوشانیده است.
غشای بیرونی
از دو لایه فسفولیپیدی و پروتئینهای پراکنده در بین آنها تشکیل شده است که شباهت زیادی به غشای شبکه آندوپلاسمی دارد و در سطح آن ریبوزومها قرار گرفته اند.بخشهایی از غشای بیرونی با شبکه آندوپلاسمی دانه دار ، پیوستگی دارد و منشا غشای هسته نیز از شبکه آندوپلاسمی دانه دار است.
فضای بین دو غشا
فضای بین دو غشای یا فضای دور هسته ای فضایی به وسعت 60 تا 100 آنگستروم است که وسعت آن در همه جای پوشش هسته ای یکنواخت نیست. در برخی نواحی وسیع تر و در محل منافذ با سوراخهای هسته ای که دو غشا پوشش هسته ای بهم می رسند وسعت فضای دور هسته ای به صفر می رسد.
غشای داخلی
غشایی زیستی به ضخامت حدود 60 تا 70 آنگستروم، شبیه غشای شبکه آندوپلاسمی و فاقد ریبوزوم است. غشای داخلی با واسطه پروتئینهای لامینایی با کروماتین ارتباط دارد.
منافذ غشای هسته
در پوشش هسته ای ساختمانهای پروتئینی فعال و ویژه ای به اسم منافذ هسته ای وجود دارد. وجود این منافذ بوسیله هرتویگ در سال 1876 برای اولین بار پیش بینی شد. قطر منافذ به اندازه ای است که به مولکولهای پروتئین ، انواع RNA ها و حتی زیر واحدهای ریبوزومی اجازه عبور می دهد. پروتئینهای سیتوپلاسمی که وارد هسته می شوند از جمله پروتئینهای هستونی دارای یک بخش نشانه هستند که به کمک آن از بازگشت آنها به سیتوپلاسم جلوگیری می شود. منافذ هسته ای عبور یونهای منفی را تسهیل می کنند.
منافذ هسته ای ساختمانهای دائمی و پایدار نیستند و متناسب با نیاز سلول ایجاد یا ناپدید می شوند. در سلولهای با فعالیت متابولیکی بالا که مبادله مواد بین هسته و سیتوپلاسم زیاد است تعداد منافذ هسته نیز زیاد است و در سلولهایی که تبادلات هسته و سیتوپلاسم کم است تعداد منافذ کاهش می یابد. هر منفذ بوسیله مجموعه ای از ذرات متراکم احاطه شده است. این ساختمان های پروتئینی را بر روی هم مجموعه منفذی یا منفذ پیچیده هسته ای می نامند که شامل بخشهای زیر است.
یک حلقه یا آنولوس که از 8 پروتئین گرانولی کناری تشکیل شده است و در سطح سیتوزولی قرار دارد.
یک حلقه یا آنولوس که این هم از 8 پروتئین گرانولی کناری تشکیل شده است و در سطح نوکلئوپلاسمی قرار دارد.
کانال مرکزی یا درپوش که این کانال محل عبور مواد می باشد و در مرکز منفذ قرار دارد.
منفذ از ترکیباتی به نام Annular Material پر شده و به سمت نوکلئوپلاسم (شیره هسته)و سیتوپلاسم بیرون زده است.
شیره هسته(نوکلئوپلاسم یا کاریولنف)
شیره هسته مایعی است که درون هسته را پرکرده است و از نظر کلی شبیه سیتوزول و کمی متراکم تر از آن با PH اسیدی است شیره هسته یا ماتریکس هسته حاوی آب 10 درصد از کل پروتئینهای هسته ای ، 30 درصد از کل RNA و 2 تا 5 درصد از کل فسفولیپیدهای هسته ای را شامل می شود. مقدار کمی لیپید و نیز مقداری گلوسیدهای (قندها) موثر در تشکیل نوکلئوتید مثل ریبوز و دزوکسی ریبوز در آن وجود دارند.
