روایت زیر را دانشمند بزرگوار، رضی الدین، حسن بن فضل طبرسی که از شخصیت های قرن ششم هجری است در کتاب خود «مکارم الاخلاق» آورده است. رحمت خدا بر او که این مجموعه ارزشمند را پیش روی ما گذاشته است. در این روایت، امام حسین(علیه السلام)، در پنج محور، اوصاف رسول خدا را از پدر بزرگوارش جویا شده است.
محور اول: حضور پیامبر(صلی الله علیه وآله) در خانه
حسین بن علی (علیه السلام) فرمود: از پدرم دربارۀ حضور پیامبر(صلی الله علیه وآله) در خانه پرسیدم. فرمود: پیامبر برای ورود خود بی نیاز به اذن بود.
آنگاه که به خانه وارد می شد، حضور خود را سه بخش می کرد:
سهم خود را میان خویش و مردم تقسیم می کرد. بخش مردم را بر عام و خاص آنان ارزانی می داشت و کسی را از آنان ویژۀ خود نمی ساخت. روش وی در سهم امت این بود که صاحبان فضیلت را به قدر ارزش شان در دین، در اجازه ورود و دادن فرصت مقدم می داشت. برخی آنان یک کار داشتند و برخی دو کار و برخی کارها. با آنان مشغول می شد و با پرسش از آنان به آنچه صلاح شان و صلاح امت بود مشغول می شد و آنچه مناسب شان بود به آنان می فرمود و می گفت: «باید حاضر به غایب برساند.» و «نیاز کسانی را که نمی توانند احتیاج خود را اطلاع دهند به من برسانید. هر کس نیاز دیگری را که خود توان ابلاغ آن به حاکم را ندارد، برساند خداوند گام های او را در روز قیامت استوار می دارد.» پیش پیامبر جز این گفته نمی شد و از کسی جز آن نمی پذیرفت.به زیارت پیامبر وارد خانه می شدند، و از گرد وی پراکنده نمی شدند جز اینکه چیزی دستگیرشان شده بود، و راهنمایانی دانا بیرون می رفتند.
|
آنگاه که به خانه وارد می شد، حضور خود را سه بخش می کرد؛ بخشی برای خدای عز و جل، بخشی برای خانواده اش، و بخشی برای خود.
سهم خود را میان خویش و مردم بخش می کرد.
|
محور دوم: حضور بیرونی پیامبر
حسین (علیه السلام) فرمود: از ایشان دربارۀ حضور بیرونی پیامبر پرسیدم که چگونه رفتار می کرد؟ فرمود:
محور سوم: نشست پیامبر
امام حسین (علیه السلام) فرمود: از ایشان در بارۀ نشست پیامبر پرسیدم پاسخ داد:

محور چهارم: رفتار پیامبر با همنشینان
پرسیدم: رفتارپیامبر با همنشینان چگونه بود؟ پاسخ فرمود:
|
خود را از سه چیز برکنار داشته بود: جدل و کشمکش و زیاده روی (گویی) و از آنچه به او مربوط نبود. مردم را نیز از سه چیز راحت و رها ساخته بود: هیچ کس را نکوهش و سرزنش نمی کرد و دنبال بدی و زشتی پنهان کسی نبود و جز گفتاری که امید پاداش آن را داشت سخن نمی گفت. |
محور پنجم: خاموشی رسول خدا
امام حسین (علیه السلام) فرمود: گفتم خاموشی اش چگونه بود؟ فرمود: خاموشی رسول خدا(ص) چهار گونه بود:
اندازه داشتن در یکسان نگری میان مردم و گوش فرا دادن به سخن آنان بود.
اندیشه کردن، در چیزهایی بود که می ماند و چیزهایی که از میان می رود و نمی ماند.
بردباری و صبر برای او یکجا گرد آمده بود، از این رو چیزی او را به خشم نمی آورد.
هوشیاری و دوراندیشی او در چهار چیز گرد آمده بود:
منبع
پرسش حسینی، پاسخ علوی، سیره محمدی ، سایت حوزه
تنظیم: منیره ملکوتی خواه
سخنان پیامبر اکرم در مورد جوانی
منبع:
(1)من لا یحضره الفقیه ج 4، ص 357، ح 5762
(2)تنبیه الخواطر : ج 1 ص 131 .
(3)أعلام الدین : ص 333 .
