دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

اخلاق اداری در نهج البلاغه: نهی از خودکامگی

اخلاق ادارى با هرگونه خودکامگى منافات دارد و در رفتار و مناسبات ادارى، هر صورتى از خودکامگى رأیى، خودسرى، خودمدارى و سلطه گرى، تباه کننده فرد و نظام ادارى است.
امام على (علیه السلام) در تمام دوران حکومت خود تلاش کرد تا زمینه هاى خودکامگى را در عرصه هاى گوناگون بزداید و اصل نفى خودکامگى را در نظام ادارى خود حاکم سازد. عهدنامه ها و دستورالعملها و فرمانهاى حکومتى امام (علیه السلام) از یک سو، و رفتار و عملکرد خود آن حضرت از سوى دیگر، بیانگر جایگاهى است که امام (علیه السلام) براى اصل نفى خودکامگى در نظام خویش قائل بوده است.
- آن حضرت در عهدنامه مالک اشتر چنین یادآورى فرموده است:
«لَا تَقُولَنَّ إِنِّی مُؤَمَّرٌ آمُرُ فَأُطَاعُ فَإِنَّ ذَلِکَ إِدْغَالٌ فِی الْقَلْبِ وَ مَنْهَکَةٌ لِلدِّینِ وَ تَقَرُّبٌ مِنَ الْغِیَرِ وَ إِذَا أَحْدَثَ لَکَ مَا أَنْتَ فِیهِ مِنْ سُلْطَانِکَ أُبَّهَةً أَوْ مَخِیلَةً فَانْظُرْ إِلَى عِظَمِ مُلْکِ اللَّهِ فَوْقَکَ وَ قُدْرَتِهِ مِنْکَ عَلَى مَا لَا تَقْدِرُ عَلَیْهِ مِنْ نَفْسِک‏». (نامه 53)
نگو که من بر شما گمارده‏ ام، فرمان مى‏ دهم و باید اطاعت شوم، که این وضع موجب فساد دل، و کاهش و ضعف دین، و باعث نزدیک شدن زوال قدرت است. هرگاه حکومت براى تو خود بزرگ بینى و کبر به وجود آورد، به بزرگى سلطنت خداوند که فوق توست و قدرتى که بر تو دارد و تو را بر خودت آن قدرت و توانایى نیست نظر کن، که این نظر کبر و غرورت را مى ‏نشاند.

- امیرمؤمنان (علیه السلام) هرجا در نظام ادارى خطر خودکامگى را از سوى کارگزاران و کارکنان خود احساس یا مشاهده مى کرد، بى درنگ به درمان و قطع ریشه آن همت مى نمود و نسبت به نفى خودکامگى از همه وجوه دستگاه ادارى خود، تلاشى شگفت روا مى داشت. آن حضرت در نامه اى به اشعث بن قیس استاندار آذربایجان که حال و هواى نظام ادارى عصر خلافت عثمان را داشت، چنین انگاشت:
«لَیْسَ لَکَ أَنْ تَفْتَاتَ فِی رَعِیَّةٍ وَ لَا تُخَاطِرَ إِلَّا بِوَثِیقَة». (نامه 5)
این حق براى تو نیست که در میان مردمان به استبداد و خود رأیى عمل نمایى و به کارى دشوار درآیى، مگر با تکیه بر فرمانی که به تو رسیده باشد.

- امام على (علیه السلام) کارگزاران و کارکنان خود را بشدت از هرگونه خودمدارى پرهیز داده و آن را منشأ همه بدبختیها و خواریها معرفى کرده، چنانکه در عهدنامه مالک اشتر فرموده است:
«إِیَّاکَ وَ مُسَامَاةَ اللهِ فِی عَظَمَتِهِ وَ التَّشَبُّهَ بِهِ فِی جَبَرُوتِهِ فَإِنَّ اللهَ یُذِلُّ کُلَّ جَبَّارٍ وَ یُهِینُ کُلَّ مُخْتَال‏». (نامه 53)
بپرهیز که خود را در بزرگى همانند خداوند پندارى، و در شکوه خداوندى همانند او دانى، زیرا خداوند هر سرکشى را خوار مى‏ سازد، و هر خود پسندى را بى‏ ارزش مى‏ کند.

- خودکامگى آدمى را به سرکشى و تعدى مى کشاند و این امر در نظام ادارى، به دلیل وجود ارتباطات انسانى و لزوم خدمتگزارى بسیار خطرآفرین است، به گونه اى که به محض ظهور خودکامگى در کارگزاران و کارکنان نظام ادارى، حقوق مردمان زیر پا گذاشته مى شود و حرمت و کرامتشان شکسته مى گردد و اموال و دارایی‌هایشان چپاول مى شود و امورشان مختل مى گردد. امیرمؤمنان (علیه السلام) در این باره چنین هشدار داده است:
«وَ لَا تَکُونَنَّ عَلَیْهِمْ سَبُعاً ضَارِیاً تَغْتَنِمُ أَکْلَهُم‏». (نامه 53)
همچون جانورى درنده مباش که خوردن مردمان را غنیمت شمارى.

- خودکامگى از آدمى جانورى درنده خوى مى سازد و خودمدارى بر روحش حاکم است و تمامت خواهى و امتیازجویى همتش است. امام (علیه السلام) درباره ظهور این پدیده خطرناک در نظام ادارى به کارگزاران خود چنین فرموده است:
«إِیَّاکَ وَ الِاسْتِئْثَارَ بِمَا النَّاسُ فِیهِ أُسْوَةٌ وَ التَّغَابِیَ عَمَّا تُعْنَى بِهِ مِمَّا قَدْ وَضَحَ لِلْعُیُونِ فَإِنَّهُ مَأْخُوذٌ مِنْکَ لِغَیْرِکَ وَ عَمَّا قَلِیلٍ تَنْکَشِفُ عَنْکَ أَغْطِیَةُ الْأُمُورِ وَ یُنْتَصَفُ مِنْکَ لِلْمَظْلُومِ». (نامه 53)
بپرهیز از امتیازخواهى و اینکه چیزى را به خود مخصوص دارى که (بهره) همه مردم در آن یکسان است؛ و از تغافل در آنچه به تو مربوط است و براى همه روشن است، برحذر باش، زیرا به هر حال نسبت به آن در برابر مردم مسئول و پاسخگویى و به زودى پرده از روى کارهایت کنار مى رود و داد ستمدیده از تو بستانند.

- امیرمؤمنان (علیه السلام) خودکامگى را مایه هلاکت و تباهى دانسته و همگان را از آن بر حذر داشته و فرموده است:
«مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْیِهِ هَلَکَ وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَکَهَا فِی عُقُولِهَا». (حکمت 161)
هر که استبداد و خودرأیی ورزد هلاکت شود و هر با مردم مشورت کند در عقلشان با آنها شریک می شود.
________________________
منبع: ارباب امانت (اخلاق ادارى در نهج البلاغه)، مصطفى دلشاد تهرانى

شرح نامه 31 نهج البلاغه: کنترل زبان

"لا تَقُل مَا لا تُحِبُّ أن یُقالُ لَکَ"
'نگو، آنچه را که دوست ندارى براى تو گفته شود'.

انسان باید به خود مراجعه کند که آیا دوست مى دارد که مردم عیوب او را بگویند و یا او را با القاب زشت و زننده بخوانند و یا صدا کنند؟ قطعا دوست نمى دارد. اکنون باید او هم درباره‌ى دیگران چنین باشد؛ عیوب مردم را نگوید و نباید کسى را با لقب بد و توهین آمیز صدا بزند و بخواند و یا نام ببرد.
راستى موثرترین عوامل ایجاد بهترین روابط دوستانه در میان جامعه را امیر مؤمنان (علیه السلام) در این جملات آورده و با بکار گرفتن این دستورات عالیه، هماى سعادت و خوشبختى بر سر جامعه سایه خواهد افکند.
_________________________
منبع: به سوى مدینه فاضله، على کریمى جهرمى

کلام زیبای امیرالمؤمنین علیه السلام درباره دنیا

امیرالمؤمنین علیه السلام درباره کیفیت برخورد با کالاى دنیا و اینکه مال و ثروت مادى دلیل عزت و افتخار و سند شخصیت نیست مى ‏فرماید:
 
«یَا ایُّهَا النَّاسُ مَتَاعُ الدُّنیَا حُطامٌ مُوبى‏ءٌ فَتَجَنَّبُوا مَرْعاهُ قُلْعَتُهَا أحْظى مِن طُمَأنینَتِهَا وَبُلْغَتُها أزْکى مِنْ ثَرْوَتِها، حُکِمَ عَلى مُکْثِرٍ مِنْهَا بِالفَاقَةِ، وَأُعینَ مَنْ غَنِىَ عَنْهَا بِالرَّاحَةِ...» «1».
اى مردم! متاع دنیا کالایى ناچیز چون برگ‏هاى خشکیده و با خیر است، پس از چراگاه آن بپرهیزید که دل کندن از آن لذّت‏ بخش‏تر از اعتماد و اطمینان به آن است و به اندازه ضرورت برداشت کردن از دنیا بهتر از جمع‏ آورى سرمایه فراوان است. بر آنکه به افزودن ثروت اقدام کند حکم به تهیدستى شده و آنکه در آن کوس بى ‏نیازى زده به آسایشش کمک گشته، آن را که زیور دنیا به شگفتى اندازد کوردلى از پى درآید و آنکه عشقش را به دل گیرد خاطرش را از اندوه‏ها پر کند، که براى آن اندوه‏ها در سویداى دلش خلجان است، اندوهى سرگرمش کند و غمى محزونش نماید، چنین است تا نفس گلوگیرش شود و او را به بیابان اندازند، در حالیکه رگ‏هاى حیاتش قطع شده، نابود کردنش بر خدا و انداختنش به گورستان براى دوستان آسان است، مؤمن با دیده عبرت به دنیا مى‏نگرد و از آن از باب اضطرار به اندازه شکم برمى‏دارد و وصف دنیا را به گوش خشم و دشمنى مى‏شنود، اگر بگویند ثروتمند شده پس از اندکى مى‏گویند به تهیدستى نشسته و اگر به بودنش شاد شوند به مرگش اندوهگین گردند، این است حال و وضع دنیا و هنوز اهل دنیا را روزى که در آن نومید شوند نیامده است.
 

 (1)- نهج البلاغة: 539، حکمت 367؛ بحار الأنوار: 70/ 131، باب 122، حدیث 136.


