دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

اراده الهی از دیدگاه امام خمینی

 پیرامون صفات حق تعالی مباحث گسترده‌ای صورت گرفته و از ابعاد و زوایای گوناگونی مورد بحث قرار گرفته که قسمت عمده‌ای از علوم اسلامی را به خود اختصاص داده است: متکلمین و فلاسفه و عرفا در این نکته که حضرت حق مستجمع جمیع صفات کمال و جمال است و هر صفت کمالی را خداوند به نحو اتم و اکمل دارا است، متفق‌القولند. و هر کدام به زبان خود و در قالب مفاهیم خود به این مهم پرداخته‌اند. از بین این مکاتب، فلاسفه بحث صفات را برهانی کرده و در اثبات آن براهین متقنی اقامه کرده‌اند و حتی معتقدند گرایش ما سواءالله به او به خاطر کمالاتش است. حضرت امام این فیلسوف عارف ومحقق مدقق نیز از طرفداران این نظریه است و مطالبی که در برخی آثار می‌بینیم بر این گفته صحه می‌گذارد. هرچند که برخی براهین حضرت در واقع تقریری از براهین حکماء پیشین می‌باشد اما غور در آنها حاکی از عمق نگرش ایشان است. ایشان از واجب‌الوجود با عنوان کمال مطلق تعبیر می کند و معتقد است که: «کمال مطلق همه کمالات است و الا مطلق نیست و هیچ کمالی و جمالی و جمیلی ممکن نیست در غیر حق ظهور کند که این غیریت عین شرک است و اگر نگوییم الحاد است.»[۱] می‌بینیم که حضرت امام ـ اعلی الله مقامه ـ در این چند جمله کوتاه به قاعدهٔ بسیط الحققیه اشاره فرموده‌اند ولی در اینجا چون بحث ما بر روی صفت اراده است، درصدد اثبات صفات کمال بر ذات اقدس الله نیستیم بلکه آن را اصلی مسلم گرفته و از این مباحث تنها به عنوان مقدمه‌ای برای ورود به بحث اصلی استفاده کرده و بدون اطاله کلام از آن می‌گذریم.

●تقسیم صفات : مطلب دیگری که برای شروع بحث ناگزیر از بیان آن هستیم، اشاره‌ای به اقسام صفات است. کمالات و صفات واجب تعالی تقسیمات گوناگونی دارد که یکی از آن، تقسیم به صفات ذاتی و فعلی است. صفات ذاتی یعنی صفاتی که فرض ذات به تنهایی برای انتزاع آن کفایت می‌کند و صفات فعل یعنی صفاتی که فرض آن، منوط به فرض غیر است و غیر از واجب تبارک و تعالی هر چه هست، فعل اوست. پس صفات فعلی، صفاتی خواهد بود که از مقام فعل واجب یعنی ماسواء الله انتزاع می‌شود. البته این دیدگاهی است که مورد قبول فلاسفه و متکلمین امامیه است و اختلاف‌نظر بسیار زیادی در این زمینه به ویژه بین امامی با اشاعره و معتزله وجود دارد؛ زیرا اشاعره صفاتی را که بعنوان صفات ذاتی بیان کردیم از لوازم ذات می‌دانند و معتزله ذات مقدس را نائب مناب صفات او می‌دانند اما از این اختلافات که بگذریم حضرت امام نیز در اسماء و صفات الهی قائل به دو مقام هستند:

۱ـ مقام اسماء و صفات ذاتیه: در این مقام ذات مقدس واجب تعالی به حیثیت واحده و جهت بسیطهٔ محضه، کل کمالات و جمیع اسماء و صفات را داراست و تمام کمالات به حیثیت بسیطهٔ وجودیه رجوع می‌کند. چون ذات مقدسش صرف وجود و وجود صرف است، صرف کمال و کمال صرف نیز است.

