دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

درسهایی از زندگی پیامبر (ص): علم و دانش

تعلیم و تعلم

  • در مدینه روزى پیامبر صلى الله علیه و آله اسلام صلى الله علیه و آله وارد مسجد گردید، چشمش به دو اجتماع افتاد که در دو دسته تشکیل شده بودند و هر دسته اى حلقه اى تشکیل داده و سرگرم بودند؛ یک دسته به عبادت و ذکر خدا، و دسته اى به تعلیم و تعلم و یاد دادن و یاد گرفتن سرگرم و مشغول بودند.
  • حضرت از دیدن هر دو دسته مسرور و خرسند گردید و به همراهانش فرمود:این هر دو دسته کار نیک نموده و بر خیر و سعادتند. لکن من براى دانا کردن و دانا شدن مردم فرستاده شده و مبعوث گشته ام . پس خودش به طرف همان دسته که به تعلیم و تعلم اشتغال داشتند، رفت و در حلقه آنان (در سایه اولیاء خدا، محمود شریعت زاده ، ص 40.) نشست .
  • مردى به نزد پیامبر صلى الله علیه و آله آمد و عرض کرد: اى رسول خدا! شگفتى ها و مسائل غریب علم را به من بیاموز
  • رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: از آغاز دانش چه آموخته اى ، که از انتهایش سؤ ال مى کنى ؟
  • عرض ‍ کرد: یا رسول الله ! آغاز دانش چیست ؟
  • فرمود: خداى را به حق شناختن .
  • اعرابى گفت : حق معرفت خداوند چیست ؟
  • فرمود: خداى بدون مثل و مانند و ضد و شریک را بشناسى ، و نیز بدانى که خداى یکتا و یگانه ، ظاهر و باطن و اول و آخر است و همتایى ندارد و چیزى نظیر او نمى باشد. این حق معرفت خداوند و سر آغاز دانش است . (تفسیر نورالثقلین ، ج 3، ص 399.)

آموختن علم و دانش

مردى از انصار به محضر رسول اکرم صلى الله علیه و آله آمد و عرض کرد: یا رسول الله صلى الله علیه و آله ! اگر جنازه اى حاضر باشد و مجلس ‍ عالمى ، کدامیک را دوست تر دارى که من حضور یابم ؟ رسول الله صلى الله علیه و آله فرمودند:

اگر براى تشییع و دفن ، کسانى باشند که عهده دار انجام آن شوند، حضور یافتن در مجلس دانشمند، از حاضر شدن در تشییع هزار جنازه و عیادت هزار بیمار و از نماز شب و روزه هزار روز و از هزار صدقه به مستمندان دادن و از هزار حج مستحب و از هزار جنگ مستحب در راه خدا با مال و جان برتر است ، کجا اینها با فضیلت حضور در محضر عالم برابرى مى کند؟! آیا ندانسته اى که اطاعت و عبادت خدا وابسته به علم و دانش ‍ است و خیر دنیا و آخرت با علم مى باشد و بدى دنیا و آخرت با نادانى است ؟! (بحارالانوار، ج 1، ص 204.)

 مقام دانشجو

صفوان بن عسال گوید: به محضر رسول اکرم صلى الله علیه و آله رسیدم . حضرت در مسجد نشسته و بر برد سرخ رنگ خود تکیه زده بود. عرض ‍ کردم : یا رسول الله صلى الله علیه و آله من به طلب علم آمده ام فرمود:

اى دانشجو، خوش آمدى . همانا فرشتگان با پر و بال خود دانشجو را فرا گیرند و آن چنان انباشته باشند و هجوم آورند که برخى بر برخى دیگر سوار شدند، تا به آسمان دنیا رسند، از جهت محبت و دوستى که به دانشجو و دانش دارند(منیة المرید، ص 107).