منبع: جلوه‏هاى رحمت الهى، شیخ حسین انصاریان, ص: 320

کلام زیبای امیرالمؤمنین علیه السلام درباره دنیا

امیرالمؤمنین علیه السلام درباره کیفیت برخورد با کالاى دنیا و اینکه مال و ثروت مادى دلیل عزت و افتخار و سند شخصیت نیست مى ‏فرماید:
 
«یَا ایُّهَا النَّاسُ مَتَاعُ الدُّنیَا حُطامٌ مُوبى‏ءٌ فَتَجَنَّبُوا مَرْعاهُ قُلْعَتُهَا أحْظى مِن طُمَأنینَتِهَا وَبُلْغَتُها أزْکى مِنْ ثَرْوَتِها، حُکِمَ عَلى مُکْثِرٍ مِنْهَا بِالفَاقَةِ، وَأُعینَ مَنْ غَنِىَ عَنْهَا بِالرَّاحَةِ...» «1».
اى مردم! متاع دنیا کالایى ناچیز چون برگ‏هاى خشکیده و با خیر است، پس از چراگاه آن بپرهیزید که دل کندن از آن لذّت‏ بخش‏تر از اعتماد و اطمینان به آن است و به اندازه ضرورت برداشت کردن از دنیا بهتر از جمع‏ آورى سرمایه فراوان است. بر آنکه به افزودن ثروت اقدام کند حکم به تهیدستى شده و آنکه در آن کوس بى ‏نیازى زده به آسایشش کمک گشته، آن را که زیور دنیا به شگفتى اندازد کوردلى از پى درآید و آنکه عشقش را به دل گیرد خاطرش را از اندوه‏ها پر کند، که براى آن اندوه‏ها در سویداى دلش خلجان است، اندوهى سرگرمش کند و غمى محزونش نماید، چنین است تا نفس گلوگیرش شود و او را به بیابان اندازند، در حالیکه رگ‏هاى حیاتش قطع شده، نابود کردنش بر خدا و انداختنش به گورستان براى دوستان آسان است، مؤمن با دیده عبرت به دنیا مى ‏نگرد و از آن از باب اضطرار به اندازه شکم برمى‏دارد و وصف دنیا را به گوش خشم و دشمنى مى‏شنود، اگر بگویند ثروتمند شده پس از اندکى مى‏گویند به تهیدستى نشسته و اگر به بودنش شاد شوند به مرگش اندوهگین گردند، این است حال و وضع دنیا و هنوز اهل دنیا را روزى که در آن نومید شوند نیامده است.
 

 (1)- نهج البلاغة: 539، حکمت 367؛ بحار الأنوار: 70/ 131، باب 122، حدیث 136.


منبع: جلوه‏هاى رحمت الهى، شیخ حسین انصاریان, ص: 320

شهید مطهری ره: برتری عدالت بر جود در نظر امام علی (ع )

عدالت یکی از مسائلی است که به وسیله اسلام حیات و زندگی را از سر گرفت و ارزش فوق العاده یافت. اسلام به عدالت، تنها توصیه نکرد و یا تنها به اجراء آن قناعت نکرد بلکه عمده اینست که ارزش آنرا بالا برد. فرد باهوش و نکته سنجی از امام علی (ع) سوال می کند: «افضل العدل، او الجود؟؛ آیا عدالت شریفتر و بالاتر است یا بخشندگی؟ (نهج البلاغه، حکمت 437). مورد سوال دو خصیصه انسانی است. بشر همواره از ستم، گریزان بوده است و همواره احسان و نیکی دیگری را که بدون چشمداشت پاداش انجام می داده مورد تحسین و ستایش قرار داده است.
 
پاسخ پرسش بالا خیلی آسان به نظر می رسد: جود و بخشندگی از عدالت بالاتر است زیرا عدالت رعایت حقوق دیگران و تجاوز نکردن به حدود و حقوق آنهاست، اما جود اینست که آدمی با دست خود حقوق مسلم خود را نثار غیر می کند، آن که عدالت می کند به حقوق دیگران تجاوز نمی کند و یا حافظ حقوق دیگران است از تجاوز و متجاوزان، و اما آنکه جود می کند فداکاری می نماید، و حق مسلم خود را به دیگری تفویض می کند پس جود بالاتر است. واقعا هم اگر تنها با معیارهای اخلاقی و فردی بسنجیم مطلب از این قرار است، یعنی جود بیش از عدالت معرف و نشانه کمال نفس و رقاء روح انسان است، ولی علی (ع) برعکس نظر بالا جواب می دهد.
علی (ع) به دو دلیل می گوید عدل از جود بالاتر است:
 
یکی اینکه:
 
«العدل یضع الامور مواضعها، و الجود یخرجها من جهتها؛ عدل جریان ها را در مجرای طبیعی خود قرار می دهد اما جود جریان ها را از مجرای طبیعی خود خارج می سازد». زیرا مفهوم عدالت این است که استحقاق های طبیعی و واقعی در نظر گرفته شود و به هر کس مطابق آنچه به حسب کار و استعداد، لیاقت دارد داده شود، اجتماع حکم ماشینی را پیدا می کند که هر جزء آن در جای خودش قرار گرفته است. و اما جود درست است که از نظر شخص جود کننده که مایملک مشروع خویش را به دیگری می بخشد فوق العاده با ارزش است، اما باید توجه داشت که یک جریان غیر طبیعی است، مانند بدنی است که عضوی از آن بدن بیمار است و سایر اعضاء موقتا برای اینکه آن عضو را نجات دهند فعالیت خویش را متوجه اصلاح وضع او می کنند. از نظر اجتماعی چه بهتر که اجتماع چنین اعضاء بیماری را نداشته باشد تا توجه اعضاء اجتماع به جای اینکه به طرف اصلاح و کمک به یک عضو خاص معطوف شود، به سوی تکامل عمومی اجتماع معطوف گردد.
 
دیگر اینکه:
 
«العدل سائس عام و الجود عارض خاص؛ عدالت قانونی است عام و مدیر و مدبری است کلی و شامل، که همه اجتماع را در بر می گیرد و بزرگراهی است که همه باید از آن بروند، اما جود و بخشش یک حالت استثنائی و غیر کلی است که نمی شود رویش حساب کرد»، اساسا جود اگر جنبه قانونی و عمومی پیدا کند و کلیت یابد دیگر جود نیست. علی (ع) آنگاه نتیجه گرفت «فالعدل اشرفهما و افضلهما؛ یعنی پس از میان عدالت و جود، آنکه اشرف و افضل است عدالت است» (حکمت، 437).
این گونه تفکر درباره انسان و مسائل انسانی نوعی خاص از اندیشه است بر اساس ارزیابی خاصی، ریشه این ارزیابی اهمیت و اصالت اجتماع است. ریشه این ارزیابی اینست که اصول و مبادی اجتماعی بر اصول و مبادی اخلاقی تقدم دارد، آن یکی اصل است و این یکی فرع، آن یکی تنه است و این یکی شاخه، آن یکی رکن است و این یکی زینت و زیور.
 

منـابـع:

مرتضی مطهری- سیری در نهج البلاغه- صفحه 113-110

پندی از نهج البلاغه: هشدار مژده است

«مَن حَذَّرَکَ کَمَن بَشَّرَکَ». (حکمت 59)
ترجمه:
کسى که تو را هشدار می دهد، مانند کسى است که به تو مژده مى دهد.

شرح:
گاهى پدر و مادرها و بزرگترها و دوستان خوب و دلسوز از روى خیرخواهى و براى آن که ما را از انجام کارهاى بد باز دارند، مجبور می شوند به جاى نرمش و ملایمت، با لحنى تند و درشت هشدار دهند و ما را از کارى که مى خواهیم انجام دهیم بر حذر و بیمناک سازند.
ممکن است بعضى افراد اینگونه بر حذر داشتن را خوش نداشته باشند و از لحن تند و هشدار دهنده کسى که با درشتى از انجام کار بد آنها جلوگیرى می کند ناراحت شوند.
ولى فرزند عزیز این را بدان که: وقتى کسى با درشتى و تندى به تو هشدار می دهد و از انجام کارهاى بد تو جلوگیرى می کند، مثل کسى است که بالحنى ملایم و مهرآمیز به تو مژده اى را می دهد.
به عنوان مثال: وقتى کسى تو را از تنبلى در مدرسه و بازیگوشى در خانه باز می دارد و بالحنى تند می گوید: در خواندن درسهایت تنبلى نکن چون بی سواد و بی کار بار مى آیى و بدبخت می شوى، مثل کسى است که به تو مژده می دهد و می گوید: شاگرد اول شده اى و بزرگترین جایزه نصیب تو شده است.
پس از هشدار و انتقاد سازنده ناراحت نشو، بلکه خوشحال و متشکر باش؛ زیرا انتقاد بجا انسان را متوجه اشتباه خود می کند و باعث برطرف شدن عیب و ایراد او می گردد.
______________________
منبع:
پندهاى کوتاه از نهج البلاغه، هیئت تحریریه بنیاد نهج ‏البلاغه

موعظه های امام علی (ع) به روایت امام جواد

ابو تراب عبدالله رویانی از عبدالعظیم حسنی نقل کرده که گفت: به امام جواد علیه السلام عرض کردم. ای فرزند رسول خدا! از پدرانت، حدیثی برایم بیان فرما؛ حضرت فرمود: پدرم از جدم از پدرانش. برایم نقل کرده است که امیر مؤمنان علیه السلام فرمود:
مردم تا وقتی متفاوتند، در خیر و نیکی بسر برند و چون یکسان گردند، نابود شوند. 
راوی گفت: عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! بر من بیفزای؛ حضرت فرمود: پدرم از جدم از پدرانش - درود خدا بر آنان - برایم نقل کرده است که: امیر مؤمنان علیه السلام فرمود:
اگر بر اسرار یکدیگر مطلع می شدید یکدیگر را دفن نمی نمودید.
گفت: عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! بر من بیفزای؛ حضرت فرمود: پدرم از جدم از پدرانش - درود خدا بر آنان - برایم نقل کرده است که امیر المؤمنین علیه السلام فرمود:
شما البته  نمی توانید با دارایی خود، به همه مردم احسان کنید؛ بنابراین با گشاده رویی و برخورد پسندیده، آنان را فرا گیرید؛ چه اینکه من از رسول خدا شنیدم که فرمود:
شما البته با دارایی خویش نمی توانید به همه مردم احسان کنید، پس آنها را با خلق و خوی خود فرا گیرید. 
گفت: عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! بر من بیافزائید؛ حضرت فرمود: پدرم از جدم از پدرانش - درود خدا بر آنان باد - برایم نقل کرده است که امیر مؤمنان علیه السلام فرمود:
کسی که به سرزنش روزگار پردازد، سرزنشش به درازا خواهد کشید. 
گفت: عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! بر من بیفزای حضرت فرمود: پدرم از جدم  از پدرانش: برایم نقل کرده است که امیر مؤمنان علیه السلام فرمود:
همنشینی با شریران و بدان، بدگمانی به نیکان و خوبان را در پی می آورد. 
گفت: عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! بر من بیفزای، حضرت فرمود: پدرم از جدم از پدرانش - که درود خدا بر آنان باد - برایم نقل کرده است که امیر مؤمنان علیه السلام فرمود:
بد ره توشه ای است به سوی معاد، دشمنی با بندگان. 
گفت: عرض کردم: ای فرزند! بر من بیفزای، حضرت فرمود: پدرم از جدم از پدرانش: برایم نقل کرده است که امیرمؤمنان علیه السلام فرمود:
بهای هر کس، به اندازه مقدار نیکی است که انجام می دهد. 
گفت: عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! بر من بیفزای، حضرت فرمود: پدرم از جدم از پدرانش علیهما السلام برایم نقل کرده است که امیر مؤمنان علیه السلام فرمود:
شخصیت آدمی در زیر زبان نهفته است. 
گفت: عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! بر من بیفزای، حضرت فرمود: پدرم از جدم از پدرانش علیهما السلام برایم نقل کرده است که امیرمؤمنان علیه السلام:
کسی که قدر خود را شناخت، هلاک نگردید. 
گفت: عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! بر من بیفزای، حضرت فرمود: پدرم از جدم از پدرانش علیهما السلام برایم نقل کرده است که امیر مؤمنان علیهما السلام فرمود:
تفکر پیش از هر کاری، از پشیمانی ایمنت می گرداند. 
گفت: عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! بر من بیفزای، حضرت فرمود: پدرم از جدم از پدرانش علیهما السلام، برایم نقل کرده است که امیر مؤمنان فرمود:
کسی که به روزگار اعتماد نماید،  شکست می خورد. 
گفت: عرض کردم: ای زاده رسول خدا! برمن بیفزای، فرمود: پدرم از جدم از پدرانش علیهما السلام برایم نقل کرده است که امیر مؤمنان علیه السلام فرمود:
هر کس به رأی و نظر خود بسنده نماید و خود را غنی و بی نیاز از دیگران بداند، جانش را به خطر افکنده است. 
گفت: عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! بر من بیفزای، حضرت فرمود: پدرم از جدم از پدرانش علیهما السلام برایم نقل کرده است که امیر مؤمنان علیه السلام فرمود:
اندک بودن عائله، یکی از دو آسانی است. [1]
گفت: عرض کردم: ای رسول خدا! بر من بیفزای، حضرت فرمود: پدرم از جدم از پدرانش علیهما السلام برایم نقل کرده است که امیر مؤمنان علیه السلام فرمود:
کسی که دچار خود پسندی شد، به هلاکت رسیده  
گفت: عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! بر من بیفزای، حضرت فرمود: پدرم از جدم از پدرانش علیهما السلام برایم نقل کرده است که امیرمؤمنان علیه السلام فرمود:
کسی که به جایگزین (و عوض داشتن انفاق مال در راه خدا) یقین داشته باشد، در بخشش سخاوتمند خواهد بود. 
گفت: عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! بر من بیفزای، حضرت فرمود: پدرم از جدم از پدرانش علیهما السلام برایم نقل کرده است که امیر مؤمنان علیه السلام فرمود:
کسی که به سلامت بودن خویش از سوی زیر دستان راضی باشد (حق و حقوق آنها را رعایت کند)، از سلامتی مافوقش بهره مند می شود. 
راوی گفت: عرض کردم: مرا بس است.

