استنباط از هماورد عواملى چند در یک فرایند ذهنى و کنکاش اندیشه اى پدید مى آید. دسته بندى این عوامل و سنخ شناسى آنها از پیچیدگى بررسى این پدیده مى کاهد وراه رابراى تلاش هاى منضبط و تعریف پذیر، هموار مى سازد.
سنخ شناسى این عوامل به رمز گشایى فرایند استنباط کمک مى کند تا ادراکى روشن تر وکاربردى تر از واژه استنباط و نقش آن در فقه پدید آید. این عوامل را مى توان به سه سنخ کلى تقسیم کرد:
عواملى که تکوین آنها در فراسوى دقت و ذهن خود آگاه مستنبط شکل مى گیرند وبى آن که از آنها براى شرکت در فرایند استنباط، دعوتى به عمل آید، همانند اوضاع جوى برشکل گیرى استنباط تاثیرات مهمى بر جاى مى گذارند. نگاره هاى پستوخانه ذهن آدمى چارچوب هایى محکم و استوار هستند که رهیدن از آنها به صورت مطلق هرگز میسر نیست و خواسته یا ناخواسته فرایند استنباط، پا در بند آنها دارد.
اما این که پیش فرض ها و عوامل نامریى و امورى مانند آنها چگونه شکل مى گیرند و تحت چه اوضاعى فربه مى گردند و نیز چسان مى توان از نقش آنها هر چند محدود رهید وچندین پرسش اساسى دیگر، سوالاتى هستند که درحوزه دانش هر مونوتیک جاى مى گیرند. روایاتى نیز در دست است که به فهم شناسى و مراحل آن توجه نشان داده است. طرح این سنخ از عوامل و بررسى تطبیقى روایات یاد شده و اصول دانش هر مونوتیک ضرورتى تام دارد که در جاى دیگر بدان باید پرداخت.
اندیشه هایى که آشکارا در سرسراى ذهن مستنبط، جولان مى کنند و شخص ازحضورآنها آگاهى مى یابد اگر چه بسیارى از اوقات بى آن که بخواهد این عوامل را در ذهن خود فعال مى بیند. از این اندیشه ها مى توان با نام وجدانیات یا به تعبیر بهتر وجدان فقهى یاد کرد.
فرمت : WORD تعداد صفحه :30
فاهیم درآمد و ارزیابی دارائی ها :زمینه تئوریکی برای حسابداری قیمت بازارو اساس
تحقیق (MarK-TO-MarKet)
خلاصه مطالب:
این تحقیق استانداردهای حسابداری مربوط به ارزیابی دارائی را از لحاظ ثبات رویه با اهداف بیانیه های مالی و مفهوم اندازه گیری درآمد بررسی می کند. تجزیه و تحلیل مفهومی «درآمد اقتصادی»و «درآمد تحقق یافته » منتهی به ارتباط آخرین مفهوم درآماده کردن سرمایه گذاران با اطلاعات مناسب برای ارزیابی شان از شرکت می گردد. بنابراین مفهوم قدیمی تحقیق یا بازیافت تغییر میکند تا نیازهای مهم حسابداری بازار به بازار را برآورده سازد . نتیجه یک سرمایه گذاری درمقایسه با انتظارات پیش بینی شده زمانی که از ریسک ذاتی تجاری آزاد می شود ،بطور تحقق یافته تلقی می گردد. درآمد تحقق یافته میزانی را که تاآن حد به نتایج مورد نظر نائل آمده تسخیر میکند . این مفهوم تغییر یافته که در ارزیابی دارائی های تجاری فیزیکی و دارائی مالی بکار میرود ،مطابق با ماهیت سرمایه گذاری طبقه بندی می شود .این تحقیق نشان میدهد که ویژگی های مختلف اندازه گیری طبق مفهوم درآمد تحقق یافته ،سازگار می باشند و به این نتیجه میرسد که یک کاربری ثابت از مفاهیم بنیادی مهمتر از یکنواختی یک ویژگی خاص است.
فرمت : WORD تعداد صفحه:22
Chapter 2 introduces you to the basic financial statements used to communicate a company's financial information to outsiders - parties other than the company's directors and managers, who are the "insiders."
What is a financial statement?
What does it tell us?
Why should we care?
T hese are good questions and they deserve an answer.
A business is a financial entity separate from its owners. Each business must keep financial records. A number of federal and state laws require this. But even if there were no laws, it would still be a good idea anyway. Businesses provide vital goods and services to those living in the community. They provide jobs for people, and tax dollars that improve our roads, parks and schools. It is in everyone's best interest that our community's businesses be successful.