عالم بی عمل

انس بن مالک گوید: رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: شبى که مرا به آسمان بردند و سیر دادند، به گروهى از مردم گذشتم که لبهایشان با مقراض هاى آهنین بریده مى شد، و من گفتم : اى جبرئیل ، اینها چه کسانى هستند؟ گفت : ایشان گویندگانى از اهل دنیا و از جمله کسانى هستند که مردم را به کارهاى خیر و نیک امر مى کردند و خود را فراموش ‍ مى نمودند.(تفسیر و نورالثقلین ، ج 1، ص 75.)


منبع: یکصد و بیست درس زندگى از سیره حضرت محمد (ص )،حمید رضا کفاش

درسهایی از زندگی پیامبر (ص): احترام گذاشتن

احترام به دیگران :

حضرت على علیه السلام فرمود:

  • رسول اکرم صلى الله علیه و آله هرگز با احدى دست نداد که دست خود را از دست او جدا کند، تا اینکه طرف دست خود را جدا مى ساخت
  • و احدى کارى به او نمى سپرد که آن را رها کند، تا زمانى که طرف از حاجت خود صرفنظر مى کرد.
  • و با احدى به گفتگو نپرداخت که سکوت کند، تا وقتى که طرف ساکت مى شد،
  • و بالاخره هرگز دیده نشد که آن حضرت پا مبارک را در برابر همنشینى دراز نماید.

احترام به پدر و مادر:

  • مردى به حضور پیامبر صلى الله علیه و آله رسید و پرسید، اى رسول خدا! من سوگند خورده ام که آستانه در بهشت و پیشانى حورالعین را ببوسم . اکنون چه کنم ؟
  • پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: پاى مادر و پیشانى پدر را ببوس . (یعنى اگر چنین کنى ، به آرزوى خود در مورد بوسیدن پیشانى حورالعین و آستانه در بهشت مى رسى .)
  • او پرسید: اگر پدر و مادرم مرده باشند، چه کنم ؟
  • پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: قبر آنها را ببوس . (بیست و پنج اصل از اصول اخلاقى امامان ، ص 79.)

احترام به مومن:

رسول خدا صلى الله علیه و آله به خانه خدا نگاهى کردند و فرمودند:

خوشا به حال تو خانه اى که چقدر بزرگت داشته و احترامت را برافراشته است ! به خدا قسم که مؤ من نزد خداوند از تو محترم تر است ، زیرا خداوند بزرگ بر تو یک چیز را حرام کرده و آن قتل و کشتار پیرامون تست ، ولى از براى مؤ من سه چیز را حرام و ناروا فرموده است ؛ خون ، مالش و گمان بد به او بردن .

بلند شدن به احترام مؤ من:

رسول خدا صلى الله علیه و آله در مسجد نشسته بودند که مردى وارد شد و آن حضرت به احترام او از جاى خویش برخاست . مرد گفت : اى رسول خدا! جاى گسترده و وسیع است . آن حضرت فرمود:

این از حقوق مسلمان بر مسلمان دیگر است که چون وى را براى نشستن نزدیک خویش دید، براى او جابجا شود. (بحارالانوار، ج 16، ص 240.)

  توجه به دیگران:

  • پیامبر اکرم وقتى به کسى رو مى کرد، نیم رخ برنمى گشت ، و با تمام بدن به طرف او روبه رو مى شد.
  • به کسى جفا نمى کرد
  • و عذر طرف را زود مى پذیرفت . ( بحارالانوار، ج 16، ص 228.)

منبع:یکصد و بیست درس زندگى از سیره حضرت محمد (ص )،حمید رضا کفاش

درسهایی از زندگی پیامبر (ص): کار و کوشش

 ارزش کار

ابن عباس (ره ) گفت : رسول خدا صلى الله علیه و آله چون به مردى مى نگریست و از دیدن او خوشوقت مى شد، مى پرسیدند: کارش چیست ؟ اگر مى گفتند: بیکار است ، مى فرمودند: از نظر من افتاد. عرض مى شد: یا رسول الله صلى الله علیه و آله ! چرا بى ارزش گردید؟ مى فرمودند: چون مؤ من بیکار بماند، ناچار با دین خود باید معیشت کند. (بحارالانوار، ج 100، ص 9.)