(1).نباید گمان نمود که این روایت به کم فرزندی تشویق می نماید. آیت الله سید محمد حسین حسینی طهرانی در این خصوص می فرمایند: دیده‌ شده‌است‌ که‌ بعضی‌ از غیر مطّلعین‌ برای‌ رجحان‌ کاهش‌ فرزند استدلال‌ کرده‌اند به‌ روایت‌ «نهج‌ البلاغة‌»: قِلَّةُ الْعِیَالِ أَحَدُ الْیَسَارَیْنِ . «کمی‌ افراد نانخور انسان‌ یکی‌ از دو وسیله‌ توانگری‌ می‌باشد.»

و ندانسته‌اند که‌: عیال‌ در لغت‌ عرب‌ به‌ معنی‌ فرزند نیست‌ ؛ چه‌ بسا فرزندانی‌ که‌ نانخور انسان‌ نیستند، و چه‌ بسا عائله‌ای‌ که‌ فرزند نمی‌باشند. عیال‌ به‌ معنی‌ نانخور و در تحت‌ عیلوله‌ و مخارج‌ انسان‌ در آمدن‌ است‌ ؛ مانند خادم‌ و خادمه‌ و شاگردان‌ کسب‌ و غلام‌ و کنیز و میهمانان‌ وارد بر انسان‌، و تکفّل‌ مخارج‌ بسیاری‌ از اقوام‌ و محارم‌ و زوجه‌ و امثالها که‌ تحت‌ مخارج‌ و عیلوله‌ انسان‌ زیست‌ میکنند. بنابراین‌ نسبت‌ میان‌ عیال‌ و اولاد، نسبت‌ عموم‌ و خصوص‌ مِن‌ وجه‌ می‌باشد. ومنافات‌ ندارد که‌ ترغیب‌ به کثرت‌ فرزندان‌ شده‌ باشد ؛ با وجود این‌، توصیه‌ شده‌ باشد که‌ هر چه‌ انسان‌ بتواند افراد تحت‌ عیلوله‌ خویشتن‌ را تقلیل‌ کند یک‌ گونه‌ توانائی‌ و توانگری‌ را حائز گردیده‌ است‌. این‌ از یک‌ ناحیه‌.
و از ناحیه‌ دیگر، در جمله‌ أَحَدُ الْیَسَارَیْنِ، ترغیبی‌ و تحریضی‌ بدان‌ نیست‌ ؛ بلکه‌ توانگری‌ برای‌ انسان‌ از دو راه‌ تحصیل‌ می‌شود: یکی‌ از راه‌ کسب‌ مال‌ و صرف‌ آن‌ بر عائله‌ کثیره‌ ؛ و دیگری‌ حصر عائله‌ در قلّت‌ با وجود قلّت‌ مال‌. هر کدام‌ را میخواهی‌ انتخاب‌ کن‌ ! هذا أوّلاً .
و ثانیاً ایشان‌ توجّه‌ نکرده‌اند به‌ گفتار دیگر مولی‌ الموحّدین‌ أمیرالمؤمنین‌ علیه‌ السّلام‌ قبل‌ از این‌ حکمت‌ که‌ می‌فرماید: تَنْزِلُ الْمَعُونَةُ عَلَی قَدْرِ الْمَئُونَةِ . («نهج‌ البلاغة‌» طبع‌ دکتر صبحی‌ صالح‌، باب‌ حکم‌، ص494، حکمت 139)
«کمک‌ و مساعدت‌ آسمانی‌ به‌ مقدار مؤونه‌ زندگی‌ و مخارج‌ لازم‌ فرود می‌آید.»
بنابراین‌: «هر که‌ بامش‌ بیش‌ برفش‌ بیشتر»
خداوندِ رازق‌ عالم‌ قادر حکیم‌، که‌ از عوالم‌ غیب‌ روزی‌ را نازل‌ می‌فرماید برای‌ هر فرد بخصوصه‌ روزی‌ جداگانه‌ میرساند ؛ برای‌ یکی‌، یکی‌ ؛ برای‌ هزار، هزار. (رساله نکاحیه: کاهش جمعیت ضربه‌ای سهمگین بر پیکر مسلمین،  آیة الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی، ص 239)
 

منابع: 

1.فرهنگ جامع سخنان امام جواد، مسلم صاحبی، زمستان:1387، صص57-60.

2.عیون اخبار الرضا علیه السلام، جلد2، ص 53

مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (+ پوستر و پاورپوینت)

حدیث اول:

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله 

علیٌّ مَع الحقِّ و الحقُّ مَع علیٍّ، یَدورُ حَیثُما دارَ. 
على با حق و حق با على است و بر محور او مى گردد
شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید: ج2،ص297
 

حدیث امامت امام علی (علیه السلام)

دانلود تصویر

 

حدیث دوم:

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله

إنّ علیّا منّی و أنا مِنهُ، و هُو ولیُّ کلِّ مؤمنٍ . 
على از من است و من از او. او ولىّ هر مؤمنى است.
کنز العمّال: 32938

حدیث امامت امام علی (علیه السلام)

دانلود تصویر

         

حدیث سوم: 

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله 

الحقُّ مع علیٍّ أیْنَما مالَ .  
حق با على است هر جا که رو کند.
الکافی:ج 1 ،ص294 ،ح1

حدیث درباره امام علی (علیه السلام)

دانلود تصویر

 

حدیث چهارم: 

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله

أعلمُ اُمّتی مِن بَعدی علیُّ بنُ أبی طالبٍ . 
 داناترین فرد امّتم پس از من على بن ابى طالب است.
کنز العمّال: 32977
 

حدیث امامت امام علی (علیه السلام)

دانلود تصویر

         

حدیث پنجم:

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله

یا علیُّ، أنتَ ••• وارثُ عِلمی . 
 اى على! تو ••• وارث دانش منى.
ینابیع المودّة: 1 / 397 / 17

حدیث امامت امام علی (علیه السلام)

دانلود تصویر

 

حدیث ششم: 

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله

علیٌّ مِنّی بمنزلةِ رَأسی مِن بَدَنی . 
على نسبت به من به منزله سر من است براى پیکرم.
کنز العمّال: 32914

حدیث امامت امام علی (علیه السلام)

دانلود تصویر

         

حدیث هفتم: 

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله

عُنوانُ صحیفةِ المؤمنِ حُبُّ علیِّ بنِ أبی طالبٍ . 
 سرلوحه کارنامه مؤمن دوستى على بن ابىطالب است
کنز العمّال: 32900
 

حدیث امامت امام علی (علیه السلام)

دانلود تصویر

 

حدیث هشتم:

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله 

علیٌّ عَمودُ الدِّینِ . 
 على، ستون دین است.
الکافی: ج1،ص294،ح 1

حدیث امامت امام علی (علیه السلام)

دانلود تصویر

         

حدیث نهم: 

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله

مَن آذى علیّا فَقدْ آذانی . 
 هر که على را بیازارد مرا آزرده است.
بحار الأنوار: ج5،ص 69 ،ح 1

امامت امام علی (علیه السلام)

دانلود تصویر

 

حدیث دهم: 

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله 

حقُّ علیٍّ على هذهِ الاُمّةِ کحقِّ الوالدِ علَى الولَدِ . 
حقّ على بر این امّت همچون حقّ پدر است بر فرزندش .
بحار الأنوار:  ج36،ص 5 ،ح 1

حدیث امامتا امام علی (علیه السلام)

دانلود تصویر

         

حدیث یازدهم: 

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله 

صاحِبُ سِرّی علیُّ بنُ أبی طالبٍ . 
 على بن ابى طالب، راز دار من است.
تاریخ دمشق: 42 / 317 / 8872
 

احدیث امامت امام علی علیه السلام

دانلود تصویر

 

حدیث دوازدهم: 

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله 

إنّ علیّا و شیعتَهُ هُمُ الفائزونَ یومَ القیامةِ . 
 على و شیعیان او همان رستگارانِ در روز رستخیزند.
تاریخ دمشق: 42 / 333 / 8900

حدیث امامت امام علی علیه السلام

دانلود تصویر

         

حدیث سیزدهم: 

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله 

ذِکرُ علیٍّ عبادةٌ . 
 یاد و ذکر على، عبادت است.
تاریخ دمشق: 42 / 356 / 8949

حدیث امامت امام علی علیه السلام

دانلود تصویر

 

حدیث چهاردهم: 

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله 

کَفِّی و کَفُّ علیٍّ فی العَدلِ سَواءٌ . 
دست من و دست على در [اجراى]عدالت یکسان است.
تاریخ دمشق: 42 / 369 / 8963
 

