دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

کتاب خاتم انبیاء (صلی الله علیه و آله و سلم) رحمت بی انتها

زبان:

 

شناخت ابعاد وجودی رسول اکرم (ص) و تبیین وظیفه‌مندی امّت اسلام در تأسی از رسول الله(ص) در این کتاب ابتدا واژه اسوه معنی شده در ادامه به معرفی صفات پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) بعد از آن که فلسفه‌ی تبشیر و انذار و موضوع هدایت و امّی بودن رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) و ویژگی های بارز اخلاقی نبی اکرم (صلی الله علیه وآله) شرح صدر و آخرین سخنان و سفارش های پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) اشاره شده است......

معرفی و متن کتاب سیمای آفتاب ( درباره پیامبر اکرم (ص) )

نام کتاب: سیمای آفتاب [شمایل‌ پیامبر عزیز اسلام‌ صلی‌الله‌ علیه‌ و آله]
نویسنده : ابوالفضل موسوی گرمارودی

سال چاپ:1377


نویسنده کتاب ابوالفضل گرمارودی درباره نوشتن این کتاب چنین می گوید: مدتی پیش به خواهش برخی اساتید و دوستان، کتاب «مختصر الشمائل المحمّدیه» از تألیفات خاتم المحدثین مرحوم حاج شیخ عباس قمی رضوان الله علیه را با عنوان «سیمای پیامبر اسلام» به فارسی ترجمه کردیم. مرحوم محدّث قمی آن مختصر را از کتاب «الشمائل المحمّدیه» تألیف ابوعیسی ترمذی (279 - 209) صاحب یکی از صحاح ششگانه اهل سنّت، بر آورده و تلخیص کرده است. اینک ما جهت مزید فایده، نخست مطالبی پیرامون سیمای پیامبرصلی الله علیه وآله را که از طرق و کتب علما و مؤلفین شیعه گرد آورده ‏ایم ارائه می‏ کنیم، و سپس در بخشی جداگانه همان ترجمه سابق خود بر کتاب «مختصر الشمائل» را می‏ آوریم. امید است بدین ترتیب به حقیقت نزدیکتر شده و برای خوانندگان عزیز سودمندتر باشد....»

کتاب سیمای آفتاب در سه حیطه؛ سیره عبادی، فردی و اجتماعی _اخلاقی بیان شده است.

مطالعه آنلاین کتاب

 

معرفی کتاب تأملی در فصل محمد تاریخ اسلام کمبریج

نام کتاب: تأملی در فصل محمد تاریخ اسلام کمبریج

نویسنده: رسول جعفریان


کتاب حاضر نگاهی دارد به زندگانی رسول خدا (ص ) تا هجرت وی به مدینه منوره. نگارش به صورت تاریخ نقلی انجام گرفته و گاها تحلیلی است.
بخش اول: قبل از ورود به اصل تاریخ پیامبر (ص ) در مقدمه ای نسبتا طولانی، کلیاتی راپیرامون تاریخ و تاریخ اسلام پرداخته است از قبیل اقسام تاریخ ، فائده مباحث تاریخی ، تاریخ از دیدگاه قرآن ، نگارش تاریخ توسط نویسندگان اهل سنت و مولفان شیعی و فضای حاکم بر شیوه نگارش تاریخ اسلام ،

بخش دوم : کتاب به جغرافیای طبیعی ، سیاسی و انسان جزیره العرب پرداخته است.

بخش سوم: مباحثی به صورت تحلیلی پیرامون آباء و اجداد پیامبر اکرم (ص ) و دین و ایمان و سمت های آنان را ذکر کرده است.
 بخش چهارم: ولادت رسول گرامی (ص ) و رخدادهای زمان ولادت و دوران شیرخوارگی و نوجوانی و سفرهای تجارتی آن حضرت را به صورت نقلی و تحلیلی بحث کرده است .
بخش پنجم: ازدواج پیامبر اکرم (ص ) با خدیجه کبری ، زندگانی خدیجه کبری و شخصیت وی ، و خلوت گزینی رسول خدا (ص ) مورد بحث قرار گرفته است که در این برهه از تاریخ به زید بن حارثه دوران نوجوانی امیرمومنان نیز اشاره شده است .

بخش ششم: بحث مفصلی پیرامون وضعیت دینی واجتماعی ، فرهنگی و سیاسی عرب جاهلی قبل از اسلام انجام گرفته است .