فرمت : WORD تعداد صفحه : 26
ساختار برگها
گیاهان سبز و تعداد کمی از گونه های باکتریها تنها موجوداتی هستند که می توانند از نور خورشید به عنوان منبع انرژی ، استفاده کنند . سایر ساکنان کرۀ زمین مصرف کنندۀ محصولات گیاهان سبز به شمار می روند . گیاهان دانه دار، برگها ، اندام اصلی تولید هستند. کلروپلاستهای یاخته های برگ انرژی نور را به دام می اندازند و در فرآیندی به نام فتوسنتز ، نور را به انرژی شیمیایی تبدیل می کنند .
برگها برای جذب انرزی ودی اکسید کربنی که برای فتوسنتز نیاز دارند سطح وسیعی پیدا کرده اند. به طور کلی برگها قطر بسیار کمی دارند . بنابراین هیچ یک از یاخته های تشکیل دهندۀ برگ نمی تواند در فاصلۀ بسیار دوری از سطح آن قرار داشته باشد . این ساختار ب این که جذب نور را آسان می کند، موجب می شود که گیاه به سرعت آب از دست بدهد. زیرا هر مجرایی که به دی اکسید کربن اجازه ورود بدهد ، می تواند به آب اجازه تبخیر دهد. بنابراین برکها مهمترین عامل ازدست رفتن آب گیاه هستند. تبخیر موجب خنک شدن برگها می شود، همان طور که عرق کردن موجب خنک شدن بدن انسان می شود . با این حال تعرق بیش از حد ، گیاه را در خطر جدی خشک شدن قرار می دهد. به همین دلیل ساختار تشریحی برگ به گونه ای است که توازنی بین جذب نور و دی اکسید کربن از یک سو و ذخیره سازی آب از سوی دیگر برقرار می شود. ویژگی های صرفه جویی آب در ساختار تشریحی برگ، بویژه در برگ گیاهان مناطق گرم و خشک مانند صخره های سنگی و بیابانها که در آنها از دسن رفتن آب خطر بزرگی برای حیات گیاه محسوب می شود، بارزتر مشاهده می شود.
اجزای برگ
برگهای دولپه ایها، اغلب با برگهای تک لپه ایها تفاوت دارند . برگ گیاهان دولپه ای از دو قسمت تشکیل شده است : پهنک و دمبرگ . دمبرگ غالباً باریک است در حالی که پهنک ، پهن و نازک است . رگبرگها که از آوندهای چوبی و آبکش تشکیل شده اند ، معمولاً از طریق دمبرگ وارد برگ می شوند ، و به صورت شبکه ای در تمام پهنک نفوذ می کنند . این رگبرگها علاوه بر اینکه وظیفۀ استحکام بخشیدن به بافت نرمتر پهنک را دارند ، آب و نمکهای معدنی را به برگ می رسانند و مواد غذایی ساخته شده را از برگ به خارج حمل می کنند .
دُمبرگ
دمبرگ به چند روش موجب افزایش بازدۀ فتوسنتزی برگ می شود. دمبرگ موجب دور شدن برگ از ساقه می شود و به این ترتیب مقدار سایه ای را که برگها روی یکدیگر می اندازند تا حد زیادی
فرمت : WORD تعداد صفحه : 51
خفاش ها پستاندارانی هستند که می توانند مانند پرندگان در هوا پرواز کنند. در این پستانداران استخوان های بازو، کف دست و انگشتان بسیار دراز است و سطح آنها پوشیده از غشاء پوستی ای است که پرده بالی نامیده می شود . در اغلب خفاش ها پرده پوستی دیگری به نام پرده دمی وجود دارد که فضای بین پاها و تمام یا قسمتی از دم را می پوشاند. این پرده ها اغلب شفاف و بدون مو هستند.