حدیث امامت امام علی علیه السلام

دانلود تصویر

         

حدیث پانزدهم: 

امام على علیه السلام :

ما لَقِیَ أحدٌ مِن النّاسِ ما لَقِیتُ .
ظلمى که به من رسیده به احدى از مردم نرسیده است.
الغارات، ج2،ص398

حدیث امامت امام علی (ع)

دانلود تصویر

 

حدیث شانزدهم: 

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله

أنا و علیٌّ مِن شَجَرةٍ واحدةٍ، و النّاسُ مِن أشجارٍ شَتّى . 
 من وعلى ازیک درختیم ودیگرمردمان ازدرختهاى گوناگون
کنز العمّال: 32943
 

حدیث امامت امام علی (ع)

دانلود تصویر

         

حدیث هفدهم: 

پیامبر خدا صلى الله علیه و آلهبه على علیه السلام فرمودند: 
أنتَ أخی فی الدُّنیا و الآخِرَةِ . 
تو در دنیا و آخرت برادر من هستى.
تاریخ دمشق: 42 / 52 / 8385

حدیث امامت امام علبی (علیه السلام)

دانلود تصویر

 

حدیث هجدهم: 

امام على علیه السلام-پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمودند:

لَوْلاکَ یا علِیّ، ما عُرِفَ المؤمنونَ مِنْ بَعْدی . 
 اى على اگرتونبودى بعداز من مؤمنان شناخته نمىشدند.
کنز العمّال: 36477

حدیث امامت امام علی (ع)

دانلود تصویر

         

حدیث نوزدهم: 

پیامبر خدا صلى الله علیه وآله به على علیه السلام فرمود:

أنتَ مِنّی بمنزلةِ هارونَ مِن موسى إلاّ أنّه لا نَبیَّ بَعدی . 
 تو براى من همچون هارون براى موسى هستى جز آن که پس از من پیامبرى نیست.
کنز العمّال: 32881

حدیث امامت امام علی (ع)

دانلود تصویر

 

حدیث بیستم: 

پیامبر خدا صلى الله علیه وآله به على علیه السلام فرمودند:

لا یُحِبُّکَ إلاّ مؤمنٌ، و لا یُبغِضُکَ إلاّ منافقٌ . 
 تو را جز مؤمن دوست ندارد
و جز منافق دشمنت نمى دارد.
کنز العمّال: 32878
 

احادیث امامت امام علی (ع)

دانلود تصویر

         

حدیث بیست و یکم: 

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله 

أنا مدینةُ العلمِ و علیٌّ بابُها، فمَن أرادَ العلمَ فلْیَأتِ البابَ . 
 من شهر علم هستم و على دروازه آن است.
پس، هر که علم مى خواهد، باید از دروازه درآید.
کنز العمّال: 32890

حدیث امامت امام علی (ع)

دانلود تصویر

 

حدیث بیست و دوم: 

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله

حُبُّ علیٍّ یأکُلُ الذُّنوبَ کما تأکُلُ النّارُ الحَطَبَ . 
دوستى على گناهان را مى خورد
همچنانکه آتش هیمه را.
کنز العمّال: 33021

حدیث امامت امام علی (ع)

دانلود تصویر

         

حدیث بیست و سوم: 

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله 

علیٌّ بابُ عِلمی، و مُبَیِّنٌ لاُمّتی ما اُرسِلْتُ به، مِن بَعدی . 
على، دروازه دانش من است و پس از من پیام هاى مرا براى امّتم تبیین مى کند.
کنز العمّال: 32981

حدیث امامت امام علی (ع)

دانلود تصویر

 

حدیث بیست و چهارم: 

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله

علیٌّ مَع القرآنِ والقرآنُ مَع علیٍّلن یَتَفَرَّقا حتّى یَرِدا علَیّ الحوضَ . 
 على با قرآن و قرآن با على است و هرگز از هم جدا نمى شوند تا کنار حوض (کوثر) نزدم آیند.
المستدرک على الصحیحین: 3 / 134 / 4628

حدیث امامت امام علی (ع)

دانلود تصویر

         

حدیث بیست و پنجم: 

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله 

إنْ تُولُّوا علِیّا تَجِدوهُ هادِیا مَهْدِیّا، یَسلُکُ بکُمُ الطّریقَ المستقیمَ . 
 اگر على را به ولایت و سرپرستى بگیرید، خواهید دید که رهنمایى رهیافته است و شما را به راه راست مى برد.
کنز العمّال: 32966
 

حدیث امامت امام علی (علیه السلام)

دانلود تصویر

 

حدیث بیست و ششم: 

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله

اُوحِیَ إلیَّ فی علیٍّ بثلاث خصال: أنَّهُ سَیّدُ المسلِمینَ، و إمامُ المُتّقِینَ، و قائدُ الغُرِّ المُحَجَّلینَ . 
درباره على سه ویژگى به من وحى شده که او سرور مسلمانان، پیشواى پرهیزگاران و رهبر رو سپیدان است.
تاریخ دمشق: 42 / 303 / 8835

حدیثدرباره  امام علی(ع)

دانلود تصویر

         

حدیث بیست و هفتم:

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله

علیٌّ إمامُ البَرَرةِ، و قاتِلُ الفَجَرةِ، منصورٌ مَن نَصرَهُ، مَخذولٌ مَن خَذلَهُ . 
 على پیشواى نیکوکاران است و کُشنده بدکاران، هر که او را یارى کند، یارى مى شود و هر که از یارى او دست شوید، بى یار مى ماند.

کنز العمّال: 32909

حدیث امام علی (ع)

دانلود تصویر

 

حدیث بیست و هشتم: 

امام على علیه السلام ـ با اشاره به سینه خود ـ فرمودند:

و إنّ هاهُنا لَعِلما جَمّا ـ و أشارَ إلى صدرِه ـ و لکنّ طُلاّبَهُ یَسیرٌ، و عن قلیلٍ یَنْدَمونَ لو فَقَدونی . 
در اینجا علم بسیارى است( با اشاره به سینه خود) ولى طالبان آن کم هستندو به زودى وقتى مرا از دست دادند پشیمان خواهند شد.
عیون أخبار الرضا: ج1 ،ص205،ح1

حدیث درباره امام علی (علیه السلام)

دانلود تصویر

     
 
 

حدیث بیست و نهم: 

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله

إنّ وصیّی و مَوضِعَ سِرّی و خیرَ مَن أتْرُکُ بَعدی و یُنجِزُ عِدَتی و یَقْضی دَینی علیُّ بنُ أبی طالبٍ . 
 همانا وصىّ من، راز دار من، بهترین بازماندگانم، و کسى که وعده ام را تحقّق مى بخشد و دینم را ادا مى کند، على بن ابى طالب است.
کنز العمّال: 32952

حدیث درباره امام علی (ع)

دانلود تصویر

 

حدیث سی ام: 

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله 

أتانی جَبرئیلُ فقالَ: یا محمّدُ، إنّ ربَّکَ (یُقْرِئکَ السّلامَ و) یقولُ لکَ: إنّ علیَّ بنَ أبی طالبٍ وصیُّکَ و خلیفتُکَ على أهلِکَ و اُمّتِکَ 
جبرئیل نزد من آمد و گفت: اى محمّد! پروردگارت [ درودت مى فرستد و ] مى گوید: همانا على بن ابى طالب وصى و جانشین تو در میان خاندان و امّت توست.
الأمالی للمفید: ص168،ح3

حدیث درباره امام علی (علیه السلام)

دانلود تصویر

         

حدیث سی و یکم: 

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله 

علیُّ بنُ أبی طالبٍ أعلمُ النّاسِ باللّه و النّاسِ،حُبّا و تعظیما لأهلِ لا إله إلاّ اللّه . 
 على بن ابى طالب خدا شناس ترین مردمان است و بیش از همه، اهل «لا إله إلاّ اللّه » را دوست دارد و بزرگشان مى دارد.
کنز العمّال: 32980
 

حدیث درباره امام علی (ع)

دانلود تصویر

 

حدیث سی و دوم: 

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله 

یا علیُّ، إنَّ اللّه ••• وَهَبَ لکَ حُبَّ المَساکینِ، فَرَضُوا بکَ إماما و رَضیتَ بهِم أتْباعا . 
 اى على ! خداوند ••• دوست داشتن مستمندان را به تو بخشیده است؛ از این رو، آنان به پیشوایى تو خرسندند و تو به داشتن پیروانى چون ایشان خرسندى.
تاریخ دمشق: 42 / 281

حدیث درباره امام علی (ع)

دانلود تصویر

         

حدیث سی و سوم: 

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله

إنّ أخی و وصِیّی و وزیری و خلیفَتی فی أهلی علیُّ بنُ أبی طالبٍ، یَقْضی دَینی، و یُنجِزُ مَوعِدی یا بنی هاشمٍ 
اى بنى هاشم! همانا برادر من، وصىّ من، وزیر من و جانشین من در میان خانواده ام على بن ابى طالب است. او بدهى مرا مى پردازد و وعده ام را به انجام مى رساند.
الأمالی للطوسی:  ص602،ح1244

حدیث امامت امام علی (علیه السلام)

دانلود تصویر

 

حدیث سی و چهارم: 

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله 

ما ثَبّتَ اللّه حُبَّ علیٍّ فی قلبِ مؤمنٍ فَزلَّتْ به قدمٌ إلاّ ثَبّتَ اللّه قَدَما یومَ القیامةِ علَى الصِّراطِ . 
 هر گاه خداوند عشق و دوستى على را در دل مؤمنى استوار سازد و با این حال قدمش بلغزد (خطایى از او سر زند) خداوند قدمش را در روز قیامت بر صراط، استوار نگه مى دارد.
کنز العمّال: 33022

حدیث درباره امام علی (ع)

دانلود تصویر

         

حدیث سی و پنجم: 

امام على علیه السلام 

و اللّه، ما نَزلَتْ آیةٌ إلاّ و قَد علِمْتُ فِیمَ نَزَلت، و أینَ نَزلَتْ، و على مَن نَزلَتْ . إنّ ربّی وَهبَ لی قَلبا عَقولاً، و لسانا طَلْقا سَؤولاً . 
به خدا قسم، هیچ آیه اى نازل نشد مگر آن که من دانستم درباره چه چیز و در کجا و درباره چه کسى نازل شده است. پروردگارم به من دلى خردمند و زبانى گشاده و پرسشگر بخشید.
کنز العمّال: 36404

حدیث  درباره امام علی (ع)

دانلود تصویر

 

حدیث سی و ششم: 

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله 

مَن أرادَ أن یَنظُرَ إلى آدمَ فی علمِهِ، و إلى نوحٍ فی فَهمِهِ، و إلى إبراهیمَ فی حِلمِهِ، و إلى یحیى بنِ زکریّا فی زُهدِهِ، و إلى موسى بنِ عِمرانَ فی بَطْشِهِ، فَلیَنْظُرْ إلى علیِّ بنِ أبِی طالبٍ . 
هر که مى خواهد دانش آدم را ببیند و بینش نوح و بردبارى ابراهیم و زهد یحیى بن زکریا و قدرت موسى بن عمران را، به على بن ابى طالب بنگرد.
تاریخ دمشق: 42 / 313 / 8862

حدیث درباره امام علی (ع)

دانلود تصویر

 

این روایات گزیده ای از روایات کتاب میزان الحکمه در این موضوع است برای مشاهده کل روایات این موضوع به (امامت امام علی (علیه السلام)  از نظر احادیث) مراجعه کنید.