بخش هفتم: کتاب به بعثت رسول خدا (ص ) و حوادثی که تا زمان هجرت رخ داده ، اختصاص یافته است . مساله تبلیغ و دعوت به اسلام ، واکنش ها و تهدیدات قریش ، اذیت و آزار مسلمانان ، محاصره در شعب ابوطالب ، هجرت مسلمانان به حبشه ، بیعت مخفیانه مردم مدینه و زمینه اسلام خواهی آنان و رحلت ابوطالب و خدیجه و جریان لیله المبیت از جمله این مباحث است که به صورت نقلی و تحلیلی مورد بحث قرار گرفته است .

دانلود کتاب جامع الکترونیکی اندروید حضرت محمد (ص)

اولین کتاب جامع الکترونیکی اندروید حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم  در ایران ،  توسط شرکت ارتبایت  به مناسبت 28 ماه صفر، رحلت جانسوز رسول اکرم(ص) آماده شده است و بصورت رایگان عرضه شده است. شما هم اکنون می توانید کتاب جامع الکترونیکی اندروید حضرت محمد (ص) را از سایت یاس دانلود دریافت نمایید.

کتاب جامع الکترونیکی اندروید حضرت محمد (ص) شامل:

–     تاریخ زندگانی پیامبر (ص)
–    قرآن مجید معجزه بزرگ پیغمبر (ص)
–    حدیث کساء و اهل بیت پیامبر (ص)
–    پیامبر (ص) و ایرانیان
–    اخلاق و فضائل پیغمبر (ص)
–    سیره پیامبر (ص)
–    سخنان پیامبر (ص)
–    پیامبر (ص) ، زیارت و توسل
–    پیامبر اعظم (ص) در آیینه قرآن
–    پیامبر (ص) در کلام امیر المومنین (ع)
–    پیامبر (ص) از نگاه اندیشمندان غیر مسلمان
–    پیامبر (ص) در آینه ادب و هنر
به همراه متن و پخش صوتی :
–    زیارت نامه حضرت محمد (ص)

برخی از قابلیت های کتاب اندروید حضرت محمد (ص) :

– امکان پخش کننده صوتی
– پشتیبانی از تبلت
– حفظ موقعیت متن
– امکا نروش ننگاه داشتن صفحه نمایش
– اصلاح حروف جدا از هم
– قابلیت نصب ب رروی حافظه SD
– امکان آپدیت
– امکان به اشتراک گذاری محتوا
– نمایش محصولات دیگر
– امکان جستجو
– امکان ارسال برنامه با بلوتوث
– امکان ارسال انتقادات و پیشنهادات
 
شرکت سازنده : شرکت ارتبایت
سیستم عامل مورد نیاز : اندروید 2 و بالاتر
اندازه صفحه :مطابق باتمام رزولوشن های موجود

کتاب نردبان آسمان - درباره سبک زندگی پیامبر اکرم(ص)

جشنواره فرهنگی روشنا، نسخه الکترونیک کتاب «نردبان آسمان» درباره سبک زندگی پیامبر اکرم(ص) را به اشتراک گذاشت

جشنواره کتابخوانی روشنا برای مقابله با اقدام صهیونیسم جهانی در چاپ کاریکاتور موهن منسوب به پیامبر عظیم الشان اسلام، نسخه الکترونیکی کتاب «نردبان آسمان» را برای شناخت هرچه بیشتر رسول مهربانی‌ها به اشتراک گذاشت. «نردبان آسمان»  از کتاب‌های پر‌فروش هفته‌های اخیر بازار نشر بوده است و با توجه به استقبال گسترده مخاطبان از کتاب نردبان آسمان، نسخه فیزیکی آن در تیراژ 15هزار جلد منتشر و در کتاب فروشی‌های پاتوق کتاب، واقع در مراکز استان‌ها و کتاب فروشی‌های معتبر در سراسر کشور توزیع شد. کتاب «نربادن آسمان» نگاهی به سیره نبوی و اصول عملی زندگی رسول مهربانی دارد و به بخش‌های «مقدمه و چهار فصل: سیری در خویشتن، سیری در عالم، سیری در انفس و سیری در عالم تدبیر» آزین‌ بندی شده است.