B usiness owners take a risk. What if no one wants to buy their goods or services? The owner has spent time and money to start a business, purchased land, buildings and equipment, hired people to work in the business.... all this done with the hope that the business will be successful. And if the business is NOT a success, the owner may have lost his or her life's savings, workers must find jobs, and creditors may go unpaid.
F inancial information may not make a business successful, but it helps the owner make sound business decisions. It can also help a bank or creditor evaluate the company for a loan or charge account. And the IRS will be interested in collecting the appropriate amount of income tax. So financial information will serve many purposes.
F inancial information comes in many forms, but the most important are the Financial Statements. They summarize relevant financial information in a format that is useful in making important business decisions. If this were not possible, the whole process would be a waste of time. Too much information may be equally useless. Financial statements summarize a large number of Transactions into a small number of significant categories. To be useful, information must be organized.
Quick Quiz
The financial statements of a business entity:
A) Include the balance sheet, income statement, and income tax return.
B) Provide information about the profitability and financial position of the company.
C) Are the first step in the accounting process.
D) Are prepared for a fee by the Financial Accounting Standards Board.
Click for answers
Financial statements have generally agreed-upon formats and follow the same rules of disclosure. This puts everyone on the same level playing field, and makes it possible to compare different companies with each other, or to evaluate different year's performance within the same company. There are three main financial statements:
Statement of Cash Flows
Each financial statement tells it's own story. Together they form a
comprehensive financial picture of the company, the results of its
operations, its financial condition, and the sources and uses of its
money. Evaluating past performance helps managers identify successful
strategies, eliminate wasteful spending and budget appropriately for the
future. Armed with this information they will be able to make necessary
business decisions in a timely manner.
The accounting process in a nutshell:
1) Capture and Record a business transaction,
2) Classify the transaction into appropriate Accounts,
3) Post transactions to their individual Ledger Accounts,
4) Summarize and Report the balances of Ledger Accounts in financial statements.
There are 5 types of Accounts.
1) Assets
2) Liabilities
3) Owners' Equity (Stockholders' Equity for a corporation)
4) Revenues
5) Expenses
All the accounts in an accounting system are listed in a Chart of Accounts. They are listed in the order shown above. This helps us prepare financial statements, by conveniently organizing accounts in the same order they will be used in the financial statements.
Financial Statements
The Balance Sheet lists the balances in all Asset, Liability and Owners' Equity accounts.
The Income Statement lists the balances in all Revenue and Expense accounts.
The Balance Sheet and Income Statement must accompany each other in order to comply with GAAP. Financial statements presented separately do not comply with GAAP. This is necessary so financial statement users get a true and complete financial picture of the company.
All accounts are used in one or the other statement, but not both. All accounts are used once, and only once, in the financial statements. The Balance Sheet shows account balances at a particular date. The Income Statement shows the accumulation in the Revenue and Expense accounts, for a given period of time, generally one year. The Income Statement can be prepared for any span of time, and companies often prepare them monthly or quarterly.
فرمت : WORD تعداد صفحه:19
فصل نهم: گزارش و افشاء کنندگان گزارش:
گزارش های حسابرسی ممکن است تفسیر کند انواعی از فرمت ها و سبک ها را هنگام انجام حسابرسی هزینه های غیرمستقیم حسابرس باید تهیه کند گزارشی از صورت وضعیت هزینه های غیرمستقیم و یک گزارش از کنترل های داخلی. مثالهای ارائه شده بعدی این گزارشهایی که ما سفارش می کنیم برای استفاده بوسیله بخش حسابرسان انتقال حکومت و شرکت های حسابداری عمومی در هنگام انجام حسابرسی های هزینه های غیرمستقیم شرکت های مشاوره ای مهندسی.
انجمن آمریکایی اصلی حکومتی و ادارات انتقالی (AASHTO) کمیته حسابرسی و کنسول آمریکایی شرکت های مهندسی (AcEc) کمیته انتقال تهیه کردهاند و تصویب شدهاند برای استفاده بعدی نرخ هزینه های غیرمستقیم قالب های گزارشی حسابرسی را برای شرکت های کنسولگری مهندسی شکل استفاده این قالب گزارشی بوسیله حکومت اصلی و حسابرسان بخش انتقالی و شرکتهای حسابداری عمومی بصورت گسترده ای زیاد خواهد کرد فهم و مطلوبیت این گزارش ها را هنگامی که توزیع میشوند برای شرکت های کنسولگری و فدرال، دولت و نمایندگان محلی که قرارداد میکند برای خدمات حرفهای آنها. آن مهم است برای حسابرسان برای فهمیدن اینکه هر هزینه غیرمستقیم حسابرسی باید کاهش یابد مطابق با استانداردهای قبول شده حسابرسی عمومی و استانداردهای حسابرسی مالی در ادامه با استانداردهای حسابرسی دولتی منتشر شده بوسیله mptroblcr عمومی ایالات متحده آمریکا همچنین برنامه هزینه های غیرمستقیم باید تهیه شود مطابق با اصول تشریح شده حسابداری در قسمت 31 قوانین نگهداری مرکزی.