گالری: 
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" class="lightbox-processed">
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)
دانلود

]" title="مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)" class="lightbox-processed">مجموعه حدیث در مورد امامت امام علی (علیه السلام) (پوستر و پاورپوینت)

زندگینامه امام علی علیه السلام

1. ولادت و پرورش آن حضرت:

حضرت علی علیه السلام در روز جمعه سیزدهم ماه رجب سی سال بعد از عام الفیل در میان کعبه معظمه متولد شده اند.

پدر آن حضرت ابوطالب پسر عبدالمطلب بوده که با عبدالله پدر حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم برادر اعیانی (پدری و مادری) بوده

و مادر آن حضرت، فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبدمناف بوده است.
حضرت علی علیه السلام در خانه پیامبر صلی الله علیه و آله و در دامان او پرورده شدند و خود ایشان در این باره چنین می گویند: من بسان بچه ناقه ای که به دنبال مادر خود می رود در پی پیامبر می رفتم؛ هر روز یکی از فضایل اخلاقی خود را به من تعلیم می کرد و دستور می داد که از آن پیروی کنم. [1]

2. حضرت علی علیه السلام اولین ایمان آورنده به پیامبر:

طبق مسلمات تاریخ حضرت اولین مردی بودند که نبوت رسول مکرم اسلام را پذیرفتند. مرحوم علامه امینی متون احادیث و کلمات بسیاری از محدثان و مورخان اسلامی را پیرامون پیش قدم بودن علی علیه السلام در ایمان به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در جلد سوم الغدیر، صفحات 191 تا 213 (چاپ نجف) آورده است. بسیاری از محدثان و تاریخ نویسان نقل می کنند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روز دوشنبه به رسالت مبعوث شد و حضرت علی علیه السلام فردای آن روز ایمان آورد.
پیش از همه، رسول اکرم صلی الله علیه و آله، خود به سبقت حضرت علی علیه السلام در اسلام تصریح کردند و در مجمع عمومی صحابه چنین فرمودند: نخستین کسی که در روز رستاخیر با من در حوض (کوثر) ملاقات می کند پیش قدمترین شما در اسلام، علی بن ابی طالب است. [2]
آن حضرت علاوه بر این اولین کاتب وحی بود.[3]

3. یوم الدار و تعیین حضرت علی علیه السلام به جانشینی پیامبر:

سه سال از بعثت پیامبر گذشته بود که آیه «وَأَنذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ» (سوره شعراء، آیه 214) نازل شد، پیامبر میهمانی ترتیب دادند و خویشان خود را دعوت به اسلام نمودند، از بین آن جمع کسی جز حضرت علی علیه السلام پاسخ نداد، این کار سه بار تکرار شد. رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند: بنشین که تو برادر و وصی و وزیر و وارث و جانشینم پس از من هستی. [4]

4. لیلة المبیت:

سران قبایل مکه در (دارالندوه) که مجلس شورای آنان بود گرد آمدند. پس از گفتگوی بسیار که تفصیل آن در کتاب های سیره از جمله سیره ابن هشام آمده است، همگان بر این اقدام یک سخن شدند که از هر قبیله جوانی چابک انتخاب کنند و هر یک از آنان شمشیری برنده در دست گیرد، شب هنگام بر حضرت صلی الله علیه و آله حمله کنند و به یکبار شمشیر خود را برایشان بزنند تا افرادی خاص قاتل حضرت نباشد. اگر چنین شد بنی هاشم نمی توانند با همه قبیله ها دربیافتند، ناچار به خون بها راضی می شوند.
جبرئیل رسول خدا صلی الله علیه و آله را آگاهی داد که باید امشب در بستر خود نخوابی. رسول خدا به حضرت علی علیه السلام فرمودند: در جای من بخواب و به تو آسیبی نخواهد رسید. حضرت علی علیه السلام پرسیدند: «اگر من جای تو بخوابم تو در امان خواهی ماند». فرمودند: بلی. حضرت علی علیه السلام لبخندی زدند و سجده گذاردند. آیه «ومن الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضاة الله» (سوره بقره، آیه 207) درباره حضرت علی علیه السلام و در این حادثه نازل شد. [5]
میبدی می نویسد: و گفته اند که این آیه در شأن امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب آمد. آن گه که مصطفی هجرت کرد و علی را بر جای خواب خود می خوابانید. [6] از آن شب به لیلة المبیت یاد شده است.

5. حضرت علی علیه السلام در جنگ ها و غزوات صدر اسلام:

پس از هجرت به مدینه غزوات پیامبر با مشرکین و منافقین و اهل کتاب آغاز می شود قصه دلاوری های حضرت علی علیه السلام در این جنگ ها فراوان است. فقط اشاره می کنیم که امیرمؤمنان در بیست و شش غزوه از غزوات پیامبر شرکت کردند و فقط در غزوه تبوک به فرمان رسول اکرم صلی الله علیه و آله در مدینه اقامت گزیدند و از شرکت در جنگ بازماندند، زیرا بیم آن می رفت که منافقان مدینه در غیاب پیامبر شورش کنند و زمام امور را در مرکز اسلام (مدینه) بدست گیرند.

6. ازدواج حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها:

حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها دختر پیغمبر در خانه پدر بسر می برد. ابوبکر و عمر یکی پس از دیگری برای خواستگاری او آمدند اما رسول خدا صلی الله علیه و آله نپذیرفت. آن دو و نیز مردمی از انصار به حضرت علی علیه السلام گفتند: فاطمه را خواستگاری کن.
علی به خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت. پیغمبر پرسید: پسر ابوطالب برای چه آمده است؟ حضرت امیر علیه السلام فرمودند: برای خواستگاری فاطمه. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: مرحبا و اهلا! مردانی از قریش از من رنجیدند که چرا دخترم را به آنان نداده ام. من بدان ها گفتم این کار به اذن خدا بوده است.

7. تعیین حضرت علی علیه السلام به جانشینی پیامبر در روز غدیر:

اواخر عمر شریف رسول اکرم صلی الله علیه و آله پیامبر مسلمین را فرمان دادند تا همراه ایشان در آخرین حج رسول خدا شرکت کنند. در راه بازگشت در منطقه ای به نام غدیر (جایی که کاروانیان از هم جدا می شدند) آیه ای نازل شد:
«یَأَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَ إِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَایهَدِى الْقَوْمَ الْکَافِرِین». (سوره مائده، آیه 67)
رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله فرمان توقف دادند و در آن جا خطبه معروف غدیر را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به عنوان خلیفه و جانشین خود معرفی نمودند.
خود حضرت در این باره می فرمایند: پیامبر خدا به قصد حجة الوداع بیرون آمد. سپس (در بازگشت)، به غدیرخم رسید. به دستور او برایش چیزی شبیه منبر ساختند. سپس از آن بالا آمد و بازوی مرا گرفت (و بالا برد)، تا آن جا که سفیدی زیر بغلش دیده شد و با صدای بلند، در همان جایگاه گفت:
«هر که من مولای اویم، پس علی مولای اوست. خدایا! دوستدارش را دوست و دشمنش را دشمن بدار!».
پس با ولایت من، ولایت خدا و با دشمنی با من، دشمنی با خدا محقق می شود. خداوند عزوجل در آن روز، نازل کرد:
«الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن دِینِکُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا». (سوره مائده، آیه 3)
پس، ولایت من مایه کمال دین و رضایت پروردگار بلند مرتبه است. [7]

8. سقیفه و غصب خلافت پیامبر:

در 28 صفر سال 13 هجری مصیبت عظمای رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله واقع می شود، عده ای در مکانی که به نام سقیفه بنی ساعده است، جمع شدند و ابوبکر را به خلافت برگزیدند. حضرت علی علیه السلام در این باره می فرمایند:
به خدا سوگند که «فلان» خلافت را چون جامه اى بر تن کرد و نیک مى دانست که پایگاه من نسبت به آن چونان محور است به آسیاب. سیل ها از من فرو مى ریزد و پرنده را یاراى پرواز به قله رفیع من نیست. [8]
حضرت وقتی دیدند مردم او را رها کردند و به سوی دنیا روآوردند، با آن که می توانستند با آنان درافتند و حقی را که از آن ایشان است بازستانند، لب فروبستند و چیزی نگفتند، چنان چه خودشان فرمودند:
به صبر گراییدم حالی که در چشمانم خار بود و در گلویم استخوان و می دیدم که میراثم به غارت می رود. [9]
خودسرانه خلافت را عهده دار شدند و ما را که نسبت برتر و پیوند با رسول خدا استوارتر داشتیم، به حساب نیاوردن، خودخواهی بود. گروهی بخیلانه به کرسی خلافت چسبیدند و گروهی سخاوتمندانه از آن چشم پوشیدند. داور خدا است و بازگشتگاه روز جزاست. [10]
حضرت علی علیه السلام خلافت را حق خود می دانستند، اما حرمت دین و وحدت مسلمانان را برتر از آن می دیدند و می فرمودند: می دانید سزاوارتر از دیگران به خلافت منم به خدا سوگند بدان چه کردید گردن می نهم، چندان که مرزهای مسلمانان ایمن بود و کسی را جز من ستمی نرسد. من خود این ستم را پذیرفتم و اجر این گذشت و فضیلتش را چشم می دارم و به زر و زیوری که بدان چشم دوخته اید دیده نمی گمارم. [11]

الف) عمر دومین غاصب خلافت:

خلافت ابوبکر به درازا نکشید. وی در جمادی الثانی سال 13 هجری درگذشت و چنان که نوشته اند در آخرین روز زندگی، عمر را به جانشینی خود معین کرد. علی علیه السلام در این باره فرمایند:
شگفتا! کسی که در زندگی می خواست خلافت را واگذارد، چون اجلش رسید کوشید تا آن را به عقد دیگری درآورد. [12]
عمر در ذی الحجه سال بیست و سوم از هجرت با خنجری که به پهلوی او زدند، در بستر افتاد و پس از چند روز درگذشت. پیش از مردن، شش تن از یاران پیغمبر، یعنی حضرت علی علیه السلام، عثمان، زبیر، سعد پسر ابووقاص، عبدالرحمان پسر عوف و طلحه را که در آن روز در مدینه نبود نامزد کرد تا به مشورت بپردازند و در مدت سه روز خلیفه مسلمانان را تعیین کنند.