خفاش هابعد از انسان وسیع ترین پراکندگی را در سطح کره زمین دارند و بعد
از جویندگان ، بیش ترین تعداد گونه را شامل می گردند. با وجود قدرت بینائی
ضعیف، آنها قادرند در تاریکی مطلق به راحتی پرواز نمایند و مسیر حرکت و
طعمه خود را تشخیص دهند. برخلاف پرندگان که با بالا و پائین بردن بالها
پرواز می کنند. پرواز خفاش ها مانند شنا کردن در هوا است . قدرت مانور خفاش
ها در فضا بیش از پرندگان است، این توانائی در تغییر سرعت ناگهانی،
ایستادن در هوا، شکار طعمه، و معلق زدن و تغییر جهت سریع می باشد. سیستم
بازیابی امواج (Echo-Location) که مانند رادار عمل
می کند، خفاش ها را قادر به انجام این عملیات کرده است. امواج ماوراء صوت
که به وسیله دهان یا بینی تولید می گردد پس از برخورد به اجسام مختلف، به
وسیله گوش ها که ساختمان پیچیده ای دارند دریافت می گردد، به این ترتیب
مسیر حرکت و موقعیت شکار مشخص می شود. خفاش ها شب گرد هستند، آنها روز را
در محل های تاریک به سر می برند اغلب آنها در موقع استراحت سرشان به طرف
پایین اویزان است. همه
خفاش ها پس از تاریک شدن هوا استراحتگاه خود را ترک نموده، اغلب برای نوشیدن آب به طرف تالاب ها و رودخانه ها پرواز می کنند.
بعضی از خفاش ها در فصل زمستان مسافت زیادی (گاهی متجاوز از 1500 کیلومتر) را طی نموده و به مناطق گرمسیر مهاجرت می کنند، برخی دیگر به مجرد سرد شدن هوا به خواب زمستان فرو می روند در موقع خواب زمستانی درجه حرارت بدن آنها به شدت کاهش می یابد. (در موقع استراحت نیز درجه حرارت بدن خفاش ها نسبت به زمانی که پرواز می کنند پائین تر است). جفت گیری در خفاش هائی که خواب زمستانی دارند، معمولاً در پاییز شروع می شود ولی رهاسازی تخمک در ماده ها اوایل بهار صورت می گیرد . بنابراین اسپرم زمستان را در دستگاه تناسلی ماده می گذارند و جنین در بهار تشکیل می گردد. تعداد بچه ها کم و معمولاً یک و گاهی دو بچه در سال است.
خفاش ها رژیم ها ی غذایی متفاوتی دارند که شامل میوه ها، حشرات و خون حیوانات است، خفاش های ایران به استثنای یک گونه که میوه خوار است بقیه حشره خوارند. این خفاش ها حشرات را بوسیله پرده های بالی و دمی که مانند تور حشره گیری عمل می کنند، گرفتار کرده یا مستقیماً توسط دهان شکار می نمایند.
ارزش اقتصادی: خفاش های ایران حیوانات بسیار مفیدی هستند، آنها با خوردن تعداد زیادی از حشرات مضر، نقش مهمی در کنترل بیولوژیک آفات و بیماریها ایفا می کنند و در اکوسیستم طبیعی دارای جایگاه ویژه ای هستند. از طرف دیگر نباید خفاش ها را فقط بعنوان یک راسته از پستانداران با گونه های فراوان نگریست. بلکه آنها مجموعه ای از اشکال بیولوژیک مختلف برای تحقیقات علمی به شمار می آیند. خفاش ها به بیماری هاری حساس و قابل ابتلاء هستند ولی معمولاً به انسان یا حیوانات حمله نمی کنند.
وضعیت فعلی: دشمنان طبیعی خفاش ها، مارها و پرندگان شکاری هستند. داشتن زندگی شبانه و حرکات غیرمعمول، تصویر نادرستی از خطرناکی و شرارت خفاش ها در اذهان مردم عامی و خرافاتی ایجاد کرده است. این گونه افراد، با تخریب زیستگاه و فراری دادن خفاش ها لطمه زیادی به این حیوانات مفید وارد می سازند. تخریب زیستگاه استفاده نابجا از سموم حشره کش و تغییر در معماری ساختمانها (در گذشته اکثر خانه ها دارای شیروانی و یا محل هائی برای زندگی خفاش ها بودند) باعث گردیده اند که نسل خفاش در کشور ما به سرعت رو به کاهش بگذارد.
راسته خفاش ها در ایران 7 خانواده و 38 گونه را شامل می شود:
خانواده خفاش های میوه خوار
PTEROPODIAE
این خفاش ها جثه ای بزرگ پوزه ای دراز و چشم هایی درشت دارند بزرگ ترین خفاش های دنیا در این خانواده قرار دارند.
خانواده خفاش میوه خوار در ایران دارای یک گونه است.