برای دانلود نسخه الکترونیکی این کتاب می‌توانید از لینک زیر اقدام کنید:

شعری از حجت الاسلام جواد محدثی در سوگ پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)

بار دگر، یاد تو زد آتش به جانم

جا دارد از اندوه این درد

گر جاى اشک، از دیدگانم، خون چکانم 

اى سوره عشق‏

اى آیه مهر

اى چشمه نور

اى اختر تابنده، اى یاد معطّر

اى برترین و آخرین پیغام آور 

اى پا نهاده بر بلنداهاى افلاک

اى همنشین بینوا بر بستر خاک

رفتى ولى ما را به دست غم سپردى

اى خوب ... اى پاک!

در روزهاى تیره و شبرنگ «بطحا»

در ظلمت کور کویر جاهلیت

مشعل به کف، درد آشنا، ره مى‏گشودى

در اوج خشم و کینه دیرین «یثرب» 

در سینه‏ ها بذر محبّت مى ‏فشاندى

پاک و مبرا بودى از هر لغزش و عیب

سیماى تو آیینه ایزدنما بود

چشم خدا بین تو هم، چشم خدا بود

اى وارث خط شفقگون رسالت

دردا ... دریغا!

اى امى گویا ... از آن روزى که رفتى

 ما، همچنان در انتظارى تلخ، ماندیم

بعد از تو اى محمود احمد، اى محمد (ص)

دیگر بلال «اللّه اکبر» بر نیاورد

 جبریل از سوى خدا دیگر نیامد  

خوش روزگارى داشتیم اندر کنارت

امّا دریغ، آن روزها دیرى نپایید

رفتى ... ولى از یاد ما هرگز نرفتى‏

بعد از تو اشک دیده‏مان هرگز نخشکید

بعد از تو خاطرهایمان هرگز نیاسود  

بعد از تو، اى یار ضعیفان، قصه ما

غم بود و حرمان بود و درد تازیانه

یا کنج زندان، یا اسارت، یا شهادت

آزارها و حمله‏هاى وحشیانه

بعد از تو اولاد على آواره گشتند

بر خون سجود آورده و در خون نشستند

بعد از تو، ما ماندیم و غوغا سقیفه

بعد از تو، ما ماندیم، با زهراى مظلوم 

آن چهره‏ اى، کش بارها بوسیده بودى

آزرده و سیلى خور دست ستم شد

در کوفه محراب على گردید گلگون

صحراى سرخ کربلا رنگین شد از خون

لبهاى قرآن خوان و حقگوى حسینت.

آماج ضربتهاى چوب خیزران گشت

یار وفادارت، «ابوذر»

چون عاشقان، در غربت تبعید، جان داد

 «عمار یاسر» کشته گردید

فریادهاى «مالک اشتر» فرو خفت

بیدارهامان بر فراز دار رفتند

اى بنده خوب خداوند

بعد از تو، ما ماندیم و میراث شهیدان

بعد از تو، ما بودیم و خیل سوگواران

رفتى تو، اى تندیس اخلاق و فضائل

اى عقل کامل  

رفتى ولى ما را به دست غم سپردى

یادت گرامى باد، اى یاد معطّر   

اى نامت احمد  

نامت بلند و جاودان باد 

                 شاعر: حجت الاسلام جواد محدثى


منبع: سیمای محمد در آیینه شعر فارسی،عباس کی منش، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ایران، تهران، ص214.  

شعر از خواب برخیز (درباره رحلت پیامبر اکرم (ص))

 به هجران، زارى دلهاى خونین  
ز حد بگذشت یا ختم النّبیّن!
ز اشک و آه مهجوران بیتاب
جهانى غوطه زد در آتش و آب‏
سپاه درد با جان در ستیزست  
لب هر زخم دل، خونابهْ ریزست‏
جهان از جلوه جان پرورت دور
به ما شد تنگتر از دیده مور
شدى تا گنج خلوتخانه خاک
ز داغ اندوخت صد گنجینه، افلاک‏
قد محراب زین محنت، دو تا شد
 که از سروِ سرافرازت جدا شد
 ز قدرش، سایه بر عرش برین بود
 که بر پاى تو، منبر پایه مى‏سود
کنون در گوشه ‏یى افتاده مدهوش
به حسرت، یک دهن خمیازهْ آغوش‏
جدا از پرتو آن روى دلکش
 به دل، قندیل را افتاده آتش‏
ز داغ هجرت اى شمع شب افروز!
به شبها، شمع مى‏ گرید به صد سوز
برافروز اى چراغ چشم ایجاد
جهان شد بى‏فروغت، ظلمتْ آباد
 به رخ، آرایش شمس و قمر کن
شب تاریک هجران را، سحر کن‏
ز خواب اى مهر عالمتاب، برخیز!
تو بخت عالمى، از خواب برخیز!
بلندْ آواز گردان طبل شاهى
ز نو، زن نوبت عالمْ پناهى‏
قدم بر تارک کرّ و بیان زن
علم بر بام هفتمْ آسمان زن‏
مشرَّف کن بساط خاکیان را
منوّر، منزل افلاکیان را
سراى خورشید جان! از خواب برکن
 کنار خاک را، جیب سحر کن‏
چراغ افروز بزم قدسیان شو
 رواج آموز کار انس و جان شو
چو از جا، هول رستاخیز خیزد
رخ از شرمندگیها، رنگ ریزد
نظر بگشا بر احوال تباهم    
بجنبان لب، پىِ عذر گناهم