(4)کرمی فریدنی، علی ؛ پرتوی از پیام پیامبر یا برگردانی تازه از نهج الفصاحة،ناشر: حلم؛نوبت چاپ: اول،قم،ص248-249.
متن زیر چند داستان وارۀ کوتاه است از آخرین روزهای عمر مبارک حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) با قلم نویسندۀ گرامی، مهدی قزلی که با قلمی ساده و روان به تصویر چند صحنه پرداخته است. ساده آوردن نام آن بزرگواران از جهت نزدیک شدن و لمس بیشتر معارف ایشان برای عموم است وگرنه هر انسان آزاده ای از مقام ومنزلت ایشان، آگاه است.
از حج آخر بر میگشتند. حجة الوداع. محمد جایی ایستاد.
گفت: «آنها که جلو رفته اند، برگردند. آنها که عقب ماندهاند، برسند.»
بعد زین شترها را روی هم انداختند تا تلی از زین درست شد. وقتی همه آمدند، بالا رفت و گفت: «مرا در رسالتم چهطور دیدید؟»
همه تصدیق کردند. بعد دست علی را گرفت و گفت: «هر کس من مولای او هستم، بعد از من علی مولای اوست.»
اسم آنجایی که ایستاده بودند غدیر خم بود. این روز شد عید غدیر خم.
محمد تب کرده بود. خودش میگفت به زودی میرود. بعضی از صحابه آمد بودند عیادت.
گفت: «کاغذ و قلم بیاورید تا نامهای بنویسم که گمراه نشوید.»
یکی گفت: «پیامبر تب کرده و هذیان می گوید، قرآن کافیست.»
و نگذاشتند قلم و کاغذ بیاورند. میترسیدند سند رسوایی شود برای بعضی ها.
محمد گفت قلم و کاغذ بیاورید تا نامهای بنویسم که بعد از من گمراه نشوید. همه میدانستند محمد پیامبری مکتب نرفته است و تا آن روز نامهای ننوشته.
یا می خواست املا کند و کسی بنویسد یا... . یا می دانسته کسی پیدا میشود و نخواهد گذاشت نامه نوشته شود.
علی و عباس زیر بغلهای محمد را گرفته بودند که وارد مسجد شد. رو به جمعیت کرد و گفت: «از جنگ طائف که برمی گشتیم، شما میخواستی شترت را شلاق بزنی که به شکم من خورد.»
محمد دستور داد بروند از خانه همان شلاق را بیاورند. بعد پیراهنش را بالا زد و گفت: «قصاص کن.»
آن مرد سرش را روی سینه و شکم محمد گذاشت و بوسید. گفت: «میخواستم سینهتان را ببوسم.»
حالش خیلی بد بود. گفت به برادرم بگویید بیاید. همه فهمیدند علی را میگوید. به علی گفت کمک کند تا بلند شود.
علی سر محمد را گرفت و بلندش کرد تا بنشیند. محمد نشسته بود و سرش در آغوش علی بود که رفت.
منبع
آخرین آفتاب، مهدی قزلی، ناشر: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان
سوگند به خدایی که جان من در دست قدرت اوست، هیچ دشمنی برای انسان دشمن تر از خشم و شهوت وجود ندارد، پس این دو را ریشه کن و مغلوب ساخته و فرو نشانید.
حضرت فاطمه (علیها السّلام) در قسمتی از خطبه فدکیه چنین فرمودند:
قائِداً اِلَی الرِّضوانِ اتّباعُهُ، مُؤَدٍّ إلَی النَّجاةِ إستماعُهُ؛
(خداوند، قرآنی را نازل فرمود که) پیروی از آن، به رضای الهی می رساند و گوش سپردن به آن، نجات می بخشد.
الاحتجاج طبرسی، ج 1، ص 134
گاهی راه هست، ولی رونده نیست.
گاهی راهنما هست، ولی رهپو نیست.
گاهی درمان وجود دارد، اما بیمار در پی درمان بر نمی آید!
از اوصاف قرآن کریم که در آیات شریفه آمده، «نور»، «ذکر»، «هُدی»، «بیان» و... است. خاصیت کلام الهی، روشنگری و راهنمایی است. اما کسانی هدایت می شوند که آن را به عنوان «هادی» بپذیرند و به عنوان «امام» و «قائد» بشناسند و تبعیّت کنند.
