دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

پایان نامه پزشکی - وضعیت پراکسیداسیون لیپیدها در پلاسمای بیماران نارسایی احتقانی قلب

فرمت :WORD                                                     تعداد صفحه :60

فهرست مطالب

صفحه

عنوان

1

خلاصه فارسی

2

بیان مساله

4

تعریف واژه ها

5

اهداف و فرضیات

6

فصل اول ) مقدمه

26

فصل دوم) مواد و روش ها

31

فصل سوم) یافته ها

38

فصل چهارم) بحث و نتیجه گیری

44

فصل پنجم) مشکلات و پیشنهادات

46

تقدیر و تشکر

47

خلاصه انگلیسی

48

منابع

52

پیوست

 

 

 

 

 

 

پایان نامه پوکی استخوان

فرمت :WORD                                                     تعداد صفحه :337

مقدمه

حدود یک سال پیش که به دنبال انتخاب موضوعی جهت پروژه و سمینار خود بودیم، هدفمان را دستیابی به یک موضوع جدید و همه گیر قرار دادیم.

پوکی استخوان و ارتباطش با نحوة تغذیه، سرطان و تغذیه، تغذیة دوران بارداری همه و همه جز موضوعات تکراری بودند که همواره به عنوان موضوع سمینار و پروژة دوستانمان، برروی بُرد دانشکده خودنمایی می کرد. طی مشورت با استاد گرانقدر سرکار خانم طباطبائیان به این نتیجه رسیدیم که کمی هم به مشکلات خود فکر کنیم. واقعاً چرا اینهمه بی‌حوصلگی و سردردهای گذرا که شاید ماهیانه تنها یکبار به سراغمان می آمد؟ پس از پرس و جوی بسیار از اساتید و بررسی پژوهشهای به چاپ رسیده، به این نتیجه رسیدیم که تعداد بیشماری، قربانیان سندرم پیش از قاعدگی (PMS) هستند. گاهی شرایط طبیعی مشکلاتی را ایجاد می کند که به ظاهر جز تحمل و انطباق با آنها کاری نمی توان کرد. مثلاً حالتی را تصور کنید که بطور منظم و در فواصل زمانی معین به بیماری خاصی مبتلا شده و مجبور به تحمل آن باشید. حداقل در یک مورد این مسأله واقعیت داشته و زنان همه ماهه با چنین مسأله ای روبرو هستند. عادت ماهیانه، پدیده ای است که در 30 تا 40 درصد زنان علائم آن به قدری شدید است که بعنوان یک بیماری شناخته می شود. (PMS) چنانچه عادت ماهیانه از 13 سالگی آغاز و تا 50 سالگی ادامه یابد و هر تجربة آن 55 روز از یک دوره 28 روزه را به خود اختصاص دهد، هر زن بطور متوسط 7 سال از عمرش را با این پدیده سپری می کند و این امر اهمیت توجه به این حالت را نشان می دهد.

علاقه و توجهمان به شناخت PMS موجب گردید تا خواستار برقراری تماس با مبتلایان به این سندروم شویم ولی این خود نیازمند وجود یک رابطه بین ما و بیماران بود. طی تحقیقاتی و با همکاری مدیر مؤسسه پژوهشی – تحقیقاتی طعام اسرار – جناب دکتر شیخ روشندل – که خود شخصاً به طبابت و درمان این دسته از بیماران می پرداختند، گروهی را بعنوان نمونه انتخاب کردیم و با توجه به علاقه ذاتیمان به داروهای گیاهی به پیشنهاد جناب دکتر روشندل فرضیه تأثیر گیاه مرمکی برروی PMS را مطرح نمودیم. هرچه پیشتر می رفتیم عوارض منفی داروهای شیمیائی – هورمون درمانی و آرام بخشها بر ما روشن تر می شد.

بعد از 4 ماه تحقیق و بررسی؛ نتایج به بار نشست و هم اکنون خوشنودیم که قدمی هرچند کوچک در زمینه‌ی اطلاع رسانی به زنان جامعه یمان برداشته ایم. امیدواریم دیگر شاهد اختلافات خانوادگی که همگی از کج خلقی ها و آشفتگی های دوران قبل از عادت ماهانه نشأت می گیرد نباشیم. بارها از زبان نمونه هایمان شنیده ایم که می گفتند: «چرا هیچ کس تابحال در مورد این سندروم چیزی نگفته است؟ مگر نه این است که تمام زنان بطور طبیعی در اواخر سیکل قاعدگی این مشکلات را تجربه می کنند؟!» لازم به ذکر است که ما بحثمان را به 5 بخش اصلی تقسیم کرده ایم:

  1. در بخش نخست به بررسی سیکل ماهانه و بیماریهای رایج پرداخته ایم که طرح آن به عنوان آغاز مباحث ضروری به نظر می رسد.
  2. در بخش دوم به معرفی سندروم و زمینه ها و علت های بروز آن پرداخته ایم.
  3. در بخش سوم روشهای درمانی گوناگون این بیماری را مورد بررسی قرار داده ایم.
  4. بخش چهارم مربوط به گیاه داروئی مرمکی و اثر آن بر کُلّ سیستم های بدن می باشد.
  5. در این بخش بطور جداگانه، نتایج یک مطالعة آماری بر زنانی ایرانی را که توسط خودمان صورت گرفته است، شرح داده ایم.

مدعی نمی شویم که بهترین آنچه را که می شد ارائه داده ایم امّا با توجه به کمی منابع موجود در زمینة این سندروم و حتی گیاه مُرّمکی چه در داخل و چه خارج از کشور و آشنایی نه چندان زیاد متخصصان داخلی با این سندروم، سعی کرده ایم تا مجموعه ای در خور را آماده سازیم که امیدواریم مورد توجه قرار گیرد.

در خاتمه باید از زحمات بسیار زیاد استاد گرانقدر سرکار خانم طباطبائیان که با سعة صدر به راهنمایی ما پرداختند و همچنین جناب آقای دکتر شیخ روشندل – مدیر مؤسسة پژوهشی – تحقیقاتی طعام اسرار – که اگر الطاف ایشان نبود مطمئناً سیر این تحقیق غیرممکن بود تشکر نموده و با قدردانی از همة کسانی که ما را در جمع آوری و گردآوری مطالب یاری دادند بحث خود را آغاز می کنیم.

 

فصل اول

سیکل قاعدگی

قاعدگی زمانی آغاز می گردد که استروژن به سطح مشخصی برسد. بسیاری از فاکتورهای زندگی مدرن قادرند این زمان را به جلو بیندازند این فاکتورها نظیر رژیم های غذائی حاوی استروژن فراوان – گوشت، تخم مرغ، لبنیات و ... مصرف گوشت و انواع طیور (بدلیل افزایش شیر و فربه کردن و تولید بیشتر تخم مرغ به حیوانات انواع داروهای حاوی استروژن داده می شود که پس از ذبح مقادیری از این مواد در بدن حیوان باقی می ماند) و در معرض ترکیبات مشابه استروژن قرار گرفتن خود باعث افزایش سطح استروژن در بدن گشته و انتشار آنرا باعث می شود. در نتیجه بالا رفتن استروژن در بدن زنان اثری بر هورمون دیگر زنان تحت عنوان پروژسترون وارد شده که اصطلاحاً تحت عنوان پدیدة نفوذ یا غلبة استروژنی شناخته می شود. این وضعیت زمینه ساز بسیاری از مشکلات رایج در سلامتی زنان می باشد، بطوری که متخصصان بیماریهای زنان در اکثر حالات غیرطبیعی بیمارانشان از قبیل PMS، دمدمی مزاج، خونریزی زیاد، آندومتریوز، فیبروئید، کیستهای تخمدانی و بیماریهای فیبروسیتیک نیز افزایش ناگهانی استروژن را عامل اصلی می دانند. اعتقاد به چنین فرضیه ای امروزه به چنان حدی از باور رسیده است که حتی دلیل اغلب مشکلات تولید مثلی در زنان غربی نیز نسبت بالای استروژن در بدن آنها عنوان می شود.

(A روند فعالیت سیکل ماهانه

سیکل قاعدگی را می توان از دو دیدگاه زیر مد نظر قرار داد: 1-دیدگاه بالینی بصورت خونریزی دوره ای؛ و 2-دیدگاه تئوریک ترنورواندوکرین پایه. دانش لازم در مورد هر دو دیدگاه بالینی و پایة سیکل قاعدگی در دسترس است و در این بخش تلاش خواهد شد تا این دو دیدگاه در هماهنگی با یکدیگر مورد بحث قرار گیرند.

 

سیکل قاعدگی از دیدگاه بالینی

قاعدگی عبارت از خونریزی دوره ای رحمی است که اکثر زنان در سنین باروری آن را تجربه می کنند. قاعدگی طبیعی، ریزش دوره ای اندومتر ترشحی رحم است که در اثر کاهشی در تولید استرادیول و پروژسترون بعلت پسرفت جسم زرد، رخ می دهد.

 

وضعیت زمانی سیکل قاعدگی

ارتباط قاعدگی با سیکل گردش ماه، تنها یک تصور رومانتیک است. برخلاف باور عامه مردم، سیکل قاعدگی در اغلب زنان همانند «گردش ساعت» تکرار نمی شود. متخصصین بیماریهای زنان برای بدست آوردن اطلاعاتی از حالت طبیعی قاعدگی، بطور معمول پرسشهائی را در مورد فاصلة قاعدگی، نظم فواصل قاعدگی، مدت طول کشیدن خونریزی قاعدگی و حجم خونریزی، از بیمار بعمل می آورند.

Treloar و همکاران، اطلاعاتی را در مورد فواصل قاعدگی و نظم این فواصل در زنان سفیدپوست مطالعه شده در دانشگاه مینه سوتا، منتشر کردند. در این مطالعه، اطلاعات بصورت آینده نگر در طول 30 سال جمع اوری شده بودند و تعداد 275947 مورد سیکل قاعدگی برای تجزیه و تحلیل در دسترس قرار داشتند. (جدول 1-1)

طول مدت سیکل معمولاً در هر ماه به میزان 2-1 روز متغیر بود و تنها 50 درصد زنان سیکلی در محدودة 30-26 روز داشتند که در تعریف فاصلة به اصطلاح تیپیک 28 روز می گنجید. در اکثر زنان، قاعدگی برای اولین بار در سن 13 سالگی (با محدوده طبیعی 16-8 سالگی) آغاز می شود و در سن 52 سالگی (با محدودة طبیعی 55-45 سالگی) خاتمه می یابد. در محدودة سنی 20 تا 40 سالگی، زنان بیشترین نظم را در سیکل های خود نشان می دهند و در سالهای بلافاصله بعد از منارک و قبل از یائسگی، تغییرپذیری این سیکل ها بیشتر است. با این وجود باید توجه داشت که مدت میانگین سیکل قاعدگی «طبیعی» از 87/28(75/2) روز در سن 20 سالگی، به حد میانگین 8/26 (2) روز در سن 40 سالگی، کاهش می یابد. محققین از طریق مشاهده و بررسی تعداد زیادی از زنان سالم بالای 30 سال، به این نتیجه رسیده اند که مقادیر مربوط به طول مدت سیکل های قاعدگی، در پیرامون یک منحنی توزیع بیولوژیک طبیعی تجمع می یابند؛ در مورد هر زن، معمولاً این مقادیر در پیرامون یک مقدار که برای وی حالت معمول دارد، تغییر می یابند. در خلال چند سال اول بعد از منارک و همچنین درست قبل از یائسگی، زنان انحرافات وسیعتری از مقدار میانگین را تجربه می کنند. مفهوم «محدوده طبیعی» دربرگیرندة انحرافاتی است که در 50 درصد زنان در سن 25 سالگی که طول مدت سیکل های آنان کمتر از 27 و یا بیشتر از 31 روز است، رخ می دهند.

با مراجعه به مطالعات بعمل آمده برروی تعداد زیادی از زنان در طول مدت زمانی قابل توجه، محدوده های طبیعی مشخص شده اند، بطور کلی، سیکل های کمتر از 24 روز را پلی منوره و سیکل های بیش از 35 روز را اولیگومنوره می نامند. بعدها مشخص شد که اکثر سیکل های توأم با تخمک گذاری (که با موج سریع ترشح LH و سطح طبیعی پروژسترون فاز لوتئال مشخص می شوند)، از 24 تا 355 روز متغیر هستند.

 

جدول 1-1 حد میانگین و محدوده های 5% بالاتر و پائین تر، در مورد فواصل قاعدگی برحسب روز، بدست آمده از 275947 سیکل قاعدگی.

Menstrual interval (Days)

5% Upper

 

5% Lower

Chronologic

bound

Median

Bound

Age (yr)

40

28

22

17

37

28

23

25

34

27

22

33

32

26

22

41

>80

27

15

49

Adapted from Treloar A E et al: Variation of human menstrual cycle through reproductive life. Int Fert (12): 77-126, 1962.

طول مدت خونریزی قاعدگی 7-3 روز است و مدتهای کمتر (هیپومنوره) و بیشتر (هیپرمنوره)، بعنوان مسائلی غیرطبیعی درنظر گرفته می شوند.

 

مقدار خونریزی قاعدگی

مدت طبیعی خونریزی قاعدگی از 3 تا 7 روز متغیر بوده و میزان کلی خون دفع شده معمولاً 80 میلی لیتر یا کمتر است. این امر آشکار شده است که مقدار خون دفع شده در قاعدگی، از زنی به زن دیگر بطور واضح متغیر است، اما میزان خون دفع شده در هر زن از ماهی به ماه دیگر تقریباً در حدی ثابت قرار دارد. این طرح در زنان واقع در چندین بخش جهان که در آنها مقدار متوسط دفع خون و میزان انحراف از محدودة طبیعی کاملاً مشابه است، به اثبات رسیده است. در روش مورد استفاده برای سنجش میزان اتلاف خون، خون را از تامپونها و نوارهای بکار رفته در قاعدگی در داخل یک محلول هیدروکسید سدیم وارد می سازند و سپس مواد رنگ زای هِم (heme) را به شکلی تبدیل می کنند که بتوانند آن را توسط یک اسپکتروفتومتر مورد سنجش قرار دهند. در صورتی که میزان خون تلف شده در قاعدگی افزون تر از 80 میلی لیتر باشد، این حالت از ارتباطی خوب بالا کم خونی (سطح هموگلوبین کمتر از 12 گرم) و مقادیر پائین آهن پلاسما برخوردار خواهد بود. چون تعیین کردن میزان خون تلف شده در قاعدگی از روی برآورد انجام شده توسط بیمار کاری دشوار است، کنترل کردن بیمار از نظر کم خونی یکی از راههای عملی برای کنترل میزان خون دفع شده در قاعدگی محسوب می شود.

 

اساس بیولوژیک سیکل قاعدگی

برای توضیح اینکه خونریزی قاعدگی اصولاً به چه دلیلی رخ می دهد و چرا حالت دوره ای دارد، باید از نقش هورمونها و عوامل رشد پپتیدی در کنترل تقسیم سلولی و تمایز پوشش اندومتری رحم و ساختار عروقی آن، آگاهی یافت. خونریزی قاعدگی تنها در میمونهای برتر و انسانها رخ می دهد و اغلب پستانداران دیگر در پایان هر یک از سیکل های بدون باروری خود، پوشش رحم خود را از دست نمی دهند. این اختلاف آشکار در روند تولید مثل، احتمالاً با فرضیة تکاملی زنده زائی و تشکیل منحصر بفرد جفت در پریماتها، در ارتباط است. در اوایل بارداری انسان، جفت بطور عمقی تهاجمی گسترده را به داخل لایة اندومتر در پیش می گیرد و در نتیجة آن کوتیلدونهای جفتی می توانند در خون مادر به حالت شناور قرار گیرند. اگر در یک سیکل بارداری رخ ندهد، لایة اندومتری ضخیم و عروق خونی مارپیچ آن حمایت هورمونی خودر ا از دست می دهند و اندومتر دچار ریزش می شود و درنتیجه خونریزی قاعدگی رخ می‌دهد و در دیگر پستانداران، یا اندومتر مشابه با انسان تکامل نمی یابد و یا اینکه، بجز در صورت رخ دادن بارداری، ترشح هورمون لوئتال به وقوع نمی پیوندد. اگرچه در سایر پستانداران دوره های قاعدگی وجود ندارد، اما برخی از آنها در هنگام تخمک گذاری و پذیرش فعالیت جنسی (تهییج جنسی) دچار خونریزی دوره یا می شوند. این حالت بطور بارز در سگهای اهلی دیده می شود.

تا پیش از اوایل قرن بیستم، باور بر این بود که تخمک گذاری در انسان در هنگام خونریزی قاعدگی رخ می دهد. این عقیده به پیدایش روش ریتم برای کنترل بارداری منجر شد که البته نتوانست مدت زیادی دوام داشته باشد. تنها بعد از توصیف ارتباطات زمانی دقیق بین تغییرات اندومتری و قاعدگی توسط Hitschmann و Adler بود که محققین دیگر  توانستند ارتباط بین تخمک گذاری و ترشح استرادیول و پروژسترون تخمدانی و اثرات هورمونی آنها برروی اندومتر را به اثبات برساندند. بدنبال این پیشرفت، در سال 1932 ارتباطات متقابل بین غدة هیپوفیز و گونادها به اثبات رسید و هورمونهای هیپوفیز و تخمدان جداسازی شدند. سپس مفهوم کلاسیک سیکل قاعدگی به عرصة ظهور رسید. این مدل اولیه، تنها واکنش متقابل هیپوفیز، تخمدان و اندومتر با آزاد شدن هورمون محرکة فولیکول (FSH) و هورمون لوتئینیزه کننده (LH) را شامل می شد. رهائی هورمونها سبب ترشح فولیکولی استروژن و تکثیر اندومتری در نیمة اول سیکل قاعدگی می شود و بدنبال آن موج سریع ترشح LH رخ می دهد. در نتیجه، تخمک گذاری توأم با ترشح پروژسترون و استروژن به وقوع می پیوندد و این امر به پیدایش یک اندومتر ترشحی در نیمه دوم سیکل قاعدگی منجر می شود (شکل 1-1). ارتباط هیپوفیز و تخمدان بصورت یک سیستم فیدبک منفی بسته و مشابه ارتباط یک ترموستات با یک سیستم گرماساز درنظر گرفته می شد. برطبق این نظریه، FSH و LH ترشح هورمونهای تخمدانی را تحریک می کنند و این هورمونها نیز به نوبة خود سطوحFSH  و LH را در حد صحیح و مناسب نگه می دارند؛ در نهایت هنگامی که جسم زرد پسرفت می کند، سیکل دوباره آغاز می شود. این نظریه یک توضیح بیش از حد ساده شده بود که در نهایت با کشف نقش هیپوتالاموس در تولید مثل، کشف فیدبک مثبت استروژن برای ایجاد موج سریع ترشح LH و تخمک گذاری و نیز با جداسازی هورمون آزادکننده گونادوتروپین (GnRH) در اوایل دهة 19700 میلادی، مورد اصلاح قرار گرفت. آگاهی اخیر ما در مورد فعل و انفعالات پیچیدة نورواندوکرین که سیکل قاعدگی را تنظیم می کنند، امروزه به حدی مورد موشکافی قرار گرفته است که متخصصین بیماریهای زنان می توانند از این دانش در امر مراقبت و بررسی بیماران مبتلا به مشکلات قاعدگی بهره بگیرند.