گزارش همراه با برنامه هزینه های غیرمستقیم:
گزارش حسابرسان مستقل در برنامه هزینه های غیر مستقیم (هیات هدایت کنندگان «روسای» شرکت) ما حسابرسی کرده ایم برنامه هزینه های غیرمستقیم را برای با سال مدل پایان یافته در 31 دسامبر 1999. این وضعیت مسئولیت مدیریت شرکت است. مسئولیت ما برای فهم یک عقیده روی این وضعیت اساسی شده حسابرسی ما است.
فرمت : WORD تعداد صفحه :31
چکیده
اکثر شهرهای ایالات متحده با روش های شهردار ـ شورا و یا شورا ـ مدیر دولت با حرکتی تدریجی به سمت شهرهای شورا ـ مدیر اداره می شوند. مدلسازی نظری نشان می دهد که روش شورا ـ مدیر کارآمدتر است چون مدیر شهر انگیزه های بیشتری برای افزایش عملکرد مالی و حسابداری نسبت به شهردار به عنوان مدیر اجرایی دارد. به هر حال ، دو عامل بسیار مهم برای مقایسة شهرداری ها مطرح شده است. از اواسط دهة 1980 ، قوانین دولت مرکزی و محلی سخت تر شد. ضمناً شرایط اقتصادی به طور چشمگیری بهبود یافت. از این رو دو عامل مذکور برای ارزیابی شرایط مالی و حسابداری در شهرهای کلان مناسب تر بودند. هدف این مقاله بررسی اهمیت ساختار دولت در زمینة میزان افشای حسابداری و شرایط اقتصادی براساس نمونه هایی از شهرهای بزرگ از اوایل دهة 1980 و اواسط دهة 1990 می باشد. یافته ها این نظریه که شهرهای مدیر شهری در واقع بیش از شهرهای شهردار ـ شورا براساس ابعاد مهم بررسی شده در آزمون های تک متغیری و چند متغیری عمل می نماید ، را تأیید می کنند. شهرداری های بزرگ از 1983 تا 1996 براساس متغیرهای مهم مالی و حسابداری تغییر نموده و پیشرفت کرده اند. شهرهای شورا ـ مدیر برای افشای موارد حسابداری در هر دو دورة زمانی برتر از شهرهای شهردار ـ شورا هستند. شرایط اقتصادی شهرهای شورا ـ مدیر در 1983 بسیار عالی بود ، اما اسناد مربوط به سال 1996 نابسامان بودند.
1. مقدمه
اکثر شهرهای آمریکا به روش های شورا ـ مدیر ( 3/48 % ) و شهردار ـ شورا (MC) (7/43 % ) دولت شهرداری اداره می شوند.در دو دهة اخیر حرکت از روش
شهردار ـ شورا به سمت شورا ـ مدیر (C-M) بوده که به طور متوسط 63 شهر در یک سال از روش C-M استفاده می کرده اند.
این امر نشان می دهد که روش C-M بر طبق دلایل مالی و یا سیاسی از امتیاز بیشتری برخوردار است. ( ممتاز است ) ( ICMA ، 2000 ). آیا شهرهای C-M حقیقتاً براساس نتایج مالی و حسابداری ممتاز و برجسته پایه ریزی شده اند ؟
هدف مقالة فعلی بررسی و مقایسة عملکرد نسبی دولت شرکتی (M-C در مقابل C-M ) مورد استفادة شهرداری های بزرگ است. آزمون های تک متغیری و چند متغیری در طی دو دورة حسابداری ، پایان سال های مالی 1983 و 1996 برگزار شده اند. دورة اول قبل از وضع قوانین سخت فدرال و تأسیس هیئت تدوین استانداردهای حسابداری دولتی (GASB) بود. شرایط اقتصادی شهرهای بزرگ در این دوره نسبتاً نامساعد بود. دورة بعدی یک دهه بعد از تصویب قانون حسابداری ساده و تشکیل GASB بود. شرایط اقتصادی شهرهای بزرگ در این دوره بهبود یافت. دو شاخص عملکردی مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل عبارتند از : 1- میزان افشای حسابداری و 2- وضعیت مالی بر طبق پیش بینی ها ، شهرهای C-M در هر دو دوره براساس انگیزه های مربوط به مدیریت حرفه ای بیش از شهرهای M-C عمل می کنند.