کامل ترین نسخه ی طبیب ماهر، اگر مورد عمل قرار نگیرد، بیماری از بین نمی رود و بهترین قانون و برنامه اگر عملی و اجرایی نشود، ثمری ندارد.
قرآن کریم، هم برنامه و قانون است، هم شفا و درمان است، هم یادآور و هدایتگر است، هم پیشوا و راهنماست. ولی تا به آن عمل نشود، انسان را به به بهشت نمی رساند و تا مورد تبعیّت قرار نگیرد، رضوان را برای بشر فراهم نمی کند و تا به این سروش آسمانی گوش جان سپرده نشود، «نجات» نمی دهد.
قرآن را هم باید خواند، هم باید فهمید، هم باید عمل کرد.
در کلام حضرت فاطمه (علیها السّلام) روی دو عنصر «استماع» و «اتّباع» تأکید شده است، هم گوش دادن به سخن حق تعالی، هم پیروی کردن از آن.
منبع: حکمت های فاطمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از حضرت فاطمه علیها السّلام)، جواد محدثی

«طب
النبی» رساله اى از ابوالعباس مستغفرى (متوفی 432 هجری) درباره خواص برخی
میوه ها و گیاهان و دیگر نکات طبی و بهداشتی بیان شده توسط پیامبر اکرم
(صلى الله علیه وآله) می باشد. این کتاب مورد توجه برخی از علمای مشهور
اسلام قرار گرفته است. خواجه نصیر طوسى در آداب المتعلمین مى گوید: لازم
است که طالب علم، مقدارى از طب را بداند و به آثارى که درباره طب وارد شده،
مانند آنچه شیخ الامام ابوالعباس مستغفرى در کتاب خود به نام طب النبى
(صلى الله علیه وآله) جمع آورى کرده، تبرک جوید.
همچنین علامه مجلسى در
مقدمه کتاب خود مى گوید: هر چند که بیشتر اخبار کتاب طب النبى (صلى الله
علیه وآله)، از طریق مخالفان است ولى این کتاب میان علماى ما مشهور و
متداول است. (1)
بسم الله الرحمن الرحیم
پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود:
خداوند مرضى را نیافریده مگر اینکه براى آن دوایى آفریده است مگر مرگ.
و فرمود: کسى که بیمارى را نازل کرده، دوا را هم نازل کرده است.
و فرمود: کسانى را که طبیعت گرم دارند، به طول عمر مژده بده.
و فرمود: اصل هر بیمارى برودت است.
و فرمود: معده خانه بیمارى و پرهیز سرآمد هر دواست و به نفس خود آنچه را که عادت داده اى بده .
و فرمود: دوست داشتنى ترین طعام نزد خدا طعامى است که دستهاى بسیارى سوى آن دراز شود.
و فرمود: خوردن با یک انگشت، خوردن شیطان است و با دو انگشت خوردن عیاران است و با سه انگشت ، خوردن پیامبران است .
و فرمود: طعام را سرد کن که طعام داغ برکت ندارد.
و فرمود: وقتى غذا مى خورید کفشهاى خود را درآورید که آن باعث راحتى پاهاى شما و یک سنت زیباست .
و فرمود: خوردن همراه با خادمان از تواضع است ، پس هر کس با آنان غذا بخورد، بهشت مشتاق او مى شود.
و فرمود: خوردن در بازار از پستى است .
و فرمود: مؤمن با اشتهاى خانواده اش غذا مى خورد و منافق، خانواده اش با اشتهاى او غذا مى خورد.
و
فرمود: وقتى غذایى گذاشته شد، پس آنچه را که مقابل اوست بخورد و بالاى آن
را نخورد و چون برکت از بالاى آن مى آید و هیچ یک از شما از پیش غذا بلند
نشود و دست خود را از آن نکشد مگر بعد از آنکه دیگران دست خود را کشیدند
اگرچه سیر شده باشد چون این کار باعث خجالت همنشین مى شود.
و فرمود: برکت در وسط طعام است پس از کناره هاى آن بخورید و از وسط آن نخورید.
و فرمود: برکت در سه چیز است : جماعت، سحور (سحری) و ترید.
و فرمود: پس از خوردن طعام خلال کنید و دهانتان را با آب بشویید که باعث سالم بودن دندانها مى شود
و فرمود: خلال کنید که آن از نظافت است و نظافت از ایمان است و ایمان با صاحب خود در بهشت است .