شاعر: شیخ محمد هزین لاهیجی


  منبع: گنجینه نور-مدائح و مراثى خمسه طیبه ، محمد علی مجاهدی،صص:185-186

شعر جامی درباره رحلت پیامبر اکرم (ص)

 تا به خواب اجل اى گوهر پاک!  
 خوابگه ساختى از بستر خاک‏
فلک از غیرت خاک، آشفته‏ ست    
(لیتنى کنت ترابا) [1] گفته ‏ست [2]
چند در حجله به تنها خفتن؟
 حجره از گرد فنا، نارفتن؟
چند در سرِّ خفا بنشستن؟
در بر این خاک‏نشینان بستن؟
چند از سنبل تو بیگانه
 دل به صد شاخ نشیند شانه [3]؟
چند بى‏نرگس پاکت، ز غبار
خانه سرمه بود تیره و تار؟
چند نعلین ز پابوس تو، فرد  
جفت باشد به هزاران غم و درد؟
شانه زن، سلسله مشکین را
سرمه‏ کش، نرگس عالمْ بین را
سرو را، خلعت ناز اندر پوش
حلّه لعلْ طراز، اندر پوش‏
طاق محراب، تهى کن ز خسان
سرش از فخر به کیوان برسان‏
منبر از بى‏قدمان، خالى ساز
قدرش از مقدم خود، عالى ساز
خطبه ملّت و دین از سرگیر
کشف اسرار یقین، از سرگیر
پنجه ور کن اسد اللّهى را
پوست برکن دو سه روباهى را
ظالمان را پى کارى بنشان    
آبشان ریز [4] و، غبارى بنشان‏
ور نخواهى که ز اقلیم بقا
آورى روى بدین شهر فنا
تازه کن عهد نکو عهدى را  
ده ولیعهدى خود، مهدى را
علَمش بر حرم بطحا زن
تیغ قهرش به سر اعدا زن‏
بار دجّال و شان بر خرنه
به بیابان عدم سر در ده [5]
عاصیان، بیسر و سامان توانَد
دست امیّد به دامان توانَد
خاصه (جامى) که کمین بنده توست
چشمْ گریان به شکر خنده توست‏

پی نوشت:

 [1] اشاره به آیه (41) از سوره مبارکه (نبأ) دارد: در روز قیامت هنگامى که مرد به نامه اعمال و حاصل کردار خود نگاه مى‏کند از سر شرمسارى آرزو مى‏کند که اى کاش، خاک بودم و در این محضر حاضر نمى‏شدم.
[2] کنایه از اینکه آسمان از هنگامى که خاک، بدن مطهرّ رسول گرامى اسلام صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را در بر گرفته است، آرزو مى‏کند که اى کاش منهم خاک بودم تا به این فیض بزرگ نایل مى ‏آمدم.
[3] یعنى تا کى دل مسلمانان دور از سنبل زلف تو همانند شانه، چاک چاک باشد؟ در قدیم، شانه را از استخوان و یا چوب مى‏ساختند.
[4] آبروى مدّعیان مسجد و محراب خود را بریز.
[5] نهایت بى‏انصافى است که امثال (جامى) ها را دشمن اهل بیت عصمت علیهم السّلام معرّفى کنم. از امثال این-
منبع: گنجینه نور،(مدائح و مراثى خمسه طیبه)، محمد علی مجاهدی، صص:187-186      

شعر رحلت پیامبر (ص)