پایان نامه تأثیر عوامل انتقادی در تئاتر

فرمت :WORD                                                     تعداد صفحه :754

-چکیده

تلاش من در این پروژه آن بوده است که تاثیر نظریه های انتقادی را بر تئاتر بررسی کنم و به این مسئله بپردازم که این نظریات چه تاثیری بر روند آفرینش هنری هنرمندان تئاتر داشته اند همانطور که می دانیم تئاتر طی یک روند خود جوشانه از دل آئین و مراسم انسانهای ابتدایی بوجود آمده و لذا به صورت فعالیتی خود به خود وجود داشته است . پس از آن بوده که عده ای نظریه پرداز درباره آن نظریه پردازی کردند و این روند ادامه داشته است تا آنکه کارگردانی به شکل امروزی آن بوجود آمد  وسبکهای جدید ساخته شد.

در این میان کارگردانان و درام پردازانی بوده اند که خودشان هم نظریه پرداز بودند و به طبع پردازان دیگری نیز به وجود آمدند و کار اینها را نقد کردند.

لذا من ابتدا به تاریخچه پیدایش نقد از دوران باستان تا به امروز یعنی (نقد قدیم و نقد جدید) به همراه بررسی تعامل میان نقد و هنر تئاتر به طور اجمالی نظری افکنده ام . پس از آن تاریخچه پیدایش کارگردانی را در جهان به شکل امروزی آن مورد برررسی قرار داده ام تا بعد به تبیین بازتاب میان نظریه های انتقادی و کارگردانی در تئاتر ایران علی الخصوص تئاتر دهه هفتاد ایران بپردازم و این امر البته با تحقیق و تفحص در تاریخچه پیدایش هنر نمایش و تئاتر در ایران و تاریخچه پیدایش نقد در ایران میسر گشته است که البته پیدایش نقد در ایران به صورت امروزی آن  تا اندازه ای هم با تلاش نخستین افراد برای ایجاد تئاتر به صورت غربی و امروزی آن در ایران مقارن بوده است.

و با این تحقیق بدین نتیجه رسیدم که نظریه پردازی در ایران به شکلی که در نقاط دیگر جهان وجود داشته و نیز نظریات انتقادی کشورهای دیگر به صورت عمیق در تئاتر ما را پیدا نکرده است.

به نظر می رسد در ایران کارگردانها بر این باورند که نقد هیچگونه تاثیری بروی کار آنها و پیشبرد خلاقیت هنریشان ندارد.از سوی دیگر منتقدین نیز بر این عقیده اند که کارگردان هیچ نقش یا تاثیری بر روند جریان نقد نخواهد گذاشت و همچنین به نظر می رسد که دیدگاه های موجود بیانگر آن است که منتقدان و کارگردانان رو در روی هم به عنوان دشمن ایستاده اند و نه بعنوان پل ارتباطی . در ظاهر امر در حال حاضر تنها یک شیوه ی نقد آنهم نقد ژورنالیستی در ایران شناخته شده است. در حالی که من به هر نوع نظریه پردازی معتبر در این حیطه نقد می گویم.

از مشکلاتی که بر سه راه تحقیق من قرار داشت عدم وجود پژوهشگاه تئاتری در ایران  به عنوان یک نیاز ضروری فرهنگی و هنری بوده است.

 

2-مقدمه

به نظر می رسد که در تئاتر ایران بازتابی میان کارگردانی و نظریه های انتقادی وجود ندارد و به علت این عدم حضور حفره ی عظیمی در تئاتر ایران ایجاد گردیده است. در نتیجه اگر به این گونه پروژه ها پرداخته نشود این حفره روز به روز عمیق تر می شود.

تلاش بر این است که اهمیت مسئله مورد تحقیق با مقایسه میان تئاتر کشور ما و تئاتر کشورهایی که از اجراهای تئاتری به مراتب پویاتر و بالنده تری برخوردارند بررسی گردد.

و نیز تلاش بر این است که وجود تعامل ناشی از همکاری دو جانبه دو قشر اندیشمند یعنی منتقد به عنوان نظریه پرداز و کارگردان به عنوان هنرمند صاحب سبک بررسی شده و نشان داده شود که این تعامل موجب پیشبرد هنر کارگردانی تئاتر می شود.

این تحقیق قصد دارد به این سوال پاسخ دهد که آیا تئاتر و نظریات انتقادی به هم تاثیر متقابلی دارند یا نه و اگر دارند این تاثیر متقابل تئاتر و نظریات انتقادی مثبت بوده است یا خیر.

و نیز هدف از اجرای این تحقیق آن است که هنرمند و نظریه پرداز راه تعامل با یکدیگر را یاد بگیرند به سخن دیگر در این تحقیق تمام نظریات انتقادی مورد بررسی قرار گرفته است و تاثیر هر یک بر هنر تئاتر به صورت جداگانه مورد بررسی قرار گرفته است.

3- فصل اول زمینه

پژوهش در گذشته:

الف) بررسی تاریخچه پیدایش نفت و همراه رویکری بر تأثیر متقابل نظریه های انتقادی و درام پردازان جهان

 

الف-1) نقد قدیم:

ادبیات و نقادی در یونان باستان

در شعر و ادب، یونان یگانه کشوری است که به قول بعضی محققان تحول و تطوری منظم داشته است و در هر یک از مراحل تکامل اجتماعی آثار و انواعی را که مقتضای آن مرحله از تحول بوده است به وجود آورده است. اما در یونان، برخلاف سایر ممالک اروپا تطور و تکامل انواع شعر تقریبا همواره با تحول اجتماعی حیات عمومی همقدم بوده است.(1) این تطور و تکامل بدیع به تدریج، لیکن بدون وقفه و انقطاع صورت گرفته است. انواع و فنون شعری از حماسی و غنایی و تمثیلی هر کدام به اقتضای اوضاع و احوال زمانه به توالی پدید آمده اند و هر یک از انواع و فنون مزبور ثمره مقتضیات حیاتی قوم یونانی در عصر و دوره خاصی به شمار می آید.(2) اما در باب نقد و تاریخ آن پیش از ظهور افلاطون و ارسطو اطلاعات زیادی در دست نیست.

پیزیسترات، جبار و سردار معروف آتن را که از سال 525 تا 600 قبل از میلاد می زیست شاید بتوان قدیمیترین منتقد در ادب یونان بشمرد زیرا او ظاهراً نخستین کسی بوده است که در صدد جمع و تدوین آثار هومر برآمده است.

 

آریستوفان

در دوره سقراط، آریستوفان شاعر را می توان از قدیمیترین نقادان دانست. وی تنها نویسنده کومدی در یونان قدیم است که آثار کاملی از او باقی مانده است. نویسندگان کومدی در آن زمان، اینگونه نمایشنامه ها را وسیله‌یی جهت نقد و بحث عقاید و آراء جاری تلقی می کردند و اگر شاعری موفق می شد که این عقاید و رسوم را مسخره و انتقاد کند ، دیگر در بند آن نبود که آنچه گفته است و آنچه نمایش داده است با واقع و حقیقت موافق هست یا نه ؟(3) کومدی غوکان پیش از همه آثار آریستوفان عقاید او را در باب مسایل مربوط به نقد ادبی نشان می دهد. اما باید متوجه بود که در آثار این شاعر نقد بیشتر به منظور مزاح و استهزاء است و بنابراین نمایشنامه غوکان را هرگز نباید به چشم یک اثر دقیق انتقادی نگریست .

 

سقراط

اما عقاید سقراط در باب نقد ادبی، مثل همه مسائل دیگر، چنان با آراء و عقاید شاگردش افلاطون بهم در آمیخته است که آنها را به آسانی از یکدیگر جدا نمی توان کرد. مع ذلک در بعضی رسائل افلاطون، از آنجمله رساله دفاع سقراط، می توان عقیده و رأی این حکیم بزرگ اخلاقی را در باب شعر جستجو کرد. (5)

از این فقره می توان این نتیجه را گرفت که سقراط ظاهراً نخستین کسی است که پی برده است به اینکه قوه فهم و نقد شعر با قوه ابداع و نظم آن تفاوت دارد و بسا که منتقد شعر را از شاعری که گوینده آن است بهتر بشناسد و از این جهت اصل و منبع فن نقد را بعضی در همین گفته سقراط جستجو کرده اند .(6)

باری، سقراط با آنکه در طی مکالمات خود مکرر بر سبیل تمثیل و استشهاد از شاعران یاد می کند و حتی گاه از بعضی از آنها مانندهومر و پیندار و اوریپید اشعاری نقل می کند، لیکن از لحاظ اخلاق که فلسفه او مبتنی بر آن است به شعر چندان توجه ندارد و آن را کاری بی‌فایده و عبث می شمارد.

 

افلاطون

از بحثهای متعددی که افلاطون در باب شعر و شاعری دارد پیداست که بیش از اسلاف خویش به شعر و ادب توجه داشته است و هرچند تمیز آراء این دو حکیم آسان نیست اما برای تحقیق در تاریخ نقادی به هر حال به کتب افلاطون باید نظر انداخت. از جمله این کتاب، رساله فدروس می باشد که در باب زیبایی بحث می کند و در آنجا از قول سقراط درباره شعر سخنان دلنشین می گوید و شعر را از غلبه بیخودی می داند و می گوید که اگر این حالت بر کسی مستولی گردد او را برمی گیرد و از خویشتن بیخود می کند و در آن حال شعرها و نغمه ها بدو القاء و الهام می گردد. (7) در حقیقت افلاطون در این کتاب بطور کنایه شعر را نوعی از « هذیان» (Maniai) می خواند و شاعر را کسی می داند که آشفته و پریشانست و از خود برآمده و بی خویشتن شده است و از این رو در سلسله مراتب ارواح و عقول انسانی برای روح شعر جایی در مرتبه نهم و بین درجه  اهل رموز و اهل صنعت معین می کند. در صورتی که صدر مراتب را که بلافاصله بعد از مقام خدایان است به فلاسفه و حکما وا می گذارد و همین فاصله زیادی که بین مقام حکیم و مقام شاعر قایل می شود معلوم می دارد که در نظر افلاطون شعر چندان مقام مهمی ندارد. (8) به عقیده افلاطون، اساس کار شاعر قصه گویی و داستان سرایی است و « خواه شاعران امروز و خواه شاعران گذشته، کاری جز این ندارند که خلق را بوسیله امثال و قصص سرگرم دارند»؛ لیکن این امثال و قصص باید چنان باشد که در مسایل دینی و اخلاقی موجب ضلال و غوایت جوانان نگردد. (9)

تحقیقات افلاطون در باب شعر و ادب منحصر به بعضی مندرجات کتاب فدروس و کتاب جمهور نیست بلکه چون وی اهمیت زیادی به امر شعر و شاعری می داده است و لازم می‌دانسته است که گفتنیهای خود را در آن باب بگوید، رساله جداگانه یی نیز در این باره تألیف کرده است. نام و عنوان این رساله ایون یا شعر و شاعری است و هر چند از رسالات نسبتاً کوتاه افلاطون است اما این نیز هست که بحث حکیم درینجا برخلاف کتاب جمهور، در باب تراژدی نیست بلکه راجع به حماسه است و در حقیقت این رساله بحثی در باب شعر حماسی و نقدی درباره هومر است، هرچند در مسایل دیگر نیز وارد شده است و بحث جامع و مفصلی در باب شعر کرده است. (10) در آن جا شاعر بعنوان خواننده حرفه ای (راوی) الهام یافته ای معرفی می شود که رب النوع هنر با زبان وی سخن می گوید، مردی که از هنر و اراده ی آزاد از آن خود عاری است و وسیله بی اراده محض است. (11) ایون خواننده ای حرفه ای rhapsodist بود که اشعار شاعران بزرگ را روایت می کرد و آنها را بجلوه می آورد. شاعر از خدا الهام می گیرد و راوی از شاعر ، و به این طریق زنجیر مغناطیسی ادامه می یابد. (12) بنابراین هنرمند فقط مقلدی از تقلیدی است ، بعلاوه از استعمال واقعی و طبیعت چیزی که تقلید می کند بی خبر است. این اعتراض عمده افلاطون به شعر است اما دو اعتراض دیگر- که با آن پیوند نزدیک دارد- نیز هست : تقلید هنری خواه بصورت نقاشی خواه بصورت ادبیات، نه فقط از حقیقت بسیار دور است بلکه به قسمت پست تری از ملکات بشری روی آورده آنرا بکار می گیرد. (13) این به اعتراض سوم و جدی تری منتهی می شود و آن این است که « شعر بجای آنکه شور و احساسات را ضعیف و خشک سازد آنها را می پرورد و آبیاری می کند» طبیعی این است که افلاطون فیلسوف، عقل را در برابر شور و احساس قرار می دهد (همان کاری که برخی از متفکران مسیحی بعدها ناگزیر انجام دادند) : وظیفه مرد داناست که شور و احساس را بوسیله عقل مهار کند. (14)

باری، خلاصه تحقیقات افلاطون درین کتاب این است که شعر علم نیست زیرا نه آن را میتوان بتعلیم کسب کرد و نه می توان بتعلیم به دیگران آموخت بلکه امری است الهامی و یکی از اسرار خدایان محسوبست. صنعت و فنی هم نیست چون هر فنی و صنعتی دارای قواعدی است.

بدینگونه افلاطون شعر و ادب را بیشتر، از نظرگاه اخلاق می دید و انتقاداتی هم که بر شعر و ادب متداول عصر خویش وارد می آورد غالباً از طنز و هجو خالیی نبود، اما، در هر حال عقاید او درین باب به عقاید سقراط شبیه بود. (15) بنابراین به نظر افلاطون، شعر خیلی از حقیقت دورست و از معرفتی مبهم و نیز از عجز شاعر در درک کیفیت استعمال و چگونگی ساختن چیزی که وصف می کند سرچشمه می گیرد؛ شعر محصول « جزء پست تر نفس» است و از طریق پرورش شور و احساسات – که باید مهار شود و تحت ضابطه درآید- زیان می رساند. (16)

سقراط و افلاطون شعر و ادب را نتیجه قوه الهام می دانستند و هرچند معتقد بودند که آنها را باید از لحاظ تاثیرات اخلاقی که دارند محدود و مقید کرد لیکن چون تصرف و تدبیر و ابتکار شاعر را در ایجاد آثار ادبی قابل ملاحظه نمی دانستند هرگز در صدد برنیامدند که قوانین و قواعدی برای ادب و شعر بیابند اما ارسطو که فکر منطقی او هیچ چیز را از سلطه قانون و قاعده کلی خارج نمی دانست، بر آن شد که ضابطه و قاعده خلق و ابداع شعر و ادب را بیابد و برای نقد و شناخت آثار شاعران ملاکی و میزانی بدست آورد. (17) از اینروست که ارسطو را موجد نقد ادبی در یونان قدیم شمرده اند. در حقیقت وی نه فقط در علم و فلسفه استاد شمرده میشد بلکه در معارف انسانی و در ادب نیز سرآمد بود. به علاوه، او نخستین کسی بود که آثار قوه ذوق و عقل انسان را نیز مانند آثار طبیعت تابع قوانین و نوامیس کلی شمرد و خود در رسائل و کتبی که در باب شعر و خطابه نوشت از نقد و بحث عملی هیچ فرو نگذاشت و با همان دقتی که امروز محققان در مسائل تاریخ و ادب بحث می‌کنند به تحقیق در قواعد و اصول شعر و خطابه پرداخت. (18)

 

ارسطو

مع ذلک عقاید و آراء ارسطو را در باب شعر و نقد آن از همین مقداری هم که از رساله فن شعر او بازمانده است می توان استنباط کرد. علاقه به تحقیق و استقراء و قدرت در تحلیل امور و تقسیم هر مسأله به اجزاء آن و نیز مهارت در ترتیب قیاسات برهانی، مختصات عمده شیوه نقد ارسطو به شمار می آید. (19) مع ذلک، همین مقدار که از این رساله باقی مانده است اساس نقد و نقادی اروپایی است و اهمیت و اعتبار بسیار دارد.

نقادان و محققان غالباً آن را بسیار ستوده اند. بهرحال رساله فن شعر ارسطو را غالب محققان دقیق ترین آثار قدما در مباحث نقد شعر دانسته اند . (20)

اسلوب نگارش ارسطو، برخلاف افلاطون از لطف و زیبایی عاری است. افلاطون افکار خود را بشکل محاضرات در عباراتی محشون به تخیل و شور و احساس بیان می کند اما ارسطو که همواره بدون واسطه با خواننده سخن می گوید مطالب خود را عاری از هرگونه پیرایه در میان می گذارد. محققان گمان دارند که ارسطو اینگونه مطالب را جهت مراجعه خود یادداشت می کرده است و برای استفاده عموم نمی نوشته است. عجب آنست که این رساله هر چند ظاهراً قسمتی از یک کتاب مفقود بیش نیست، مدتهای دراز، حتی هنگامی که فلسفه ارسطو نفوذ و حجیت خود را از دست داده بود، همچنان در اروپا بر ذوق مردم استیلا داشت، ترجمه های متعددی که در السنه اروپایی از این رساله موجود است از وسعت دائره نفوذ  این کتاب حکایت می کند. رساله فن شعر درباره ماهیت و اصول شعر، علی الخصوص تراژدی و حماسه، مطالب دقیق و جالبی دارد. در این رساله ارسطو ضمن بحث در ماهیت شعر و ارکان و مبانی آن، سعی می کند به ایرادات و اعتراضاتی که افلاطون بر شعر کرده است پاسخ دهد .(21) در این رساله، قصد ارسطو، بطوریکه از آغاز کتابش معلوم است، اینست که در باب فن شعر بحث کند و انواع آن را معلوم نماید و وظیفه هر کدام از انواع مزبور را معین سازد. درباب اصل و مبدأ شعر، ارسطو تأکید می‌کندکه ظهور و وجود شعر دو علت طبیعی دارد، یکی غریزه تقلید (Mimysis) و دیگر علاقه طبیعی انسان به وزن و ایقاع (Rythmos) ؛ و در بیان این امر می گوید تقلید از غرائزی است که هم از زمان کودکی در انسان بنهایت قوت است و آنچه مایه امتیاز انسان از سایر حیوانات می باشد این است که وی از همه آنها بیشتر تقلید می کند و بوسیله همین تقلید است که تعلم را شروع می کند و از اینروست که همه از آغاز کودکی تقلید را دوست می دارد چنانکه   مناظر و اشیاء هستند که از مواجهه و رؤیت آنها انسان نفرت دارد اما همانها را وقتی خوب تقلید و تشبیه کنند با لذت و علاقه می نگرد.