و فرمود: غذاى شخص سخاوتمند دواست و غذاى شخص بخیل بیمارى است .
و فرمود: کاسه براى کسى که آن را بلیسد، طلب آمرزش مى کند.
و فرمود: با هم غذا بخورید و متفرق نشوید که برکت در جماعت است .
و
فرمود: کسى که گرسنه باشد و یا احتیاج پیدا کند و نیاز خود را از مردم
پنهان سازد و به سوى خدا برود، بر خدا حق است که روزى حلال یک سال او را
بازگشاید.
و فرمود: هر کس از آنچه را که از سفره مى افتد بخورد، در وسعت روزى زندگى کند و او و فرزند او از حرام نگهداشته مى شوند.
و فرمود: هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد، مهمان خود را گرامى بدارد.
و فرمود: از تواضع است که شخص بازمانده برادرش را بیاشامد.
و فرمود: هر کس که غذاى او اندک باشد حساب او نیز اندک خواهد بود.
و فرمود: هیچ یک از شما ایستاده آب نخورد و اگر خورد برگرداند.
و فرمود: محتکر در دنیا و آخرت ملعون است .
و فرمود: احتکار در ده چیز است: گندم و جو و خرما و کشمش و ذرت و روغن و عسل و پنیر و گردو و روغن زیتون .
و فرمود: اگر کسى تجارتى جز در خوردنیها نداشته باشد، طغیان و ستم مى کند.
و فرمود: هر کس طعامى را جمع کند و چهل روز آن را نگهدارد تا گران شود، او از خدا بیزار و خدا از او بیزار است .
و فرمود: هر کس بر مسلمانان طعامى را احتکار کند خداوند او را به جذام و مفلس شدن مبتلا مى کند.
و فرمود: سحرى بخورید که در آن برکت است .
و فرمود: بر خلاف اهل کتاب سحرى بخورید.
و فرمود: بهترین غذاى شما نان و بهترین میوه شما انگور است .
و
فرمود: بر شما باد «هریسه» (طعامى که از گوشت و حبوبات درست شود) که آن
چهل روز باعث نشاط در عبادت مى شود و آن غذایى است که به جاى مائده عیسى بر
ما نازل شده است .
و فرمود: نان را با چاقو نبرید و آن را گرامى بدارید که خدا آن را گرامى داشته است .
و فرمود: سه بار نمک خوردن پیش از غذا از فرزند آدم هفتاد و دو نوع بلا را مى گرداند که از جمله آنهاست جنون و جذام و برص .
و فرمود: سرور خورشتهاى شما نمک است .
و فرمود: هرکس پیش از هر چیز نمک بخورد سیصد و سى نوع بلا از او دفع مى شود که آسان ترین آنها جذام است .
و فرمود: با نمک شروع کنید که آن دواى هفتاد درد است .
و فرمود: بهترین صدقه آب است .
و فرمود: سرور نوشیدنیهاى دنیا و آخرت آب است .
و فرمود: تب از چرک جهنم است .
و فرمود: وقتى میل به آب داشتید آن را به صورت مکیدن بخورید و پى در پى نخورید.
و فرمود: پى در پى خوردن آب باعث تشنگى مى شود.
و فرمود: هر غذا و نوشیدنى که حیوانى در آن بیفتد که خون جهنده ندارد و بمیرد، حلال و پاک است .
و فرمود: هرکس به خوردن زیاد طعام و آب عادت کند قلب او قساوت مى گیرد.
و فرمود: هر وقت یکى از شما آب بخورد و سه بار نفس بکشد، در امان خواهد بود.
و فرمود: بدترین امت من کسانى هستند که مغز استخوان را بخورند.
و
فرمود: شیطان یاران خود را مى خواند و مى گوید بر شما باد گوشت و مسکر و
ناى (یک نوع آلت موسیقى) که من مجموعه شرها را جز در آنها نیافتم .
و فرمود: بهترین خورشت در دنیا و آخرت گوشت است .
و فرمود: بر شما باد به خوردن گوشت شتر بر خلاف یهود (که نمى خورند).
و فرمود: هر کس چهل روز گوشت نخورد اخلاقش بد مى شود.
و فرمود: هرکس در حال ضرورت ، خوردن گوشت مردار و خون و گوشت خوک را ترک کند و بمیرد در آتش جهنم جاودان مى ماند.