ارائه الگوی قابل عرضه ای از نماز به دنیا

ارائه الگوی قابل عرضه ای از نماز به دنیا

 

امروز روان شناسان دلسوز دنیا و همچنین جامعه شناسان قبول دارند که خلائی در زندگی بشر و به خصوص جوان ها وجود دارد و دائم هشدار می دهند و اخطار می کنند و به دنبال راهی هستند که این خلاء را به گونه ای پر نمایند مسئولان کشورها هم آنهایی که به سرنوشت مردم علاقمندند. این نگرانی را دارند . ما کمتر از کشورهای دیگر نگرانیم ، ولی ما هم نگرانی هایی داریم ما که در محیط دین و جهاد و شهادت و شادابی انقلاب و صفای مذهبی زندگی می کنیم ، نگران افکار و سرنوشت فرزندانمان و نسل نو هستیم . خوب تعبیه رهبران و دلسوزان که در کشورشان امتیازات ما را هم ندارند و ما می توانیم و ضعفشان را درک کنیم ، سریعاً م یگویند که اینطور نیست تا مشکل را مخفی کنند . به نظر می رسد که دنیا برای گرفتن پیامی آماده     می شود . و باید این پیام سنجیده و همه جانبه و قابل نفوذ باشد . در شرایطی که ما می بینیم درمجموعه ی دنیا خلائی که اعلام می کنند . سرگردانی فکری برای جوان ها و نسل نواست و هر چه که برایش درست می کنند . برنامه ریزی می کنند درست این را خیلی روشن نمی دانند .

 

« نقش نماز در هدایت انسان »

 

از مهم ترین سرمایه های انسان برای این کار بجز دانش و عرفانی که داریم ، عبادات ، او کار و نسکلی است که در دین ما تعبیه شده است . این مسائل بسیار مهم است و ما در این قسمت از بحث به نقطه ای می رسیم که امروز شما به این مسئله توجه دارید و آن همین نماز است این مسائل نا محسوس است .

وارد شدن در فضای مسجد و وارد شدن در فضای نماز و قرار گرفتن در فضای حج و شرکت در مراسم دعا ، سبب هدایت انسان می شود یکی از کارهای مهم این است که مردم        معمولی مان را در همین امور ظاهری داشته باشیم ، یعنی نباید خیلی دنبال این باشیم که همه چیز را همه کس بتوانند بفهمند . در این جا مقدار زیادی تعبد مطرح است . البته این تعبد درنهایت به فهم و درک و استدلال و شهود می رسد .

تا آن جا که انسان با قرآن و احادیث سروکار دارند در میان این همه عباداتی که وجود دارد .

قوی ترین و مطمئن ترین و بی اشکال ترین و بی پیرایه ترین عبادات نماز است . به چیزهای دیگر پیرایه ای بسته اند و کم و بیش به سلامت و صافی و شفافی نماز نیست .

نماز بسیار شفاف است و این امر عجیب نیز هست . از نکات جالب نماز این است که در تاریخ و در همه ی ادیان ، از زمان حضرت آدم تا امروز نماز بوده است . قرآن همه ی این ها را به نماز تعبیر می کند . چون ما به این امر و تعبیر حرف می زنیم ، احتمالاً شکلش هم خیلی تفاوت نداشته است . در ظواهر پیداست که این نماز به عنوان وسیله تقلید موثر در این راه ، از طریق ادیان انبیاء و همیشه در طول تاریخ بشری بوده است . حتی در دین خودمان اسلام ، قبل از اینکه نماز به صورتی که امروز می خوانیم در دین پیامبر تشریع شده است . و این بخش از موضوع برای ما بسیار روشن است . چرا که در همان روز های اول پیامبر با مومنین حالص نماز           می خواندند . البته صورتهای مختلف آن برای ما معلوم نیست ولی اصل حرکت و عملیاتی به نام نماز از همان روزهای اول بوده است و انصافاً تا آن جا که می توانیم بفهمیم این نمازی که الان می خوانیم بسیار جامع طراحی شده و شواهد زیادی در آن وجود دارد که از قدرت بشر بیرون است نماز اختراع بشری نیست و همان کسی که ما را خلق کرده و همان کسی که می خواسته ما را به سوی خودش جذب کند . همان کسی که این اختیار را به ما داده این جاذبه را هم دراختیار ما گذاشته و این وسیله را هم طراحی کرده است ، تا با آن به طرفش برویم ، آری نماز یک چنین کاری می کند . به هر نحوی که بتوانید نماز بخوانید خوب است ، منتها مراقبت های زیاد لازم است ، زیرا افراط و تفریط در این امر بد است . اگر انسان جوانها را وادار بکند که به افراط در این وادی بیفتند و خسته بشوند ، عکس العمل نا مناسب ایجاد می شود . و اگر به این امر تمرکزانه فکر کنند دچار مشکل نمی شوند . لذا اعتدال نماز ، مقدمات نماز ، مقارنات نماز ، نتایج نماز ، حفاظت نماز و دستاوردهای نماز بسیار مهم است .