علاقه بوزن و ایقاع نیز طبیعی است و انسان امر موزون را از امر ناموزون دوست تر دارد. بعقیده ارسطو سبب ظهور شعر و نضبح و کمال آن مقارنت و موافقت این دو غریزه در وجود انسان بوده است. (22)

در طی رساله متن شعر ارسطو فرصتی می‌یابد تا قواعدی را در باب نقد شعر و ادب خاطرنشان کند و این قواعد که غالباً از اصول مباحث مندرج در مواضع مختلفه رساله استنباط می‌گردد در حقیقت اساس نقد فنی در ادبیات یونان، بلکه اروپا به شمار می‌آید. (23) روش ارسطو اساساً بررسی پدیده های مشهودست بمنظور آن که صفات و خصائص آنها دانسته شود. توجه او بیشتر به هستی شناسی ontology و کشف این که ادبیات در حقیقت چیست معطوف است یا به حالتی معیاری Normatire مبنی بر وصف این است که ادبیات چه باید باشد. او وصف می کند اما قانون وضع نمی نماید. ارسطو خاطرنشان می‌کند که در عصر او چه در نثر و چه در نظم، اصطلاح جامعی که همه طرق کاربرد زبان را شامل شود وجود نداشته است. یعنی هیچ اصطلاحی نبوده است که قابل مقایسه با مفهوم جدید کلمه « ادبیات» باشد. (24) ارسطو تراژدی را بیشتر یک نوع ادبی بشمار می‌آورد تا یک نمایش صحنه ای، از اینرو صحنه آرایی را جزء لاینفک ادوات کار درام پرداز محسوب نمی دارد. ارسطو به معنی اساسی و ارزش یک نمایشنامه توجه دارد نه به فنون القاء آن معنی و ارزش به تماشاگران . (25) اما باید به خاطر داشته باشیم که ارسطو با روشی استقرائی پیش می رود؛ او قبل از آنکه به استنتاج بپردازد نخست دلائل و اطلاعات خود را گردآوری می کند و شرحی که درباره عناصر مختلف موثر در خلق تراژدی می‌دهد قسمتی از پژوهش او بمنظور پی بردن به ماهیت اصلی تراژدی است. و فقط با کشف ماهیت اصلی تراژدی از این طریق است که وی می تواند به نتیجه برسد که کدام تراژدی خوب و کدام بد است (باید بیاد داشت که چگونه در خلال این بحث معیارهای داوری از توصیف ماهیت تراژدی حاصل می شود. اگر تراژدی چنان باشد که گفتیم، پس هرچه عناصر آن منظم تر و طوری اختیار شده باشد که به حصول دقیق این کیفیت کمک کند تراژدی بهتر است) و نیز ارزش و کار آن چیست البته ارسطو تراژدی را بعنوان پرتأثیرترین نوع ادیبی که می شناخته برگزیده است . (26)

اما ارسطو بزرگترین ضربه خود را در مقابل حمله افلاطون به شعر مبنی بر این که تقلیدی از تقلید است، موقعی وارد می آورد که به بحث ارتباط شعر و تاریخ می رسد. بنابراین او کارش اساساً علمی تر و جدی تر از مورخ است، مورخی که باید خود را به آنچه بالفعل روی داد محدود کند و نمی تواند بمنظور ارائه آنچه از لحاظ روان شناسی انسان و ماهیت اشیاء بیشتر احتمال وقوع دارد واقعیات را تنظیم یا ابداع نماید. (27) هر هنری متضمن صناعت هست اما هر صناعتی حتماً پدید آورنده هنر نیست. (28) در حال حاضر اجازه دهید به یادآوری این نکته قانع باشیم که نظرهای ارسطو راجع به « احتمال» شاید عمیقترین اظهارات در تاریخ نقد ادبی باشد. (29) وی می خواهد بخصوص به این رأی افلاطون نیز که هنر با آبیاری و پرورش شور و احساسات موجب فسادست، جواب گوید، پاسخ ارسطو به این اتهام ساده و در خور توجه است، وی ادعا می کند که هنر نه تنها شور و احساسات را پروش نمی دهد بلکه آنها را بصورتی بی مرز و حتی مفید تزکیه می کند. اظهارات ارسطو درباره طرح داستان آگاهی وی را از اهمیت ساختمان تراژدی، وحدت هنری و درک او را از ارتباط بین ساختمان و « حقیقت» نشان می دهد. (30) نکته در خور توجه آن است که ارسطو حقایق اصلی مربوط به ماهیت حقیقت ادبی و صورت (فرم) ادبی را بنحوی کم نظیر و روشن درک کرده است. ارسطو از یک طرف بین معرفت علمی و حقیقت واقعی بوضوح تمایز قائل می شود و از طرف دیگر بین درک تخیل و حقیقت شعری، و با این کار نشان می دهد که بیشتر بحث افلاطون درباره این جنبه موضوح، کاملاً درهم آشفته است. شرح ارسطو در باب حماسه امروز برای ما دارای اهمیت خاص است زیرا در میان انواع ادبی جهان قدیم ، حماسه نزدیک ترین انواع به زمان امروزست. (31) داستان منشور در روزگار ارسطو ناشناخته بود و از این رو وی نظم را بعنوان وسیله اساسی داستان گویی تلقی می کند. (32)

حقیقت این است تکه آراء و عقاید ارسطو هر چند بسیار دقیق است اما یکسره، بر نمونه‌هایی از ادب یونان در عصر ارسطو مبتنی است، یعنی هنگامی که حکیم یونان به تحریر این رساله مشغول بوده است جز نمونه هایی چند از تراژدی و کومدی در پیش چشم نداشته است و از حماسه نیز هر چند نمونه های خوب در دست داشته است لیکن آن نمونه ها نیز جز نوع خاصی از حماسه نبوده است، باری، عیب عمده نظریه ارسطو این است که از روی نمونه های معدود و محدود عصر خود خواسته است قواعد کلی و مبادی مشترکی برای شعر استنباط کند. (33) در رساله فن خطابه هم ارسطو تحقیقات جالب و ذیقیمتی در بعضی مسایل راجع به نقد ادبی دارد.  در این رساله ارسطو قواعد و اصول فن خطابه را ممهد کرده است و در باب بلاغت تحقیقات مهم کرده است و سعی نموده است اصول و قواعد فن خطابه را از مقتضیات و احوال طبیعت و فطرت انسان استنباط نماید. و تفاوتی را که به اقتضای سنین در طرز فکر و شیوه بیان انسان ممکن است حاصل شود بدقت بررسی نماید. از خلفاء و تلامذه ارسطو کسی مانند او دیگر در یونان به ظهور نیامد. قدرت فکر و وسعت دایره تحقیقات ارسطو عرصه تحقیق را بر آیندگان وی تنگ کرد. آراء و عقاید او چنان فکر معاصران و تلامذه را تحت سیطره خویش گرفت که از آن پس تا مدتها در هیچ مساله جز نقل رأی و فکر او کاری نداشتند. (34)

 

ادبیات نقادی در یونان باستان

1- زریم کوب، عبدالاحسین، نقد ادبی، جلد اول، مؤسسه انتشارات امیر کبیر، تهران، 1361،ص 275.

2- همان، ص 276.

3-همان، ص 277.

4- همان، ص 278.

5- همان ص 280.

6- همان، ص 280 و 281.

7- همان، ص 281.

8- همان، ص282.

9- همان، ص 283.

10- همان، ص 284 و 285.

11- دیچز، دیوید، شیوه های نقد ادبی، ترجمه محمد تقی صدقیانی- دکتر غلامحسن یوسفی، انتشارات علمی، 1366، ص32.

12- همان، ص 34 و 35.

13- همان، ص 53و 54.

14- همان، ص 54.

15- زرین کوب، عبدالاحسین، نقد ادبی، جلد اول، مؤسسه انتشارات امیر کبیر، تهران، 1361،ص 288.

16-دیچز، دیوید، شیوه های نقد ادبی، ترجمه محمد تقی صدقیانی- دکتر غلامحسن یوسفی، انتشارات علمی، 1366، ص 54 و 55.

17- زرین کوب، عبدالاحسین، نقد ادبی، جلد اول، مؤسسه انتشارات امیر کبیر، تهران، 1361،ص 288 و 289.

18- همان، ص 289.

19- همان، ص 290.

20- همان، ص 290 و 291.

21- همان، ص 291.

22- همان، ص 292.

23- همان، ص 295.

24- دیچز، دیوید، شیوه های نقد ادبی، ترجمه محمد تقی صدقیانی- دکتر غلامحسن یوسفی، انتشارات علمی، 1366، ص 57.

25- همان، ص 63.

26- همان، ص 78.

27- همان، ص 79.

28- همان، ص 80.

29- همان، ص 81.

30- همان، ص 82.

31- همان، ص 83.

32- همان، ص 84.

33- زرین کوب، عبدالاحسین، نقد ادبی، جلد اول، مؤسسه انتشارات امیر کبیر، تهران، 1361،ص 298.

شاگردان ارسطو

از شاگردان ارسطو، کسی که در تاریخ نقد بتوان از او نام برد « تئوفراست» می باشد. وی از مهترین تلامذه ارسطو بشمار می رفت و کسی بود که بعد از مرگ استاد بجای او در مکتب مشائیان به تعلیم پرداخت و چنانکه دیوژن لائرس گفته است قریب دو هزار تن شاگرد و مستح در حوزه درس او حاضر می شدند. کتاب فن شعری هم داشته است که از میان رفته است و نام و عنوان بعضی فصول آن که باقی است نشان می دهد که تا چه اندازه فقدان آن باید موجب تأسف باشد. دیگر از تلامذه ارسطو هر سیب از میری واریستوکسن می باشند.

اولی رساله یی داشته است در باب رقص تراژیک و دومی کتابی راجع به آثار ادبی بردگان متأسفانه از این هر دو کتاب نیز که از جهت تاریخ نقد ادبی اهمیت دارند اکنون نتیجه یی در دست کسی نیست.

 

دو : مکتب اسکندریه

پس از افول دولت مقدونیه، حکمت و ادیب یونان قدیم نیز رفته رفته به سقوط و انحطاط گرایید. وقتی اسکندریه پدید آمد، آتن از شوکت و جلال افتاده بود. از آن پس اسکندریه فقط مرکز مهم تجارت، بلکه کانون بزرگ حکمت و ادب یونان نیز گشت. اما این دوره، شور و ذوق قریحه یونانی به خاموشی گرائیده بود. ادب و شعر دیگر آن لطف و عظمت سابق را نداشت. نقد و انتقاد درین دوره بیشتر جنبه لغوی و نحوی و بلاغی داشت. فضلا و ادبابه جمع و تدوین و تصحیح و تهذیب متون قدما ، رغبت و علاقه یی خاص نشان می دادند. عده یی از اهل بلاغت به شرح و تفسیر آثار هومر توجه خاص می داشتند. مسایل و مباحث راجع به هومر در مدارس و مکاتب آن عصر خیلی بیشتر از عصر ارسطو و ماقبل آن رواج داشت و البته از لحاظ نحو و لغت بیشتر از سایر جهات به این مسایل توجه داشتند. تأسیس موزه و کتابخانه اسکندریه کار اینگونه تحقیقات را آسان می کرد و همین امر موجب شد که نقد متون در آن عصر رواج زیادتر بگیرد. (1) از استادان مکتب اسکندریه یکی دیمتریوس بود از اهل فالر، که به جمع و تدوین و قصص و امثال منسوب به ازوپ پرداخت. دیگر از نودوت بود از اهل افسوس که به سال 280 ق.م رئیس کتابخانه اسکندریه شد و در آنجا به تصحیح متون و دواوین شعرای سلف همت گماشت. از جمله نسخه یی مصحح و متقح از ایلیاد و ادیسه هومر فراهم آورد و اساس کار خود را بر مقابل نسخ قدیم قرار داد و بدین ترتیب زوائد و ملحقاتی را که بر اثر تصرف نساخ و کتاب در متن این دو منظومه درآمده بود، خارج نمود و همین کار را در باب آثار آناکرئون پیندار نیز کرد. دیگر آرسیتوفان نامی بود از اهل بیزانس که در 188 قبل از میلاد کتابدار اسکندریه شد و او به تصحیح و تنقیح متون افلاطون و ارسطو همت گماشت و نیز با مقابله نسخی از آثار هومر و پیندار از هر کدام از این دو گوینده نسخه مصحح منقحی ترتیب داد. (36)

از آثار نقادان این دوره کتابی را می توان ذکر کرد، در باب بیان یا عبارت و معروف به پارمیناس، (peri Ermrneras) که مؤلف آن معلوم نیست. کتابی است در فن بلاغت و اصول نویسندگی که بیشتر مطالب آن مناسب مبتد یا نست و در بعضی موارد نیز نویسنده از مقدمات به متوسطات تجاوز کرده است، آن را به دیمتریوس فالری نسبت کرده اند اما صحت این انتساب مورد تردید است؛ چیزی که همه محققان تصدیق کرده اند این است که این کتاب از آثار ادب اسکندریه است.

باری شهرت و آوازه مکتب اسکندریه به واسطه فضل و تبحر و جامعیت استادان آن در فنون ادب خاصه نحو و لخت بود هرچند آراء و عقایدی که ائمه و استادان ادب این مکتب اظهار و تعلیم می کردند فاقد تازگی و اصالت بود و هیچ تازگی نداشت. از سر

آمدان نقد درین دوره دوتن قابل ذکرند یکی به نام اریستارکس و دیگری به نام زوئیلوس، اولی نماینده اسلوب نقد متکلفانه ادباست لیکن آزادانه و سماجت او قابل تحسین است، دومی نمونه نقد ظالمانه و دور از انصاف و حقیقت است و وقاحت و سفطه او قابل ملاحظه می باشد. (2)

 

زوئیلوس

زوئیل یا زوئیلوس (ق.م 320-400 حدود) از مردم آمفی پولیس بود؛ از ادبا و ارباب بلاغت بشمار می رفت و رساله هایی در رد و نقد بر آثار افلاطون و هومر نوشت. تاریخی هم تألیف کرد که از اقدم ازمنه یونان را تا مرگ فیلیپوس مقدونی متضمن بود. کتابی که در باب هومر تألیف نمود شامل نه قسمت بود و در طی آن سعی کرد تمام اساطیر نامعقول و وقایع و احادیث مجعولی را که شاعر در باب انواع روایت کرده بود ذکر و نقد کند. صفت بارز طریق او در نقد این است که علی الاطلاق توجه به جنبه تاریخی مسایل ندارد و اوضاع و احوال و آداب و عقاید هر عصر را در نظر نمی گیرد. (3) انتقادهایی که زوئیلوس بر هومر وارد می کرد چنان سخت و تند و زننده بود که موجب نفرت و انزجار عامه گشت؛ سخنانش را چون تازیانه و ساعقه یی که بر سر هومر فرود آید تلقی کردند و او را « تازیانه هومر » (Homeromastix) لقب دادند. از بعضی قصه های کهن چنین برمی آید که انتقادهای او بر هومر، چنان موجب انزجار عامه گشت که بطلمیوس فیلادلف به همین جرم او را کشت . به موجب روایتی دیگر، خود از بیم نفرت و سخط مردم مجبور شد خویشتن را به دریا افکند و هلاک کنند. طریقه نقد او به شیوه اهل جدل و مشاغبه می ماند و جز نکته گیریهای با رد و اعتراضات غیر وارد چیزی در بر ندارد. این طرز انتقاد یکنوع نکته سنجی موذیانه است که بر هیچ اساس علمی مبتنی نیست. (4)

 

 ارسیتارکس

اما ارسیتارکس (ق م 143-220) از اهل ساموتراس بود. نام وی همواره مرادف با مفهوم دقت و وسواس در تصحیح متون قدیم است. تمام فضلای جوانی که در عصر او در یونان می زیستند گرد او فراز آمدند و روش او را در تصحیح متون و نقد آثار قدما بکار بستند. مع‌ذلک او در اسکندریه نماند؛ به قبرس رفت و در آنجا به سن هفتاد و دو سالگی وفات یافت. کاری را، که دو استاد سلف وی زنودوت و اریستوفان در تصحیح و تنفیح آثار هومر آغاز کرده بودند وی ادامه داد و   تمام مشغول مقابله نسخ قدیمی آثار هومرگشت و مقدار زیادی از اشعارالحاقی  چندان دقت و وسواس و احتیاط ورزید که او را به افراط و مبالغه درین شیوه متهم نمودند و کار او را قدح کردند و متکی بر تمایلات شخصی دانستند. نسخ موجودی که امروز از آثار هومر در دست می باشد حاصل تحقیق و تتبع اریستارکس است و او بود که ایلیاد و اودیسه را به بیست و چهار منظومه تقسیم نمود و این تقسیم و تبویت هنوز هم معتبر و مطرد است . (5) بدینگونه، طریقه نقد اریستار کس بکلی با طریقه نقد زوئیلوس تفاوت دارد. اریستارکس نخستین کسی بود که متوجه شد حماسه هومر یا هر اثر ادبی دیگر را فقط از روی مقتضیات اوضاع و احوال عصر خود شاعر باید نقد و حکومت کرد و هرچند خود وی در مواردی محدود بر خلاف این قاعده در تصحیح متون آثار هومر دنبال قیاس و استحسان رفته است اما این قاعده را در اکثر موارد بکار برده و در تهذیب کتاب هومر توفیق بسیار یافته است. همچنین اریستارکس کوشیده است استعارات و مجازات را که بعقیده او نساخ و کتاب در متن اشعار وارد کرده بودند از آن اشعار خارج کند و در این کار هم افراط و مبالغه را به جائی رسانید که آثار هومر را از هرگونه مجاز و استعاره منزه خواست کرد و شک نیست که این اندیشه هرچند اصلا درست است و زبان اصلی هومر نباید چندان مجاز و استعاره داشته باشد لیکن ابرام و اصرار در نفی مطلق مجاز و استعاره نیز البته خالی از تعصب وجود نیست و این نکته ایست که محققان بر طریقه نقد بسیار خشک و عالمانه او گرفته اند. (6 )[1]

 

 

دوره استیلای روم بر یونان که منتهی به انقراض قطعی دولت و حکومت یونان گشت عصر انحطاط و رکود ادب یونان است. این دوره نیز مانند دوره ترقی و توسعه ادب و فرهنگ یونان شش قرن طول کشید و گوئی همان مدت و مهلتی که برای برآمدن و بالیدن ادب و فرهنگ یونانی لازم بود جهت فرود آمدن و از میان رفتن آن نیز لازم می نمود.