و فرمود: گوشت را در سفره با چاقو نبرید که آن از کارهاى عجمهاست و آن را با دندان بخورید که گواراتر و بهتر است .
و فرمود: از صید مجوس جز ماهى را نخورید.
و فرمود: هر کس چهل روز گوشت نخورد قلب او قساوت مى گیرد.
و فرمود: خداوند به یکى از پیامبران خود که از ضعف شکایت کرده بود، وحى کرد که گوشت را با شیر بپزد که شفا و برکت در آنهاست .
و فرمود: برنج در میان غذاها مانند رئیس در میان قوم است و من در میان پیامبران مانند نمک در غذا هستم .
و فرمود: هر کس میوه را به تنهایى بخورد به او ضرر نمى رساند.
و فرمود: با روغن بنفشه خود را چرب کنید که آن در تابستان سرد و در زمستان گرم است .
و فرمود: زنهاى حامله خود را شیر بدهید که آن عقل بچه را زیاد مى کند.
و فرمود: هر وقت شیر خوردید دهانتان را بشویید که در آن چربى است .
و فرمود: سه چیز است که برگردانیده نمى شود: متکا و شیر و روغن .
و فرمود: خوردن پنیر بیمارى است و گردو دوا است و اگر با هم باشند دوا هستند.
و فرمود: خوردن شیر از ایمان است .
و
فرمود: بر شما باد شیر که آن حرارت را از قلب بر طرف مى کند همانگونه که
انگشت، عرق را از پیشانى برطرف مى کند و نیز خوردن شیر، پشت را محکم مى کند
و بر عقل مى افزاید و ذهن را ذکاوت مى دهد و چشم را جلا مى بخشد و فراموشى
را از بین مى برد.
و فرمود: ده چیز باعث فراموشى مى شود: خوردن پنیر،
خوردن بازمانده موش و خوردن سیب ترش و گشنیز و حجامت کردن با نقره و رفتن
از میان دو زن و نگاه کردن به کسى که بر دار زده شده و تعزیه و خواندن سنگ
قبرها.
و فرمود: هیچ چیز جز شیر جاى خوردن و آشامیدن را نمى گیرد.
و فرمود: یک گوسفند یک برکت و دو گوسفند دو برکت دارد و سه گوسفند غنیمت است .
و فرمود: جسم با سه چیز شاد مى شود و رشد مى کند: عطر و لباس نرم و خوردن عسل .
و
فرمود: بر شما باد عسل ، سوگند به کسى که جان من در دست اوست خانه اى نیست
که در آن عسل باشد مگر اینکه فرشتگان به ساکنان آن خانه طلب آمرزش مى
کنند. پس اگر کسى آن را بخورد هزار دوا در درون او وارد شود و هزار هزار
بیمارى از او خارج مى شود و اگر در حالى که عسل در درون اوست بمیرد بدن او
آتش نمى گیرد.
و فرمود: قلب مؤمن شیرین است و شیرینى را دوست دارد.
و
فرمود: هر کس در دهان برادر مؤمن خود لقمه شیرینى بگذارد و قصد رشوه
نداشته باشد و از شر او نترسد و جز خدا چیزى را اراده نکند، خداوند به
وسیله آن ، حرارت موقف روز قیامت را از او بر مى گرداند.
و فرمود: چه خوب است خوردن عسل که رشد مى دهد و ناراحتى سینه را از بین مى برد.
و فرمود: هر کس حافظه بخواهد، عسل بخورد.
و فرمود: هر وقت یکى از شما کنیزى بخرد، نخستین چیزى که به او مى چشاند عسل باشد که براى او پاکتر است .
و
فرمود: هر وقتى زنى بچه اى به دنیا آورد نخستین چیزى که آن زن مى خورد رطب
و خرماى شیرین باشد، زیرا که اگر بهتر از آن چیزى بود، خداوند به مریم
وقتى عیسى را به دنیا آورد، مى داد.
و فرمود: هر وقت رطب آمد به من تهنیت بگویید و هر وقت رطب رفت به من تسلیت بگویید.
و فرمود: خانه اى که در آن خرما نباشد، در واقع طعامى در آن نیست .
و فرمود: درخت خرما و انار از باقیمانده طینت آدم آفریده شد.
و فرمود: درخت خرما را گرامى بدارید.