ارتباط با امام زمان

بر اساسِ آنچه در منابعِ دین ذکر شده، اعتقاد راسخ شیعه بر آن است که تمام برکات هستی و ادامة حیات عالَم و آدم و سایر موجودات در سایه وجود مقدّس و با برکت ولی و خلیفة خدا بر روی زمین می باشد و اگر آن وجود گرامی نباشد تمام هستی نابود گشته و از بین خواهد رفت. «لَوبَقَیتِ الاَرضُ بغیرِ امامٍ لَساخَت» «اگر امام بر روی زمین نباشد، اهلش را فرو خواهد برد.» «امام صادق(ع)» [1]

و مصداق ولی خدا در زمان ما حضرت ولی الله الاعظم، حجة بن الحسن المهدی (عج) می باشد، کسی که ذخیرة پروردگار برای اقامة حکومت حقّ در عالم است. «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ لَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ»[2] «و اراده کرده ایم بر مستعضعفین زمین منّت نهاده و آنها را امام بر روی زمین و وارث گذشتگان بگردانیم». به برکتِ وجودِ ایشان رزق نازل گردیده و فیضِ مادی و معنوی خداوند بر بشر جاری است و تنها و با تَمسّک و تَوسل به آن بزرگوار است که وصول به درجات بالای کمال و قرب حضرت حق میّسر می گردد. [3] امام صادق (ع) فرمودند: «اوصیاء پیغمبر در های توجه مردم به سوی خداوند می باشند.» [4]

در زمان غیبت کبری، اگر چه آن وجود مقدّس به ظاهر در میان مردم نیستند امّا طبق فرمایش پیامبر اکرم(ص) مردم همچون خورشید پشت ابر از وجودشان بهره مند می گردد.[5]

و خود آن بزرگوار نیز در توقیع به شیخ مفید (ره) فرمودند: «ما هرگز شمارا به حال خود وا نمیگذاریم و فراموشتان نمیکنیم و اگر اینچنین نبود بلاها بر شما نازل می گشت و دشمنان بر شما مسلط میشدند.»[6]

از همین رو شیعیان و ارادتمندان آن حضرت و به خصوص عالمان دین ـ که به فرمودة آن حضرت نائب ایشان در میان مردم هستند [7] پیوسته در مشکلات خویش متوسّل به وجود مقدّس آن حضرت شده و هر لحظه خود را در محضر آن حضرت حاضر می دانند و مورد توجّه و عنایات خاصّ آن وجود مقدّس قرار داشته اند . شبستانهای مسا جد سهله، کوفه و جمکران با صدای ناله های این عاشقان اُنس گرفته و حکایاتی از ارتباط نزدیک عشّاق با معشوق خویش دارد.

سؤالی که در این میان مطرح است اینکه، آیا ملاقات با آن وجود نازنین در زمان غیبت کبری میسّر است، در حالی که در توقیع مبارک حضرت به «علی بن محمد سمری» نائب چهارم از نوّاب اربعه آمده است: «وسیأتی لشیعتی من یدّعی المشاهدة قبلَ خروج السفیانی و الصیحة فهو کذّابٌ مفتر»[8] «قبل از خروج سفیانی و صیحة آسمانی برخی از شیعیان ادعای مشاهدة امامشان را دارند و آنها دروغگویند.»

در پاسخ به این سوال باید گفت که: اولاً: با توجّه به اتمام نیابت خاصّه، مراد از ادعای مشاهده، همراه با ادعای نیابت است و اینکه هر وقت بخواهد می تواند امام را زیارت کند و چنین شخصی کذّاب است.
ثانیاً: مراد کسانی هستند که ادعا دارند حضرت را دیده و شناخته اند بدون اینکه حضرت خود را معرّفی نماید.
ثالثاً: بهترین دلیل برامکان چیزی وقوع آن است و در حالی که بسیاری از بزرگان که در وثاقت آنها شک نیست به محضرشان شرفیاب شده اند پس راه ملاقات با حضرت مفتوح است. علاوه بر اینکه یک جهت این بیان مبارک برای این است که راه سؤاستفاده برای افراد فرصت طلب مسدود شود و ادعای هر کسی به راحتی پذیرفته نشود.[9]

در هر حال راه ارتباط با ولیعصر (عج) ـ بر فرض که راه ملاقات هم بسته باشد ـ به هیچ وجه مسدود نیست و با توجه به اشراف حضرت به اعمال شیعیان[10] و عنایت به آنها، می توان برای محکم تر نمودن این ارتباط در جهت رضایت آن وجود مقدّس تلاش نمود.