اشتغال

حضرت محمد صلى الله علیه و آله همین که به مردى نگاه مى کرد و از وى خوشش مى آمد، مى فرمود: آیا شغلى دارى ؟ اگر مى گفتند، بیکار است ، مى فرمود: از چشم من ساقط شد، عرض مى کردند: یا رسول الله براى چه از چشم شما افتاد؟ مى فرمود: زیرا مؤ من بیکار بود، دین خود را اسباب معیشت قرار مى دهد! (مستدرک ، ج 2، ص 415.)

 بوسیدن دست کارگر

وقتى رسول خدا صلى الله علیه و آله از غزوه تبوک برگشتند. سعد انصارى به استقبال آن حضرت رفت و نبى اکرم صلى الله علیه و آله با او مصافحه کرد و چون دست در دست سعد گذاشت ، فرمود، این زبرى چیست که در دستهاى توست ؟ عرض کرد: یا رسول الله ! با بیل و کلنگ کار مى کنم و براى خانواده ام روزى فراهم مى نمایم . رسول خدا صلى الله علیه و آله دست سعد را ببوسید و فرمود: این ، دستى است که حرارت آتش دوزخ به آن نرسد. (اسدالغابه ، ج 2، ص 269.)

ثواب کار

در یکى از سفرها بعضى از اصحاب ، روزه دار بودند، از شدت گرما هر یک به گوشه اى افتاده و از حال رفتند. سایرین به نصب چادرها، سیراب نمودن چارپایان و خدمات دیگر مى کوشیدند. حضرت فرمود: همه اجر و ثواب متعلق به کسانى است این کارها را انجام مى دهند. (صحیح مسلم ، ج 3، ص 144.)

کار و تلاش

روزى پیامبر صلى الله علیه و آله با اصحاب خود نشسته بودند. پیامبر جوان نیرومندى را دید که اول صبح مشغول کار و تلاش مى باشد. بعضى از حاضران گفتند: این شایسته تمجید و ستایش بود، اگر نیروى جوانى خود را در راه خدا به کار مى انداخت ؟ پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: چنین نگویید، اگر این جوان کار مى کند تا نیازمندیهاى خود را تاءمین کند و از دیگران بى نیاز گردد، در راه خدا گام برداشته و همچنین اگر به نفع پدر و مادر ناتوان و کودکان خردسالش کار کند و آنها را از مردم بى نیاز سازد، باز هم در راه خدا قدم برداشته است ... (محجه البیضاء، ج 3، ص 140)

 کسب معاش

انس بن مالک مى گوید: پس از آنکه رسول خدا صلى الله علیه و آله از جنگ تبوک بازگشت ، سعد انصارى به استقبال آن حضرت شتافت و به پیامبر صلى الله علیه و آله دست داد و مصافحه کرد.
پیامبر صلى الله علیه و آله به او فرمود: چه صدمه و آسیبى به دست تو رسیده که دستت زبر و خشن شده است ؟
سعد عرض کرد: اى رسول خدا! با طناب و بیل کار مى کنم و درآمدى براى معاش زندگى خود و خانواده ام کسب مى نمایم . از این رو دستم خشن شده است(فقبل یده رسول الله قال : هذا ید تمسه االنار)
پیامبر صلى الله علیه و آله دست سعد را بوسید و فرمود: این دستى است که آتش دوزخ با آن تماس پیدا نمى کند( اسدالغابه ، ج 2، ص 269).