 

دیونیزوس

یکی دیونیزوس بود ، از اهل هالیکارناس که مورخ و نیز معلم فن بلاغت بود. وی در حدود پنجاه و چهار سال قبل از میلاد ولادت یافت و پس از آموختن فن بلاغت در آغاز شباب به روم رفت (حدود 25ق م) و تا پایان زندگی همچنان در آن شهر زیست و علاوه بر تدریس و تعلیم فنون بلاغت به تألیف کتابی در تاریخ رم و کتبی در مسایل مربوط به ادب و بلاغت نیز پرداخت . (8) از تاریخ او که مسوم به دوره باستانی روم (Rhomaice Archaiologia) می باشد جز قسمتی مختصر باقی نمانده است و همان قسمت نیز بقدری تکلفات منشیانه دارد که چندان فایده تاریخی از آن بدست نمی آید اما آثاری که این نویسنده در مباحث مربوط به نقد و بلاغت نوشته است و تقریبا شامل نیمی از مصنفات اوست، ارزش و اعتباری دارد. (9) بهرحال دیونیزوس از لحاظ نقادی و نیز از حیث فن بلاغت شهره و آوازه بسیار دارد، هر چند آراء او در باب افلاطون و توسیدید، بسیار ناروا می شمردند و آن انتقادات را بیجا و ناشی از تعصب و شاید حسادت می دانند . اما آنچه محقق است اینست که وی از رموز و دقائق فن بلاغت آگاه بود و آثار بلغا و خطباء یونان را نیک خوانده و آزموده بود و از اینجهت آنچه در تقریظ و تحلیل آثار متقدمان نوشته است ارزشی خاص دارد و بهر تقدیر از لطفی و ظرافتی خالی نیست. روی هم رفته در آثاری که انتساب آنها به وی محقق است دیونیزوس خود را منتقدی بصیر، اما نه از طراز اول، نشان می دهد که ذوقی خوب را با تفسیری درست و دقیق و با اطلاعاتی وسیع توأم می کند اما بر او نکته گرفته اند که نتوانسته است به این قضیه هم توجه کند که اگر نویسنده یی داعیه صنعتگری و « عرض هنر» ندارد دلیل آن نیست که اثر او را بتوان به کلی بی اهمیت شمرد. (10)

 

لوسین

دیگر لوسیانوس یا لوسینوس ( م 200-130 حدود) است از اهل ساموزات از بلاد سوریه که زبان مادریش ظاهراً سریانی بود و به هر حال با آنکه در آغاز جوانی نمی توانست به یونانی سخن بگوید در آن زبان از طریق آموزش تسلط و تبحر یافت و حتی بزرگترین نویسنده یونانی عصر خویش شد. در حدود 130 میلادی به دنیا آمد و نزدیک سال 200 میلادی وفات یافت. وی نویسنده یی زبردست و خطیبی زبان آور بود و در سوریه و فلسطین و مصر و یونان و جنوب فرانسه مدتی سفر کرد و کتب و رسالات متعدد نوشت که از حیث بلاغت و حلاوت و لحن طنز آمیز مزیتی دارند. (11)

 

 

 

لونگینوس

آخرین اثری که از یونان قدیم در باب نقد و نقادی باقی مانده است کتابی است در باب نمط عالی (peri Hypsous) که مؤلف آن در اصل کتاب به صراحت مذکور نشده است اما از قدیم آن را به لونگینوس از ادبا و حکماء قرن سوم میلادی یونان منسوب داشته اند، از این رو به کتاب لونژن یا رساله لونگنیوس معروف شده است و بعد از این کتاب دیگر اثر مهمی در باب نقد به زبان یونانی بوجود نیامده است و ادبیات یونان از این پس تحت نفوذ و استیلای آئین مسیح اندک اندک از میان رفته است و چیز قابل ذکری پدید نیاورده است. (12)

لونگینوس آثار بسیاری در بلاغت و ادب و حکمت داشته است. از جمله شروح و تفسیری بر آثار افلاطون و هرموژن و دموستن و هومر نوشته است و رسالاتی در باب مثل افلاطونی ، و درباره نفس و مبادی اولی داشته است، کتبی نیز در فن بلاغت و علم لغت و علم نحو نگاشته بود که جز نام یا اجزاء مختصری از آنها باقی نمانده است اما مهمترین اثر او رساله ایست در باب نمط عالی که بیش از سه ربع آن اکنون باقی نیست. این رساله را بعضی کتاب زرین خوانده اند و بعضی دیگر آن را از کتاب فن خطا به ارسطو برتر شمرده اند، برای هرچند بسیاری از مطالب مندرج درین کتاب را می توان در آثار متقدمان یافت لیکن قدرت و صراحتی که لونیگنوس در بیان مطالب دارد خود مزیتی است. در این رساله، لونگینوس قریحه نقادی عالی از خود نشان می دهد و با شور و حرارت اما با نهایت دقت و صراحت آثار نویسندگان رامدح یا قدح می کند. احکام و فتاوی او با صراحت بیان خاص مقرونست و شواهد و نمونه هایی که برای بیان مطالب خود از آثار متقدمان می آورد با نهایت دقت انتخاب شده است. شیوه نقداونه مثل شیوه ارسطو جنبه فلسفی دارد و نه مثل طریقه دیونیزوس جنبه فنی. هومر و سازندگان تراژدی و همچنین افلاطون و دموستن بیش از سایر نویسندگان مورد تحسین و ستایش او هستند لیکن او جزالت و فخامت و باصطلاح خودش « نمط عالی» را همه جا و در هر سخنی می یابد و فی المثل از موسی و از سسیرون نیز نام می برد و شیوه بیان آنها را می ستاید. لونگینوس در شیوه نقادی طریقه ادباء اسکندریه را که عبارت از مجرد نقل و انتخاب آثار متقدمان است کنار گذاشته به بحث و نقد در آثار نویسندگان قدیم پرداخته است و همین امر است که کتاب او را از آثار بلغاء و ادباء مکتب اسکندریه امتیازی بخشیده است. (13)

به هر تقدیر، مؤلف کتاب نمط عالی چنانکه بعضی محققان گفته اند ظاهراً می خواسته است اسلوبی را در سخنوری معرفی کند که شورانگیز و مؤثر بوده و در عین حال، هم از طنطنه و طمطراق خالی باشد و هم به درجه رکاکت و ابتذال نرسد، هم از تکلف و تصنع برکنار باشد و هم از بیذوقی و خشونت بدوی منتره باشد، از عظمت فکر و حدت عاطفه و شور الهام بیگرد و یا علو بیان وجودت تألیف مقرون گردد و این است آن اسلوبی که از آن به نمط عالی تعبیر می کند. (14)

اهمیت در این نکته است که مباحث وی درباره ادبیات با مباحث افلاطون و ارسطو کاملاً تفاوت داشت. لونگینوس با قبول نظر ارسطو مبنی بر این که شعر لذت خاص خود را بدست می دهد. توجه خویش را به تأثیر لذت بخش آن در خواننده یا تماشاگران معطوف داشت و نخستین نظریه « تأثیرگذاری» ادبیات را در خواننده بوجود آورد. (15) بنابر گفته لونگینوس ارزش یک اثر ادبی را می توان با امعان نظر در حالات خواننده یا شنونده ارزیابی کرد. اگر خواننده یا شنونده بر اثر عظمت و شد رو احساس اثر ادبی از خوبی خود شد، دگرگون گردد و به شور وجه درآید، آنگاه می توان گفت آن اثر خوب است. (16) وظیفه غایی ادبیات و توجیه نهایی آن این است که « عالی» باشد و در خوانندگان موجب شور و وجد و یا دگرگونی شأن از علو گردد.

در اهتمام از برای طبقه بندی برخی از پاسخهای مهمتری که منتقدان به مسائل مربوط به ماهیت و ارزش ادبیات داده اند توجه ما به لونگینوس به این جهت است که وی با شناخت این خصائص در مصنف (فکر و شور و احساس مؤثر)، در اثر ادبی (علو) و تأثیر در خواننده (هیجان، دگرگونی، شور و وجد)- که حاکی از عظمت در ادبیات است- به آن مسائل پاسخ دهد. (17) به نظر لونگنیوس اثر ادبی بزرگ آن است که نه یک بار بلکه بتکرار خواننده را بهیجان آورد و برانگیزد، اگر اثری بعد از خواندنهای مکرر، و در بین اشخاص « با علائق، زندگیها، آرمانها، سنتها و زبانهای مختلف» باز هم چنین تاثیری بوجود آورد، در این صورت در بزرگی آن تردیدی نیست. برای آن که مصنف بتواند چنین تاثیری در خوانندگان پدید آرد باید بعنوان یک فرد واجد صفاتی معین و نیز بعنوان یک مصنف از موهبت مهارتی خاص برخوردار باشد. بعنوان یک فرد وی باید دارای نفوذ فکری وحدت عاطفه باشد. بعنوان مصنف باید سه خصلت داشته باشد که « تا حدی زاییده هنر» است (دو صفت اولی فطری است) و آنها عبارت است از : قدرت کاربرد « صنایع» ( لفظی و معنوی) و نجابت گفتار، و توانایی در ترکیب عناصر مختلف بطوری که موجد عظمت و اعتلاء گردد. (18) هدف ادبیات این است که بر انگیزنده، مهیج، اعتلابخش و دگرگون کننده باشد و وظیفه منتقد آن است که با ارائه عناصری که ادای این مقصود را به بهترین صورت ممکن می‌سازد ببینید این منظور چگونه حاصل می شود. (19)

نباید گمان برد که درین کتاب عقاید و آراء جدیدی در باب بلاغت و سخنوری آمده است. هم طرح کلی کتاب، و هم بسیاری از مندرجات آن از کتب متداول علماء بلاغت اقتباس شده است، علی الخصوص آنچه را در باب اقسام مجاز و یا در بیان کیفیت تألیف کلام گفته است در خیلی از کتب و رسایل پیشینیان می توان یافت. حتی حدود مباحث کتاب هم درست مشخص نیست. آنچه او « نمط عالی» خوانده است گاه عبارت از آنست که عواطف و احوال قلبی سخنور و نویسنده علو و رفعتی پیدا کند و از اوقات عادی برتر و بالاتر باشد و گاه مقصود از نمط عالی آنست که کلام دارای تشبیهات ظریف و مجازات بدیع باشد و با کلام معمولی تفاوتی داشته باشد. در بعضی موارد نیز مراد او از نمط عالی آنست که سخن چنان تألیف و تلفیق شده باشد که خاطرها را بشوراند و دلها را به هیجان آورد و با کلام عادی شباهت نداشته باشد. تعاریف متعددی هم که از « نمط عالی» ذکر کرده است هیچکدام به اصطلاح اهل منطق جامع و مانع نیست. (20)

 

 


1-در واقع اریستارکس برخلاف حکماء رواقی در نقد و تفسیر آثار شاعران گذشته تصور هرگونه معنی رمزی و استعادی را نفی می کرد لیکن از روی ظواهر لفظی و با توجه به معافی حقیقی- نه مجازی- موارد مشکل کلام هومر و بیندار را توضیح و تعیین کرد شاید اینکه اتکای او از جنبه لفظی و کلام پیش از توجه به تاریخ و محیط و شاعر است نقد او را در نظر کسانی از نقادات امروز که دنبال « نقد نوین» هستند مطلوب هم جلوه دهد.

پایان نامه تاریخ

فرمت :WORD                                                     تعداد صفحه :276

فهرست

مقدمه                                                                                                 7-1

باب اول

اوضاع سیاسی، اجتماعی فرهنگی و ادبی دوران سید رضی

فصل اول: اوضاع سیاسی، اجتماعی و ادبی                                                 29-9

بخش اول: اوضاع سیاسی                                                                        9

بخش دوم: اوضاع اجتماعی                                                                      15

بخش سوم: اوضاع فرهنگی و ادبی                                                  19

الف: نقش آل بویه در  نهضت فکری و ادبی قرن چهارم                                 21

ب: مظاهر فرهنگی و ادبی قرن چهارم                                                       22

1- شعر                                                                                               23

2- نثر                                                                                                 27

3- نقد                                                                                                 28

4- علم لغت                                                                                          28

فصل دوم: سید رضی شاعری از تبار علی(ع)                                   77-30

بخش اول: زندگینامه ی سید رضی

الف: ستاره ای از افق بغداد                                                                      30

ب: شجره نامه                                                                                      31

1- پدر( ابواحمد)                                                                                   32

2- مادر( شیرزنی از تبار ناصرللحق)                                                        37

3- ناصر کبیر یا فاتح مازندران                                                                38

ج: روزگار وصل و غنچه های پیوند                                                         39

د: غروبی نابهنگام                                                                                 41

هـ: ویژگیها و خصوصیات بارز اخلاقی رضی                                            44

بخش دوم: زندگی علمی، ادبی و اجتماعی سیدرضی                  

الف: اساتید و مشایخ رضی                                                                      49

ب: دانش آموختگان و تربیت یافتگان و روایت کنندگان مکتب رضی                56

ج: مجتمع علمی« دارالعلم» یا اولین دانشگاه علوم اسلامی                     58

د: مناصب (نقابت، قضاوت، ریاست « امیرالحاج»                                      61

هـ: تألیفات                                                                                           63

  1. شعر( دیوان اشعار)                                                                           64

2- سیره نویسی                                                                                     65

3- رسائل( مجموعه ی مکاتبات)                                                              65

4- فقه                                                                                                 65

5- نحو                                                                                                65

6- تفسیر                                                                                              66

الف: حقائق التأویل فی متشابه التنریل                                                         66

ب: معانی القرآن                                                                                    66

7- بلاغت                                                                                            67

الف: تلخیص البیان فی مجازات القرآن                                                        67

ب: نهج البلاغه                                                                                      67

ب1: گردآورنده ی نهج البلاغه واقعاً کیست؟                                                68

 ب2: ادبیات نهج البلاغه                                                                         74

ب3: پژوهش های دانشمندان در اقیانوس نهج البلاغه                                     75

باب دوم:                         

 نقد و بررسی دیوان سیدرضی                                                        256-78

فصل اول: دیوان رضی                                                                          79

الف: نسخه های دیوان در کتابخانه های ایران و جهان                                    85

ب: شروح یا نگاره هایی بر دیوان                                                             89

ج: اغراض و موضوعات موجود در دیوان                                        90

فصل دوم: مدایح                                                                                   92

الف: ممدوحان رضی                                                                              94

ب: ساختار قصیده های مدح                                                           109

ج: مضامین و مفاهیم مدیحه های رضی                                                      114

ج1: شجاعت                                                                                        114

ج2: بخشش و بخشندگی                                                                          116

ج3: خردورزی و نیک اندیشی( عصاره ی چهار خلیفه)                                119

ج4: مقام ومنزلت اجتماعی                                                                      121

ج5: تبریک اعیاد و مناسبتها                                                                    124

ج6: بلیغان در نگاه بلیغ                                                                           125

مدیحه های رضی در یک نگاه                                                                  126

فصل سوم: رثاء« سوگنامه»                                                                   130

الف: افرادی که شاعر در سوگ آنها مرثیه سرایی کرده است                           133

ب: فرهنگ عاشورا در سوگنامه های حسینی (5 مرثیه با بررسی محتوایی آنها) 138

ج: غمنامه ی مادر و تجلیل از مقام و منزلت زن مسلمان                                 153

د: بررسی ساختار سوگنامه های رضی                                                       158

هـ : مضامین و موضوعات سوگنامه ها                                                      162

هـ 1: سرانجام و سرنوشت انسان                                                               164

هـ 2: پدیده ی مرگ و تأثیر آن بر مرثیه های رضی                                       165

هـ 3:بزرگداشت و بیان فضائل متوفی                                                        167

هـ 4: تسلیت و همدردی با بازماندگان متوفی                                                171

هـ 5: اعلان جنگ با مرگ                                                                       172

هـ 6: تجلی رثای دوران جاهلیت در سوگنامه های شاعر                       173

نقد وبررسی سوگنامه های سید سوگوار                                                       174

فصل چهارم: فخر و حماسه                                                            178

الف: بررسی ساختار فخریات                                                                   181

ب: مضامین فخریه های رضی                                                                 182

ب1:افتخار به اصل ونسب( شجره ی طیبه)                                       183

ب2: شاعری الگو در میدان اخلاق و عمل                                         189

ب3: قله ی عظمت در کوهسار ادب                                                           195

ج: ابعاد و ویژگی های فخریات رضی                                                        197

د: مقایسه ای میان فخریه های رضی و متنبّی                                               200

فصل پنجم: غزلیات و حجازیات                                                                204

ترانه های سرزمین یار( حجازیات)                                                            206

الف: بررسی ساختارغزلیات                                                                    210

ب: مضامین وموضوعات غزلهای رضی                                                   213

ج: ابعاد و ویژگی های غزلهای رضی                                                        215

حجازیات یا ترانه های سرزمین یار:                                                 218

 الف: ساختار ترانه های سرزمین یار( غزلهای حجازی)                                218

متن و ترجمه غزل« لیلة السفح»                                                               219

نقد وبررسی غزل« لیلة السفح»                                                                224

برگزیده غزل« یا ظبیة البان...»                                                                229

ب: بررسی مکانهای سرزمین حجاز در حجازیات                               232

ج: مضامین و موضوعات غزلهای حجازی                                                 233

د: جایگاه حجازیات و تأثیرآن بر ادبیات عرب                                              234

فصل ششم: هجویات                                                                     237

الف: موضوعات و مضامین هجوهای رضی                                               238

1) هجو اخلاقی                                                                                     238

2) هجو سیاسی                                                                                     240

ب: نمونه هایی از هجویات رضی                                                              241

فصل هفتم: پند و اندرز و حکمتها                      

الف: نمای کلی حکمتهای رضی                                                                243

ب: نمونه هایی از سخنان حکیمانه ی رضی                                                 244

زبدة البحث (چکیده پایان نامه به زبان عربی)                                               249

منابع                                                                                                   265

چکیده انگلیسی                                                                                      269

 

 

 

 

مقدمه

 

 

موضوع: برای شناخت و شناساندن شخصیتهای برجسته علمی، یکی از بهترین روشها بررسی آثار مکتوب آنان است که بازتاب آرا و اندیشه ها و تجلیگاه علم و دانش آنهاست از آنجائیکه شناخت دقیق افکار و اندیشه های هر یک از بزرگان  می تواند چراغ روشنگری فراروی نسل جوان باشد ما را بر آن داشت تا برای تحقق این آرمان مقدس، دست به دامن آسمان پرستاره ی علم ادب ببریم تا چراغی برگیریم.

لذا در این کهکشان، ستاره ای را رصد کردیم که هرچند غبار غرض ورزی وجهل آمیخته با گذشت زمان، چهره ی عالمتاب او را تا حدودی پوشانده است و آنگونه که شایسته شخصیت او بوده برای جهان علم و ادب شناخته نشده است.