 ناقلى گوید خبر از کوى یار

  قصه مى‏ گوید ز یارى باوقار

 شرحى از احمد نماید در سفر      

 این چنین گوید خبر را با نظر

 جبرئیل آمد دمى بر گل فرود    

  مژده بر وصلت دهد بر آن ودود

پس به او گوید الا اى مصطفى  

 اى که هستى در دو عالم ملتجا

مرغ جانت از فراقش گشته زار

  وصل مولا را کنون جوید به دار

جانتان بر جسمتان گردد وزین

  زین جهت نالد به هر کو دل غمین‏

 به بود در این جهان بر هر شعاع    

 با جهان دیگر کنى خندان وداع‏

 مصطفى را این خبر دلشاد کرد  

  جان او را از قفس آزاد کرد

 این خبر گردد سبب بر جسم و جان

 یک تبى افتد به جانش بى‏ گمان‏

بعد رجعت مصطفى بیمار گشت      

رنج بیمارى به جان اظهار گشت‏

گه رود از هوش و گاه آید به هوش

زین سبب باشد به هر سو جنب و جوش‏

تا به هوش آید نبى با شور و حال  

 دور خود بیند عوان را با بلال «1»

با موذن مى‏ شود گل هم کلام  

مى‏ دهد فرمان برد آن کو پیام‏

مى‏ رود خود سوى مسجد با کسان  

تا کند دستور مولا را عیان‏

بلبلش خواند در آن وادى اذان

صوت او پیچد چنین بر گوش و جان‏

او فرا خواند همه را سوى او  

مصطفى لبیک گوید بر سبو

 مى ‏رود بالاى منبر با تلاش    

با سخن جان را برد در ارتعاش‏

اوّلش از حق سخن گوید به جا  

 مى‏ کند حق را عیان حمد و ثنا

گوید اى یاران در این عالم به هوش

در عمل کردن به خوبیها بکوش‏

آدمى مجمل بود بر آه و دم    

هر دمى بیند خودش را غرق غم

گشته نزدیکش روم پیش خدا      

 شادمان گردم از این زندان رها

گر به کس کردم جفایى از خطا  

حاضرم دینش کنم ایندم ادا

ناگهان مردى عیان آید به پیش  

بى ‏امان حرفى زند چون زهر نیش‏

نام او باشد سواده در زمین

کار او در این جهان گردد نگین «1»

پس به او گوید الا اى آل جود

ضربتى بر من زدى در این وجود

 روز خندق استرت شد بی قرار      

 گشته نافرمان ز کارت در مدار

ضربتى بر او زدى با آن عصا  

 خورده آن ضربت به بنده نابجا

مصطفى فرمان دهد بر مرتضى  

 تا بیارد آن عصا را از سرا

شد روان حیدر به سوى بیت خویش

آن عصا را آورد این سو پریش‏

تا بتول از ماجرا شد باخبر  

بی‏ امان سر را بکوبد پس به در

مى ‏رود گریان به سوى بیت نور

در درون مسجدش یابد حضور

این زمان در آن مکان غوغا شود  

هر کسى با سوز دل شیدا شود

او عصا را ناگهان گیرد به دست    

مى ‏شود از بوى گل شوریده مست‏

مى ‏شود آماده اینجا بر قصاص

مى‏ زند هر کس به سر از عام و خاص‏

ناگهان گرید سواده در حرم

بوسه ‏ها زد شادمان روى شکم «2»

بى ‏گمان گوید به احمد شرمسار

من گذشتم از قصاصم اى نگار

من کیم تا بر گلم گردم جسور  

خواستم گل را ببینم در حضور

این زمان گردد نبى اینجا ضعیف  

جسم او گردد در این وادى ظریف‏

مى‏ برد حیدر نبى را سوى دار    

دخترش بیند پدر را بى ‏بهار

فاطمه باشد ز داغش داغدار

زین سبب گردد به هر سو رهسپار

شد حسن نالان حسینش اشک ریز  

مرتضى باشد کنارش نیم خیز

هر کسى بر او کند گریان نظر  

لیک باشد گریه‏ هایش بى‏ اثر

این زمان خواند على را سوى خویش  

دست او گیرد برد در کوى خویش‏

سر برد با مرتضى زیر گلیم      

 راز خلقت را به او گوید کریم‏

علم عالم را برایش باز کرد

 نغمه ‏ها را در وجودش ساز کرد

 ناگهان آمد به سویش مرغ موت  

تا بگیرد جان گل را همچو صوت‏

آن ملک در را بکوبد با حیا        

 مى ‏دهد رخصت پیمبر از وفا

 با حیا آمد به داخل آن ملک

   با نبى گردد به آن کو مشترک‏

 جبرئیلش در کنارش بر یسار    

هست اسرافیل در چپ بى‏ قرار «1»