منبع: یکصد و بیست درس زندگى از سیره حضرت محمد (ص )،حمید رضا کفاش

درسهایی از زندگی پیامبر (ص): اصولگرایی

عبدالله بن ابى، سردسته منافقان که با اداى کلمه شهادت مصونیت یافته بود، در باطن امر از اینکه با هجرت رسول اکرم صلى الله علیه و آله به مدینه ، بساط ریاست او برچیده شده بود، عداوت آن حضرت را در دل مى پرورانید و ضمن همکارى با یهودیان مخالف اسلام ، از کارشکنى و کینه توزى و شایعه سازى بر ضد او فروگذار نبود. آن حضرت نه تنها اجازه نمى داد یارانش او را به سزاى عملش برسانند، بلکه با کمال مدارا با او رفتار مى کرد و در حال بیمارى به عیادتش مى رفت!
در مراجعت از غزوه تبوک ، جمعى از منافقان به قصد جانش توطئه کردند که به هنگام عبور از گردنه ، مرکبش را رم دهند تا در پرتگاه سقوط کند و با این که همگى صورت خود را پوشانیده بودند، آنها را شناخت و با همه اصرار یارانش ، اسم آنها را فاش نساخت و از مجازاتشان صرفنظر کرد.(صحیح بخارى ، ج 5، ص 152.)


منبع: یکصد و بیست درس زندگى از سیره حضرت محمد (ص )،حمید رضا کفاش

درسهایی از زندگی پیامبر (ص): کودکان

اهمیت کودک

امام صادق علیه السلام فرمودند: رسول خدا صلى الله علیه و آله با مسلمانان خواندن نماز ظهر را با جماعت شروع کردند، ولى بر خلاف معمول ، دیدند آن حضرت دو رکعت آخر نماز ظهر را با شتاب به پایان رسانید. بعد از نماز، مردم از آن حضرت پرسیدند: چه شده ؟ مگر حادثه اى رخ داده که شما نماز را با عجله تمام کردید؟ پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: اما سمعتم صراخ الصبى . یعنى : آیا شما فریاد گریه کودک را نشنیدید؟ (فروع کافى ، ج 6، ص 48.)

حق فرزند

حق فرزند من چیست ؟پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند:

اسم نیکو برایش انتخاب کنى ، و به خوبى او را ادب کنى ، و به کار مناسب و پسندیده اى بگمارى . (وسائل الشیعه ، ج 15، ص 198، ح 1.)

برخورد یکسان با فرزندان

روزى پیامبر صلى الله علیه و آله مردى را دیدند که روى یکى از فرزندانش ‍ را بوسه زد به دیگرى توجهى نکرد.پیامبر صلى الله علیه و آله با ناراحتى فرمود:

چرا میان دو فرزندت فرق گذاشتى و برابر رفتار نکردى ؟ (مستدرک الوسایل ، ج 13، ص 404.)

 سلام به کودکان

از انس بن مالک نقل شده که گفت : همانا رسول اکرم صلى الله علیه و آله بر گروهى از کودکان گذشت و به ایشان سلام داد. (مکارم الاخلاق ، ص 16.)

غذا دادن به کودکان

سلمان فرمود: وارد خانه رسول خدا صلى الله علیه و آله شدم . حسن و حسین علیه السلام نزد وى غذا مى خوردند. آن حضرت گاهى لقمه اى در دهان حسن علیه السلام و گاهى در دهان حسین علیه السلام مى نهاد. پس از آن که خوردن غذا به پایان رسید، آن حضرت ، حسین علیه السلام را بر دوش خود و حسین علیه السلام را روى زانوى خود نهاد. آنگاه رو به من کرد و فرمود: اى سلمان ! آیا آنان را دوست دارى ؟ گفتم : اى رسول خدا صلى الله علیه و آله چگونه آنان را دوست نداشته باشم ، در حالى که مى بینم چه اندازه نزد شما مقام و ارزش دارند؟!(بحارالانوار 36 / 4، 3، ح 143، کفایة الاثر، 7.)

مهربانى با کودکان

روزى پیامبر صلى الله علیه و آله همراه یارانش از راهى عبور مى کردند. در آن مسیر کودکانى مشغول بازى بودند، نزد یکى از آنان نشست ، و پیشانى او را بوسید و با وى مهربانى کرد علت آن را از وى پرسیدند. حضرت پاسخ داد: من روزى دیدم اى کودک هنگامى که با فرزندم حسین علیه السلام بازى مى کرد، خاکهاى زیر پاى حسین را بر مى داشت ، و به صورت خود مى مالید. بنابراین چون او را از دوستان حسین است ، من هم او را دوست دارم ، جبرئیل مرا خبر داد این کودک از یاران حسین علیه السلام در کربلا خواهد بود(بحارالانوار، 44 / 242 ح 36).