 وی شخصیت بی نظیری است که با داشتن مناصب فقاهت و زعامت و نقابت علویان و مناصب مختلف سیاسی، هیچگاه شیفته مظاهر و زخارف دنیوی نشد و لذا بواسطه ی اتصال به حقیقت هستی، اهل دل بود. عاطفه ی سرشار، روحیه ی حساس، وقریحه ی وقاد او باعث گردید که برای بیان حقایق و ثبت وقایع سلاح قدرتمند خود را بکار گیرد و در جهت تحقق اهداف و آرمانهایش گوش به ندای دل دهد که نتیجه آن اشعار نغز و دلنشین و سخنان زیبای اوست که دیوان شعری با چنین گلهایی فراهم آورد. با توجه به اینکه دیوان اشعار این نادره ی دوران بازتاب اندیشه های عمیق و آئینه ی تمام نمای سلوک عرفانی اوست ایجاب می کند که برای شناسایی اندیشمند فرزانه و شاعر گرانمایه، دیوان اشعار او را درکنار آثار گرانبها و ارزشمند فقهی و کلامی اش کاملاً مورد نقد و بررسی علمی و ادبی قرار گیرد.

 اهداف: لذا در این کار تحقیقی هدف ما بر آن بوده است که آرا  و اندیشه های یگانه ی دوران را از میان اثر ارزنده ی ادبی اش( دیوان اشعار) مورد ارزیابی و نقد بررسی قرار داد  تا از میان اشعار به بازخوانی نظریات و افکار عالمانه ی    « شاعر فقیه» بپردازیم. بنابراین در شناخت ابعاد شخصیتی این ادیب گرانقدر نیازمند آن هستیم که پاسخ های قانع کننده ای در قبال پرسش های زیر داشته باشیم:

  1. نحوه ی تجلی افکا رو اندیشه های رضی در دیوان چگونه بوده است؟
  2. تأثیر شریف رضی بر ادبای پس از خود و ادبیات عرب به چه میزان بوده است؟
  3. جلوه های انتساب به دودمان علوی و میزان تأثیر آن بر شخصیت وی چقدر می  باشد؟
  4. گردآورنده نهج البلاغه واقعاً کیست؟ و تأثیر آن بر ادبیات عرب چگونه و تا چه اندازه ای بوده است؟

فرضیه ها:

 با توجه به اینک رضی یک فقیه برجسته و آشنا به ظرایف علوم اسلامی است ولی اشعار خود را مرکب اندیشه های علمی و ادبی و مباحث فلسفی قرارداده و برای بیان مقاصد وتشریح مسائل علمی و عملی بهره های فراوان از آن برده است و در هر جائی که نیاز بوده  به طرح مباحث اخلاقی و مبانی فلسفی انسان شناسی و معادشناسی پرداخته است. سبک منحصربه فرد او در هجویات نمونه ی بازر اخلاق اسلامی است. و یا غزلهای عاری از وصف« می» و توصیف نوازندگان و خوانندگان زیباروی، حاکی از محتوای مکتب و تعالیم عرفانی وی است.

 وی با تأسیس اولین دانشگاه مدرن علوم اسلامی و تربیت شاگردان فاضل و فقهای نامداری چون شیخ  طوسی(ره) و نگارش و گردآوری کتاب گوهربار

« نهج البلاغه» تأثیر انکارناپذیری بر ادبیات جهان اسلام و عرب و ادبای پس از خود برجای گذاشت. لذا او با این اقدام خدمت ارزنده ای به جهان ادبیات و علم و اندیشه ی بشری نمود. ولی کار پرثمر او دچار تردید واقع شده و در برخی از محافل سخن از گردآورنده و یا نگارنده نهج البلاغه به میان می آید که او واقعاً کیست؟

 ما نیز د راین مجموعه با توجه به اسلوب نگارش نهج البلاغه و تطبیق آن با سبک نوشتاری رضی در کتابهای ماندگارش و با بیان دلایل وشواهد و قرائن ثابت نمودیم که افتخار گردآوری نهج البلاغه همچنان برای رضی بوده و خواهد بود.

 انتساب رضی به خاندان علوی وشرافت ذاتی این خاندان باعث گردید که نیروی عجیبی در رضی بوجود آید و چنان مقتدرانه پا به عرصه گذاشت ک در مطالبه ی علنی حقوق خانوادگی خویش در امر خلافت از هیچ مقامی و منصبی هراس به دل نداشت و لذا جسورانه خلیفه ی عباسی را مورد خطاب قرار می دهد و گاهی هم خواسته های قلبی خود را در قالب ستایش پدر به منصه ی ظهور می رساند.حتی برای ابراز انزجار از خلافت عباسی به خلیفه ی فاطمی که در جد و مرام تا اندازه ای با او مشترک بوده اظهار علاقه و محبت می کند.

مرثیه های رضی هم از این خواسته ی او خالی نیست و شاید اوج قدرت او در نکوهش خلافت اموی و عباسی باشد. وی در ضمن سوگنامه های حضرت سیدالشهداء(ع) با شیوه ای نو، به بیان وقایع تاریخی و ستم های قدرتمندان غاصب می پردازد.

 محتوا:

 پایان نامه ی حاضر در قالب دو باب تدوین شده است که در باب اول به بررسی اوضاع اجتماعی و ادبی قرن چهارم پرداخته که در این فصل علاوه بر بررسی اوضاع سیاسی و اجتماعی، به نقش آل بویه در حرکت فکری و فرهنگی قرن چهارم و مظاهر فرهنگی و ادبی این قرن در قالب محصولات فرهنگی نظیر: شعر، نثر، نقد و علم لغت می پردازد.

 در فصل دوم این باب به بررسی زندگی نامه ی سیدرضی از ولادت تا وفات می پرازد که در این میان به شجره نامه ی او ، پدر، مادر، و فرزندان بطور کامل توجه شده است و مطالب مفصلی را در باره مقام و منزلت پدرش سیدابواحمد موسوی و نقش اصلاح گرانه ی او در جامعه آن روز و وساطت میان خلفا و سلاطین و بزرگان آورده ایم  و در ضمن نکاتی هم درقالب همین بحث درباره ی خصوصیات اخلاقی او بیان کردیم.

 در ادامه ی سخن از اساتید و مشایخ رضی و تربیت یافتگان مکتب او و نقش مجتمع عظیم علمی، فرهنگی «دارالعلم» در نهضت فکری و تأسیس مجامع شبیه به آن بطور مفصل بحث شده است. رضی در کنار مناصب و مشاغل رسمی و اشتغال کامل، دست از تدریس و تألیف برنداشت و لذا علاوه بر بیان اسامی تألیفات و فعالیتهای علمی و بررسی شاگردان از اثربسیار ارزشمند او« نهج البلاغه» هم غافل نشده و لذا به بررسی نگاره ها و پژوهش های صورت گرفته در زمینه ی نهج البلاغه و پاسخ به شبهات مطرح شده درباره ی متن و گردآورنده آن نیز پرداخته ایم.

 در باب دوم که به موضوع اصلی تحقیق مرتبط می شود به بررسی ونقد دیوان اشعار رضی و نسخه های خطی کتابخانه  های ایران و جهان می پردازد و دیوان اشعار او را از جهت محتوایی با استفاده از مفاهیم و مضامین وموضوعات قصاید مورد نقد کامل قرار می دهد.

 این باب از شش فصل به ترتیب موضوعات شعری و حجم آنها تدوین یافته است که در هرکدام از این فصول،  با طرح مباحثی به بیان ابعاد و ویژگی ها و ساختار و موضوع و مضامین قصاید دیوان و قالبهای شعری پرداخته ایم که عبارتند از: مدایح، رثا و سوگنامه ها، فخرو حماسه، غزلیات و حجازیات، هجویه ها و پند و اندرزهای حکیمانه.

پایان نامه تاریخ ساسانیان

فرمت :WORD                                                     تعداد صفحه :250

فهرست مطالب

          عنوان                                                                              صفحه

 

مقدمه                                                                                                         1 

معرفی منابع                                                                                                     9

فصل اول: تلاش اردشیر در جهت تشکیل حکومت و اتحاد دین و دولت          19

1-1ساسانیان ادامه دهنده را هخامنشیان                                                      20                                 

2-1   تلاش اردشیر در جهت تشکیل حکومت                                               24                        

3-1  اتحاد دین و دولت در عصر ساسانیان                                                   27

 فصل دوم: مروری بر طبقات اجتماعی در عصر ساسانیان                         32

1-2 تعریف طبقه اجتماعی                                                                            33

2-2 طبقات اجتماعی                                                                                     34

3-2 طبقه روحانیون                                                                                      37

1-3-2 موبد                                                                                                 45                                                      

2-3-2 موبدان موبد                                                                                        48

3-3-2 هیربد                                                                                                 51

4-3-2 زوت و راسپی                                                                                    53 

5-3-2 دستور                                                                                               54

4-2 طبقه جنگجویان                                                                                       54

1-4-2 وظیفه جنگجویان                                                                                   57

2-4-2 تقسیم طبقات جنگجویان                                                                          57

1-2-4-2 سواره نظام                                                                                       57

2-2-4-2- جایگاه سواره نظام                                                                            58                                                                                                                

2-2-4-2 پیاده نظام                                                                                           60

5-2 طبقه کشاورزان و صنعتگران                                                                       61

1-5-2- طبقه کشاورزان                                                                                    65

2-5-2-طبقه صنعتگران                                                                                            67

فصل سوم: نظام دیوانی در عصر ساسانیان                                                     68

1-3 شناخت سازمان‌های داخلی دوره ساسانیان                                                       69

2-3- دیوان                                                                                                           73

1-2-3 پیدایش دیوان‌ها                                                                                           75

3-3 دیوان ریاست طبقات جامعه                                                                              77

1-3-3 وزرگ فرمذار یا بزرگ فرمذار                                                                        78

2-3-3وظایف و اختیارات وزیر                                                                                     83

4-3 دیوان سپاه                                                   84

1-4-3  ایران سپاهید                                                 86

 2-4-3  ارتشیاران سالار                                         89

3-4-3  ارگبذ                                              90                       

5-3 دیوان دادرسی (داد)                                           93

1-5-3 ارزش داد و دادگستری                                        96

2-5-3 منشاء قوانین در عصر ساسانیان                               98

3-5-3 حوزه قضات                                            99 

4-5-3 ادّله اثبات دعوی                                     100 

   5-5-3 پادشاه در منصب قضاوت                                    102

6-5-3 روحانیون در منصب قضاوت                                                           103

6-3 دیوان رسایل (دیوان دبیران)                                    105

7-3 طبقه‌ی متستخدمین ادارات (دبیران)                                   106

1-7-3 دبیر                                            109

2-7-3 ایران دبیربد(دبیر بد)                               110                                    

3-7-3 اهمیت دبیران و دیدگاه شاهان به دبیران                   111

4-7-3 چگونگی برگزیدن دبیران                               114

5-7-3 وظایف دبیران                                        116

6-7-3 اصناف دبیران                                    119

1-8-3 دین دبیر                                        119

8-2--3 دبیران دیوان خراج                                  120

3-8-3 گذک آمار دبیر                                       121

4-8-3 واسپوهرگان آمازکار                                  121

5-8-3 روانیگان دبیر                                       121

6-8-3 آذربادگان دبیر                                      121

7-8-3 گنج آمار دبیر                                       122

9-3 دیوان سرای شمره یا دیوان استیفا (اداره مالیه)                  122

10-3 دیوان خراج                                       123

1-10-3 خسرو انوشیروان و اصلاح نظام مالیاتی                      125

2-10-3 واستر پوشان سالار                                   126

3-10-3 آمار کار(آمارگر )                                  128

4-10-3 دهقانان                                        129

1-4-10-3 جایگاه دهقانان                                   132

11-3 دیوان درآمدهای کل کشور                               133 

12-3 دیوان خزائن                                      134

13-3 گهبذ و ضرب مسکوکات                                   135

14-3 دیوان آتشکده‌ها                                       136

15-3 دیوان برید                                       137

16-3 دیوان اشراف                                      141

17-3 دیوان ایران دربد                                     142

18-3 دیوان مهرشاهی (دیوان خاتم )                              143

19-3 دیوان احشام                                      144

1-19-3  آخور آمار دبیر – آخورسالار                         145

20-3 دیوان ویژگان                                     146

21-3 دیوان نوروز                                      147

22-3 دیوان کستبزود (دیوان آب)                             148

1-22-3 وظیفه‌ی دیوان آب                                149

23-3 دیوان جامه خانه                                      150

24- 3  ایران درستبد                                       150

 فصل چهارم :مشاغل دیوانی و درباری                         152

1-4مشاغل دیوانی                                       153

2-4 پادشاه                                            154 

1-2-4شاه                                         155 

1-2-4 وظیفه متقابل شاهان و پادشاهان                       156 

3-4 شهرب                                         157

4-4 مرزبان                                            159

5-4 اسپهبد                                            161

6-4 پادگوسپانان                                       162

7-4 بیدخش                                             164

8-4 اندرزبد                                           165

9-4 آموزگاران اسواران                                 166

10-4 دریوشان جادگ گو و دادور (مدافع درویشان و دادور)               167

11-4 خرم باش                                          167

12-4 پشتیگبان سالار                                        169

13-4 مهماندار                                         170

14-4 خوانسالار                                    171

15-4 پذشخوار                                          172

16-4 مردبذ                                            173

17-4 دیده‌بان سلطنتی                                       174

18-4 بازدار                                           174 

19-4 گنجور                                            175

20-4 دواتدار                                          175

21-4 کاروانسالار                                       176

22-4 تغاربد                                           176

23-4 آیین بد                                          176

24-4 بازاربد                                          177

25-4 کیروگ بد ( هنربد )                               177

فصل پنجم شخصیت‌های برجسته دوره ساسانیان                    179

1-5 تنسر در منابع                                     180 

1-1-5-تنسر                                            182

2-1-5 تنسر شخصیتی تاریخی                                  184 

2-5 ابرسام                                            186

1-2-5  تنسر و ابرسام                                      188

3-5 کرتیر و تقویت روحانیت زرتشتی                              192

1-3-5 کرتیر                                           193

2-3- 5 کرتیر و شاپور یکم و ترقی مقام وی در شاهان بعدی                  195

3-3-5 کریتر و کتیبه‌های وی                                 199

4-5 آذرپاد مهراسپندان                                     206

5-5 مهرنرسی                                           210

 نتیجه                                               215

تصاویر                                              

کتاب شناسی ( فهرست منابع و ماخذ)                              219

 

پایان نامه تاریخچه فلسطین

فرمت :WORD                                                     تعداد صفحه :280

فصل سوم  بخش اول

تاریخچه فلسطین

فلسطین قلب میهن عربی و واسطه العقد و قبله انظار آن است. فلسطین گهواره ادیان توحیدی بزرگ تاریخ و ملتقای تمدنهاست سرزمینی پربرکت و زیبا که از لحاظ سوق الجیشی، سیاحتی و دینی یکی از مهمترین نقاط زمین است.

مساحت فلسطین در حدود 27009 کیلومتر مربع است. مستطیل شکل است و از شمال تا جنوب در حدود 430 کیلومتر طول دارد. عرض آن شامل میان 51 و 70 کیلومتر و در وسط میان 72 و 95 کیلومتر است. عرض فلسطین در جنوب بیشتر است و به حدود 117 کیلومتر می رسد.

فلسطین از غرب محدود است به دریای مدیترانه از شرق به سوریه و اردن از شمال به لبنان و سوریه و از جنوب به شبه جزیره سینا (مصر) و خلیج عقبه.

قدمت فلسطین

فلسطین سابقه تاریخی 10 هزار ساله دارد. قدمت شهر اریحا به 7 هزار سال قبل می رسد. اولین ساکنان فلسطین کنعانیان (فلسطینی ها) بودند که از سه هزار سال قبل از میلاد به این سرزمین آمند.

در سال 1200 قبل از میلاد قبایل عبری (یهودی) از کلده از شرق به سرزمین کنعان و در نتیجه به شهر اریحا حمله کردند.

تا 200 سال عبری ها حکومتی نداشتند و با فلسطینی ها در جدال بودند تا در 1000 سال قبل از میلاد داود پیامبر اولین حکومت عبری (یهودی) را در فلسطین بنا نهاد. بتدریج فلسطینی ها و اسرائیلیها با یکدیگر خو گرفتند و ترکیب شدند. حکومت داود پیامبر فقط 80 سال بود.

مهاجرت یهودیان  طرح صهیونیستی

فلسطین بخشی از امنیت امپرتوری عثمانی شد که گاه تابع حاکم بیروت و احیانا تحت ولایت صیدا و یا دمشق در می آمد، عکس آن نیز اتفاق می افتاد و گاه حاکم عثمانی در حیفا و یا عکا و یا قدس، بیروت و یا صیدا و ... را نیز اداره می نمود.

با تدوین قانون اساسی عثمانی در سال 1876 م انتخابات پارلمانی برگزار شد و نمایندگانی از ولایات تابعه عربی از جمله فلسطینیان قدس به جمع نمایندگان پیوستند.

کما اینکه جمعی از شخصیتهای عرب و من جمله فلسطینی ها در پست های عالی رتبه لشکری و کشوری گمارده شدند.

اشغالگران یهود کم کم زمینهای فئودالها و زمینداران بزرگ لبنانی و سوری را خریداری و کشاورزان فلسطینی را از این زمین ها، بیرون راندند.

در سال 1886 م اولین درگیری روی داد و کشاورزان رانده شده از دو روستای الخضیره و ملبس (بتاح تکفا) این دو مستعمره را مورد حمله قرار دادند.

این حوادث دولت عثمانی را بر آن داشت تا در (سال 1887 م) مهاجرت صهیونیستها به فلسطین را منوط به شرایط خاصی کند.

در سال 1892 م حمله به مستعمره های یهودی با همان دلایل پیشین تکرار گشت و بخشنامه های جدیدی از سوی دولت عثمانی با هدف محدود کردن مهاجرت یهودیان صادر گردید، لیکن عثمانی ها زیر فشار اروپا ناگزیر از لغو آن شدند.

فلسطینی های قدس، یافا، نابلس، عکا و غزه که توانسته بوند طی سالهای 1908 و 1912 م به پارلمان عثمانی راه پیدا کنند، موضوع اولین کنگره صهیونیستی (سال 1897 م) در بال سویس و برنامه ریزی یهودیان برای ایجاد کشوری قومی در فلسطین را در دربار مطرح و به بحث و بررسی آن بپردازند و موفق شدند عثمانی ها را متقاعد سازند که مهاجرت یهود به فلسطین را ممنوع کرده و تسلیم فشارهای اروپایی نشوند.