ب) عثمان غاصب سوم:

خود حضرت در این باره می فرمایند: چون زندگانی او بسر آمد گروهی را نامزد کرد و مرا در جمله آنان درآورد. خدا را. چه شورائی! من از نخستین چه کم داشتم که مرا در پایه او نپنداشتند و در صف اینان گذاشتند؟ ناچار با آنان انباز و با گفتگوشان دمساز گشتم. اما یکی از کینه راهی گزید و دیگری داماد خود را بهتر دید و این دوخت و آن برید تا سومین به مقصود رسید. [13]

9. فعالیت های امام علیه السلام در دوران غاصبان خلافت:

  • فعالیت های امام علیه السلام در این دوره در امور زیر خلاصه می شد:
  • عبادت خدا آن هم به صورتی که در شأن شخصیتی مانند حضرت علی علیه السلام بود؛ تا آن جا که امام سجاد علیه السلام عبادت و تهجد شگفت انگیز خود را در برابر عبادت های جد بزرگوار خود ناچیز می دانست.
  • تفسیر قرآن و حل مشکلات آیات و تربیت شاگردانی مانند ابن عباس.
  • پاسخ به پرسش های دانشمندان ملل و نحل دیگر، بالاخص یهودیان و مسیحیان که پس از درگذشت پیامبر صلی الله علیه و آله برای تحقیق درباره ی اسلام رهسپار مدینه می شدند و سؤالاتی مطرح می کردند که پاسخگویی جز حضرت علی علیه السلام، پیدا نمی کردند. اگر این خلا به وسیله ی امام علیه السلام پر نمی شد جامعه ی اسلامی دچار سرشکستگی شدیدی می شد.
  • بیان حکم بسیاری از رویدادهای نوظهور که در اسلام سابقه نداشت و در مورد آن ها نصی در قرآن مجید و حدیثی از پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله در دست نبود. قسمتی از داوری های امام علیه السلام و استفاده های ابتکاری و جالب وی از آیات در کتاب های حدیث و تاریخ منعکس است.
  • تربیت و پرورش گروهی که ضمیر پاک و روح آماده ای برای سیر و سلوک داشتند، تا در پرتو رهبری و تصرف معنوی امام علیه السلام بتوانند قله های کمالات معنوی را فتح کنند و آن چه را که با دیده ی ظاهر نمی توان دید با دیده ی دل و چشم باطنی ببینند.
  • کار و کوشش برای تأمین زندگی بسیاری از بینوایان و درماندگان؛ تا آن جا که امام علیه السلام با دست خود باغ احداث می کرد و قنات استخراج می نمود و سپس آن ها را در راه خدا وقف می کرد.
  • هنگامی که دستگاه خلافت در مسائل سیاسی و پاره ای از مشکلات با بن بست روبرو می شد، امام علیه السلام یگانه مشاور مورد اعتماد بود که با واقع بینی خاصی مشکلات را از سر راه آنان برمی داشت و مسیر کار را معین می کرد. برخی از این مشاوره ها در نهج البلاغه و در کتاب های تاریخ نقل شده است. ما در این جا فهرست وار نمونه ای از آن ها را نقل می کنیم:

الف) در دوران ابوبکر:

  • جنگ با رومیان. [14]
  • مناظره با دانشمندان بزرگ یهود. [15]
  • پاسخ قانع کننده به دانشمند مسیحی. [16]
  • داوری حضرت علی درباره یک مرد شرابخوار. [17]

ب) در دوران عمر:

  • مشورت در فتح ایران. [18]
  • مشورت در فتح بیت المقدس. [19]
  • تعیین مبدأ تاریخ اسلام. [20]
8- مرجعیت فتوا در عصر خلفا: رشید رضا، مؤلف المنار، در کتاب نفیس خود، الوحی المحمدی (چاپ دوم، صفحه ی 225)، تصریح می کند که مجموع احادیثی که از پیامبر اسلام در خصوص احکام و فروع در دست ماست، پس از حذف مکررات، از چهارصد حدیث تجاوز نمی کند و احتمال این که احادیث نبوی بیش از این مقدار بوده و سپس از میان رفته است ضعیف است. بنابراین، احادیثی که پس از درگذشت پیامبر صلی الله علیه و آله در اختیار امت بود همین حدود یا اندکی بیش از آن بود. بنابراین و با توجه به حدیث نبوی «من شهر علمم و علی علیه السلام در آن است.» حضرت علی علیه السلام را باید یگانه مرجع فتوا در عصر خلفا دانست، که البته نمونه های آن در تاریخ زیاد است.[21] / [22] / [23] / [24] / [25] / [26] / [27] / [28] / [29] / [30] / [31]

10. دوران خلافت امام علی علیه السلام:

پس از به خلافت رسیدن عثمان به علل مختلف از جمله:
  • تعطیل حدود الهی.
  • تقسیم بیت المال در میان بنی امیه.
  • تأسیس حکومت اموی و نصب افراد غیرشایسته به مناصب اسلامی.
  • ایذاء و ضرب گروهی از صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله که از خلیفه و اطرافیان او انتقاد می کردند.
  • تبعید تعدادی از صحابه که خلیفه حضور آنان را مزاحم افکار و آمال و برنامه های خود می دید، مردم بر وی شوریدند و او را به قتل رساندند.
سپس به سراغ امیرالمومنین علیه السلام رفتند و از ایشان خواستند تا خلافت را بر عهده گیرند.
حضرت علی علیه السلام خود در این مورد گوید: به خدایی که دانه را کفید و جان را آفرید، اگر این بیعت کنندگان نبودند و یاران حجت بر من تمام نمی نمودند و خدا علما را نفرموده بود تا ستمکار شکمباره را برنتابند، و به یاری گرسنگان ستمدیده بشتابند، رشته این کار را از دست می گذاشتم و پایانش را چون آغازش می انگاشتم، و چون گذشته خود را به کناری می داشتم، و می دیدید که دنیای شما را به چیزی نمی شمارم و حکومت را پشیزی ارزش نمی گذارم. [32]
بار خدایا! تو می دانی که من در پیِ زمامداری و حکومت و برتری جویی و ریاست نبودم؛ بلکه تنها در پیِ اقامه حدود و اجرا کردن شریعت، نهادن امور بر جای خود، رساندن حقوق صاحبان حق، حرکت بر روش پیامبرت و هدایت گمراهان به نور هدایت بودم. [33]
در زمان خلافت حضرت سه جنگ با سه دسته با نام های ناکثین، قاسطین و مارقین درگرفت.
علت جنگ جمل (جنگ با ناکثین) آن بود که طلحه و زبیر از این که در حکومت علی علیه السلام به استانداری منطقه ای منصوب شوند مأیوس و نومید شدند. از طرف دیگر، از جانب معاویه به هر دو نفر نامه ای، تقریباً به یک مضمون، رسید که آنان را به «امیرالمؤمنین» توصیف کرده و یادآور شده بود که از مردم شام برای آن دو بیعت گرفته است و باید هر چه زودتر شهرهای کوفه و بصره را اشتغال کنند، پیش از آن که فرزند ابوطالب بر آن دو مسلط شود و شعار آنان در همه جا این باشد که خواهان خون عثمان هستند و مردم را بر گرفتن انتقام او دعوت کنند.
این دو صحابی ساده لوح فریب نامه ی معاویه را خوردند و تصمیم گرفتند که از مدینه به مکه بروند و در آنجا به گردآوری افراد و ساز و برگ جنگ بپردازند و همسر رسول خدا صلی الله علیه و آله همراه آنان سوار بر شتر سرخ مو عازم جنگ شد. عایشه می گفت: مردم! عثمان به ناحق کشته شده است و من انتقام خون او را می گیرم. [34]
جنگ با شکست ناکثین پایان یافت. سپس حضرت کوفه را به عنوان مرکز خلافت برگزیدند.
علت انتخاب کوفه به عنوان مرکز حکومت: بیشتر سربازان و جان نثاران امام را مردم کوفه و حوالی آن تشکیل می دادند. زیرا امام برای سرکوبی پیمان شکنان به وسیله صحابی بزرگ، عماریاسر و فرزند گرامی خود امام حسن علیه السلام از مردم کوفه، که مرکز مهم عراق بود، استمداد طلبید و گروه انبوهی از مردم آن منطقه به ندای امام پاسخ مثبت گفتند و همراه نمایندگان وی عازم جبهه شدند پس از آن که امام در نبرد با ناکثان پیروز شد و دشمن را تار و مار ساخت، حق شناسی ایجاب می کرد که از خانه و زندگی این مردم دیدن کند و لبیک گویان و جهادگران خود را تقدیر و متقاعدان و بازماندگان از جهاد را توبیخ و مذمت نماید.
علت جنگ صفین (جنگ با قاسطین) آن بود که امام علیه السلام می دانست که شورش پیمان شکنان گناهی است از گناهان معاویه که آنان را به نقض میثاق تشویق کرده. اکنون که تیر این یاغی به خطا رفته و شورش پایان یافته بود باید هر چه زودتر ریشه ی فساد قطع و شاخه ی شجره ی ملعونه ی بنی امیه از پیکر جامعه اسلامی بریده می شد. لذا با سپاهی عظیم از کوفه حرکت فرمود و در بیابان صفین با معاویه برخورد کرد. و به این ترتیب، نبردی سخت و طولانی بین سپاه عراق و شام درگرفت.
جنگ صفین هر چند به سود امام علیه السلام پیش رفت ولی به علت جهالت عده ای و فریبکاری عمروعاص کار به حکمیت کشید. در حکمیت هم حکم امام علیه السلام که خلاف میل ایشان انتخاب شده بود جهالت کرد و خلافت به عهده معاویه افتاد.
علت جنگ نهروان (جنگ با مارقین) آن بود که پس از جنگ صفین جهالی که تن به حکمیت دادند گفتند گناه کرده ایم و توبه کردیم، علی علیه السلام نیز باید توبه کند. سپس در محلی به نام نهروان جمع شدند و شروع به ایجاد اخلال در کار امام علیه السلام نمودند. تلاش امام علیه السلام برای هدایتشان بی فایده بود، بنابراین لشگری را عازم جنگ با آنان کردند که در نهایت با شکست خوارج پایان یافت.
خلافت ظاهری آن حضرت قریب به پنج سال طول کشید و در بیشتر آن با منافقان مشغول قتال و جدال بودند و پیوسته بعد از حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم مظلوم بودند و اظهار مظلومیت خویش می فرمودند و از کثرت نافرمانی و نفاق مردم خویش دلتنگ بودند و طلب مرگ از خدا می نمودند و از شهادت خود بدست ابن ملجم (یکی از بازماندگان خوارج) خبر می دادند و گاهی می فرمودند که چه مانع شده است بدبخت ترین امت را که محاسن مرا از خون سرم خضاب کند؟
و سرانجام در شب 19 ماه مبارک رمضان سال چهل هجری حضرت سیدالاوصیاء بدست شقی ترین فرد از اولین و آخرین محاسن مبارکش از خون سر خضاب شد و در شب بیست و یکم ماه رمضان که مصادف با شب جمعه بود، رحلت فرمودند.
 