و فرمود: خرما را با آب دهن بخورید که کرم را مى کشد.
و فرمود: چه خوب است که مؤمن سحرى خرما بخورد.
و فرمود: هر کس خرما داشته باشد، با آن افطار کند و اگر خرما نداشته باشد با آب افطار کند که آن پاک کننده است .
و فرمود: شربت عسل را هر کس بیاورد بر نگردانید.
و فرمود: گوشت گاو بیمارى و شیر آن دواست و گوشت گوسفند دوا و شیر آن بیمارى است .
و
فرمود: بر شما باد میوها به هنگام نوبر آن که آن بدنها را سالم مى کند و
غمها را بر طرف مى سازد و آنها را به هنگام تمام شدن رها کنید که آن بیمارى
براى بدنهاست .
و فرمود: بهترین چیزى که روزه دار با آن افطار مى کند، کشمش و خرما و یا یک چیز شیرین است .
و فرمود: خوردن انجیر امان از قولنج است .
و فرمود: خوردن «به» تاریکى چشم را از بین مى برد.
و فرمود: بهار امت من انگور و خربزه است .
و فرمود: خربزه را به عنوان میوه بخورید که آن بهشتى است و در آن هزار برکت و هزار رحمت است و خوردن آن شفاى هر دردى است .
و
فرمود: خربزه را با دندان بخورید و آن را قطعه قطعه نکنید که آن میوه
مبارک و پاکى است ، دهان را پاک و قلب را مقدس و دندانها را سفید مى کند و
خدا را خشنود مى سازد، بوى آن از عنبر و آب آن از کوثر و گوشت آن از بهشت و
لذت آن از جنت و خوردن آن از عبادات است .
و از ابن عباس نقل شده که
پیامبر فرمود: بر شما باد خربزه که در آن ده خصلت است: غذا و نوشیدنى و
مسواک و داراى بوى خوش است و مثانه را شست و شو مى دهد و سردى را قطع مى
کند و شکم را مى شوید و آب پشت را زیاد مى کند و جماع را افزایش مى دهد و
سردى را قطع مى کند و بشره را پاک مى سازد.
و فرمود: بر شما باد انار و
پى آن را هم بخورید که آن دباغ کننده معده است، هیچ دانه اى از آن در درون
شما قرار نمى گیرد مگر اینکه قلب نورانى مى شود و چهل روز انسان را از
وسوسه شیطان حفظ مى کند.
و فرمود: بر شما باد لیمو که آن قلب را نورانى مى کند و بر عقل مى افزاید.
و فرمود: انگور را دانه دانه بخورید که گوارا تر است .
و فرمود: انجیر بخورید که به بواسیر و نقرس منفعت دارد.
و
فرمود: زیاد بادنجان بخورید که آن درختى است که در بهشت دیده ام ، پس هرکس
آن را با این قصد بخورد که بیمارى آور است بیمارى مى آورد و هرکس با این
قصد بخورد که دواست دوا مى شود.
و فرمود: کدو بخورید که اگر براى خدا گیاهى سبکتر از آن بود، آن را براى برادرم یونس مى رویانید.
و فرمود: وقتى یکى از شما آبگوشت تهیه مى کند، در آن بسیار کدو بریزد که بر عقل و فکر مى افزاید.
و فرمود: هر کس انارى بخورد و آن را تمام کند، خداوند چهل روز قلب او را نورانى مى کند.
و فرمود: چه خورشت خوبى است کشمش !
و فرمود: کسى انار نمى خورد مگر اینکه شیطان او چهل روز بیمار مى شود.
و فرمود: کرفس سبزى پیامبران است .
و فرمود: هرکس سرکه بخورد، فرشته اى به پا مى خیزد و براى او استغفار مى کند تا وقتى که از آن فارغ شود.
و فرمود: بر شما باد کدو که آن بر عقل مى افزاید.
و فرمود: عنّاب تب و سرفه را از بین مى برد و قلب را نورانى مى کند.
و فرمود: نوح از غصه به خدا شکایت کرد به او وحى شد که انگور بخورد که انگور غصه را از بین مى برد.