ارتباط با امام زمان در کلام بزرگان :

حضرت امام خمینی (ره): «همان طوری که رسول اکرم(ص) به حسب واقع حاکم بر جمیع موجودات است، حضرت مهدی همان طور حاکم بر جمیع موجودات است، آن خاتم رسل است و این خاتم ولایت...» [11]
«ببینید که تحت مراقبت هستید، نامة اعمال ما می رود پیش امام زمان ـ سلام الله علیه ـ هفته ای دو دفعه (به حسب روایت) نکند که خدای نخواسته از من و شما و سایر دوستان امام زمان ـ سلام الله علیه ـ یک وقت چیزی صادر بشود که موجب افسردگی امام زمان سلام الله علیه ـ باشد.» [12]
«رهبر همة شما و همة ما وجود مبارک بقیة الله است و باید ماها و شماها طوری رفتار کنیم که رضایت آن بزرگوار را که رضایت خداست بدست آوریم.»[13]
«خداوند... ما را موفّق کند که به لقای جمال مبارک امام زمان ـ سلام الله علیه ـ موفق بشویم.»[14]
« بحمدالله این کشور الآن در تحت عنایت حق تعالی و در تحت حمایت ولی عصرسلام الله علیه به مقامی رسیده که می تواند راه خودش را طی کند.»[15]

ارتباط بزرگترها با جوانان

ارتباط بزرگترها با جوانان:

اتباط برزگترها با جوانان باید بر اساس جاذبه بر قرار شود، نه با عوامل دافعه. بررسی و مطالعات حاکی است که ارتباط بزرگترها با جوانان به صورت دافعه، نه جاذبه. خداوند در قرآن مجید درباره رمز موفقیت و پیشرفت اسلام چنین می فرماید: اگر به جای نرمی و ملایمت، تند و تیز بودی هر آینه از طراف تو پراکنده می شدند. امروز همه به این واقعیت رسیده ایم که کشورهای پیشرفته، مغزهای متفکر و خلاق را می ربایند. بدیهی است که این ربایش در پرتو عوامل جذب و انجذاب انجام می گیرد، نه با زور و تحدید. روی این اصل پدر و مادران باید بکوشند با عوامل جذبی به سراغ جوانان بروند. باید اعتراف کنیم که در بسیاری از خانواده ها، رابطه بزرگترها با جوانان تیره تار است آن و علت آن هم این است که نوعا بزرگترها می کوشند با عوامل دافعه با جوانان ارتباط بر قرار کنند. باید بدانیم که بزرگترین عاملی که جوانان را از هدایت و ارشاد باز می دارد، زور گویی و تحمیل بزرگترها بر جوانان است.

 

ضرورت درک نوجوان:

نکته حساسی که از اهمیت بر خوردار است، این است که در بسیاری از خانواده ها بزرگترها جوانان را درک نمی کنند. قاعده و روش این است که بزرگترها خود را نظم داده، در حد جوان قرار دهند تا بتوانند نیازهای آنان را درک کنند، زیرا هرگز انسان نمی تواند فرد دیگری را درک کند، مگر آنگاه که خود را در قالب او قرار دهد.

این شیوه بر خورد والدین، نه تنها اساس روابط مطلوب آنان با فرزندانشان را تهدید می کند، بلکه روابط صمیمانه فرزندان خانواده (خواهران و برادران) را نیز به تیرگی می کشاند و در آینده نیز فرزند را مستعد حالات پر خاشگری و تمایلات عصبی و روابط نا سالم با دیگران می نماید و چه بسا استعدادهای موجود این نوع فرزندان را نیز به هرز می برد و از خلاقیت و شکوفایی آنها هم جلوگیری می نماید.

در برخی از موارد، اگر خانواده ها، این قبیل فرزندان را همان گونه که هستند، می پذیرفتند، می توانستند قابلیتهای موجود آنان را پرورش و توسعه دهند و آینده خوبی را برایشان به ارمغان بیاورند. بررسی مشکلات نوجوان در ارتباط با خانواده مشکلات نوجوانان در زمینه ارتباطهای آنان با خانواده شان، بسیار متنوع و گسترده می باشد.

ارتباط بین دانش و مذهب

ـ ارتباط بین دانش و مذهب

روشهای علمی و مذهبی شناخت و آگاهی.