 جان احمد را بگیرد مرغ طیر      

می ‏کند در آسمان جانانه سیر

 سر بر آرد مرتضى گوید نهان    

جان احمد شد رها از این جهان‏

 مى‏ کند شیون على از درد و رنج    

 چون جدا بیند درونش را ز گنج‏

بى‏صدا گوید به ماهش الوداع  

 خوش نوا گوید به شاهش الوداع‏

فاطمه گوید به بابا الوداع      

اى که بودى دیده بینا الوداع‏

 از فراقش هر دلى نالان گریست  

 با چنین دردى درون خانه‏

 هر که مى‏ گوید عیان در این حریم  

اى خدا دیگر شدم اینجا یتیم‏

بوده نورش در جهان چونان چراغ

 روشنى بخشد به هر گلزار و باغ‏

هر که مى‏ گوید دمادم سر به سر  

اى خدا گشتم به عالم بى‏پدر

 گریه کردم آنقدر روى زمین  

 تا رسیدم در جهان بر این یقین‏

در جهان مفتاح خلقت احمدست

اهل بیتش چلچراغ سر مدست‏

این زمان گردد قلم آشفته حال  

مى ‏زند در شرح حالم بال بال‏

هر که مى‏گوید دلم اینجا گریخت

آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت‏

لیک گوید هر کسى چون آشنا    

دل شود آرام با یاد خدا

بعد از این گردد سخن بر من حرام

 پس سخن کوتاه باید و السلام‏


پی نوشتها:

 (1)- تمام اصحاب پیامبر به مانند بلال در کنار بستر پیامبر غمگین و افسرده نشسته‏اند.
 (2)- سوادة یکى از یاران پیامبر (ص) است که داستان فضل او در تاریخ مشهور است.
 (3)- سواده تا شکم پیامبر را مشاهده کرد بر شکم مبارک بوسه زد و گریست.
 (4)پیامبر (ص) در این هنگام به ملک الموت اجازه فرمودند تا جان آن حضرت را بگیرد در آن لحظه جبرائیل در سمت چپ و اسرافیل در سمت راستش حضور داشتند که مرغ جان رسول الله به آسمان پر کشید.
منبع: تاریخ منظوم چهارده معصوم، مجتبی رضا نزاد، صبای اهل بیت،تهران ،1381، صص283-286.

شعر بوی غم می آید (درباره رحلت پیامبرصلی الله علیه و آله)

بوی غم می آید از شهر رسول
بوی اشک حیدر و آه بتول
آسمانی ها همه دل بی شکیب
بر لب شیر خدا امن یجیب
لحظه ها لبریز از دل وا پسی
فاطمه گریان ز داغ بی کسی
می چکد بر گونه ها با صد محن
دانه دانه اشک از چشم حسن
اینک، غم گرفته عالمین
بغض کرده گوشه ی خانه حسین
در میان حجره ای غرق ملال
آیه های اشک می خواند بلال
لحظه های اخر پیغمبر است
روح هستی در میان بستر است
با دلی محضون به حال احتضار
چشم های خسته ی او اشک بار
اشک او از بی کسی حیدر است
قصه نامردی و میخ در است
گوشه ای گرم نیایش با خدا
می برد بالا علی دست دعا
اهل بیت خویش را با اشک و آه
در وداع آخرین دارد نگاه
گاه گوید با علی از غسل و قبر
درد دل با چاه و مظلومی و صبر
گاه گوید با غم و درد و محن
غم مخور هستی من زهرای من
بعد من حامی دست حق شوی
اولین کس تو به من ملحق شوی
بعد من اجر رسالت هیزم است
هستی ام در آتش نا مردم است
اشک او تصویری از حق نمک
در میان کوچه ها غصب فدک
آسمان را رنگ نیلی می زنند
بین کوچه بر تو سیلی می زنند
قطره قطره اشک او دارد سخن
از دل و لب های پر خون حسن
در نگاه آخرش راز مگوست
حرف ها از بوسه زیر گلوست
 
شاعر: سید محسن احمدزاده 

منبع: سایت محمل (تاریخ بازبینی 94/09/07)