در مرحلة اول ایوانز و پاتون (1983 ) ، مقالة حسابداری فرضی ارائه نمودند. مبنی بر اینکه مدیریت حسابداری مربوط به C-M افشای حسابداری و مشخصات مالی بهتری را براساس انگیزه های علامت دهی و نظریة نمایندگی ارائه می نماید. همچنین مدارک نظری و عملی برتری قابل ملاحظه ساختار دولت C-M را نشان می دهد. می توان این نوع برتری را براساس داده های دهة 1980 یا 1990 و یا هر دو دهه اثبات نمود. دو دهة 1970 و 1980دوران رکود اقتصادی و نابسامانی های مالی برای شهرداری ها بود. حسابداری نامساعد و کیفیت حسابرسی و تنش مالی فشار افزایش یافت. در نتیجه ، قوانین حسابداری و حسابرسی رسمیت یافت. قوانین جدید برای چندین سال به اجرا در آمدند و همزمان با آن شرایط اقتصادی به طور اساسی بهبود یافت. بنابراین ، طبق پیش بینی ها اصلاحاتی در نتایج مالی و حسابداری براساس قوانین دقیق تر و ثبات مالی در حکومت محلی به وجود آمد. مشخص نشده که ساختار دولتی تا چه حدی به شرایط مالی و حسابداری و اصلاحات قانونی و اقتصادی در اوایل دهة 1980 بستگی دارد.
فرمت : WORD تعداد صفحه :23
شناخت ریسک و بازده ، CAPM و مدل سه عاملی فاما – فرنچ
ریسک و بازده:
مفهوم عمومی: انتظار بازده بالاتر داشتن مستلزم پذیرش ریسک بیشتر است.
بسیاری از سرمایه گذاران به این نکته توجه دارند که پذیرش ریسک بالاتر برای دریافت بازده های بالاتر الزامی است. در این مقاله ما دو مدل مهم را برای توضیح این رابطه بکار گرفته وآنها را توضیح می دهیم. آنگاه توضیح خواهیم داد که چگونه این ابزارها می توانند بوسیله سرمایه گذاران برای ارزیابی داراییهایی همانند اوراق قرضه مورد استفاده قرار گیرند.
چرا باید شرکتهای با ریسک بالاتر درآمدهای بالاتری هم داشته باشند ؟ مسلمً یک سرمایه گذار به ازای پذیرش ریسک بالاتر ، نیاز به بازده پیش بینی شده بالاتری دارد. و ما در واقع این ارتباط را با بررسی بازده های بلند مدت تاریخی سهام، اوراق قرضه و داراییهای با ریسک کمتر ، همانگونه که در اولین نمودار آمده است ، مشاهده می کنیم.
برای درک این مطلب ، فرض کنید که یک سرمایه گذاری که پیش بینی شده است یک میلیون دلار را بطور مستمر و سالانه ایجاد کند ، انجام گرفته است. یک فرد برای یک چنین دارایی چقدر حاضر است بپردازد؟ پاسخ به نامشخص بودن یا ریسک پذیری گردش وجوه نقد بستگی دارد. با مشخص بودن کامل شرایط که در آن گردش وجوهخ نقد بهنگام قرارداد کاملاض مشخص می شود ، یک سرمایه گذار دارایی را با نرخ بدون ریسک در نظر خواهد گرفت . همچنانکه میزان نا مشخصی افزایش می یابد ،بازده مورد نیاز برای جبران ریسک افزایش می یابد و در نتیجه در قیمت پایینتری سرمایه گذار مایل به سرمایه گذاری است ، زیرا ریسک بالاتر مستلزم دادن تخفیف است.
بعلاوه اقتصاد دانان فرض می کنند که سرمایه گذاران ریسک گریز هستند ، به این معنا که آنها حاضرند از بخشی از بازده چشم پوشی کنند ( و حتی حاضرند کمتر از ارزش فعلی بازده آتی پیش بینی شده را دریافت کنند ) تا ریسک را کاهش دهند. اگر این فرض درست باشد،انتظار داریم سرمایه گذاران برای جبران ریسک اضافی پذیرفته شده بواسطه نگهداری داراییهای ریسک پذیرتر ، بازده بیشتری را تقاضا کنند.