بصورت کلی در صحبت از مذهب و دانش از روشهای گوناگونی در اقدامات مربوط به آنها استفاده می‌شود تا بتوان حقیقت را اثبات کرد. روشهای مذهبی عموماً ذهنی هستند این روشها با متن مقدس، شهودگرایی و با تجربه مرجع صلاحیتداری نظیر پیامبر مرتبط هستند. روشهای علمی عموماً بدنبال یک هدف هستند تنها برپایه مشاهده و تفسیر و توضیح پدیده‌ها استوار هستند. هر دو روش علمی و مذهبی تلاش می‌کنند تا به سؤالات زیر پاسخ دهند، سؤالاتی مربوط به پدیده‌های باور نکردنی و رخدادهایی که از لحاظ توانایی عقل بشر غیرقابل انجام هستند و از لحاظ فیزیکی عموماً غیرقابل توجیه هستند. مردم 2 روش را برای پاسخگوئی به این سوالات بکار می‌برند. در مورد تمامی سوالات غیرقابل تصور و قابل تصور و مشاهده، روشهای مذهبی توانایی پاسخگوئی دارند. برخلاف روشهای مذهبی که برای اکثر سؤالات بکار می‌روند، روشهای علمی برای تعدادی از سؤالات توانایی پاسخگوئی دارند. برای مثال برای این سؤال که آیا زمین مرکز جهان است یا نه هم پاسخهای علمی مطرح شد و هم پاسخهای مذهبی. پاسخهای علمی در حالی بیان شدند که وابسته به قوانین طبیعی و قوانین فیزیکی بودند. روشهای علمی تنها در مواردی که موضوع سؤال قابل مشاهده باشد پاسخهای معتبر و ارزشمندی را ارائه می‌کنند. بر پاین قوانین و اصول مذهبی است که می‌توان بیان کرد خداوند ماوراء‌الطبیعه بوده و درک چگونگی ذات اقدس او برای ما امکان‌پذیر نیست و اوست که بوجود آورنده تمام پدیده‌هاست.

مشکران با تکیه بر اینکه خداوند قابل مشاهده مستقیم نیست، وجود خداوند را انکار می‌کنند. البته برخی از روشهای علمی هم در مورد موارد قابل مشاهده و هم غیرقابل مشاهده پاسخهایی را ارائه کرده‌اند. در این زمینه عده‌ای وجود دارند بنام پوچ‌گراها که هیچ یک از دلایل مذهبی و نظریات اخلاقی را قبول ندارند. عده‌ای دیگر بنام هادی‌گراها تنها براین او را استدلال می‌کنند که هر چیزی که از نظر علمی قابل توجیه نباشد، دلایل بر عدم وجود آن نیست، این او از نظر فلسف

ارث و وراثت در اسلام

جوانه های تربیتی

اسلام عنایت خاصی به تربیت , رشد و شکوفایی شخصیت افراد داشته و عوامل مختلفی را در رسیدن به این هدف معرفی می کند. یکی از این عوامل «وراثت» می باشد. البته شاید نتوان وراثت را از عامل همپای آن , «محیط» جدا کرد و مجزا از آن بحث نمود ، بنابراین ناگزیریم در کنار بحث از وراثت، گریزی به مسأله محیط هم داشته باشیم.

روایات وارده در زمینه وراثت زیاد و گسترده است که برخی از آنها مستقیماً و برخی دیگر به طور ضمنی بر مسأله وراثت دلالت می کنند. به همین جهت ما به طور گذرا فقط به برخی از روایات اشاره می کنیم و بررسی بیشتر را به خوانندگان گرامی واگذار می کنیم.

 

وراثت در اسلام

 قرآن و مسأله وراثت، در قرآن آیه ای نیست که به طور مستقیم به مسأله وراثت اشاره داشته باشد ، بلکه از مفهوم آیه می توان این موضوع را برداشت کرد. که در اینجابه طور مختصر به آیه ای در این زمینه اشاره می شود:

خداوند متعال در سوره نوح آیه27 می فرماید: «اِنّک لاتَذَرهُم یضِلّوا عِبادک وَ لایلِدُوا اِلاّ فاجِراً وَ کفّارا » نوح گفت: « پروردگارا هیچ یک از کافران را زنده نگذار چرا که اگر آنها را باقی بگذاری، بندگانت را گمراه می کنند و جز نسلی فاجر و کافر به وجود نمی آورند.»