این عده همچنین علیه رشوه خواری تعدادی از استاندارانی که به یهودیان جهت مهاجرت به فلسطین و تملک زمین های فروشی توسط برخی از سرمایه داران سوری و لبنانی و عمدتاً مسیحی (آل سرسق، توینی، کساب، خوری و مطران و ...) کمک می کردند، شکوائیه ای را مطرح ساختند.

در سال 1897 م کمیته ای به ریاست محمد طاهر الحسینی مفتی قدس با هدف ارزیابی و بررسی دقیق راه کارها و شیوه های صهیونیستها برای دستیابی به زمینها تشکیل گردید.

از سوی دیگر سلطان عبدالحمید دوم در واکنش به برگزاری اولین کنگره صهیونیستی، هیأتی از کارکنان دربار خود را گسیل داشت تا شخصا بر استان قدس اشراف و نظارت داشته باشد. مطبوعات فلسطینی و عربی مانند روزنامه مصری المنار و ... نیز فعال شده و نسبت به نتایج و پیامدهای طرح شوم صهیونیستی جهت استیلا بر فلسطین (بلافاصله پس از اجلاس بال) هشدار دادند.

یوسف ضیاء الخالدی شهردار و نماینده شهر قدس در پارلمان عثمانی در سال 1899 م با ارسال پیامی به تسادوق کاهن رئیس خاخامهای فرانسه خواستار آن شد تا فلسطین را برای مردمانش باقی بگذارند. در قسمتی از این پیام آمده بود:

شما را به خدا، فلسطین را به حال خود واگذارید.[1]

خاخام کاهن نیز هرتسل را در جریان این نامه قرار می دهد و هرتسل هم بنوبه خود در پیامی برای خالدی چنین عنوان می کند: اگر مردم فلسطین راضی به پذیرش صهیونیستها نیستند، ما جای دیگری را جستجو خواهیم کرد و بالاخره این مکان را خواهیم یافت.

همزمان با شکل گیری و قوام مطبوعات فلسطینی، روزنامه های فلسطینی و در رأس آنها روزنامه کرمل که در حیفا منتشر می شد، مبادرت به روشنگری و برملاسازی خطر صهیونیسم کردند.

نجیب عازوری نیز با انتشار کتاب بیداری امت عربی خود در سال 1905 م نسبت به عواق طرحهای سیاسی صهیونسیتها در فلسطین هشدار داد.

کنگره استعماری 1907 م

در سال 1907 م کنگره ای استعماری با مشارکت جمعی از اندیشمندان کشورهای استعماری در بریتانیا برگزار گردید. ماحصل این کنگره گزارشی بود که به گزارش (کامبل باترمن) معروف گشت. محورهای مورد بحث در این کنگره عبارت بودند از:

بررسی خطرهایی که آینده استعمار را تهدید می کند.

تدوین طرحهای ضامن دفع این خطرها.

تضمین تداوم حضور استعماری و مالکیت مستعمره ها.

همچنین از جمله پیشنهادها و مصوبات این کنگره:

1- لزوم تجزیه کشورهای حوزه دریای مدیترانه و ایجاد فتنه و خصومت میان ملل آنها.

2- لزوم ایجاد حایل بشری بیگانه در بهترین منطقه، که بتواند میان عربهای مشرق و عربهای مغرب جدایی بیندازد و این مکان فلسطین است.

در مورخه 16 مارس 1908 م فلسطینی ها در منطقه ساحلی یافا با مهاجران صهیونیست که از راه دریا وارد فلسطین شده بودند، درگیر و طی آن تعدادی از فلسطینی ها و یهودیان کشته و مجروح شدند. درگیریها طی ماههای فوریه و آوریل سال 1909 م میان کشاورزان فلسطینی و صهیونیستها از سر گرفته شد و این بار درگیریها در نزدیکی شهر الناصره روی داد.

مطبوعات و علمای اعلام اسلامی و مسیحی و خطیبان مساجد ضمن روشنگری و بیان طرحهای شوم صهیونیستی در فلسطین، از یک سو حکومت عثمانی را به مقابله با آن فراخوانده و از سوی دیگر مردم را به مخالفت و مقاومت همه جانبه با طرحهای صهیونیستی دعوت کردند. در همین رابطه نجیب نصار روزنامه نگار فلسطینی کتابی تحت عنوان صهیونیسم ... تاریخچه، اهداف و تهدیدها منتشر ساخت.

در سال 1911 م روزنامه ای با نام فلسطین منتشر گشت. این روزنامه طی فراخوانی از خوانندگان خود می خواهد، نسبت به پیامدهای استعمار صهیونیستی هوشیار باشند.

در همین حال فلسطینی های عضو پارلمان عثمانی به منظور تحت فشار قرار دادن دولت اتحاد و ترقی که حکومت سلطان عبدالحمید دوم را سرنگون کرده و با یهودیان همکاری می کرد، دست به تلاش زده و از آن خواستند، تسلیم فشارهای اروپایی نشده و تصمیماتی در مقابله با مهاجرت جمعی صهیونیستها اتخاذ کند و مانع از اسیتلای صهیونیستها بر اراضی فلسطین شود.

یک روزنامه نگار فلسطینی طی مقاله ای در روزنامه فلسطین به تجزیه و تحلیل توطئه صهیونیستها پرداخته و می نویسد:

صهیونیستها، کشور ما را روستا به روستا و شهر به شهر اشغال خواهند کرد و فردا تمامی قدس و سرتاسر فلسطین از دست خواهد رفت.

اسعاف النشاشیبی در سال 1911 م کتابی را با عنوان جادوگر و یهودی به رشته تحریر درآورد.

معروف الارناووط نیز کتابی بنام دختر صهیون را نگاشت و محمد روحی الخالدی در همین سال دست نوشته ای از کتاب تاریخ صهیونیسم را بر جای گذاشت. نامبرده در این نسخه خطی خاطر نشان کرده که هدف صهیونیسم همانا برپائی دولت یهودی در فلسطین است. وی در عین حال صهیونیسم را از یهودیت متمایز کرده و نسبت به خطرات و تهدیدهای شهرک نشینها در فلسطین هشدار داده است.

سرانجام، صهیونیستها با همکاری سفرای اروپائی و امریکائیها دولت اتحاد و ترقی را وادار ساختند، روزنامه های الکرمل (در سال 1909 م) و فلسطین (در سال 1913 م) را که در امر اطلاع رسانی و آگاهی بخشی به مردم در عرصه های گوناگون و تفهیم وظایف ملی، میهنی و اسلامی و نیز فاش ساختن توطئه صهیونیستها و صلیبی ها تأثیر بسزایی داشتند، تعطیل کند.

ناگفته نماند که مطبوعات عربی نظیر روزنامه المنار، المقتبس، المقطم و الاهرام در مصر و دیگر کشورهای عربی تاثیر مهمی در برانگیختن ملل عرب بر ضد طرحهای شوم صهیونیستی داشتند.

در این برهه همچنین جمعیتها و سازمانهای ضد صهیونیستی مانند جمعیت مبارزه با صهیونیسم که در اوت 1913 م به مرکزیت نابلس تاسیس و دارای شعب بسیاری در شهرهای فلسطین شد.

این جمعیت مردم را به تظاهرت فرا می خواند و تلگرامهای اعتراض امیزی به مجامع گوناگون ارسال می داشت.

جنگ جهانی اول

با شروع جنگ جهانی اول در سال 1914 م صهیونیستها بیش از چهل شهرک یهودی در مساحتی قریب به 400 هزار دونم (هر دو نم 1000 متر مربع است) در بهترین زمینهای فلسطین یعنی مناطق الجلیل، دشت مرج بن عامر و دشت ساحلی احداث کرده بودند. و بدین ترتیب یهودیان دیگر آن اقلیت دینی ساکن فلسطین در قبل از طرح اشغالگرانه – تجاوزگرانه صهیونیستی نبودند و جو و شرایط علیه آنها ملتهب و خصمانه شده بود.

با پیدایش جنگ، شهرک نشینان یهودی در کنار انگلیس ها و فرانسوی ها علیه دولت عثمانی و فرانسوی ها علیه دولت عثمانی و آلمان صف آرایی کردند و این در حالی بود که فلسطینی ها به دو دسته موافق و مخالف عثمانیها تقسیم شده بودند و بسیاری از جوانان فلسطینی با انگیزه های اعتقادی – اسلامی و به اشکال مختلف چه به عنوان نیروی وظیفه و چه داوطلب در کنار ترکیه وارد جنگ شدند و جمع دیگری نیز مجذوب طرح انقلاب بزرگ عربی به رهبری شریف حسین و فرزندش امیر فیصل شدند با این امید که از عثمانی ها رهایی یافته و کشور خود را آزاد کنند، البته آنها فریب وعده های انگلیس به شریف حسین را خوردند. شایان ذکر است که جمع کثیری از مسیحیان فلسطینی و سوری نیز با گرایش طایفه ای و ناسیونالیستی در این طرح شرکت جستند.

ضمن آنکه عملکرد «جمال پاشا» آن فرمانده ترک شهره به جلادی، سفاکی و عامل اعدام دهها انقلابی عرب و فلسطینی از یکسو و گرسنگی و شرایط دشوار اقتصادی که فلسطینی ها و سوری ها در دوران جنگ با آن دست به گریبان بودند، تأثیر وسیع و عمیقی بر فضای خصمانه و روبه رشد ضد ترک و پیوستن به انقلاب بزرگ عربی برجای گذاشت. در همین زمان صهیونیستها از اموال هنگفت سازمانها و مراکز بین المللی یهودی و کمکهای بی دریغ ثروتمندان یهودی چون روچیلد و غیره و به ویژه کمکهای اهدایی امریکایی بهره می بردند.

افزون این صهیونیستها به همراه انگلیس ها، فرانسوی ها و امریکائی ها برای صدور بیانیه بالفور و بردن فلسطین و کشورهای عربی (در خاتمه جنگ) به زیر یوغ (بریتانیا و فرانسه) به دسیسه چینی و توطئه پرداختند.[2]

سران عرب نیز فریب وعده ها و نیرنگ انگلیس را خوردند، گرچه اهداف موافقت نامه سایکس – پیکو مبنی بر تقسیم کشورهای عربی میان بریتانیا و فرانسه و بیانیه بالفور برملا شده بود اما با این وجود بریتانیا توطئه را منکر شده و به فریب و نیرنگ خود ادامه داد.

قیمومیت انگلیس بر فلسطین

فلسطین به عنوان بخش جدا شده از امپراطوری عثمانی در زمره کشورهایی بود که استقلال آنها (بعد از جنگ جهانی اول و در مقررات جامعه ملل) موکول به نظارت دولت قیم در اداره آن موقتا شناخته شد. این قیمومیت از طرف شورای عالی متفقین در «سان رمو» در سال 1920 به بریتانیا تفویض شدند. خطوط کلی متن قیمومیت نامه در 22 ژوئیه 1922 به تصویب جامعه رسید و در 29 سال 1923 وارد مرحله اجرا شد.

حکم قیمومیت دو هدف داشت اول اجرای ماده 22 میثاق جامعه ملل و هدف دوم اجرای اعلامیه بالفور و ایجاد تسهیلات برای مهاجرت یهودیان.

کشورهایی قیم مسئولیت های خاصی بر عهده داشتند و وضعیت قیمومیت، وضعیت موقیتی بود. دیوان داوری بین المللی بعدها در این باره گفت که هدف نهایی، اعطایی حق تعیین سرنوشت و استقلال به مردمی بود که درگیر این قضایا بودند. در تعیین سرنوشت سرزمین های تحت قیمومیت آنها قرار بود که خواسته های مردم آن سرزمین ها به عنوان عامل اصلی در نظر گرفته شود.

در سال 1922 جامعه ملل بنا به درخواست انگلستان به آن کشور در اداره فلسطین قیمومیت داد و قرارداد قیمومیت فلسطین بین جامعه ملل و انگلستان به امضا رسید. این حکم حاوی اعلامیه بالفور بود و دقیقا به همان ترتیب توسط هیئت وزیران انگلستان در 1917 تصویب شد. در انگلستان اعتراضاتی علیه صدور این حکم به وقوع پیوست مبنی بر اینکه شناسایی اعلامیه بالفور به مثابه سیاست حاکم در فلسطین، حق تعیین سرنوشت مردم فلسطین را از بین خواهد برد. تعدادی از اعضای مجلس اعیان انگلستان پیشنهاد کردند انگلستان این حکم را نپذیرد زیرا بنا به گفته آنها قیمومیت فلسطین اعلامیه بالفور را شامل می شد این پیشنهاد به رأی گذاشته شد و با 60 رأی موافق در مقابل 39 رأی مخالف به تصویب رسید.

جنبش اعراب و سرکوب انگلیس

در سالهای 1936 تا 1939 عربهای فلسطین به دنبال اعتصابی طولانی و بی ثمر که به شکست انجامید و نادیده گرفته شد، برای برپانمودن یک طغیان ملی تلاش کردند. دیوید بن گوریون که در واقع گرایی او تردیدی نیست، به ماهیت این تلاش پی برده و در یک بحث داخلی چنین گفته است: «ما ضمن بحثهای سیاسی خارجی مخالفتهای عربها را ناچیز جلوه می دهیم. ولی خودمان، نباید واقعیت را نادیده بگیریم. از لحاظ سیاسی ما متجاوز هستیم و آنها از خود دفاع می کنند. مملکت مال آنهاست زیرا در آنجا زندگی می کنند، در حالیکه ما می خواهیم به اینجا وارد و بعد هم مستقر شویم.» و از دیدگاه ایشان می خواهیم هنوز وارد نشده کشور آنها را از چنگشان در آوریم. «طغیان آنها» مقاومت فعالانه فلسطینی هاست در برابر چیزی که به نظر خودشان غصب سرزمین اصلی آنان توسط یهودیان تلقی می شود. در ورای خرابکاری های نهضتی وجود دارد که هر چند ابتدایی است، اما از آرمان گرایی و فداکاری بی بهره نیست.[3]

 


[1] - صدای فلسطین اسلامی، سال سوم، شماره (32)، تیر 1380، ص 24.

[2] - همان، ص 27.

[3] - نعام چامسکی، مثلث سرنوشت ساز، فلسطین، آمریکا و اسرائیل، ترجمه: عزت ا... شهیدا، تهران، مطالعات سیاسی و بین المللی، 1369، ص 118.

پایان نامه تذهیب

فرمت :WORD                                                     تعداد صفحه :81

فهرست مطالب

عنوان                                           صفحه

مقدمه ........................................ 1

فصل اول

تاریخچه ...................................... 6

تعریف تذهیب ................................. 13

ریشه یابی لغت تذهیب ......................... 14

واژگان تذهیب: ............................... 17

ابرک ........................................ 17

اسلیمی (اسلامی) .............................. 17

بند اسلیمی................................... 17

تاج ......................................... 18

جدول......................................... 18

 ختایی ...................................... 18

داغ.......................................... 18

دهن اژدر..................................... 18

سنجاق نشان .................................. 18

شرفه......................................... 19

شمسه......................................... 19

شمسه کوچک ................................... 19

فرنگی ....................................... 20

فصاصی ....................................... 20

کتیبه سرلوحه ................................ 20

کمند زرین ................................... 21

کره ......................................... 21

لچک ترنج .................................... 21

لچکی واگیره ................................. 21

ترنج ........................................ 22

سرترنج ...................................... 22

سرلوحه....................................... 23

 کتیبه ...................................... 23

ترصیع ....................................... 24

حاشیه ....................................... 24

قوس حلزونی .................................. 25

فصل دوم

مکتب های تذهیب .............................. 25

ابزار و مواد کار: ........................... 29

قلم مو....................................... 29

طلا و نقره ................................... 30

مهره ........................................ 31

کاغذ ........................................ 32

صفات مهم کاغذ ............................... 32

رنگ ......................................... 33

پرگار، ترلینگ، خط کش ........................ 34

شیوه کار تذهیب .............................. 35

اصول قابل اهمیت در کلیات نقش ................ 40

فصل سوم

ختایی و اسلیمی (دیرینگی و ریشه مشترک) ....... 42

تعریف ختایی و گونه های آن ................... 43

اسلیمی ...................................... 46

تعریف اسلیمی و گونه های آن .................. 47

صورت اسلیمی ................................. 52

تزئین اسلیمی ................................ 53

چنگ و گره ................................... 54

نشان و انواع آن: ............................ 55

لچک نشان یا کتیبه نشان ...................... 55

بته جقه نشان ................................ 56

دل نشان ..................................... 56

ابرک نشان (اسلیمی ماری) ..................... 56

نشان و اصل قاعده (نقش در نقش) ............... 57

تکوین نقوش (ترکیب اسلیمی و ختایی) ........... 58

جایگاه نشان ها در شمسه ...................... 58

گره سازی .................................... 59

شرفه ........................................ 59

فصل چهارم

تحول هنر در تذهیب............................ 60

طراحان و مذهبان قدیم ........................ 63

طراحان و مذهبان معاصر ....................... 66

فصل پنجم

طرح نشان .................................... 72

طرح ترنج .................................... 73

طرح کتیبه ................................... 74

طرح لچک ..................................... 75

طرح تاج و سرلوح ............................. 76

طرح واگیره اسلیمی و ختایی ................... 78

طرح حاشیه ................................... 79

منابع و مآخذ................................. 80

 

مقدمه

سپاس خداوندی را که منشا حسن و جمال و زیبایی است و موهبت درک و احساس آن را به بشر عطا فرمود و انسان را در فهم کشف حسن جمالش سزاوار نمود. آن خالق منان گوشه ای از زیبایی های عرش را برای مشاهده بندگان صالح خویش مهیا ساخت و جلوه هایی از ان ملکوت زیبا را به فرش کشید و منظری از رخ پر حسن و جمال خویش را برای آرامش دل انسان ها به دست هنرمندان سالکش متجلی نمود.

این همه نقش می و عکس مخالف که نمود

یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد

این جلوه های جمال که به جان حقیقت جوی آدمی نشاط و طربی ژرف می بخشد و عقل و حواس را به شادمانی جاودانه معطوف می سازد ، سبب کشش به سوی حقایق زیبا و عالم ملکوت می شود تا روح انسان از قید ظلمات دنیا رهایی یابد و به انوار عالم قدس آشنا گردد. هنرمندان مومن برای کشف بیشتر این زیبایی ها و ابداع آثار جاودان بشری رنج و مشقت این راه طولانی را بر خود هموار نموده و میراثی گران بها برای بشر به جای نهاده اند. از جمله این هنرها می توان تذهیب را بر شمرد که با نقوش مجرد در الواح روح نواز و دل انگیز قرآنی در معاشرت با خوش نویسی، صفحاتی را رقم زده اند مکه یادآور معانی باطنی و لطیف قرآن است. این هنر مقدس همچنین در معاشرت با نگارگری ، به دست استادان مجرب با اندیشه های حکیمانه ، ترکیبی از معنا و صورت زیبا را به دست داده است. در هنرهای صناعی نیز همچون نقش فرش و نقش کاشی و ... نیز به کار گرفته شده که هر یک از این جلوه ها در مقام عملکردشان در زندگی انسان مجموعه ای از زندگی ای روحانی و زیبا را به نمایش می گذارند.