گفته شده که روزى پیامبر در مجلس یکى از یاران خود بود که فرمود:
خدا
رحمت کند کسى را که ما را با خربزه اى اطعام کند، پس على بن ابى طالب
(علیه السلام) بلند شد و رفت و مقدارى خربزه آورد، پس او و اصحابش از آن
خوردند
و فرمود: خدا رحمت کند کسى را که ما را با این اطعام کرد و نیز خدا رحمت کند هر مسلمانى را که خربزه بخورد تا روز قیامت .
و فرمود: هیچ زن حامله اى خربزه نمى خورد مگر اینکه نوزاد او زیبا روى و خوش خلق مى شود.
و فرمود: خربزه پیش از غذا شکم را شست و شو مى دهد و بیمارى را به کلى از بین مى برد.
آن حضرت خیار را با نمک و خربزه را با پنیر مى خورد و میوه را به صورت تر مى خورد و گاهى خربزه را با دستان خود مى خورد.
و
فرمود: نرگس را بو کنید اگر چه روزى یک بار باشد، اگر چه هفته اى یک بار
باشد، اگر چه ماهى یک بار باشد، اگر چه سالى یک بار باشد، اگر چه در عمر یک
بار باشد چون در دل نقطه اى از جنون و جذام و برص وجود دارد که بوئیدن آن ،
آن را از بین مى برد.
و فرمود: حنا خضاب اسلام است، عمل مؤمن را زیاد
مى کند و سر درد را از بین مى برد و به چشم تیزى مى بخشد و بر جماع مى
افزاید و آن سرور گیاهان در دنیا و آخرت است.
و فرمود: برترى روغن بنفشه بر سایر روغنها مانند برترى اسلام بر سایر ادیان است .
و فرمود: هیچ برگى از کاسنى نیست مگر اینکه بر آن قطره اى از آب بهشت است .
و فرمود: هر کس مى خواهد عطرى را استشمام کند گل سرخ را ببوید.
و فرمود:خداوند براى ما خوشایندتر از حنا گیاهى نیافریده است .
و فرمود: یک درهم در راه خدا صدقه دادن هفتصد برابر پاداش دارد. و یک درهم جهت خضاب با حنا دادن نه هزار پاداش دارد.
و فرمود: سفره هاى خود را با سبزى زینت دهید که خوردن آن همراه با گفتن بسم الله، شیاطین را مى راند.
و فرمود: پنیر بخورید که آن خواب مى آورد و طعام را هضم مى کند.
و فرمود: سیر بخورید که در آن شفاى هفتاد بیمارى است .
و فرمود: هر کس اسپند بخورد و بخوابد از سر گیجه در امان خواهد بود.
و فرمود: هر کس سیر و پیاز و چیز بدبو بخورد به مردم نزدیک نشود و به مسجد نزدیک نشود.
و
فرمود: وقتى به شهرى وارد شدید از سبزى و پیاز آن بخورید که بیمارى آن شهر
را از شما دور مى کند و رنج را از بین مى برد و عصب را محکم مى کند و باه
را افزایش مى دهد و تب را مى برد.
و فرمود: بر شما باد کرفس که اگر چیزى عقل را بیفزاید، همان است .
و فرمود: بر شما باد هلیله سیاه که آن از درخت بهشتى است طعم آن تلخ است ولى در آن شفاى هر دردى است .
و فرمود: حجامت کردن در نوزدهم و بیست ویکم هر ماه مستحب است .
و
فرمود: در شبى که به معراج رفتم به هیچ فرشته اى نمى گذشتم مگر اینکه مى
گفت: اى محمد امت خود را به حجامت کردن دستور بده و بهترین چیزى که با آن
بیماریها را مداوا مى کنید حجامت کردن و سیاه دانه و جوز است .
و فرمود: خوردن خاک بر هر مسلمانى حرام است .
و فرمود: هر کس بمیرد در حالى که در شکم او به سنگینى یک ذره خاک باشد به آتش مى افتد.
و فرمود: هر کس خاک بخورد گویا که به قتل خود کمر بسته است .
و فرمود: خاک نخورید که در آن سه خصلت است ، بیمارى مى آورد و شکم را بزرگ مى کند و رنگ را زرد مى کند.
و فرمود: هر کس هفت روز به شدت بیمار باشد خداوند هفتاد سال گناه او را مى آمرزد.
و
فرمود: از چهار چیز بدتان نیاید: چشم درد که رگهاى کورى را قطع مى کند و
زکام که رگهاى جذام را قطع مى کند و سرفه که رگهاى فلج را قطع مى کند و دمل
که رگهاى برص را قطع مى کند.