منبع: یکصد و بیست درس زندگى از سیره حضرت محمد (ص )،حمید رضا کفاش

درسهایی از زندگی پیامبر (ص): انصاف

انصاف

هنگامى که رسول خدا صلى الله علیه و آله هفت ساله بود، روزى از دایه اش (حلیمه سعدیه ) پرسید، برادرانم کجا هستند؟ (چون در خانه حلیمه بود، فرزندان او را برادر خطاب مى کرد). حلیمه جواب داد: فرزندان عزیز، آنان گوسفندانى را که خداوند به برکت وجود تو به ما مرحمت کرده است ، به چرا برده اند. طفل گفت : مادر: درباره من به انصاف رفتار ننمودى . مادر پرسید: چرا؟ گفت :

آیا سزاوار است که من در سایه خیمه بمانم و شیر بنوشم ، ولى برادرانم در بیابان ، زیر آفتاب سوزان باشند؟ (بحارالانوار 15 / 376.)

امتیاز

روایت شده ، رسول مکرم اسلام صلى الله علیه و آله در سفرى بود. براى طعام ، امر فرمود گوسفندى را ذبح نمایند. شخصى عرض کرد: یا رسول الله ! ذبح گوسفند به عهده من ، و دیگرى گفت که پوست کندن آن با من ، و شخص دیگر گفت که پختن آن با من . آن حضرت فرمود: جمع کردن هیزم هم با من باشد. گفتند: یا رسول الله ، ما هستیم و هیزم جمع مى کنیم . نیاز به زحمت شما نیست . فرمود:

این را مى دانم ، لیکن خوش ندارم که خود را بر شما امتیازى دهم . پس به درستى که حق تعالى کراهت دارد از بنده اش که ببیند او خود را بر دوستانش امتیاز داده است .(منتهى الامال ، ج 1، ص 22.)


منبع: یکصد و بیست درس زندگى از سیره حضرت محمد (ص )،حمید رضا کفاش

درسهایی از زندگی پیامبر (ص): اوایل زندگی

  • از همان اوائل زندگانى که در سرزمینى به نام اجیاد در اطراف مکه به شبانى مى پرداخت 
  • با عزلت و تنهائى مانوس بود
  • در آن سکوت صحرا، ساعتها به فکر فرو مى رفت و در امر وجود و حیات غور مى نمود.
  • او در دنیایى ، غیر دنیاى قوم خود مى زیست
  • و هیچ گاه در مجالس لهو و تفریح آنها حضور نمى یافت
  • و در جشنها و مراسمى که به نام بتها برپا مى داشتند، شرکت نمى کرد
  • و با گوشت قربانى که تقدیم بتها مى شد، دست و دهان آلوده نمى ساخت . (سیره احمد زینى ، ص 95.)
  • او سیر و تفکر خود را در جزء کلمه توحید و نفى ماسوا خیلى زود به پایان رسانده بود.
  • از بتها تنفر داشت و مى گفت : هیچ چیز را به قدر این بتها دشمن نمى دارم . (سیره حبلى ، ج 1، ص 270.)

منبع: یکصد و بیست درس زندگى از سیره حضرت محمد (ص )،حمید رضا کفاش

درسهایی از زندگی پیامبر (ص): نهی از بخل

  • پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله به طواف کعبه مشغول بود، مردى را دید که پرده مکه را گرفته و مى گوید: خدایا به حرمت این خانه مرا بیامرز.
  • حضرت پرسید: گناهت چیست ؟
  • او گفت : من مردى ثروتمند هستم . هر وقت فقیرى به سوى من مى آید و چیزى از من مى خواهد، گویا شعله آتشى به من رو مى آورد.
  • پیامبر صلى الله علیه و آله به او فرمود: از من دور شو! و مرا به آتش خود نسوزان .سپس فرمود:

اگر تو بین رکن و مقام (کنار کعبه ) دو هزار رکعت نماز بگزارى و آن قدر گریه کنى که از اشکهایت نهارها جارى گردد، ولى با خصلت بخل بمیرى ، اهل دوزخ خواهى بود. (جامع السعادات ، علامه نراقى ، ج 2، ص 153.)


منبع: یکصد و بیست درس زندگى از سیره حضرت محمد (ص )،حمید رضا کفاش

درسهایی از زندگی پیامبر (ص): نماز نخواندن بر بدهکار

  • جنازه مردى را آوردند تا رسول خدا صلى الله علیه و آله بر آن نماز گزارد.
  • پیامبر صلى الله علیه و آله به اصحاب خود فرمود: شما بر او نماز بخوانید، اما من نمى خوانم .
  • اصحاب گفتند: یا رسول الله ! چرا بر او نماز نمى گزارى ؟
  • حضرت فرمود: زیرا بدهکار مردم است .
  • ابو قتاده گفت : من ضامن مى شوم که قرض او را ادا کنم .
  • پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: به طور کامل ادا خواهى کرد؟
  • ابو قتاده : بله ، بطور کامل خواهم کرد. آنگاه پیامبر صلى الله علیه و آله بر او نماز گزارد.
  • ابو قتاده گوید: بدهکارى آن مرد هفده یا هجده درهم بود.(مستدرک الوسایل ، ج 13، ص 404.)

منبع: یکصد و بیست درس زندگى از سیره حضرت محمد (ص )، حمید رضا کفاش

درسهایی از زندگی پیامبر (ص): حلم

انس بن مالک مى گوید: ده سالم تمام خدمتگذار پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله بودم . هرگز نفرمود: چرا چنین و چنان کردى ؟ یا چرا چنین و چنان نکردى ؟ (اخلاق النبى صلى الله علیه و آله و آدابه ، ص 36.)
نیز از انس نقل شده که : سالیانى به رسول اکرم صلى الله علیه و آله خدمت کردم ، هرگز مرا ناسزا نفرمود. هرگز مرا کتک نزد. هرگز مرا از خود نراند. هرگز به من پرخاش نکرد. هرگز در برابر سستى و سهل انگارى من نسبت به کارى ، با من تندى و درشتى ننمودى . هرگاه کسى از خاندانش با من خشونت به خرج مى داد، حضرت مى فرمود: بازش گزار! هر چه باشد، پیش ‍ خواهد آمد.

بردباری در مقابل دشنام

  • پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله بر گروهى از مردم فرمودند که پیرامون مردى که سخت ترین و سنگین ترین سنگ را بلند مى کرد حلقه زده بودند
  • حضرت فرمودند: چه خبر است ؟
  • عرض کردند: این مرد سنگى را که وزنه بزرگ براى سنجش زورمندان است ، بر مى دارد.
  • فرمودند: آیا میل دارید به کسى که زورمندتر از او باشد، به شما خبر دهم ؟ و آن مردى است که دیگرى دشنامش گوید و او بردبارى به خرج دهد و بر نفس و خشم خود و شیطان خویش حریف پیروز گردد.(مجموعه ورام ، ص 340.)

 خشم

مردى به حضور پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله رسید و عرض کرد: یا رسول الله ! چیزى به من بیاموز تا خدا سودم بخشد و سخن را کوتاه بگیر، شاید من آن را حفظ کنم ،فرمودند: خشم مگیر، عرض کرد: یا رسول الله ! چیزى به من بیاموز تا مرا سود دهد، و هر چقدر این تقاضا را تکرار مى کرد، حضرت نبى اکرم صلى الله علیه و آله به او مى فرمودند: خشم مگیر. ( سنن بیهقى ، ج 10، ص 105.)


منبع: یکصد و بیست درس زندگى از سیره حضرت محمد (ص )،حمید رضا کفاش