اساسا نقوش تذهیب به منظور تزیین قرآن پدید آمدند. مسلمین همچون همه امم دینی، عالی ترین و زیباترین هنر خود را برگرد مآثر الهی و ودیعه گران بهای اولیایشان به وجود آورده اند. معابد و نیایش گاه ها در تاریخ بشر نگارستان هایی هستند که می توان عالی ترین جلوه های تمدنی را در آن ها مشاهده نمود. در عالم اسلام نیز مساجد، نگارستان بزرگ هنر اسلامی و جلوه ای شاخص از تمدن بزرگ آن هستند. قرآن کریم نیز که کلام نازل محبوب بر دل حبیب است، با زیباترین خطوط و نقوش آراسته شد و با توصیه های مکرر پیامبر (ص) و اولیا علیهم السلام به زیباترین صوت خوانده شد تا جای که امروز هنرهای قرآنی در صدر همه هنرهای اسلامی قرار دارد.

گذشته از خوش نویسی که شرافت و مقام تجلی آیات را مستقیما پیدا نمود، هنر تذهیب توانست جلوه ای دیگر از حقایق باطنی قرآن را در حاشیه کلام الهی به نمایش درآورد و مجموعه ای مناسب آن کلام و تصویری از عالم قدس را در هر صفحه قرآن به نمایش درآورد. قرآن کلام الهی است و خداوند منزه است. هرگونه تشبیهی به آن مقام باری شرک محسوب می شود.

لذا صورت هایی می تواند بیانگر معانی آیات باشد که از هر گونه قید تشبیه خود را رها نموده ، نقوش ، همچون نشان هایی که در مسیر عالم قدس قرار دارند، جلوه نمایند. تذهیب با جلوه ای مجرد و تزکیه شده برگرد آیات الهی ، زمینه ای مناسب را فراهم ساخت تا به هنگام رویت این صفحات و حتی قبل از خواندن آیه ای از آیات ، حالی مناسب درک معانی قرآنی برای انسان حاصل آید.

به این ترتیب ، تذهیب مهذب شد. نقش ها در نهایت زیبایی، روح آیات را در جلوه ای از صورت های مجرد اسلیمی و جلوه ای از روح نباتی در قالب ختایی به نمایش گذاردند. اسلیمی محور نگاه دارنده شکل و مبنای نقوش شد و ختایی شعر و غزل ملکوت را در قالب های آن سرود. کشف بزرگ این هنر مقدس را به مقام والای ولایت، حضرت علی بن ابیطالب (ع) نسبت می دهند که سهمش ملکوتی وی راهگشای هنرمندان مذهب گردید و این سنت حسنه از ایشان رقم فیض یافت:

چو شاه ولایت بدید آن رقم به اعجاز بگرفت در کف قلم

رقم کرد اسلامیی دل ربای که شد حیرت افزای اهل ختای

نقوش ختایی مجموعه ای از گل ها ، غنچه ها و برگ ها و ساقه ها است که در نظامی هندسی و برگرفته از چرخش عشقه به عنوان تلطیف کننده نقوش اسلیمی جلوه کرد. نظام شکل گیری این نقوش آن قدر دقیق و هماهنگ است که هر جزء جلوه ای از صورت کل خود و در مجموع نیز ، همه اجزا و مفردات ، نشانی از مجموعه خویش اند. به عنوان مثال، اگر ساده ترین عنصر در ختایی را ساقه و ملحقات آن بدانیم ، دارای شخصیتی است که همه مفردات همچون گل ها و غنچه ها و برگ ها از همان خصوصیت برخوردارند. این هماهنگی نظم یافته را که منبعث از تفکر توحیدی هنر اسلامی است ، شکل حلزونی عشقه به وجود آورده است. از این رو، هر یک از مفردات در درون خود قابلیتی دارند که می توانند در یک نظام پیچیده و گسترده تذهیب در ترکیب های مختلف جای گیرند و نقش روحانی خود را ایفا نمایند.

متاسفانه در عصر غرب زدگی و دوری از فرهنگ و سنن اسلامی ، این ویژگی ها به فراموشی سپرده شد و امروزه جز پوسته ای بی معنا، برداشت دیگری از این هنر مقدس نمی شود و لذا آن ها را صرفا هنر تزیینی همچون همه هنرهای تزیین دیگر بر می شمردند و آن را قابل تحقیق و تفحص ندانسته و زحمت مطالعه پیرامون حکمت یا تاریخ یا طرق آموزش آن را به خود نداده اند. این فاجعه حتی به متولیان این هنر نیز سرایت کرده و ایشان نیز هرگز درصدد مطالعه درباره طرق آموزش صحیح آن بر نیامده اند و هر یک به ذوق خود راهی را برای آشنایی با آن پیشنهاد داده اند. با توجه به این مشکلات ، دستیابی به قوانینی که در گذشته در امر آموزش هنرهای سنتی وجود داشته ، کاری مشکل ، به نظر می رسد چرا که متاسفانه امروزه کتاب آموزش هنرهای سنتی که بتواند ما را به روش های معمول گذشته در این مورد راهنمایی کند، وجود ندارد. همت بیگانگان نیز همواره بر آن بوده که با هجوم همه جانبه به مآثر قدیم، سبب قطع ارتباط فرهنگی و هنری ما با گذشته شوند. از طرفی، تا بیش از انقلاب اسلامی آن چه از منابع هنری قدیم از تاخت و تازها و تاراج ها باقی مانده بود، به دست استعمارگران قدیم و جدید به یغما برده شد که در انبار احتکار میراث ملی کشورهای بیگانه مخفی مانده است. از همین رو گرچه از قوانین موجود در هنرهای سنتی منابع مکتوبی باقی نمانده ، اما مسلم است که شیوه های اجرای این آثار در گذشته قانونمند بوده اند. به هر حال می توان با بررسی همه جانبه آثار گران بهای موجود و همچنین با توجه به قراین و منطق تصویر در نگارگری، خصوصا هندسه هنرهای تجریدی، برخی از این قوانین را شناسایی کرد و مورد استفاده قرار داد. 

پایان نامه ترمزها

فرمت :WORD                                                     تعداد صفحه :252

بسم الله الرحمن الرحیم

1-1مقدمه و تاریخچه :

امروزه در صنعت اتومبیل سازی حفظ ایمنی سرنشینان خودرو فوق العاده مورد توجه قرار گرفته است . با توجه به اینکه سیستم ترمز مهمترین بخش ایمنی خودرو محسوب می گردد ، در چند ساله اخیر پیشرفتهای زیادی در این زمینه انجام گرفته است . جدیدترین این پیشرفتها پیدایش سیستم ترمز ضد قفل ABS می باشد . در این پروژه هدف آن است که این نسل از ترمزها مورد بررسی قرار گیرد تا ان شاءالله زمینه ای برای ورود این تکنولوژی به ایران فراهم شود . این ترمزها به سبب پیچیدگی مکانیزمشان هنوز مورد توجه طراحان داخلی قرار نگرفته است که یکی از دلایل آن عدم اطلاعات کافی و عدم آشنائی با این سیستم می باشد . امید است این پروژه مقدمه ای برای قدمهای بعدی در راه ساخت و طراحی این تکنولوژی در ایران باشد . (ان شاءالله)

در این پروژه ابتدا تاریخچه ای از پیدایش ترمزها ارائه خواهد شد . در فصل دوم به بررسی سیستم ترمز معمولی شامل کاسه ای و دیسکی و سایر اجزای جانبی آن می پردازیم .

در فصل سوم سیستم ترمز پنوماتیکی مورد بررسی قرار می گیرد و سپس در فصل چهارم و سیستم ترمز ضد قفل ABS و سپس مقایسه ای بین فصول دوم و سوم خواهیم داشت تا برتریها و معایب هرکدام نسبت به یکدیگر مشخص شود و در فصول بعدی مطالب مربوط به طراحی و محاسبه نیروهای لازم آورده خواهد شد . نخست تاریخچه ای از پیدایش ترمزهای اولیه تا کنون بیان می کنیم :

اولین موتور احتراقی در سال 1885 بوسیله بنز ساخته شد . توقف این اتومبیل بوسیله یک لقمه ترمز بر روی محور دنده هرزگرد انجام می گرفت . بعدها که اتومبیل تکمیل شد و سرعت آن افزایش یافت و از لحاظ وزن سنگین تر شد ، ترمزهای مخصوصی برای آن طرح ریزی شد .

تا سال 1900 ترمز دستی شامل ترمز ساده ای که مستقیماً با سطح لاستیکهای توپر اصطکاک پیدا می کرد استفاده می شد. اما از این سال به بعد ترمزی ابداع شد که توسط پدال عمل می کرد و عبارت از یک نوار فلزی بود که در خارج بر روی چرخ دندانه دار محور محرک عقب نصب شده بود و بصورت استوانه ای آن را احاطه می کرد .

در همین سال لنکستر(Lanchester) ترمز و کلاچ را در یک مجموعه مخروطی شکل متشکل کرد و در اولین ماشین ساخت انگلستان بکار گرفت .

در سال 1905 ، انتقال حرکت بوسیله چرخ دنده و محور جای انتقال حرکت توسط زنجیر یا تسمه را گرفت و عمومیت پیدا کرد و بیشتر اتومبیلها با پدالی که انتقال حرکت را به ترمز تأمین می کرد مجهز شده بودند .

در سال 1910 میلادی ترمزهای بیشتر ماشینهای امریکائی روی چرخهای عقب تأثیر می کرد . در این سالها بسیاری از عوامل مربوط به ترمز، مانند اهمیت چسبندگی لاستیک به جاده اثرات چرخ قفل شده و غیره بخوبی شناخته شده بود و این مطلب محقق شده بود که جهت اعمال ترمز صحیح هر چهار چرخ بایستی ترمز شود ، و کوشش و اثر ترمز با نسبتی متناسب بین چرخ جلو و چرخ عقب سهیم باشد . با ترمز شدن چهارچرخ است که بدون خطر لیز خوردن ماشین ، فاصله توقف به نصف تقلیل می یابد . سالها طول کشید تا موضوع ترمز چهارچرخ مورد قبول عموم قرار گرفت . شکل عمده این بود که آرایشی برای ترمز ترتیب داده شود که با تشکیلات و اتصالات فرمان و چرخهای جلو و بطور کلی با تشکیلات سیستم فرمان و هدایت ماشین تداخل پیدا نکند .

در فاصله دو جنگ جهانی اول و دوم ، احتیاج به ترمز تا حدودی بیشتر احساس شد . چون سرعت ماشین ها رو به افزایش رفت همچنین بر تراکم ترافیک نیز افزوده شد .

نظر به اینکه رانندگان به ترمز قوی احتیاج داشتند و از طرفی ترمز قوی در چرخهای عقب ، موجب سرخوردن ماشین می شد ، فشار زیادی به طراحان ترمز وارد می آمد تا ترمز چرخهای جلو را تکمیل کنند . در نتیجه ، بعد از گذشت ده سال از جنگ اول ، استعمال ترمز در هر چهار چرخ ، عمومیت پیدا کرد . ظهور ترمز در چرخهای جلو ، پس از جنگ ابتدا در خودروهای بزرگ و گرانقیمت مانند هیسپانو ـ سوئیزا و هاچیکس(Hotchikss) و سپس درخودروهای سبک و ارزان قیمت صورت پذیرفت . ساده ترین راه برای اعمال ترمز جلو استفاده از سیستم هیدرولیک بود . ولی در طی سالیان متمادی اکثریت خودروها از سیستم مکانیکی استفاده می کردند تا اینکه مزایای هیدرولیک برای همه روشن شد . چرخهای اتومبیل بدون احتیاج به دنده‌ای پیچیده ترمز می شدند . جبران سائیدگی لنتها بطور خودکار صورت می گرفت و تلفات اصطکاک بمراتب کمتر از سیستم مکانیکی بود .

در سال 1911 ، اتومبیلی با ترمزهای هیدرولیکی برای چهارچرخ به نمایش گذاشته شد . اما در آن تردیدهائی وجود داشت بنابراین بصورت ابداعی باقی ماند . چندی بعد شخصی بنام M-Loughead سیستمی عملی اختراع کرد که در سال 19177 به ثبت رسید .

در کشور انگلستان در سال 1924 ، ابتدا ترمز لاک هید هیدرولیک در ماشینهای «بین»(Bean) بکار برده شد .

در سال 1924 ترمزهای مکانیکی از چرخهای جلو برداشته شد و در 1925 نیز از چرخهای عقب حذف شد و جای خود را به ترمزهای هیدرولیک واگذار کرد.

نظر به اینکه برای ترمزهای ماشینهای سنگین به نیروی زیادی احتیاج بود بنابراین سرووهای مختلف طراحی شدند . در سال 1924 ، دواندر (Dewandre) دستگاه سرووئی ساخت که برای بکار انداختن آن از خاصیت خلأ استفاده شده بود .

دهه 1930 ، ظهور متخصصینی را به خود دید که سردسته آنها در ساخت ترمزهای مکانیکی ، بندیکس و گیرلینگ بودند ، و در ساخت ترمزهای هیدرولیک ، لاک هید بود .

در طول دهه 1930 ، بتدریج هیدرولیک جای ترمز مکانیکی را گرفت ظرف مدت ده سال تلاش برای توسعه ترمز هیدرولیک شدت یافت بخصوص هنگامی که تعلیقات مستقلی برای ترمز جلو بکار رفت . در سال 1935 ، بعضی از مدلهای ساخت انگلستان دارای دو سیلندر اصلی پشت سرهم شد . در این سیستم ، یک قسمت از سیلندر اصلی ، ترمزهای جلو را بکار می انداخت و قسمت دیگر از طریق خط کاملاً مجزای دیگری ، ترمزهای عقب را .

بعد از سال 1930 ، چندین سال ، مکانیسم ترمز بدون تغییر باقی ماند و عملاً تمام ترمزها از نوع پرویا بندیکس ـ پرو بودند .

در سال 1948 ، گیرلینگ اولین سیستم ترمز هیدرولیک و ترمزهای اتومبیل را ارائه کرد و چند سالی هم تولید ترمزهای هیدرواستاتیک ادامه یافت . در این نوع ترمز ، فاصله ای بین کاسه و لنت وجود داشت و بوسیلة فنرهائی آنها را در حد تماس نگاه می داشتند تا از تکان خوردن و صدای آن جلوگیری بعمل آید .

در اواسط دهه 1950 ، در وضع عمومی ترمزها تغییر عظیمی صورت گرفت . زیرا در این هنگام آغاز جایگزینی ترمز دیسکی بجای ترمز استوانه ای بود .

در این سال در آمریکا ، شرکت کرایسلر ترمزهای دیسکی « خود نیروزا » و « خود تنظیم ساز » و« نوع صفحه ای » را در ماشینهای نوع « کراون امپریال »(Crown Imperial) خود نصب کرد که بعنوان یک ترمز اضافی و اختیاری بکار می رفت . در انگلستان نیز در سال 1925 ترمز دیسکی دانلوپ در ماشینهای جگوار کورسی بکار رفت . امروزه تمام اتومبیلهای انگلیسی ، به استثنای ماشینهای سبک که حداقل در چرخهای جلو ترمز دیسکی دارند ، در تمام چرخها ، از ترمز دیسکی استفاده می کنند.

از تاریخی که ترمز کاسه ای ساخته شد تا مدت سی سال ، یا زمانی در همین حدود ، رسم براین بود که کاسه ترمز را از فولاد پرس شده می ساختند . در آن زمان ، سرعت اتومبیل کم بود و مشکلات حرارتی وجود نداشت ولی هنگامی که سرعت ماشینها زیاد شد ، حرارت زیادی در کاسه پدید می آمد و باعث می شد فولاد مقداری از سختی و سفتی خود را از دست بدهد و کاسه معیوب شود . بدین منظور از چدن استفاده شد .

مواد اصطکاک زا در بدو امر ، برای ایجاد اصطکاک در ترمزهای اتومبیل ، از قطعه ای چوب یا فلز و یا چرم و یا پارچه استفاده می شد که با دوره چرخ یا با لاستیک اصطکاک حاصل می کرد .

در سال 1901 ، هربرت فرود(Herbert Frood) مواد اصطکاک زائی را به ثبت رساند . این مواد با فولاد اصطکاک داشتند یا با لاستیک . در حالت اول از اشباع الیاف نخی با لاستیک تهیه می شدند و در حالت دوم از اشباع الیاف نخی با مواد مومی . در سال 1914 ، مصرف لنت ترمز فرود ، توسعه پیدا کرد . در سال 1930 ، فرود به صمغهای تعدیل کننده حرارت توجه کرد و سپس ، انتهای قالب ریزی شده را بجای لنتهای بافته شده بکار برد .

بدین ترتیب تاریخ ترمز اتومبیل سیر منظمی را طی کرد تا به شکل امروزی در آمد.

Anti - lock Braking system روی خودروهای سنگین مجهز به ترمز بادی بصورت انتخابی نصب می شود این سیستم در سال 1952 در شرکت DUNLOP با نصب Maxaret روی هواپیما آغاز شد در سال 1972 در انگلستان برای اولین بار jensen intercepter و بعد شرکتهای آمریکایی ford برای خودرو سال 69 بصورت تک کاناله و بوستردار طراحی کردند . سیستمخلایی 33 کاناله روی چهار چرخ در سال 1971 با همکاری دوشرکت Bendix و Chrysler ساخته شد . اولین خودرو چهارچرخ ABS دار از 1976 تا 19822 از روی برخی خودروهای جنرال موتور مجاز شدند اشکال سیستم های الکترونیکی قابلیت اعتماد کم آنها بود . که با توسعه منابع انرژی فشار بالا وبکارگیری اکومولاتور مطرح شد. بنابراین مدار کنترل الکترونیکی بر اساس پاسخ سنسوری کار می کند و نسبت به منابع خلایی محدودیت کاربرد دارد و قیمت آن بالا است . بعد از آن اداره ملی ایمنی بزرگراهها و حمل و نقل آمریکا NHTSA  روی خودرو سنگین ABS بادی را نصب کرد که اشکالاتی بوجود می آمد . سنسورها 41%، سوپایها 16%  ، کامپیوتر 8% ، نصب غلط 3% ، اتصالات الکترونیکی 1% و تداخل امواج الکترومغناطیس 50% .

در نیمه اول دهه 70 در اروپا سیستم های الکترونیکی ترمزها دیجیتالی شدند این تغییر که نتیجه تبدیل تحلیلهای آنالوگ به میکروپروسسور و مدارهای مجتمع IC (Integrated Circuits) بود . که در سال 1979 روی سواری مرسدس با سیستم ترمز بوش به کار رفت که روی چهار چرخ به همراه بوستر خلایی یا هیدرولیکی بود .

BMW و ژاپنیها این راه را ادامه دادند ABS بوش در 1986 روی کادیلاک نصب شد. و روی فورد در آلمان سال 1985 بکار رفت در 1991 سازندگان اتومبیل این سیستم را روی یک سوم خودروها پیشنهاد کردند . تویوتا 40% ، نیسان 44% ، هندا50%، مزدا25%، میتسوبیشی 27% کرایسلر 18% ، GM 33% ، فورد 13% تا سال 1992 15 درصد خودروها مجهز به ABS بودند . دلیل عدم استفاده ABS روی خودروهای کوچک قیمت بالا 800 تا 1300 دلار بود . GM، ABS موثر (ABS-VI) رابا قیمت 350 دلاری روی ماشینهای 91 خود بکار برد . نرخ تصادفات ماشینهای سنگین پائین آمد و آمار تصادفات بامرسدس 6% تا 10% کاهش یافت .

این سیستم ابتدا توسط روبرت بوش اختصار (Unti - Blockier Schutz)ABS را پیدا کرد که با اندازه گیری سرعت زاویه ای چرخ ، سایر پارامترهای دینامیکی را محاسبه کرده و باشروط منطقی لغزش تایر ، قفل شدن چرخها در اثر ترمزگیری را پیش بینی می کند . واحد کنترل الکترونیکی با فرستادن سیگنالی به تعدیل گر هیدرولیکی (قلب سیستم) فرمان کاهش فشار ترمزی را صادر می کند . این روند ادامه می یابد تا باز فرمان افزایش فشار جهت ترمزگیری صادر شود . این کار چند بار تکرار می شود . مغز سیستم واحد کنترل الکترونیکی است . این قسمت فرمان دریافتی از سنسور چرخها یا دیفرانسیل (برای سیستم کنترل دوکاناله) را دریافت کرده و پس از پردازش ، دستور مناسب را صادر می کند . موتور الکتریکی مرتبط با واحد کنترل با فرمان گیری از این قسمت ، تعدیل فشار ترمزی را انجام می دهد مدل تایر نیز مطرح شده است . ماهیت غیرخطی سیستم به علت ترم هایی مثل حاصلضرب سرعت خطی خودرو در لغزش تایر ، ممان اینرسی انتقال یافته به چرخها و ضریب اصطکاک جاده ای می باشد.

روش مدلغزشی Sliding Mode که از روشهای مقاوم در سیستم های ساختار متغیر است به عنوان منطق کنترل غیرخطی سیستم قرار گرفت . انگیزه اصلی این تحقیق از آنجا شروع شد که ضعف روش خطی و خطای حاصله نظیر حساسیت پارامتری وپیشرفت نرم افزاری مشهود شد . در سال 1981 روشهای دامنه فرکانسی همچون توابع توصیفی Describing Function با پسخورانده های خطی روی ABS ارزیابی شد . کار Fling ادامه یافت ودر سال 1990 روشی موسوم به مرز مزدوج Conjuhate Boundary  توسط Yeh پیشنهاد شد . مدل تایر (مشخصه ضریب اصطکاک طولی بالغزش تایر) اعمال در دینامیک غیرخطی سیستم ، همان مدل ایده‌آل یا قطه ای خطی بود . در این کار مفاهیم جدید تعادل گشتاور ترمزی و مرزهای مزدوج جهت تحلیل ناپایداری سیکلهای حدی بکار رفت . روش غیرخطی مد لغزشی برای اولین بار در 1994 مطرح شد . خطاهای ناشی از مدلساطی و اختشاشات خارجی مثل سطح ناصاف جاده، تحریک های سیستم تعلیق و فرمان ، استفاده از روش غیرخطی مقاوم را مورد توجه قرار دارد در سال 1995 بهروز شریفی روش مدلغزشی بهینه را برای کنترل ABS بکار برد . Drakunov از روسیه نیروهای اصطکاکی جاده ای را به عنوان نیروهای خارجی سیستم در نظر گرفت و سیستم را تحلیل کرد . روش غیرخطی به دلیل پیچیدگی حجم پروسس نرم افزاری بسیاری رامی طلبند و روش مد لغزشی به علت شرطی بودن نیاز به تحلیل مساله در فاصله زمانی کوتاه دارد . 

پایان نامه تقطیر مایع

فرمت :WORD                                                     تعداد صفحه :307

مقدمه:

روابط فصل های قبل فقط در حالت پایدار به کار می روند که در آن جریان گرما و دمای منبع با زمان ثابت بودند. فرآیندهای حالت ناپایدار آنهایی هستند که در آنها جریان گرما، دما و یا هر دو در یک نقطة ثابت با زمان تغییر می کنند. فرآیندهای انتقال حرارت انبوه فرآیندهای حالت ناپایدار نمونه ای هستند که در آنها تغییرات حرارت ناپیوسته ای رخ می دهند همراه با مقادیر خاصی از ماده در هنگام گرم کردن مقدار داده شده ای از مایع در یک تانک یا در هنگامی که یک کورة سرد به کار افتاده است.

همچنین مسائل رایج دیگری نیز وجود دارند که مثلاً شامل می شوند بر نرخی که حرارت از میان یک ماده به روشی رسانایی انتقال می یابد در حالی که دمای منبع گرما تغییر می کند. تغییرات متناوب روزانة حرارت خورشید بر اشیاء مختلف یا سرد کردن فولاد در یک حمام روغن نمونه راههایی از فرآیند اخیر هستند. سایر تجهیزاتی که بر اساس روی خصوصیات حالتی ناپایدار ساخته شده اند شامل کوره های دوباره به وجود آورنده(اصلاحی) که در صنعت فولاد استفاده می شوند، گرم کنندة دانه ای(ریگی) و تجهیزاتی که در فرآیندهای بکار گیرندة کاتالیست دمای ثابت یا متغیر به کار می روند هستند.

در فرآیندهای کلان برای گرم کردن مایعات نیازمندیهای زمانی برای انتقال حرارت معمولاً می توانند بوسیلة افزایش چرخة سیال کلان و یا واسطة انتقال حرارت و یا هر دو  اصلاح شوند.

دلایل به کار گرفتن یک فرآیند کلان به جای به کارگیری دیگ عملیات انتقال حرارت پیوسته بوسیلة عوامل زیادی دیکته می شوند:

بعضی از دلایل رایج عبارتند از 1) مایعی که مورد فرآیند قرار می گیرد به صورت پیوسته در دسترس نیست 2) واسط گرم کردن یا سرد کردن به طور پیوسته در دسترس نیست 3)نیازمندیهای زمان واکنش یا زمان عملکرد متوقف شدن را ضروری می سازد 4) مسائل اقتصادی مربوط به مورد فرآیند قرار دادن متناوب یک حجم وسیع، ذخیره یک جریان کوچک پیوسته را توجیه می کند 5)تمیز کردن و یا دوباره راه‌اندازی کردن یک بخش برای دورة کاری است و 6)عملکرد سادة بیشتر فرآیندهای کلان سودمند و خوب است.

به منظور مطالعه کردن منظم و با قاعدة رایج ترین کابردهای فرآیندهای انتقال حرارت حالت ناپایدار و کلان ترجیح داده می شود که فرآیندها را به دسته های (aمایع (سیال) گرما دهنده یا خنک کننده و  b) جامد خنک کننده یا گرم کننده تقسیم کنیم.

رایج ترین نمونه ها در ذیل آورده شده اند:

1)مایعات سرد کننده و گرم کننده

a) مایعات کلان       b)تقطیر کلان

2)جامدات خنک کننده یا گرم کننده

a)دمای واسط ثابت b)دمای متغیر دوره ای  c)دوباره تولید کننده ها(ژنراتورها)

d)مواد دانه ای در بسته ها

 

مایعات سرد کننده و گرم کننده

1) دمای مایع انبوه

مقدمه

بومی، مولر و ناگل رابطه ای برای زمان مورد نیاز را برای گرم کردن یک تودة تکان داده شده بوسیلة غوطه ورسازی یک کویل گرم کننده بدست آورده اند که برای زمان است که اختلاف دما معادل LMTD (اختلاف دمای میانی لگاریتمی) برای جریان روبه رو داده شده باشد.

فیشر محاسبات انبوه را گسترش داده است برای شامل شدن یک جدول خارجی جریان مقابل، چادوک و سادرنر حجم های تکان داده شده را مورد بررسی قرار داده اند که با مبدل های خارجی جریان مقابل همراه با اضافه سازی پیوستة مایع به تانک گرم شده اند همچنین به میزان حرارت در این راه حل پرداخته اند.

بعضی از روابطی که به دنبال می آیند برای کویل ها در تانک ها و محفظه های پوشانده شده به کار می روند. اگرچه روش بدست آوردن ضرائب انتقال حرارت برای این اجزاء تا فصل 20 به تعویق انداخته شده است.

تشخیص دادن حضور یا عدم حضور تکان در یک مایع کلان همیشه امکانپذیر نیست. گرچه دو مقدمة فوق منجر به نیازمندیهای متفاوتی برای نائل شدن به یک تغییر دمای کلان در یک دورة زمانی داده شده می شوند.

زمانی که یک محرک مکانیکی در یک تانک یا محفظه همانند شکل 1.‌18 نصب می‌شود نیازی به این پرسش که سیال تانک تکان داده شده یا نه نیست.

 

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زمانی که محرک مکانیکی وجود ندارد ولی سیال به طور پیوسته در حال گردش است ما نتیجة این که حجم تکان داده شده است یک نوع احتیاط و دوراندیشی است.

در بدست آوردن معادلات کلان در ذیل T به مایع داغ انبوه یا واسط گرم کردن اشاره می کند. t به مایع سرد انبوه یا واسط خنک سازی اشاره دارد. موارد ذیل در این جا مورد بررسی قرار می گیرند.

حجم های خنک سازی یا گرم سازی متلاطم جریان متقابل

  • کویل در تانک یا محفظة پوشانده شده، واسط ایزوترمال
  • کویل در تانک یا محفظة پوشانده شده، واسط غیر ایزوترمال
  • مبدل خارجی، واسط ایزوترمال
  • مبدل خارجی، واسط غیر ایزوترمال
  • مبدل خارجی مایع پیوسته اضافه شده به تانک، واسط ایزوترمال
  • مبدل خارجی مایع پیوسته اضافه شده به تانک، واسط غیر ایزوترمال

حجم های خنک ساز یا گرم کننده متلاطم، جریان متقابل موازی

مبدل 2-1 خارجی

مبدل 2-1 خارجی، مایع تدریجاً اضافه شده به تانک

مبدل 4-2 خارجی

مبدل 4-2 خارجی، مایع تدریجاً اضافه شده به تانک

حجم های گرم ساز و خنک کننده بدون تکان دهی

مبدل جریان مقابل خارجی، واسط ایزوترمال

مبدل جریان مقابل خارجی، واسط غیر ایزوترمال

مبدل  2-1 خارجی

مبدل  4-2 خارجی

 

حجم های تکان داده  شده خنک ساز و گرم کن

چندین راه برای در نظر گرفتن فرآیندهای انتقال حرارت کلان وجود دارد. اگر تکمیل کردن یک عملکرد معین در زمان داده شده مطلوب باشد، سطح مورد نیاز معمولاً مجهول است. اگر سطح انتقال حرارت معلوم است، مانند نصب فعلی زمان مورد نیاز برای تکمیل کردن عملکرد معمولاً نامعین است و یک حالت سوم زمان پیش می آید که زمان و سطح هر دو معلوم هستند ولی دما در پایان زمان مورد نظر مجهول است. فرضیات زیرین در بدست آوردن معادلات 1/18 تا 23/18 در نظر گرفته شده اند:

1)برای فرآیند و تمام سطح ثابت است

2)نرخهای جریان مایع ثابت هستند

3)گرماهای ویژه برای فرآیند ثابت هستند

4)واسط گرم سازی یا خنک سازی یک دمای ورودی ثابت دارد

5)تکان دهنده یک دمای سیال انبوه  یکسان و یکنواخت فراهم می کند.

6)هیچ گونه تغییر فاز جزیی رخ نمی دهد

7)تلفات گرمایی قابل اغماض هستند.

 

حجم های تکان داده شدة خنک ساز یا گرم کنندة جریان متقابل

  • کویل در تانک یا محفظة پوشانده شده واسط گرم کننده ایزوترمال

ترتیب نشان داده شده در شکل 1/18 را در نظر بگیرید، شامل یک محفظة تکان داده شده شامل M پوند از مایع با گرمای ویژة c و دمای اولیة  که بوسیلة یک سیال متراکم شوندة با دمای  گرم می شود. دمای batch،  در هر زمان  بوسیلة تعادل گرمایی دیفرانسیلی داده می شود. اگر  مقدار کل btu انتقال یافته است در این صورت به ازای واحد زمان

18/4                 

با انتگرال گیری از  تا  در هنگامی که زمان اثر به  می رسد،

18/5                 

کاربرد یک رابطه مانند 5/18 نیازمند محاسبة مستقل V برای کویل یا محفظة پوشانده شده همانند فصل 20 است فصل 20 است. با Q و A ثابت بوسیلة شرایط فرآیند زمان گرم سازی مورد نیاز می تواند محاسبه شود.

کویل در تانک یا محفظة پوشانده شده، واسطه خنک سازی ایزوترمال

مسائل این نوع معمولاً در فرآیند دمای پایین رخ می دهد که در آنها واسط خنک کننده یک مبرد است که به جزء خشک سازی در دمای جوش ایزوترمالش تغذیه می‌شود. مطابق با همان ترتیب نشان داده شده در شکل 1/18 شامل M پوند از مایع با گرمای ویژة C و دمای اولیة  که با یک واسط بخار شونده با دمای  خنک می شود اگر  دمای توده در هر زمان  باشد.

18/6             

18/7                 

 

کویل در تانک یا محفظة پوشانده شده، واسط گرم ساز غیر ازوترمال

واسط غیر ایزوترمال گرم کننده برج جریان ثابت W و دمای ورودی  دارد ولی دمای خروجی متغیر است.

18/8          

  

قرار می گذاریم که   و با دمای پنداشتی a و b را معادلة 8/18 در این I

18/9             

 

کویل در تانک، واسط خنک ساز غیر ایزوترمال

18/10         

18/11             

 

مبدل حرارت خارجی، واسط گرم کنندة ایزوترمال

ترتیب شکل 2/18 را در نظر بگیرید در آن سیال بوسیلة یک مبدل خارجی گرم می‌شود. از آنجایی که واسط گرم کننده ایزوترمال است، هر نوع مبدل با بخار در پوسته یا لوله می تواند به کار برده شود. امتیازات گردش اجباری برای هر دوره این ترتیب را پیشنهاد می کند.

 

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دمای متغیر بیرون از مبدل  از دمای متغیر تانک t متمایز است و تعادل گرای دیفرانسیلی برای این وسیله داده می شود:

18/12             

با فرض 

مبدل بیرونی، واسط خنک کنندة ایزوترمال

18/14             

در مبدل بیرونی، مبدل گرماساز غیر ایزوترمال، تعادل حرارت دیفرانسیلی بدین وسیله داده می شود.

18/15         

دو دمای متغیر  و  وجود دارند که در LMTD ظاهر می شوند که باید در ابتدا حذف شوند.

با معادل گرفتن a و b در معادله 15/18

 

اجازه دهید که   باشد و

 

مبدل خارجی محل خنک کنندة غیر ایزوترمال

پایان نامه تکنولوژی نساجی

فرمت :WORD                                                     تعداد صفحه :125

عنوان

صفحه

1- مقدمه

 

2- تاریخچه

 

3- خلاصه مطلب تکنولوژی و اقتصادی

 

- بررسی تکنولوژی بافندگی

 

- ماشین های بافندگی با ماکو

 

- ماشین های بافندگی بی ماکو

 

- مقایسه ماشین های با ماکو و بی ماکو و مکانیزمهای راپیری

 

- بررسی اقتصادی

 

- ویژگیهای ماشین های بی ماکوی جدید.

 

  ماشین های با فندگی با ماکو:

 

1-1-1-  اجزای یک دستگاه بافندگی

 

1-1-2- اسکلت ماشین بافندگی.

 

1-1-3- میل لنگ، کلاچ و الکتروموتور ماشین بافندگی.

 

1-1-4- ترمز

 

1-1-5- محور بادامکهای ضربه

 

1-1-6- دفتین

 

عنوان

صفحه

1-1-7- ماکو

 

1-1-8- ترمز نخ پود در داخل ماکو

 

1-1-9- مضراب

 

1-1-10- کناره گیر پارچه

 

1-1-11- ورد ماشین بافندگی

 

1-1-12- میل میلک

 

1-1-13- لامل و دنده شانه ای

 

1-1-14- غلتک نخ تار (اسنو)

 

1-1-15- پل نخ تار

 

1-1-16- میله های تقسیم کننده نخ های تار

 

1-1-17- غلتک کشیدن پارچه (غلتک خاردار- غلتک سمباده ای)

 

1-1-18- غلتک پیچیدن پارچه

 

1-1-19- عملیات مختلف در ماشین بافندگی (دایره زمانی)

 

مکانیزمهای تشکیل دهنه:

 

1-1- مکانیزمهای تشکیل دهنه کار

 

1-2- انواع دهنه

 

عنوان

صفحه

- نوع تشکیل دهنه

 

الف) دهنه رو         ب) دهنه زیر             ج) دهنه رو- زیر

 

- چگونگی تشکیل دهنه:

 

الف) دهنه نامنظم           ب) دهنه منظم

 

- انواع دهنه در لحظه دفتین زدن

 

الف) دهنه بسته          ب) دهنه باز            ج) دهنه نیمه باز

 

- لحظه تشکیل دهنه:

 

الف) دهنه معمولی          ب) دهنه زود            ج) دهنه زیر

 

1-3- انواع مکانیزمهای تشکیل دهنه:

 

1) مکانیزم تشکیل دهنه بادامک

 

2) مکانیزم تشکیل دهنه دابی

 

3) مکانیزم تشکیل دهنه ژاکارد

 

1-4- طرح بادامک و انواع آن

 

مکانیزم پود گذاری و دفتین زدن ماشین های بافندگی با ماکو:

 

1-5- تئوری پود گذاری و دفین زدن

 

1-6- محاسبه سرعت ماکو

 

عنوان

صفحه

1-7- علل سریعتر کردن ماشین های بافندگی بی ماکو

 

1-8- دلایل دیگر برای ازدیاد سرعت ماشین های بافندگی بی ماکو

 

1-9- تعیین مسیر حرکت ماکو

 

2-1- محاسبه تقعر (فرورفتگی) کف دفتین

 

2-2- انتخاب شانه بافندگی

 

2-3-شانه های بافندگی مخصوص

 

2-4- نگاهداری شانه