پی نوشت ها:
  1.  نهج البلاغه عبده، ج 2، ص 182
  2.  مستدرک حاکم، ج 2 ص 112؛ الاستیعاب، ج 3 ص 32
  3.  کاتبان وحی، سایت اندیشه قم
  4.  الارشاد: 48/1، کشف الیقین: 25/47، اعلام الوری: 322/1
  5.  تاریخ طبری، ج 2 ص 97
  6.  کشف الاسرار، ج 1، ص 554
  7.  الکافی: 4/27/8
  8.  نهج البلاغه، خطبه 3
  9.  نهج البلاغه، خطبه 3
  10.  نهج ا لبلاغه، خطبه 162
  11.  خطبه 74
  12.  نهج البلاغه، خطبه 3
  13.  نهج البلاغه، خطبه 3
  14.  تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 123، ط نجف
  15.  الارشاد، شیخ مفید، چاپ سنگی، ص 107
  16.  الدرالمنثور، ج 6، ص 317، الارشاد ص 106
  17.  بحارالانوار، ج 40، ص 224
  18.  نهج البلاغه عبده، خطبه 144؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 238 تا 237 تاریخ کامل، ج 3، ص 3؛ تاریخ ابن کثیر، ج 7، ص 107؛ بحارالانوار، ج 9، ص 501، ط کمپانی
  19.  ثمرة الاوراق، در حاشیه ی المستطرف، نگارش تقی الدین حموی، ج 2، ص 15، ط مصر، 1368 ه.ق
  20.  تاریخ یعقوبی، ج 1، ص 123؛ تاریخ طبری، ج 2، ص 253؛ کنز العمال، ج 5، ص 244؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 3، ص 113؛ چاپ مصر.
  21.  مناقب ابن شهر آشوب، ج 1، ص 496؛ بحارالانوار، ج 40، ص 332
  22.  شیخ طوسی: تهذیب، ج 10، ص 50، احکام زنا، حدیص 188
  23.  صدوق: من لایحضره الفقیه، 9:3
  24.  سنن بیهقی، ج 8، ص 236؛ ذخائر العقبی، ص 81؛ الغدیر، ج 6، ص 120
  25.  مستدرک حاکم، ج 2، ص 95؛ الغدیر، ج 6، ص 110. ذخائر العقبی، ص 80 الغدیر، ج 6، ص 110
  26.  کشف الغمة، ج 1، ص 33؛ بحار، ج 40، ص 277
  27.  مستدرک الوسائل، ج 3، ص 166
  28.  کنزالعمال، ج 3، ص 178؛ ذخائر العقبی، ص 80
  29.  کنزالعمال، ج 3، ص 53؛ مستدرک الوسائل، ج 2، ص 119
  30.  الغدیر، 214:8 به نقل از کتاب عاصمی به نام «زین الفتی فی شرح سورة هل أتی»
  31.  ذخائر العقبی، ص 79
  32.  نهج البلاغه، خطبه 3
  33.  شرح نهج البلاغة: 41/299/20، الدرجات الرفیعة: 38
  34.  تاریخ طبری، ج 3، ص 172

علی کیست؟

به قلم مجمدجواد مغنیه

علی یک انسان بزرگ 

  • علی علیه السلام  یک شخصیت عالیقدر، که در همه ابعاد و خصوصیات انسانیش حتی در زندگی داخلی و دوره ‏ی کود کیش بر جسته و ممتاز است. 
  • وی مسلمان اول  [1]  و مجاهد نخستین در راه اسلام بود. همیشه رو در روی کمشکشهای تلخ و دردناک، بر ضد دشمنان «اسلام» قرار داشت. جانش با جان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  پیوند خورده، حیاتش با زندگی پیشوای بزرگ در آمیخته بود. 
  • علی علیه السلام  تنها کسی بود که در خانه ‏ی خدا چشم به جهان گشود و در خانه‏ ی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم   در سایه‏ ی حمایت و تربیت آن حضرت، نشو و نما کرد . [2] . 
  • علی علیه السلام  بیست ساله بود در رختخواب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  آرمید و خطر یک مرگ حتمی و قطعی را خونسردانه استقبال کرد . [3] . 
  • علی علیه السلام  بیست و شش ساله بود که در جهاد بدر با عتبه و شیبه و ولید و سلحشوران بطحا به مبارزه‏ ی تن به تن پرداخت و در جهاد احد همچون پروانه دور رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  می‏ چرخید و در جهاد احزاب عمروبن‏ عبدود را به خاک و خون فرو غلطانید. 
  • علی علیه السلام در طول تاریخ، تنها انسانی است که در ابعاد مختلف و حتی متناقضی که در یک انسان جمع نمی‏ شود سر آمد مردم است. 
  • مانند یک کارگر ساده با دست و پنجه‏ اش خاک را می‏ کند و در آن سرزمین سوزان، قنات حفر می‏ کند. 
  • مانند یک حکیم می‏ اندیشد. 
  • مانند یک بنده‏ ی ذلیل در مقابل خدا می ایستد. 
  • مانند یک قهرمان، شمشیر می ‏زند. 
  • مانند یک سیاستمدار، رهبری می ‏کند. 
  • مانند یک معلم اخلاق، مظهر و سر مشق فضایل انسانی برای جامعه است. 
  • یک پدر دلسوز و مهربان است. 
  • یتیم نواز است. 
  • امام و جانشین رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  است. 
  • محبوب خدا است. 
  • علی علیه السلام  در میان امت اسلامی، شخصیتی محبوب و دوست داشتنی بود؛ شخصیتی که ما فوق همه.... 
  • نام علی علیه السلام ، نام مردانگی بود، نام حق بود، نام عدل بود، نام پاکی بود، نام شجاعت بود، نام لیاقت بود، نام سخاوت و جوانمردی بود، نام حمایت از طبقات محروم بود، نامی بود که رسول گرامی اسلام در باره‏ ی او صریحاً فرموده: علی مع الحق والحقّ مع علی یدور معه حیثما دار؛ [4] . علی با حق و حق با علی دور می ‏زند و حق هر طرفی باشد علی به آن طرف متمایل می‏ گردد. وهمچنین: من أحبّ أن یحیی حیاتی ویموت موتی ویسکن جنّة الخلد التی وعدنی ربی فلیتول علیّاً و ذرّیته من بعده فانهم لن یخرجوکم من باب هدی ولن یدخلوکم فی ضلالة؛ [5] هر کس دوست دارد مثل من زندگانی نموده و مانند من بمیرد و در بهشتی که خدایم وعده کرده، ساکن شود، باید «علی و اولاد او را» دوست بدارد؛ زیرا آنها شما را از راه هدایت خارج نکرده و به ضلالت و گمراهی نمی‏ افکنند». و همچنین: انّی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی اهل بیتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلّوا بعدی وانّهما لم یفترقا حتی یردا علی الحوض؛ [6] من در میان شما دو چیز گرانبها را می ‏گذارم که اگر متمسک و دست به دامن آنها شوید، هر گز گمراه نخواهید شد و آن «قرآن و عترت» من است و این دو، از هم جدا نخواهند شد تا مرا ملاقات کنند». 
  • علی علیه السلام  در تقوای دینی و عبادت حق نیز یگانه بود. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  در پاسخ کسانی که نزد وی از تندی علی علیه السلام  گلایه می‏ کردند می‏ فرمود؛ «علی علیه السلام  را سرزنش نکنید؛ زیرا وی شیفته‏ ی خداست ». [7] .  
  • در علم و دانش، داناترین یاران پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  و سایر اهل اسلام بود و نخستین کسی است در اسلام، که در بیانات علمی خود، در استدلال آزاد و برهان را باز کرد و در معارف الهیه بحث فلسفی نمود و در باطن قرآن، سخن گفت و دستور زبان عربی را وضع نمود. 
  • دوست و دشمن، به علم و دانش آن حضرت اعتراف نموده، او را یک دانشمند و نابغه‏ی بزرگ در جامعه‏ی بشریت می‏شمارند. دانش و فضل علی علیه السلام  به حدی بود که رسول گرامی اسلام درباره‏ی او چنین می‏فرماید: «انا مدینة العلم وعلی بابها ؛ [8]  من شهر علم، وعلی در حکم درب آن است». 
  • دانش علی علیه السلام  حد و حصر نداشت، اندازه و میزان نداشت، به همه چیز عالم بود، فقه می‏ دانست، شیمی می‏ دانست، فیزیک و طبیعی و ریاضی و تفسیر و هیئت و... می ‏دانست. 
  • این علی علیه السلام است که بر بالای منبر با کمال شجاعت و شهامت در مقابل هزاران نفر، داد می ‏زند: «سلونی قبل أن تفقدونی؛ [9]  بپرسید قبل از آنکه از میان شما بروم». 
  • این ‏علی علیه السلام است که عایشه صریحاً در حق آن‏ حضرت می‏ گوید: «علی اعلم مردم به سنّت است  [10]  «. این علی است که رسول گرامی اسلام بارها در باره‏ ی علم وی فرموده: 
  • «علی اعلم مردم است ، [11]  علی افضل مردم است ، [12]  علی وارث علم پیغمبر است ،  [13]  علم ظاهر و باطن در نزد علی است ». [14] . 
آری: خدای بزرگ چنین فرد لایقی را که در عصمت و علم، نمونهی منحصر به فرد بوده و تمامی شرایط امامت و وصایت را دارا بود به رهبری پس از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عالیقدر انتخاب نموده است. 
اگر شیعه از علی علیه السلام دم می‏ زند و او را به رهبری پس از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  می‏ داند، برای لیاقت و سزاواری او به پیشوایی است. 
شیعه خوب درک می‏ کند خدا چه کسان لایقی را برای رهبری بر گزیده است: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا». 
رشد فکری یک توده است که بگوید من تابع پاکترین و والاترین پاکان و صالحان هستم تابع یزیدها و معاویه‏ ها نیستم، پیر و طلحه و زبیرها نیستم. 
شگفتا زمانی که خدا و پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم، اهل بیت را چنین تعریف و توصیف می‏ کند، پس شیعه چه گناهی را مرتکب شده که علی علیه السلام  را جانشین رسمی رسول گرامی بداند. 
وانگهی، آیا گناه شیعه بیشتر است که فقط قائل به عصمت ائمه اطهار است یا گناه اهل سنت، که تمامی صحابه را عادل دانسته و حتی مخالفت با اجتهاد حاکم و امام اعظم را نیز جز و محرمات شمرده‏ اند.
 

قرآن درباره‏ «علی» چه می ‏فرماید:

آیات نازله در حق علی بن ابی طالب علیه السلام زیاد است از جمله: 
 
1- «یا ایها الرسول بلِّغ ما انزل الیک من ربّک وان لم تفعل فما بلّغت رسالته والله یعصمک من الناس ؛ [15] . 
ای پیغمبر!ابلاغ کن به مردم آنچه را که برای تو نازل شده و اگر به این دستور عمل نکنی در مقام رسالت و نبوت خود کوتاهی کرده و سفارش پروردگار متعال را به مردم ابلاغ ننموده ‏ای. خدا تو را از خطر مردم حفظ خواهد کرد». 
این آیه‏ ی مبارکه، به تصدیق و اعتراف بسیاری از اهل سنّت، قبل از جریان غدیر خم درباره‏ ی علی بن ابی طالب علیه السلام  نازل شده و رسول اکرم نیز علی علیه السلام را به وصایت و جانشینی خود معین فرمود. 
 