بی ثباتی شاخصی برای ریسک:
یکی از معیارهای کاملاً پذیرفته شده برای ریسک ، بی ثباتی ، یعنی میزان تغییر بازده دارایی در دوره های زمانی موفق ، است که عموماً به صورت انحراف استاندارد بازده ها بیان می شود. یک دارایی که دارای نوسانات شدید است ، انتظار میرود که دارای ریسک بالاتری باشد ، زیرا ارزش دارایی در زمانی که سرمایه گذار می خواهد آنرا بفروشد کمتر از آنچه است که پیش بینی شده بود. بعلاوه ، بی ثباتی بالاتر از نظر آماری، به معنی این است که ارزش آتی و بالقوه یک دارایی که بی ثباتی بالایی دارد در رنج وسیعتری افت می کند.
متنوع کردن و ریسک سیستماتیک:
البته از نظر قانونی ، بی ثباتی یک سهام خاص مربوط به خودش است و بهنگام بررسی ریسک اصلاً اهمیتی ندارد.وضعیتی را در نظر بگیرید که یک سرمایه گذار بدون اینکه متحمل هزینه اضافی گردد ، بی ثباتی مربوط به پورتفولیو ی داراییهای خود را کاهش دهد. این کار معمولاً از طریق متنوع کردن انجام می شود. فرض کنید به جای یک نوع سهام ، دو نوع سهم با بازده های پیش بینمی شده برابر نگه داری می شوند. از انجاییکه بازده سهام هیچ همبستگی با هم ندارند ، غیر ممکن است که در یک زمان هر دو حرکات شدیدی را تجربه کنند و در نتیجه بی ثباتی کل پورتفولیو را کاهش می دهند. چون داراییها در یک ارتباط محدود با یکدیگر حرکت نمی کنند (البته نسبت به هم کمی همبستگی مثبت دارند ) ، بی ثباتی کل بدون آنکه بازده مورد انتظار کاهش یابد و با توزیع پول در بین چند دارایی ،کاهش می یابد .
فرمت : WORD تعداد صفحه :59
ریسک سود مازاد، ارزشهای ذاتی و قیمتهای سهام:
از استفن پی باجینسکی و جیمز ام والن ـ
تحقیقات تجربی حسابداری شواهد نسبتاً کمی در مورد این که آیا از نظر ریسک ، اختلافات مقطعی سودی حسابداری با اختلافات مقطعی در قیمتهای سهام، ارتباط دارند یا نه؟ ارائه میدهد. ما با توجه به ریسک یا خطر مربوط به ارقام حسابداری دو پرسش را مطرح میکنیم:
1 ـ آیا ارزیابیهای خطر مربوط به حسابداری (یعنی خطر نظام مند و تغییر پذیری کل در مجموعه زمانی بهره مازاد حقوق صاحبان سهام شرکت) با ارزیابی بازار و برآورد خطر حقوق صاحبان سهام ارتباطی دارد یا نه؟
2 ـ اگر این چنین است، پس آیا این ارزیابیها به صورت افزایشی با ارزشیابی بازار و ارزیابی خطر حقوق صاحبان سهام در ورای دیگر عوامل قابل بررسی و مشاهده، نظیر عوامل موجود در الگوی سه عامل French, Fama (1992) ارتباط دارند؟ ما بر مبنای یک معیار اساسی حسابداری در مورد ریسک قیمت بازار اختلاف میان قیمت واقعی سهام و الگوی ارزشیابی سود مازاد بر پایه برآورد ارزش سهام و با استفاده از نرخ بهره بد ون ریسک را ارزیابی میکنیم.
نتایج ما حاکی از آن است که هم ریسک سیستماتیک و هم مجموع تغییر پذیری در بهره مازاد حقوق صاحبان سهام به طور ناقص تفاوت قیمت گذاری را نشان میدهد، و تأثیر توضیحی مجموع تغییر پذیری به عوامل فاما و فرنچ ـ بقای بازار، اندازه شرکت و نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری ـ افزوده میشود.
اصطلاحات کلیدی: سود بازار، معیارهای ریسک حسابداری، صرف ریسک ضمنی، ارزشیابی حقوق صاحبان سهام.
دادههای موجود: دادهها در منابع لیست شده متن موجود هستند.