خفاش میوه خوار (تابلو 3) Rousethis aegypialus
Egyptian fruit bal
مشخصات : این خفاش بزرگ ترین خفاش ایران است. پوزة دراز و سری شبیه سگ گوش های گرد و فاقد گوشک ، چشم های درشت و دمی کوتاه دارد، پردة دمی بسیار کم رشد، رنگ موها در پشت قهوه ای کم رنگ و زیر بدن روشن تر است.
اندازه ها: طول سر و تنه 100 تا 150 میلی متر دم 10 تا 18 میلی متر، ساعد 82 تا 99 میلی متر.
زیستگاه: غارها شکاف سنگ ها و شاخة درختان واقع در مناطق بلوچی و ساحلی جنوب.
پراکندگی: در ایران مناطق سواحلی بلوچستان تا بوشهر جهرم و جزیره قشم.
پراکنش جهانی: شمال آفریقا ، غرب آسیا تا پاکستان.
عادات: در اوایل غروب و گاهی در روشنایی روز شروع به پرواز می کنند. پروازشان مستقیم و شبیه پرواز کلاغ است.
غذا: از میوه هائی مانند کنار، خرما، انبه، موز، شهد و گرده گل ها تغذیه
می کنند. فاصلة بین استراحتگاه و محل تغذیه اغلب زیاد است. این خفاش ها معمولاً پس از تمام شدن منبع غذا به محل دیگری می روند.
فرمت : WORD تعداد صفحه : 178
حشرات :
حشرات از قدیمی ترین ساکنان کره زمین بوده و بیشتر از 300 میلیون سال است که روی کره زمین سکونت دارند در صورتی که از پیدایش انسان یک میلیون سال می گذرد. این زندگی طولانی موجب گردیده است که حشرات خود را با عوامل نامساعد زمینی سازش داده و در هر شرایطی به زندگی خود ادامه دهند. در حال حاضر، این موجودات را می توان جز در بعضی از نواحی خیلی سرد قطبی و نواحی خاصی از عمق اقیانوس ها، در سایر نواحی مانند مناطق خیلی گرم استوائی، داخل جشمه های آبکرم، در عمق آبها، در کویرهای بی آب و علف، در جلگه های سبز و خرم، در اعماق زمین، در ارتفاعات بالای جو و در داخل معادن نفت مشاهده کرد.
حشرات از جهات مختلف یکی از دشمنان سرسخت و دائمی انسان محسوب شده و گروهی از آنها تمام فعالیتهای حیاتی و سلامتی انسان و حیوانات را تهدید می نمایند. بیماریهای مالاریا، تیفوس، طاعون، تب راجعه و بسیاری دیگر از بیماریهای انگلی و مسری در انسان و جانداران اهلی بوسیله حشرات انتقال می یابند.
خسارت و تهدید حشرات مخصوصاً روی گیاهان از موقع کاشت تا برداشت و همچنین روی محصولات انباری قابل توجه است. بدین ترتیب که با تغذیه از قسمتهای گیاه مانند برگ، گل، میوه، شاخه، تنه و ریشه موجب خسارت و یا مرگ آن می شود. بعضی از حضرات با مکیدن شیره گیاه باعث انتقال بیماریهای ویروسی، باکتریائی، میکوپلاسمائی، و قارچی شده و بدین وسیله موجب بروز اپیدمی ها و خسارت هائی روی گیاهان می گردند.
حشرات از فراوان ترین جانوران روی زمین هستند و سه چهارم تا چهار پنجم همه آنها را تشکیل می دهند. تا کنون حدود یک میلیون گونه حشره شناخته شده که در کشاورزی تقریباً هزار گونه از آنها به عنوان آفت ذکر گردیده است. بعضی تعداد گونه حشرات را در دنیا بالغ بر 20 میلیون گونه حدس می زنند. البته بعضی از گونه ها از نظر انسان مفید بوده مانند زنبور عسل و کرم ابریشم که مورد پرورش هم قرار می گیرد. در طبیعت هم تعداد زیادی حشرات مفید وجود دارند که از حشرات مضر و یا آفات تغذیه کرده و بصورت شکارگر (Predator) و یا انگل (parasite) موجب مرگ آنها می شوند. امروزه محققین از این دشمنان طبیعی آفات استفاده کرده و با حمایت و یا پرورش حشرات مفید و رهاسازی آنها در طبیعت با آفات مبارزه بیولوژیک مینمایند.