2- «الیوم اکملت لکم دینکم وأتممت علیکم نعمتی ورضیت لکم الاسلام دینا ؛ [16]  امروز دین شما را تکمیل کرده و نعمتم را برای شما تمام نموده و اسلام را دین شما قرار دادم». 
 
بنا به اعتراف بسیاری از علمای اهل سنت، پس از آنکه رسول اکرم، علی بن ابی طالب علیه السلام را در غدیر خم به جانشینی خویش نصب فرمود، آیه‏ ی مبارکه‏ ی فوق نازل شده و ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام را به عنوان تکمیل دین، اعلام کرد . [17] . 
 
3- انما ولیکم الله ورسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة ویؤتون الزکاة وهم راکعون ؛ [18] . 
زمامدار امور شما خداست و رسول او، و کسانی که نماز را به پا داشته و در حال رکوع، صدقه می‏ دهند».
 
عده‏ ی زیادی از مفسّرین و محدّثین اهل سنّت اتفاق دارند آیه‏ ی مذکور در شأن علی بن ابی طالب علیه السلام ، موقعی که در حال رکوع انگشتری به سائل داد، نازل شد. 
این آیه‏ ی شریفه هم صریحاً زعامت و ولایت علی علیه السلام  را همراه ولایت خدا و رسولش اعلام می‏ دارد . [19] . 
 
4- «ومن الناس من یشری نفسه ابتغأ مرضاة الله ؛ [20]  و از جمله‏ ی مردم کسی است که جان خود را برای طلب رضای خدا می فروشد». 
 
در تفاسیر می ‏نویسند: 
هنگامی که کفار مکه تصمیم گرفتند حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم  را به قتل رسانند و اطراف خانه‏ اش را محاصره کردند، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  تصمیم گرفت به مدینه هجرت کند. به علی علیه السلام  فرمود: آیا تو حاضری شب در بستر من بخوابی تا گمان برند من خوابیده‏ ام و از تعقیب ایشان در امان باشم. علی علیه السلام  در آن وضع خطرناک، این پیشنهاد را با آغوش باز پذیرفت و این آیه‏ ی شریفه به حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  نازل شد . [21] . 
 
5- «انی جاعلک للناس اماماً، قال ومن ذریتی قال: لا ینال عهدی الظالمین ؛  [22] . 
یا ابراهیم! من تو را پیشوای مردم قرار دادم. ابراهیم گفت: این مقام را به ذریت من نیز عنایت فرما، خداوند فرمود: عهد امامت من، به ستمکاران نمی ‏رسد». 
رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم   فرمود: 
«من مشمول دعای پدرم ابراهیم هستم. پس خداوند، مرا پیامبر و علی را جانشین من قرار داد ». [23] . 
 
6- «یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولی الامر منکم ؛ [24] . 
ای کسانی که ایمان آورده ‏اید، دستورات خدا و رسول و فرمانروایان (از جانب خدا و رسول) را اطاعت کنید». 
 
طبق تصریح بسیاری از علمای اهل سنت، موقعی که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ، علی بن ابی طالب علیه السلام  را در مدینه جانشین خود قرار داد، آیه‏ ی شریفه در شأن علی علیه السلام  نازل شد . [25] . 
این آیه‏ ی شریفه نیز اطاعت از علی علیه السلام را هم ردیف اطاعت خدا و رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  شمرده و آن را واجب اعلام می ‏نماید.
 

رسول گرامی صلی الله علیه و آله درباره علی علیه السلام می‏ فرماید:  

1- «انت منی بمنزلة هارون من موسی اًّلا انّه لا نبی بعدی؛ 
تو نسبت به من همانگونه‏ ای که هارون نسبت به موسی بود، جز آنکه پیامبری بعد از من نخواهد آمد». 
این حدیث از احادیث بسیار معروف و مشهور، و مورد اتفاق شیعه و سنی است که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  در موارد متعدد، به علی بن ابی طالب علیه السلام  فرموده است . [26] . 
 
2- «لکل نبیّّ وصیّّ ووارث وانّ وصیّی ووارثی علی بن أبی طالب ؛ [27] . 
برای هر پیامبری وارث و وصیی است و وصی و وارث من، علی ابن ابی طالب است». 
 
3- «یا علی انت اخی و وزیری و خیر من اخلفه بعدی؛ 
ای علی! تو برادر و وزیر من بوده و بهترین مردم، بعد از من هستی ». [28] . 
 
4- «یا علی انت اخی ووصیی و خلیفتی من بعدی ؛ [29] . 
یا علی ! تو برادر و وصی من بوده و بعد از من، خلیفه می‏باشی». 
 
5- «علی مع الحق و الحق مع علی و لن یفترقا حتی یردا علی الحوض یوم القیامة ؛ [30] . 
علی با حق، و حق با علی است و این دو از هم جدا نمی‏شوند تا روز قیامت با من ملاقات کنند». 
 
6- «من ناصب علیا الخلافة بعدی فهو کافر وقد حارب الله ورسوله؛ 
هر کس بعد از من با خلافت علی دشمنی کند، به تحقیق او کافر بوده و با خدا و پیامبر، مشغول جنگ است» . [31] . 
 
7- «من أطاع علیاً فقد أطاعنی، ومن عصی علیاً فقد عصانی ؛ [32] . 
هر کس علی را اطاعت کرد مرا اطاعت نموده، و هر کسی علی را نا فرمانی کرد مرا نا فرمانی نموده است». 
 
8- «من آذی علیاً فقد آذانی ؛ [33]
 هر کس علی را اذیت نمود مرا اذیت کرده است».
 
پی نوشت ها: 
1- طبقات الکبری، ج3، ص21- خصائص، ص2- مستدرک حاکم، ج3، ص136-  ذخائرالعقبی، ص58- اسدالغابه، ج4، ص17- ارجح المطالب، ص390 – ینابیع الموده، ص61- مناقب الخوارزمی، ص34.
2-  فصول المهمه، ص32- مناقب خوارزمی، ص17.
3-  فصول المهمه، ص46- تذکره الخواص، ص34 – ینابیع الموده، ص105- مناقب خوارزمی، ص73-74.
4-  تفسیر فخر رازی، ج1، ص111- الامامه و السیاسه، ج 1، ص68- تاریخ بغداد، ج4، ص21.
5-  مستدرک حاکم، ج3، ص128- دلائل الصدق، ج2، ص7 – کنزالعمال، ج6، ص155.
6-   بحارالانوار، ج23، ص106 و ج7، ص104 – کنزالعمال، حدیث 1657، 1650، 958، 953، 951، 947، 942، 942، 898، 873، 870، 1667.
7-   مناقب آل ابی طالب، ج3، ص221- مناقب خوارزمی، ص92.
8- تاریخ بغداد، ج2، ص377- مناقب امیرالمومنین، ص81- مناقب خوارزمی، ص49- اسدالغابه، ج4، ص22- کفایه المطالب، ص99- میزان الاعتدال، ج1، ص193- البدایه و النهایه، ج7، ص358- لسان المیزان، ج1، ص432- المقاصدالحسنه، ص97- فتح الکبیر، ج1، ص276- صواعق المحرقه، ص37- تاریخ الخلفاء، ص17- ینابیع الموده، ص183 – تذکره ابن جوزی، ص53.
9- تاریخ الخلفاء، ص171- شرح ابن ابی الحدید، ج2، ص175- طبقات الکبری، ج2، ص338- مناقب خوارزمی، ص54- اسدالغابه، ج4، ص22- ذخائرالعقبی، ص83- صوائق المحرقه، ص76- ینابیع الموده، ص264- تاریخ آل محمد، ص150. 
10-  تاریخ الخلفاء، ص171.
11-   مناقب خوارزمی، ص191.
12-  احقاق الحق، ج5، ص48 به نقل از بحرالمناقب.
13- همان، ج5، ص67 به نقل از بحرالمناقب. 
14-   حلیه الاولیاء، ج1، ص65
15- سوره مائده، آیه 67.
16- سوره مائده، آیه 3.
17-  مقتل خوارزمی، ص47- تفسیر ابن کثیر، ج2، ص14- روح المعانی، ج6، ص55- عقدالفرید، ج3، ص34- معجم الصغیر، ص33- لسان المیزان، ج2، ص379- الارشاد الجوینی، ص420- مختلف الحدیث، ص52- دول الاسلام، ج1، ص20- نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج2، ص61- کنزالعمال، ج5، ص160- مجمع الزوائد، ج7، ص17- فتح القدیر، ج4، ص255.
18-  سوره مائده، آیه 55.
19- ذخائرالعقبی، ص88- روح المعانی، ج6، ص149- فتح القدیر، ج2، ص50- بحرالمحیط، ج3، ص513- تفسیر ابن کثیر، ج2، ص71- اسباب النزول، ص148- تذکره ابن جوزی، ص18- نورالابصار، ص105- تفسیر طبری، ج6، ص165- کشاف، ج1، ص347- فخر رازی، ج 12، ص26- المنار، ج6، ص442- الدر المنثور، ج2، ص293- مناقب مرتضوی، ص7.
20-  سوره بقره، آیه 207.
21-   مسند حنبل، ج1، ص331- تفسیر ثعلبی، ج2، ص376- تفسیر فخر رازی، ج5، ص223- اسدالغابه، ج4، ص25- کفایه الطالب، ص114- بحرالمحیط، ج2، ص118 – روح المعانی، ج2، ص83 – ینابیع الموده، ص92- مستدرک حاکم، ج3، ص4- حبیب السیر، ج2، ص12.
22-   سوره بقره، آیه 124.
23-  مناقب مغازلی، ص276- مناقب مرتضوی، ص41.
24-  سوره نساء، آیه 59.
25-  بحرالمحیط، ج3، ص278- مناقب مرتضوی، ص56- ینابیع الموده، ص116.
26- سیره ابن هشام، ج4، ص163- مناقب مغازلی، ج27، ص36- البدایه و النهایه، ج7، ص339- تاریخ بغداد، ج8، ص52- مسند احمد، ج3، ص56- مناقب خوارزمی، ص82- تاریخ الخلفاء، ص65- کفایه الطالب، ص148- حلیه الاولیاء، ج7، ص196- عمده القاری، ج16، ص218- خصائص، ص16- اسدالغابه، ج4، ص26. 
27-  مناقب خوارزمی، ص50- ذخائرالعقبی، ص71- مناقب مغازلی، ص201.
28-  حقائق الحق، ج4، ص54 به نقل از کتاب تجهیزالجیش، ص315.
29- احقاق الحق، ج4، ص385 به نقل از شرح المقاصد، ج2، ص213.
30- تاریخ بغداد، ج14، ص321.
31- مناقب مغازلی، ص44 و 46- کنزالحقائق، ص156- ینابیع الموده، ص181.
32-  مستدرک حاکم، ج3، ص121- ذخائرالعقبی، ص65- ریاض النضره، ص167- ینابیع الموده، ص257.
33- مسند حنبل، ج3، ص483- مستدرک حاکم، ج3، ص122- مناقب خوارزمی، ص92- ذخائرالعقبی، ص65- البدایه و النهایه، ج7، ص346- مجمع الزوائد، ج9، ص129- ارجح المطالب، ص515.