1 ـ مقدمه:
ارزشیابی اصولی حقوق صاحبان سهام مستلزم ارزیابی پرداختهای پیش بینی شده آتی و خطر موجود در این پرداختها میباشد. تحقیقات موجود در مورد مفید بودن ارقام درآمدهای حسابداری بیشتر به نقش آنها به عنوان اطلاعات مربوط به پرداخت اختصاص یافته تا نقش آنها به عنوان اطلاعات مربوط به خطر یک مورد استثناء مطالعه بنیادین و اصولی Beaver و همکاران است که نشان میدهد ارزیابیهای خطر حسابداری با الگوی بقای بازار رابطه مثبت دارد، ولی این که آیا ارزیابیهای خطر حسابداری قیمتهای بهره سهام را توضیح میدهد یا نه را مورد ارزیابی و بررسی قرار نمیدهد. از این گذشته، تحقیقات تجربی حسابداری در مورد این که آیا ارقام درآمدهای حسابداری از نظر خطر توأم با اختلافات مقطعی در قیمتهای سهام، دارای اختلافات مقطعی است یا نه صحبت چندانی به میان نمیآورد. ما در این مطالعه با ارائه این پرسش خطر مربوط به ارقام حسابداری را مورد بررسی قرار میدهیم: آیا ارزیابی خطر درآمدهای حسابداری با ارزیابی بازار سرمایه و برآورد خطر شرکت ارتباطی دارد یا خیر؟ پاسخ به این پرسش شرکای بازارهای سرمایهای، نیز محققان و مدرسان حسابداری را از تأثیرات اصولی ارقام درآمدهای حسابداری در ارزیابی و برآورد خطر آگاه میکند. یافتهها نیز به درک بهتر چگونگی تشخیص الگوی ارزشیابی درآمدهای حسابداری و چگونگی بکارگیری آنها در مجموعههایی که ارزیابی خطر بازار (مثلاً الگوی بقای بازار) موجود نیست کمک میکند.
فرمت : WORD تعداد صفحه :20
جهان پیچیده است و ما سعی کرده ایم که در اینجا، فقط طبیعت پیچیده وپویای تجارت را منعکس نمائیم. به طور اختصار بر برخی مزایای سیستم تجاری WTO تاکید کرده ایم ولی ادعا نمی کنیم که همه چیز در اینجا کامل وبی عیب است زیرا درغیر اینصورت مذاکرات بیشتری درجهت اصلاح سیستم صورت نمی گرفت. همچنین ادعا نمیکنیم که همه تمام اجزاء WTO را قبول دارند که این خود شاید دلیلی برای ماندگاری سیستم باشد. دراینجا کشورها گردهم چمع می شوند تا اختلافات تجاری خود را حل و فصل کنند.
دلایل قانع کننده بسیاری برای برپائی و ماندگاری سیستم موجود است که دراینجا ده مورد آن ذکر و بحث میشود:
1- این سیستم به حفظ و ارتقاء صلح کمک میکند
2- مناقشات و اختلافات به طریقه ای سودمند مشکل گشائی میشوند
3- رعایت قوانین، زندگی را برای همه آسانتر می سازد
4- تجارت آزادتر، هزینه های زندگی را کم میکند
5- حق انتخاب کالاها بیشتر شده و کیفیتها بالاتر می رود
6- تجارت، درآمدها را افزایش می دهد
7- تجارت، رشد اقتصادی را افزایش می دهد
8- قوانین و ضوابط پایه ای، زندگی را آسانتر می کنند
9- دولت ها در برابر اعمال نفوذهای شخصی و گروهی محافظت می شوند
10- این سیستم دولتهای شایسته و خوب را ارج می دهد و تشویق میکند
1- این سیستم به حفظ صلح جهانی کمک می کند
شاید این ادعایی بزرگ بنظر رسد و نمی توان فقط بر آن تکیه کرد، اما این سیستم به برقراری صلح جهانی یاری میرساند و اگر دلیل آنرا بدانیم تصویر واضحتری از کاری که
سیستمWTO واقعا انجام می دهد خواهیم داشت .
صلح تقریبا نتیجه دو اصل اساسی تجارت است :
- جریان یافتن تجارت به صورت روان
- فراهم آوردن بستری عادلانه و سازنده برای حل و فصل اختلاف تجاری کشورها
تاریخ پر از جنگهایی است که براثر مناقشات تجاری ایجاد شده اند یکی از مشخصترین مثالها، جنگ دهه 1930است که کشورها به منظور حمایت از تولیدکنندگان داخلی، از واردات خارجی جلوگیری کردند وتلاقی سیاستهای گوناگونی که کشورهای مختلف در این مورد اتخاذ می کردند رکود اقتصادی اوایل دهۀ 1930 را وخیم تر کرد و سرانجام منجر به آغاز جنگ جهانی دوم شد.