حشرات از شاخه بند پایان (Arthropodes) بوده و به دلیل داشتن سر، قفسه سینه، شکم مجزا (Insects) و سه جفت پای سینه ای (Hexapoda) از بند پایان متمایز میگردند. تعداد حلقه ها یا بندهای بدن حشرات مجموعاً 21 عدد است که به ترتیب 6 حلقه سر، 3 حلقه قفسه سینه و 12 حلقه شکم را تشکیل می دهد.
جلد بدن در حشرات به منزله اسکلت خارجی است و بدن را در برابر عوامل نامساعد طبیعی محفوظ نگه می دارد، از خیس شدن در آب، خشک شدن در نتیجه تبخیر زیاد، حمله عوامل بیماریزا، صدمات و ضربات خارجی مصون می دارد و به حشرات امکان زندگی در شرائط متفاوت محیط خارج را می دهد.
جلد از دو طبقه کوتیکول و هیپورم تشکیل یافته، طبقه کوتیکول خود به سه لایه کوتیکول روئی، میانی و درونی تقسیم می شود. هیپورم زیر کوتیکول درونی قرار گرفته و محتوی رنگدانه های مختلف و غدد ترشحی جلدی است. سطح خارجی بدن حشرات دارای تزئینات مخصوصی مانند خار، مو، فلس، دندانه، برجستگی های کنگره ای و دکمه ای و یا به صورت شاخ است و گاهی این برجستگی ها به رشته های عصبی مربوط بوده و زائدهای حسی را به وجود می آورند.
سر (Caput) و ضمائم آن
سر در حشرات به اشکال مختلف مثلثی، کروی، استوانه ای، بیضوی و قلبی دیده می شود. کپسول سر به صورت قطعه واحدی است که محتوی مغز و ماهیچه های شاخک و آرواره ها است.
قسمت های مختلف سر و محل استقرار آنها:
شاخک ها (Antenna)
آنتن یا شاخک عضوی است حسی که در تمام حشرات باستثنای حشرات راسته بی شاخکان و بعضی از لاروها در جلوی سر وجود دارد. شاخک ها دائماً در حرکت هستدن و یکی از حساسترین اعضای بدن و مجهز به ضمائم حسی مختلف نظیر حس شنوائی، چشائی، بویائی و تماسی می باشند و از تعدادی مفصل تشکیل یافته که از نظر شکل و اندازه یکنواخت نمی باشند. هر شاخک مطابق شکل زیر از سه قسمت اسکاپ (Scapus) پدیسل (Pedicellus) و تاژک (Flagellum) تشکیل یافته است.
شکل شاخک در راسته ها و گروه های مختلف رده حشرات متفاوت است و یکی از راه های تشخیص حشرات از روی شکل شاخک و تعداد مفصل آنها می باشد. سیزده نوع شاخک در حشرات دیده می شود که مطابق شکل زیر شامل اشکال دوکی، نخی، تسبیحی، موئی، چماقی، سنجاقی، اره ای، زانوئی، ورقی، شانه ای، میله ای، مودار و پرورش می باشند.
قطعات دهانی
در حشرات قطعات دهانی شامل لب بالا (Labrum)، یک جفا آرواره (Mandible) یک جفت آرواره پائین (Maxilla) و لب پائین (Labium) است. این قطعات بسته به رژیم غذائی و فیزیولوژی گونه های مختلف متفاوت بوده و به صورت تیپ های ساختمانی گوناگون در آمده اند. این تیپ ها شامل تیپ ساینده Chewing (راست بالان، سخت بالپوشان، لار و پروانه ها و غیره)، تیپ مکنده Siphoning (پروانه)، تیپ piercing(پشه ها)، تیپ لیسنده Spinging (مگس خانگی) و تیپ مختلط Chewing- Lapping (زنبور عسل) می باشند.
فرمت : WORD تعداد صفحه : 30
چکیده
یکی از عوامل مهم در مکانیزه کردن مراحل تولید تا فرآوری محصولات کشاورزی کاشت مکانیزه است. از سوی دیگر دانههای ریز مثل بذور سبزیها و دانههای روغنی، اکثراً اصلاح شده و یا پوششدار میباشند و نسبت به سایر دانهها مانند غلات بسیار گران هستند. در نتیجه در کاشت مکانیزه، در اثر شکستگی دانه، کاشت بذر اضافی، نکاشت و یا کاشت غیر یکنواخت نه تنها هزینة اضافی به بار میآورند، بلکه عملکرد کلی محصول را نیز تحت تاثیر قرار میدهند. بررسی گزارشات پژوهشی مربوط به مطالعاتی در مورد طراحی، ساخت و یا معرفی ماشین مناسب کاشت دانههای ریز نشان میدهد که هیچ کدام از ماشینهای کاشت موجود در کشور مناسب کاشت دانههای ریز نمیباشند و در برخی موارد درصد شکستگی زیادی گزارش شده است. بررسیهای انجام یافته روی کارندههای نیوماتیک صفحهای خلایی موجود در کشور نشان میدهد که اشکال اصلی آنها در ناتوانی کاشت دانههای ریز موزع آنها میباشد. در این راستا در تحقیق حاضر بذرانداز نیوماتیکی ساخته و به دقیق کارهای نیوماتیک موجود در کشور اضافه شده و سپس مورد آزمایش قرار گرفت ... برای انجام آزمایش نیاز به وسایل خاصی بود که تهیه گردید. نتایج کلی آزمایش بذرانداز نشان میدهد که بذرانداز دمشی نه تنها میزان صدمات وارده بر بذور را کاهش میدهد، بلکه به علت باز شدن سوراخهای گرفته شده توسط بذور شکسته، درصد پرشدگی را بهبود داده و در حالت کلی عملکرد موزع را بهبود میبخشد.
کلید واژه: طراحی، ریزدانهها، دقیقکار نیوماتیک صفحهای و بذرانداز دمشی.
مقدمه
در کشور ما، کارندههایی که برای کاشت دانههای ریز مورد استفاده قرار میگیرند عبارتند از: 1- خطیکارهای مکانیکی که همان غلاتکارها بوده و با اعمال تغییراتی برای کاشت دانههای ریز نیز استفاده میشوند. 2- دقیقکارهای نیوماتیک. به منظور ارزیابی ریزدانهکارهای متداول و معرفی مناسبترین آنها در کشت مکانیزة کلزا، طرح ملی تحقیقاتی در مراکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استانهای آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، فارس، خوزستان و گلستان انجام شد. ریزدانه کارها عبارت بودند از (یوسف زادة طاهری، 1382): 1- بذرکار مکانیکی نادری 2- بذرکار برزگر همدان 3- بذرکار نیوماتیک. جمع بندی آزمایشات پنج
فرمت : WORD تعداد صفحه : 37
رده ماهی های استخوانی
بیشتر جانوران که در آب زندگی می کنند «ماهی» نامیده می شوند مثلا ستاره دریائی و عروس دریائی نیز در این ردیف می باشند ولی این کلمه را بجاست که فقط درباره ماهی ها و مهره داران آبزی پست بکار ببرند یونانی های ماهی ها را ایکتیس می گفتند و ماهی شناسی دانشی است که درباره ماهی ها گفتگو می کند. نام مشترک ماهی از کلمه پی سس لاتین مشتق می گردد. بیشتر ماهی های معمولی یا استخوانی که اسکلت استخوانی دارند از پولک های پوستی پوشیده شده اند، معمولا بدن دو کی شکل دارند. بوسیله باله ها شنا می کنند و توسط آبشش ها تنفس می نمایند. گونه های گوناگون در همه نوع آب شیرین، شورمزه، یا شور، گرم یا سرد بسر می برند. ماهی ها از باستان زمان تا کنون قسمت عمده غذای انسان را تشکیل داده اند و بسیاری گونه ها وسیله تفریح مناسب و مطبوعی برای ماهی گیران بوده ویک نوع ورزش می باشد.
ویژگیهای همگانی
1- پوست غالباً ظریف و نازک و دارای تعداد زیادی غده های مخاطی و معمولا پولک های پوستی که در فرورفتگی ها جای گرفته است که یا درخشان گرد یا شانه ای است. بعضی برهنه اند (بدون پولک) تعدادی دارای پولک (فلس) های مینادار، باله های میانی و جفت هر دو موجود است. (بجز چند استثنا) که توسط پره های باله ای از جنس کرجنی یا استخوانی تقویت می شود اندام (دست و پا) ندارند.
2- دهان معمولا انتهایی بوده و دارای دندان است. آرواره ها به خوبی تکامل یافته و به جمجمه مفصل شده است، دارای 2 کیسه بویائی هستند که در سطح پشتی قرار داشته و معمولا به حفره دهان اتصال ندارد، چشم ها بزرگ بوده و بدون پلک می باشد.
3- اسکلت بطور عمده از استخوان تشکیل شده است (در ماهی خاویار یا اوزون برون و بعضی دیگر کرجنی است) مهره ها به تعداد زیاد و مشخص و متمایز می باشد، دم معمولا هر دو قسمت باله مساوی و مشابه است جوردم است. بقایای مازه (نوتوکورد) غالباً بجای می ماند.
4- دل(قلب) دو خانه ایست (ادهلیز شکمچه) و دارای سینوس سیاهرگی و مخروط آئورتی می باشد در مخروط آئورتی فقط خون سیاهرگی وجود دارد، چهار جفت کمان های آئورتی موجود است. گویچه های سرخ خون هسته دار تخم مرغی شکل می باشد.
5- تنفس بوسیله آبشش های جفت واقع در کمان های استخوانی آبشش در یک محفظه مشترک که در هر طرف گلوو قرار دارد و توسط سرپوشی پوشیده شده است انجام می گیرد. معمولا یک کیسه هوائی (شنا) دارند که گاهی بوسیله لوله ای به گلو راه دارد و گاهی بوسیله لوله توپری به گلو متصل شده است و در دو هوائی ها و بعضی دیگر کیسه ریه مانند دیده می شود.
6-10 جفت پی های جمجمه ای دارند.
7- درجه دمای بدن آنها متغیر است و به محیط بستگی دارد.
8- گندها جفت است، معمولا تخم گذارند. بعضی تخم گذار بچه زا یا بچه زا هستند گشن گیری در آنها خارجی است. (بجز چند استثنا) تخم ها به اندازه های کوچک تا 12 میلیمتر می باشد، زرده به مقادیر مختلف است تقسیم تخم معمولا کامل نامساوی است پرده های (غشاء ها) جنینی وجود ندارد بچه ابتدائی (لاروهای بعدی ) گاهی به رسیده (بالغ) شباهتی ندارد. ماهی های استخوانی از نظر اسکلت استخوانی، پولک (فلس) ها، صفحات (ورقه ها) کیسه هوائی و پیشرفت هائی در ساختمان مغز قابل توجه می باشد.
گوناگونی در باله شنای دمی ماهی ها.
الف- دم شانه ای دو لپ باله دمی مساوی است ولی ستون مهره ها داخل دم شده است در ماهی شش دار
ب- باله دمی ناچوردم در آسیا
ج- ناجوردم که ستون مهره ها در لپ بالائی دمی وارد شده است در ماهی خاویار
دم معمولاً از گروه های ناجوردم کوسه ماهی تا اشکال جوردم و دم شانه ای تغییر می کند(شکل 24). جدیدترین ماهی ها نسبت به گروهای قدیمی در پولک (فلس) ها زره استخوانی کمتری دارند، بسیاری از ماهی های قدیمی کاملا زرده دار بودند با پولک های کوسموئید یا درخشان جمجمه از کرجن یا استخوان و استخوان های غشائی یا پوستی تشکیل می یابد و مغز را در خود جای می دهد. در بیشتر ماهی های استخوانی باله ها بوسیله تعداد زیادی پره های موازی پوستی تقویت می شود ولی در کراس اوپتریژین ها هر باله جفت دارای یک لپ مرکزی ستبر است (گاهی بند بند) که با کمربند اندامی مفصل می گردد، این کیفیت ممکن است در مهره داران زمینی تبدیل به اسکلت اندامی شده باشد. کیسه هوائی در بعضی ماهی های استخوانی شش مانند است و برخی گونه ها دارای سوراخ های بینی و ساختمان های فرعی هستند که آنها را قادر می سازند در قسمتهای سطحی آب های کثیف از هوا تنفس کنند.