این آیه هم بیانگر تأثیر محیط می تواند باشد و هم تأثیر وراثت. نوح_علیه السلام_ این سخن را به عنوان علت برای درخواستش بیان می کند: اگر درخواست کردم که همه آنها را هلاک کنی، برای این بود که هیچ فایده ای در بقای آنان نیست؛ نه برای مؤمنان و نه برای فرزندان خودشان. اما برای مؤمنان فایده ندارد؛ زیرا که فرزند صالح نمی آورند. نوح_علیه السلام_ معنای اینکه کفار فاسق در آینده جز فاجر و کافر نمی زایند ، را از راه وحی فهمیده بود.1

ارزش های سیاسی در معنای زندگی و اندیشه امام علی (ع)

خداوندا، سپاس تو را همچنانکه خود را سپاس گفته ای و برتر از آنچه هر گوینده ای گوید، هستی. خداوندا! درود و سلام فرست بر برترین آفریدگان، آنکه او را به حق بر انگیختند، تا بیم دهنده ی جهانیان باشد (محمد بن عبدالله و بر امامان راهنما از خاندان پاک او.)

خداوندا! توفیق ده تا برسیم به آنچه که از خشنودی تو آرزو داریم و در راه های نزدیکی جستن به خویش یاریمان ده و گام هایمان را استوار کن تا پیرو راه یاوران تو باشیم[1]. خداوندا! ما را یاری فرما که با استفاده از نهج البلاغه، این راه نور و هدایت در زندگانی خود موفق شویم و به آنچه تو از ما انتظار داری، دست یابیم.

خداوند قرآن را بر پیامبر فرستاد و وی به مردم آموخت و علی(ع) با استفاده از آن آموخته ها و علم بی پایانش، نهج البلاغه ای نوشت که مانند آن هرگز دیگر نخواهد آمد.

زیرا سه فصل زندگی آن حضرت، مکتب و وحدت و عدالت بود و مذهب او رهبری و برابری بود و فداکردن همه مصلحت ها در پای حقیقت از رفتار ایشان می باشد. رسول خدا(ص) فرمود: هر کس با دوستی آل محمد(ص) بمیرد، شهید و آمرزیده شده و با توجه و با ایمان کامل مرده است.[2]

پس بهترین وسیله ی تهذیب نفس، محبت اهل بیت می باشد. ما از خدای منان توفیق جستیم و بر آن شدیم تا مقاله ای به مضمون :” ارزش های سیاسی در معنای زندگی و اندیشه ی حضرت علی(ع)“  به ساحت مقدس الهی و همچنین امام زمان (عج)، تقدیم نماییم. این کار به طور کلی چندین هدف داشت. اول ان بود که مورد قبول درگاه الهی و رضای او هر چه بیشتر قرار گیریم زیرا بدون رضای خدا و توکل به سوی او، هر کاری ناقص و به اصطلاح ابتر می باشد. لذا سخنی که پیرامون زندگی علی(ع) است و همه اش صحبت از حق و خدا بوده است، اگر با یاد خدا و توکل به او و هدف نزدیکی هر چه بیشتر به خود او صورت نگیرد! اصلا سزاوار نمی باشد.

و دوم انکه به عنوان یک بنده‌ی خدا، توانایی و استعداد خود را صرف شرح مختصری بر زندگی حضرت علی(ع) کرده باشم. که نزدیکی به اهل بیت، بهترین راه تهذیب نفس است و تهذیب نفس موجب قرب الهی و خشنودی او می شود.

سوم این بود که یک بار دیگر زندگی حضرت علی(ع) را مرور نماییم و بیشتر، رفتارهای ایشان را که مربوط به سیاست و حکومت آن زمان می شود، مورد بررسی قرار دادیم و ارزش هایی را که امام علی(ع) در برخورد با حکومت(حکومت خود و یا دیگری) حال در زمان رسول خدا، حال بعد از سقیفه و خلفای سه گانه و حال در زمان حکومت طلایی خود مورد توجه قرار دادند، تحت عنوان ارزش های سیاسی بررسی نماییم. در اصل ما در این مقاله از ابتدا می خواستیم که زندگی امام علی(ع) را بررسی کنیم، ولی از آنجایی که می‌بایست موضوعی انتخاب شود و و متناسب با آن بحث شود،

 


[1] - فلسفه نیایش - دکتر علی شریعتی - ص76 .