بلافاصله پس از جنگ، دو رویداد مهم به جلوگیری از تکرار تنش کمک کرد : در اروپا، همکاری بین المللی در GATTمورد ذغال سنگ ، آهن و فولاد گسترش یافت و موافقت نامه عمومی تعرفه و تجارت موسوم به (General Agreement on Tarrifs and Trade) در سطح جهان ایجاد شد.
هردو این دو رویداد به قدری موفقیت آمیز بودند که امروزه به صورت قابل توجهی گسترش یافته اند ، اولی به اتحادیه اروپا تبدیل شده است و دومی به سازمان تجارت جهانی(WTO).
WTO چگونه عمل می کند ؟
بایستی خاطر نشان کنیم در معاملات و تجارت، معمولا فروشندگان مایل به جرو بحث با مشتریان خود نیستند به عبارت دیگر، اگر تجارت راحت و بی دردسر جریان داشته باشد و هر دو طرف از یک رابطه تجاری سالم لذت ببرند احتمال چالش سیاسی کمتر خواهد بود. به علاوه تجارت روان ، به بالا بردن سطح رفاه اقتصادی تمام مردم کمک میکند، و کسانی که پولدارتر و راضی تر هستند کمتر تمایل به جروبحث و دعوا دارند .
اما این همه قضیه نیست، جنگهای تجاری دهۀ 1930 گواه براین هستند که چگونه سیاست حمایت از صنایع داخلی می تواند به راحتی کشورها را در وضعیتی قرار دهد که برنده ای نداشته باشیم و همه ببازند .نگرش بستن درها بر روی واردات برخی کالاها برای حمایت از صنایع داخلی کوته فکرانه است چرا که این روش ، واکنش و پاسخ کشورهای دیگر را نادیده انگاشته است . واقعیت این است که در درازمدت حتی یک قدم بسوی حمایت از صنایع داخلی ، بسادگی میتواند مشکلات دیگری را بوجود آورد از قبیل:
اقدامی متقابل از سوی سایر کشورها ، ازبین رفتن اطمینان درتجارت آزاد، گامی بسوی ایجاد مشکلات اقتصادی، (حتی برای بخشهایی که در ابتدا حمایت و محافظت شدند ) ،شرایطی که در آن همه ضرر خواهند کرد.
فرمت : WORD تعداد صفحه :41
دارایی
وازه« دارایی«در حسابداری و تجارت به معنای منابع کنترل شده است که توسط یک واحد اقتصادی مستقل و در نتیجه مبادلات و قراردادهایی که در گذشته صورت گرفته و یا مزایای اقتصادی قرار دادهای آتی بدست می آید .
ویژگی های دارایی
دارایی ها سه ویژگی مهم دارند:
در مفهوم اصطلاح حسابداری مالی دستیابی به سود هی از لحاظ قانونی امکان پذیر می باشد و برای اینکه یک منبع مالی به عنوان دارایی محسوب شود کنترل این سود هی لازم نیست . مشروط به اینکه واحد اقتصادی مورد نظر بتواند کاربرد آن را توسط ابزار دیگری کنترل نماید.
درک این مطلب که در مفهوم حسابرسی «دارایی«به عنوان ملک محسوب نمی شود بسیار مهم است. در حسابداری مالکیت با اصطلاح «حق مالی«توصیف شده است (اصطلاح مربوط حقوق صاحبان سهام را نگاه کنید). دارایی برابر با حقوق مالی به اضافه بدهی هااست .معادله حسابداری مربوط به دارایی ها ،بدهی هاو حق مالی به صورت زیر است .
حق مالی مالکان+بدهی ها=دارایی ها
این معادله حسابداری ،ساختار ریاضی تراز نامه است.
دارایی ها معمولا در تراز نامه فهرست می شوند و این فهرست یک تراز نامه عادی و رسمی از بدهی است (مقادیر مربوط به محاسبه دارایی در سمت چپ دفتر کل دیده می شود)
در اقتصاد نیز دارایی به هر شکلی است که ثروت را می توان در آن نگهداری کرد .