و فرمود: تب، نصیب هر مؤمنى از آتش است .
و فرمود: تب، گناهان را مى ریزد همانگونه که درخت برگها را مى ریزد.
و فرمود: هر کس براى کسى که عطسه مى کند الحمدلله بگوید از درد شکم و درد گوش و لب بریدگى در امان خواهد بود.
و
فرمود: هیچ شخصى نزد مریض هفت بار نمى گوید: «از خداوند بزرگ که پروردگار
عرش بزرگ است مى خواهم که تو را شفا بدهد»، مگر اینکه شفا مى یابد.
و فرمود: هر کس از دندان درد شکایت دارد، انگشت خود را روى آن بگذارد و این آیه را بخواند: «وَهُوَ
الَّذِی أَنْشَأَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ
ۗ قَدْ فَصَّلْنَا الْآیَاتِ لِقَوْمٍ یَفْقَهُونَ»(2)
_______________________________
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج 1 ص 42، چاپ اسلامیه، تهران.
2. سوره انعام، 98.
منبع:
طب النبی، ابوالعباس مستغفرى، ترجمه یعقوب مراغى
هرگاه پیامبر صلى الله علیه و آله تصمیم مى گرفت لشگرى را به جنگى بفرستد، آنها را مى طلبید و در مقابل خود نشانده و مى فرمود:
منبع: یکصد و بیست درس زندگى از سیره حضرت محمد (ص )،حمید رضا کفاش
مردى به رسول خدا صلى الله علیه و آله (السلام علیک ) گفت ، حضرت در جواب فرمودند: (و علیک السلام و رحمة الله ). دیگرى آمد و گفت : (السلام علیک و رحمة الله و برکاته ). سومى آمد و عرض کرد: (السلام علیک و رحمة الله و برکاته ). حضرت فرمودند: (علیک ). آن مرد عرض کرد: جواب مرا کم فرمودى ، مگر دستور خداى تعالى نیست ، و اگر به شما درود گفتند به بهترین وجه پاسخ دهید؟ حضرت فرمودند: تو براى من جاى پاسخ بهتر گفتن باقى نگذاشتى ، ناگزیر من همانند سلام تو جواب گفتم . (تفسیر المیزان ج 5، ص 33 به نقل از تفسیر صافى .)
از انس بن مالک نقل شده که گفت : رسول اکرم صلى الله علیه و آله چنان بود که هرگاه یکى از برادران مؤ من خود را به مدت سه روز نمى دید. از حال او جویا مى شد.
منبع: یکصد و بیست درس زندگى از سیره حضرت محمد (ص )،حمید رضا کفاش
عمربن ابى سلمة ، فرزند ام سلمة همسر نبى اکرم صلى الله علیه و آله گفت : روزى با رسول خدا صلى الله علیه و آله غذا مى خوردم و من از اطراف ظرف غذا بر مى داشتم ، رسول اکرم صلى الله علیه و آله به من فرمودند: از آنچه در پیش دست توست ، بخور.(صحیح بخارى ، ج 7، ص 88.)
رسول الله صلى الله علیه و آله در سن هفت
سالکى بودند که یهودیان گفتند ما در کتابهاى خود خوانده ایم که پیامبر
اسلام از غذاى حرام و شبهه دار استفاده نمى کند و آنها را حرام مى داند،
خوب است او را امتحان کنیم . مرغى را سرقت کردند و براى ابوطالب فرستادند.
همه از آن خوردند، چون نمى دانستند، ولى حضرت رسول صلى الله علیه و آله به
آن دست نزد. وقتى علت آن را پرسیدند، فرمود: چون حرام بود و خداوند مرا از
حرام حفظ مى فرماید.
سپس مرغ همسایه را گرفته و فرستادند، به خیال آنکه بعد پولش را بدهند. آن حضرت باز هم میل نکرد و فرمود:
و
ما اراها من شبهة یصوننى ربى عنها علیه السلام : آنها متوجه نبودند که این
غذا شبه دارد، ولى مرا پروردگارم حفظ فرمود. آنگاه یهودیان گفتند:
لهذا شان عظیم : این طفل داراى شاءن و مقام عالى است . (بحارالانوار، ج 15، ص 336.)
منبع: یکصد و بیست درس زندگى از سیره حضرت محمد (ص)، حمید رضا کفاش