[2]- داستان های شگفت - آیت ا... سیدعبدالحسین دستغیب - ص192

ارزشهای اخلاقی



تعریف اخلاق

       اخلاق در لغت بمعنی خویها و خصلتها و سرشت ها می باشدکه جمع خلق است و در اصطلاح ، فنی است که بحث از ملکات انسان می کند که متعلق به قوای نباتی و حیوانی و انسانی انسان می باشد و هم چنین کار این فن تمیز دادن فضائل آن ملکات از رزائلش
می باشد تا انسان بواسطه آراستن خود به فضائل و خالی کردن خود از رزائل کمال وجودی یابد .

 

اخلاق :

« بِمَعنی نَفْس الاَفعالِ الَّتی تَسْتَحِقُ المَدْحِ اَوِ لذَّمَّ »

اخلاق به افعالی گفته می شود که سزاوار ستایش یا نکوهش باشند .

     معمولاً در مورد اخلاق گفته می شود که ( عبارت است از علم زیستن یا علم چگونه زیستن ) ولی آنچه مربوط به اخلاق است تنها این نیست که ( چگونه باید زیست ) بلکه این است که ( برای اینکه با ارزش و مقدس و متعالی زیست کرده باشیم چگونه باید زیست ) . البته ناگفته ماند که یک چیز را در تمام این تعریفات باید بعنوان اصل موضوع اتخاذ کرد و آن آزادی و مختار بودن است ، یعنی اخلاق رسیدن به کمال انسانی از راه انجام دادن کارهای نیک و از بین بردن کارهای زشت است .

اختیاراً باید گفت : چیزی که کار را اخلاقی یا غیر اخلاقی می کند اراده و اختیار است و لذا موجوداتی که از راه اراده و اختیار بی بهره اند خارج از این بحث اند و برای همین هیچ گاه نمی گویند : فلان حیوان کار خلاف اخلاق مرتکب شد و یا فلان حیوان کار اخلاقی انجام داد .

موضوع علم اخلاق

     موضوع علم اخلاق همانطوری که از تعریفش پیداست شکوفا نمودن خصائص نیک انسان و از بین بردن خصائص پست انسانی است ، بنابراین موضوع علم اخلاق انسان را از حیث رفتار و کردار و گفتار می باشد .

 

آرزوها و آمال

یکی ازسئوالات اساسی ومهم که همواره ذهن انسان را به خود مشغول می سازد این است که آینده چه می شود وچه حوادث ووقایعی درانتظار اوست آیا خورشید ازشرق طلوع خواهدکرد ویا ازغرب ؟ انسان همواره به گذشته؛ حال؛وآینده خود می اندیشد به اعمالی که درگذشته انجام داده ونباید انجام می داد یا آنچه که انجام نداده وبایستی که انجام می داد.

 

همواره مشغولیات افکار گذشته برروح وروان اواثرمی گذارد واوهمواره برای خود آرزوهایی درسر می پروراند. به عقیده جوزف کندی : «انسان وقتی پیرمی شود که آرزوهای خودرا ازدست داده باشد ودیگر چیزی نداشته باشد که چونان آرزو بدان بیندیشد . »

 

اما بسیاری ازآرزوهای او دست نیافتنی ؛ بسیاری غیر معقول وحتی بعضی محال ونشدنی است . این آرزو است که انسان را به پیشرفت وامی دارد وبا رسیدن به آرزویی، آرزوی دیگر دردل می پروراند اما اگر این آرزوها محال ودست نیافتنی باشد اثرات ناگواربرروح وروان او خواهد گذاشت با خود یاس وناامیدی وسقوط انسان را خواهد آورد . دراین تحقیق سعی براین شده است که با آرزو آشنا شویم بدانیم که ازچه سرچشمه می گیرد چه ضرورتی دارد ؟ آیا بدون آرزو وامید امکان زندگی هست ؟ امیدواری ویا ناامیدی هرکدام چه تاثیری برروان انسان می گذارند ؟ آرزوهای مفید چه تفاوتی با آرزوهای واهی وپوچ دارند؟ وچه راهی برای وصول به آرزوها می باشد ؟

آرمان های حکومت از دیدگاه امام علی

آرمان های حکومت از دیدگاه امام علی(ع)

بهرام اخوان کاظمی

مقدمه

گفتار اول: آرمانها و اهداف عالیه حکومت از دیدگاه کل نگر

گفتار دوم: آرمانها و اهداف عالیه حکومت از دیدگاه جزء نگر

2ـ احیا و اقامه حق و دفع باطل

3ـ تحقق عدالت

4ـ تأمین امنیت

5ـ تحقق وحدت امت در پرتو حکومتِ رهبری الهی

6ـ تأمین رفاه عمومی

7ـ نفی خشونت و خودکامگی

8ـ حفظ کرامت انسانی

9ـ وصول به تعامل صحیح بین حکومت و مردم و کسب رضایت عامه

شایسته سالاری

فرجام سخن



 