احتمالا قابل قبول ترین تعریف حسابداری از واژه «دارایی«توسط کمیته استانداردهای حسابداری بین الملل ارائه شده است تعریف زیر نقل تولی از شبکه جهانی IFRSاست:
دارایی منبعی کنترل شده توسط واحد تجاری است که به عنوان نتیجه قراردادهای گذشته و مزایای اقتصادی آتی انتظار می رود همراه واحد تجاری باشد.
دارایی ها به شکلی رسمی کنترل شده و توسط سارمانهای گسترده و از طریق استفاده از ابزارهای تعیین جهت ،مدیریت می شوند. این مدیریت دارایی ها ،خرید توضیح،خدمت رسانی ،اعطای مجوز،مصرف و....را از دو جنبه مربوط به دارائی های فیزیکی و غیر فیزیکی نشان می دهد .
فرمت : WORD تعداد صفحه :4
حسابداری صنعتی:
حسابداری صنعتی جامع (FCA) به طور کلی فرآیند جمع آوری و ارائه اطلاعات (هم هزینه ها و هم درآمدها) مورد نیاز جهت تصمیم گیری اطلاق می شود. اطبا از اصلاح مشابه حسابداری هزینه واقعی (TCA) نیز برای نامیدن آن استفاده می شود. متخصصین به دلیل اینکه تعاریف "جامع" و "واقعی" ذاتاً ذهنی هستند، در بیان مفهوم این در اصطلاح با مشکل مواجه هستند. برای دست یابی به اطلاعات بیشتر در رابطه با این مشکلات به اقتصادهای سبز مراجعه کنید.
مفاهیم:
حسابداری صنعتی جامع در برگیرنده چند مفهوم کلیدی است که آن را از تکنیک های استاندارد حسابداری متمایز می کند. موارد زیر اصول اساسی FCA را مشخص می کنند:
1- حسابداری هزینه ها، نه فقط مخارج و پرداخت ها.
2- حسابداری هزینه های پنهان و ظاهری
3- حسابداری هزینه های غیر مستقیم و سربار
4- حسابداری مخارج گذشته و آینده.
5- حسابداری هزینه ها بر طبق چرخه عمر محصول
هزینه ها به جای مخارج:
مخارج پرداخت های نقدی هستند که جهت کسب یا استفاده از منابع صرف می شوند. هزینه ارزش نقدی منبعی است که مورد استفاده قرار می گیرد. برای مثال، هنگامی که یک وسیله نقلیه خریداری می شود، مخارج و پرداخت هایی انجام می شود، امّا هزینه وسیله نقلیه طی دوره استفاده از آن محاسبه و ثبت می شود (مثلاً برای مدت 10 سال). باید هزینه وسیله نقلیه را طی یک دوره زمانی مشخص تخصیص داد، زیرا هر سال استفاده از آن باعث مستهلک کردن ارزش قیمتی وسیله نقلیه می شود.
هزینه های پنهان:
ارزش قیمتی کالاها و خدمات با استفاده از FCA، به عنوان هزینه منعکس می شود، حتی اگر پرداختی برای آن ها انجام نشده باشد. ممکن است یک جامعه از طرف دولت کمک های مالی، مثلاً برای خرید تجهیزات دریافت کند. این تجهیزات دارای ارزش شخصی هستند، هر چند که این جامعه برای خرید این تجهیزات پولی نپرداخته است. بنابراین، این تجهیزات باید با توجه به سیستم تجزیه و تحلیل FCA ارزش گذاری شوند.
هزینه های غیر مستقیم و سربار:
FCA تمامی هزینه های غیر مستقیم و سربار را، به همراه آن هزینه هایی که به صورت مشترک با دیگر مؤسسات عمومی انجام شده اند، محاسبه کرده و مدّ نظر قرار می دهد. هزینه های غیر مستقیم و سربار می توانند شامل هزینه خدمات حقوقی، پشتیبانی اداری، تجزیه و تحلیل داده ها، تهیه صورت حساب و خرید باشند.
مخارج گذشته و آینده:
در سیستم حسابداری نقدی، پرداخت های گذشته و آینده اغلب در بودجه های سالانه مد نظر قرار نمی گیرند. هزینه های گذشته (یا پیش پرداخت) سرمایه گذاری های اولیه ای هستند که برای استفاده از خدماتی نظیر بدست آوردن وسایل نقلیه، تجهیزات، یا تأسیسات ضروری می باشد. پرداخت های آتی (یا پس پرداخت) هزینه هایی هستند که برای تکمیل فعالیت ها نظیر هزینه های از رده خارج کردن تأسیسات، مستهلک کردن تجهیزات، و رسیدگی به سلامت و امور بازنشستگی کارکنان انجام می شوند.