مقدمه

 

دولت [1] و حکومت [2]، همواره یکی از اصلی ترین مباحث علوم سیاسی بوده است، تا جایی که
سیاست به عنوان "هنر حکومت کردن یا حکمرانی" تعریف گشته است. یکی از سؤالات شایع در
این حوزه، هدف یا وسیله بودن دولت و حکومت است. برخی ایده آلیستها دولت را یک هدف
و واحدی فوق مردم و فرد می دانستند و برخی دیگر از مکاتب و اندیشه گران سیاسی، دولت و
حکومت را وسیله ای برای عمل به برخی اهداف مورد نظر جامعه انسانی به شمار می آوردند و
ارزش ذاتی را مختص فرد دانسته و دولت را ابزاری مکانیکی و مصنوع دست بشر برای دستیابی
به اهداف خویش محسوب می نمودند.

همچنین متفکران سیاسی از منظرهای مختلفی به آرمانها و اهداف دولت نگریسته اند. به
عقیده ارسطو، هدف راستین حکومت تحقق زندگی خوب است. "جان لاک" معتقد بود هدف
حکومت "خیر عمومی" یا "خیر نوع بشر" است. "آدام اسمیت" بر این نظر بود که دولت سه
هدف بزرگ دارد؛ نخست: حفظ حکومت و مملکت از تجاوز خارجی یا خشونت بین المللی؛
دوم: حمایت از افراد در برابر بی عدالتی یا سرکوب از سوی اعضای دیگر جامعه ؛ سوم: ایجاد و

 

 

|130|


حفظ آثار خاص و نهادهای عمومی که هیچ فرد یا گروهی تمایل به ایجاد و حفظ آنها ندارند.

به گمان "هولزندورف [3]" اندیشه گر آلمانی، دولت سه هدف دارد؛ نخست: توسعه قدرت
ملی؛ دوم: حفظ آزادی فرد؛ سوم: پیشبرد ترقی اجتماعی و رفاه عمومی.

"گارنر" ضمن رتبه بندی اهداف و آرمانهای حکومت بر این باور است که هدف اصلی و
اولیه و بلاواسطه دولت، حفظ صلح و نظم و امنیت و عدالت در میان افرادی است که آن را به
وجود می آورند؛ هدف دوم ـ که فراتر از خواستهای فردی است ـ توجه به تأمین رفاه عمومی در
راستای پیشرفت و ترقی ملی است، اما هدف نهایی و آرمان عالی دولت، اعتلای تمدن بشری
است. [4]

به عقیده "ویلسون"، از مؤلفه های جدید برای دولت، این اهداف را می توان بر شمرد:

1ـ ترضیه اراده ها و پاسخگویی به خواسته ها؛

2ـ کسب ترقی اخلاقی؛

3ـ تحقق بیشترین سعادت برای بیشترین افراد؛

4ـ رشد شخصیت فرد؛

5ـ حفظ حقوق؛

6ـ متوازن کردن و نیز حمایت از منافع [5].

به عقیده "پنوک" هدفهای اصلی "دولت نو" در مفهوم عام عبارتند از: تأمین امنیت؛ عدالت؛
آزادی و رفاه. این هدفها و آرمانها توجیه کننده موجودیت دولت و نیز فراهم آورنده زمینه های
تکلیف سیاسی اند. [6]

مبحث مهم دولت و حکومت و همچنین آرمانها و مقاصد عالیه آن در منابع اسلامی، از جمله
نهج البلاغه، به وفور مورد اشاره است و امام علی(ع) با فطانت و درایت در این مقوله چنان سخن
گفته اند که از عالیترین و نابترین اندیشه های سیاسی قدیم و جدید، گوی سبقت را ربوده اند.

از دو منظر می توان به دیدگاههای امام(ع) در آرمانهای حکومت نگریست؛ منظر عام و
منظر خاص. در بخشهایی از نهج البلاغه همانند عهدنامه مالک اشتر، ایشان در بخشهایی، اهداف
عالیه حکومت را برشمرده اند و در منظرهای خاص به صورت مباحثی فرعی، مقاصد و آرمانها
را تصریح کرده اند. در این جا از این دو زاویه به بحث نگریسته می شود: