دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

احادیث امام علی علیه السلام: برای خردمند سزاوار است که ...

امام علی (علیه السلام) فرمودند:

یَنبَغی لِلعاقِلِ اَن یُقَدَّمَ لآخِرَتِهِ وَ یَعمُرَ دارَ إقامَتِهِ؛
برای خردمند سزاوار آن است که برای آخرتش چیزی را از پیش بفرستد و خانه ی اقامت خود را آباد سازد.
غررالحکم، ج 6، ص 442

شرح حدیث:

  • نشانه ی خردمندی تدبیر و اندیشه برای آینده است.
  • یکی از این آینده ها آخرت است که سرای ابدی ماست.
  • کسی دوست ندارد از «آبادی» به «ویرانه» کوچ کند و از «خانه نشینی» به «خرابه نشینی» روی آورد.
  • ولی... خانه ی اصلی و ابدی کجاست و منزلگاه موقّت کجا؟
  • خانه ی آخرت را می توان با «اعمال نیک» در دنیا آباد ساخت. مصالح بنای آن خانه در همین دنیا فراهم می شود، آن هم با عبادت، بندگی، تقوا، دینداری، کار نیک و خدمت به مردم.
  • کسی که در این دنیا به فکر آبادی خانه ی آخرت خویش است، از عاقلان است. اما کسی که به رونق بخشیدن به زندگی دنیوی همّت گمارد و خانه ی آخرتش ویران باشد، نمی توان او را در زمره ی عاقلان دوراندیش به شمار آورد.
  • آنچه را در اینجا تهیّه کنیم و پیش بفرستیم، آن جا به دستمان خواهد رسید. و اگر این جا غافل شویم، پس از نقل مکان به آن سرا با خانه ای ویران و فاقد امکانات روبه رو خواهیم شد و این شرط عقل نیست.
  • عاقل آن است که اندیشه کند پایان را.


منبع: حکمت های علوی و ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام علی ع)، جواد محدثی.

احادیث امام علی علیه السلام: راه کسب محبوبیت و تنفر

امام علی (علیه السلام) فرمودند:

جُودُ الرَّجُلِ یُحَبَّبُهُ اِلی أضدادِهِ، و َبُخلُهُ یُبغِضُهُ إلی أولادِهِ؛
بخشندگی مرد او را نزد رقیبان و مخالفانش محبوب می سازد، و بخل او وی را نزد فرزندانش منفور می کند.
غررالحکم، ج 3، ص 358

شرح حدیث:

  • چرا گاهی نزدیکان دور می شوند و دوران نزدیک؟
  • چرا گاهی خویشان بیگانه می گردند و بیگانگان خویش؟
  • راز آن را در نوع رفتار و معاشرت باید جستجو کرد و دریافت که چه چیزهایی «محبوبیت» می آورد و چه عواملی «نفرت» و«گریز» پدید می آورد.
  • جود و بخشندگی عامل جذب است در هر که باشد.
  • بخل هم صفتی گریزاننده است در هر کس که باشد. اگر دوستان و خویشاوندان شاهد بذل و بخشش نباشند، کم کم فاصله می گیرند و رابطه ها را می کاهند و بیگانگان اگر خیر و احسان و جود ببینند، جذب می شوند.
  • این خصلت انسان است که برده و بنده ی احسان می شود.
  • بنده ی حلقه به گوش ار ننوازی برود
  • لطف کن لطف که بیگانه شود حلقه به گوش
  • این تأثیر و قاعده و قانون، در خانواده و نسبت به فرزندان هم وجود دارد. کسی که به همسر و فرزندانش برسد و سخاوتمندانه برخورد کند، محبوبیت پیدا می کند و اگر اهل بخل و امساک باشد، از او بیزار می شوند و چه بسا آرزوی مرگش را کنند تا پس از او به نوایی برسند.
  • «جود» کلید دوستی و محبّت است.
  • «بخل» هم قفل رابطه ها و مهرورزیهاست. مبادا آن جا که باید جود کنیم، بخل ورزیم و درهای گشوده را هم قفل کنیم.

منبع: حکمت های علوی و ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام علی ع)، جواد محدثی.

مفهوم حقیقی نماز از نظر امام علی علیه السلام

جابر بن عبداللّه انصارى گوید: 
روزى به همراه مولاى متّقیان، امام علىّ علیه السلام بودم، شخصى را دیدیم که مشغول نماز است ، حضرت به او خطاب کرد و فرمود: آیا معنا و مفهوم نماز را مى دانى که چگونه و براى چه مى باشد؟ 
اظهار داشت : آیا براى نماز مفهومى غیر از عبادت هم هست ؟ 
حضرت فرمود: آرى ، به حقّ آن کسى که محمّد صلّى اللّه علیه و آله را به نبوّت مبعوث گردانید، نماز داراى تاءویل و مفهومى است که تمام معناى عبودیّت در آن خواهد بود. 
آن شخص عرض کرد: پس مرا تعلیم فرما. 
امام علیه السلام فرمود: 
  • معنا و مفهوم اوّلین تکبیر آن است که خداوند، سبحان و منزّه است از این که داراى قیام و قعود باشد. 
  • دوّمین تکبیر یعنى ؛ خداى موصوف به حرکت و سکون نمى باشد. 
  • سوّمین تکبیر یعنى ؛ این که نمى توان او را به جسمى تشبیه کرد. 
  • چهارمین تکبیر یعنى ؛ چیزى بر خداوند عارض نمى شود. 
  • پنجمین تکبیر مفهومش آن است که خداوند، نه محلّ خاصّى دارد و نه چیزى در او حلول مى کند. 
  • ششمین تکبیر معنایش این است که زوال و انتقال و نیز تغییر و تحوّل براى خداوند مفهومى ندارد. 
  • و هفتمین تکبیر یعنى ؛ بدان که خداوند سبحان همچون دیگر اجسام ، داراى اءبعاد و جوارح نیست . 
سپس در ادامه فرمایش خود فرمود:
  • معناى رکوع آن است که مى گوئى : خداوندا! من به تو ایمان آورده ام و از آن دست بر نمى دارم ، گرچه گردنم زده شود. 
  • و چون سر از رکوع بر مى دارى و مى گوئى : (( سَمِعَ اللّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ الحَمْد للّه ربّ العالمىن )) یعنى ؛ خداوندا! تو مرا از عدم به وجود آورده اى و من چیزى نبوده و نیستم ، پس هستى مطلق توئى . 
  • و هنگامى که سر بر سجده فرود آورى ، گوئى : خداوندا! مرا از خاک آفریده اى ؛ و سر بلند کردن از سجده یعنى ؛ مرا از خاک خارج گردانده اى . 
  • و همین که دوّمین بار سر بر سجده گذارى یعنى ؛ خداوندا! تو مرا در درون خاک بر مى گردانى ؛
  • و چون سر بلند کنى گوئى : و مرا از درون همین خاک در روز قیامت براى بررسى اعمال خارج مى گردانى . 
  • و مفهوم تشهّد، تجدید عهد و میثاق و اعتقاد به وحدانیّت خداوند؛ و نیز شهادت بر نبوّت حضرت رسول و ولایت اهل بیت او علیهم صلوات اللّه مى باشد. 
  • و معناى سلام ، ترحّم و سلامتى از طرف خداوند بر بنده نماز گذار است ، که در واقع ایمنى از عذاب قیامت باشد.(1)

پی نوشت :

1- مستدرک الوسائل : ج 4، ص 105، ح 5، بحارالا نوار: ج 84، ص 253، ح 38.

منبع:چهل داستان و چهل حدیث از امام علی علیه السلام، حجه الاسلام و المسلمین عبدالله صالحی

پنج درس آموزنده از امام علی علیه السلام

1- مرحوم کفعمى روایت کرده است : 

روزى پیامبر خدا صلّى اللّه علیه و آله به حضرت علىّ علیه السلام فرمود: دیشب چه عملى انجام داده اى ؟ آن حضرت اظهار داشت : پیش از آن که بخوابم ، هزار رکعت نماز به جا آوردم ، حضرت رسول فرمود: چگونه ؟! پاسخ داد: از شما شنیدم که فرمودى : هرکس هنگام خوابیدن سه مرتبه بگوید: ((یَفْعَلُ اللّهُ ما یَشاءُ بِقُدْرَتِهِ، وَ یَحْکُمُ ما یُریدُ بِعِزَّتِهِ))، 
او همانند کسى باشد که هزار رکعت نماز خوانده است . 
حضرت رسول فرمود: راست گفتى ، چنین است .(1) 
*****************************************
2- یکى از شاعران زمان امیرالمؤ منین علىّ علیه السلام به نام نجاشى در ماه مبارک رمضان ، آشکارا شراب خمر آشامید؛ پس او را نزد امام علىّ علیه السلام آوردند. 
حضرت دستور داد تا او را صد ضربه شلاّق زدند و سپس او را به حکم آن بزرگوار زندانى نمودند؛ و چون فرداى آن روز شد، وى را از زندان بیرون آوردند و هشتاد شلاّق دیگر بر او زدند. 
نجاشى اعتراض کرد : چرا زندان و هشتاد شلاق اضافى زدید؟ 
حضرت فرمود: چون حرمت ماه رمضان را شکستى و علنى با حرام روزه خوارى کردى .(2) 
****************************************
3- امام جعفر صادق صلوات اللّه علیه حکایت فرماید: 
روزى امیرالمؤ منین علىّ بن ابى طالب علیه السلام به غلام خود، قنبر دستور داد تا بر شخصى که محکوم به حدّ شلاّق بود، هشتاد ضربه شلاّق بزند. 
و چون قنبر ناراحت و عصّبانى بود؛ سه شلاّق ، بیشتر از هشتاد ضربه بر او وارد ساخت . 
حضرت امیرالمؤ منین علىّ علیه السلام شلاّق را از دست قنبر گرفت و سه ضربه شلاّق بر او زد.(3) 
******************************************
4- عبداللّه بن عبّاس حکایت کند: 
شخصى به محضر امام علىّ صلوات اللّه علیه وارد شد و پیرامون انواع مخلوقات از آن حضرت سؤ ال کرد؟ امام علیه السلام در پاسخ چنین فرمود: خداوند یک هزار و دویست نوع مخلوق در عمق دریاها و اقیانوس ها؛ و به همان مقدار نیز انواع مختلفى از مخلوقات بر روى زمین آفریده است . 
سپس افزود : و تمامى انسان ها جز طائفه یاءجوج و ماءجوج همه از نسل حضرت آدم علیه السلام هستند، که البتّه به هفتاد شکل و رنگ آفریده شده اند.(4) 
********************************************
5- روزى حضرت امیرالمؤ منین امام علىّ صلوات اللّه علیه از جلوى مغازه قصّابى که داراى گوشت هاى خوبى بود عبور نمود، همین که چشم قصّاب به آن حضرت افتاد، عرضه داشت : یا امیرالمؤ منین ! گوشت خوب و مناسبى دارم ، مقدارى از آن را براى منزل خریدارى نمائید. 
امام علىّ علیه السلام فرمود: پول همراه خود ندارم ، قصّاب گفت : مشکلى نیست ، من بابت پول آن صبر مى کنم ؛ و هر موقع توانستى پولش را بیاور. 
حضرت فرمود: خیر، من نسبت به خرید گوشت صبر مى نمایم ؛ و نسیه نمى خرم ، و بدون آن که گوشت خریدارى نماید به حرکت خود ادامه داد و رفت .(5)

پی نوشت ها:

1-مستدرک الوسائل : ج 5، ص 49، ح 21. 

2- تهذیب الا حکام : ج 10، ص 94، ح 19. 
3- -تهذیب الا حکام : ج 10، ص 27، ح 11. 
4-کافى : ج 8، ص 185، ح 274. 
5-ارشاد القلوب دیلمى : ص 119.
منبع: چهل داستان و چهل حدیث از امام علی علیه السلام، حجه الاسلام و المسلمین عبدالله صالحی

منتخبی از احادیث امام علی علیه السلام (قسمت اول)

1 - قالَ الاْ مامُ علىّ بن أ بى طالِب ، أ میرُ الْمُؤْمِنینَ صَلَواتُ اللّهِ وَسَلامُهُ عَلَیْهِ:
إ غْتَنِمُوا الدُّعاءَ عِنْدَ خَمْسَةِ مَواطِنَ: عِنْدَ قِرائَةِ الْقُرْآنِ، وَ عِنْدَ الاْ ذانِ، وَ عِنْدَ نُزُولِ الْغَیْثِ، وَ عِنْدَ الْتِقاءِ الصَفَّیْنِ لِلشَّهادَةِ، وَ عِنْدَ دَعْوَةِ الْمَظْلُومِ، فَاِنَّهُ لَیْسَ لَها حِجابٌ دوُنَ الْعَرْشِ.(1) 
پنج موقع را براى دعا و حاجت خواستن غنیمت شمارید:موقع تلاوت قرآن ، موقع اذان ، موقع بارش باران ، موقع جنگ و جهاد - فى سبیل اللّه - موقع ناراحتى و آه کشیدن مظلوم . در چنین موقعیت ها مانعى براى استجابت دعا نیست .
 
2 - قالَ علیه السلام :
 
اَلْعِلْمُ وِراثَةٌ کَریمَةٌ، وَ الاْ دَبُ حُلَلٌ حِسانٌ، وَ الْفِکْرَةُ مِرآةٌ صافِیَةٌ، وَ الاْ عْتِذارُ مُنْذِرٌ ناصِحٌ، وَ کَفى بِکَ اءَدَباً تَرْکُکَ ما کَرِهْتَهُ مِنْ غَیْرِکَ.(2) 
علم ؛ ارثیه اى با ارزش ، و ادب ؛ زیورى نیکو، و اندیشه ؛ آئینه اى صاف ، و پوزش خواستن ؛ هشدار دهنده اى دلسوز خواهد بود.و براى با ادب بودنت همین بس که آنچه براى خود دوست ندارى ، در حقّ دیگران روا نداشته باشى .
 
3 - قالَ علیه السلام :
اَلْحَقُّ جَدیدٌ وَ إ نْ طالَتِ الاْ یّامُ، وَ الْباطِلُ مَخْذُولٌ وَ إ نْ نَصَرَهُ اءقْوامٌ.(3) 
حقّ و حقیقت در تمام حالات جدید و تازه است گر چه مدّتى بر آن گذشته باشد.و باطل همیشه پست و بى اءساس است گر چه افراد بسیارى از آن حمایت کنند.
4 - قالَ علیه السلام :
اَلدُّنْیا تُطْلَبُ لِثَلاثَةِ اءشْیاء: اَلْغِنى ، وَ الْعِزِّ، وَ الرّاحَةِ، فَمَنْ زَهِدَ فیها عَزَّ، وَ مَنْ قَنَعَ إ سْتَغْنى ، وَ مَنْ قَلَّ سَعْیُهُ إ سْتَراحَ.(4) 
دنیا و اموال آن ، براى سه هدف دنبال مى شود: بى نیازى ، عزّت و شوکت ، آسایش و آسوده بودن . هر که زاهد باشد؛ عزیز و با شخصیّت است ، هر که قانع باشد؛ بى نیاز و غنى گردد، هر که کمتر خود را در تلاش و زحمت قرار دهد؛ همیشه آسوده و در آسایش است .
5 - قالَ علیه السلام :
لَوْ لاَ الدّینُ وَ التُّقى ، لَکُنْتُ اءدْهَى الْعَرَبِ.(5) 
چنانچه دین دارى و تقواى الهى نمى بود، هر آینه سیاستمدارترین افراد بودم - ولى دین و تقوا مانع سیاست بازى مى شود - .
 
6 - قالَ علیه السلام :
اَلْمُلُوکُ حُکّامٌ عَلَى النّاسِ، وَ الْعِلْمُ حاکِمٌ عَلَیْهِمْ، وَ حَسْبُکَ مِنَ الْعِلْمِ اءنْ تَخْشَى اللّهَ، وَ حَسْبُکَ مِنَ الْجَهْلِ اءنْ تَعْجِبَ بِعِلْمِکَ.(6) 
ملوک بر مردم حاکم هستند و علم بر تمامى ایشان حاکم خواهد بود، تو را در علم کافى است که از خداوند ترسناک باشى ؛ وبه دانش و علم خود بالیدن ، بهترین نشانه نادانى است .
7 - قالَ علیه السلام :
ما مِنْ یَوْمٍ یَمُرُّ عَلَى ابْنِ آدَمٍ إ لاّ قالَ لَهُ ذلِکَ الْیَوْمُ: یَابْنَ آدَم اءنَا یَوُمٌ جَدیدٌ وَ اءناَ عَلَیْکَ شَهیدٌ. فَقُلْ فیَّ خَیْراً، وَ اعْمَلْ فیَّ خَیْرَا، اءشْهَدُ لَکَ بِهِ فِى الْقِیامَةِ، فَإ نَّکَ لَنْ تَرانى بَعْدَهُ اءبَداً.(7) 
هر روزى که بر انسان وارد شود، گوید: من روز جدیدى هستم ، من بر اعمال و گفتار تو شاهد مى باشم . سعى کن سخن خوب و مفید بگوئى ، کار خوب و نیک انجام دهى .من در روز قیامت شاهد اعمال و گفتار تو خواهم بود.و بدان امروز که پایان یابد دیگر مرا نخواهى دید و قابل جبران نیست .
8 - قالَ علیه السلام : 
فِى الْمَرَضِ یُصیبُ الصَبیَّ، کَفّارَةٌ لِوالِدَیْهِ.(8) 
مریضى کودک ، کفّاره گناهان پدر و مادرش مى باشد.
 
9 - قالَ علیه السلام :
الزَّبیبُ یَشُدُّ الْقَلْبِ، وَ یُذْهِبُ بِالْمَرَضِ، وَ یُطْفِى ءُ الْحَرارَةَ، وَ یُطیِّبُ النَّفْسَ.(9) 
خوردن مویز - کشمش سیاه - قلب را تقویت ، مرض ها را برطرف ، و حرارت بدن را خاموش ، و روان را پاک مى گرداند.
 
10 - قالَ علیه السلام :
أ طْعِمُوا صِبْیانَکُمُ الرُّمانَ، فَإ نَّهُ اَسْرَعُ لاِ لْسِنَتِهِمْ.(10) 
به کودکان خود اناربخورانید تا زبانشان بهتر و زودتر باز شود.
 

پی نوشت ها:

1- اءمالى صدوق : ص 97، بحارالا نوار: ج 90، ص 343، ح 1. 

2- اءمالى طوسى : ج 1، ص 114 ح 29، بحارالا نوار: ج 1، ص 169، ح 20. 
3- وسائل الشّیعة : ج 25، ص 434، ح 32292. 
4-وافى : ج 4، ص 402، س 3. 
5-أ عیان الشّیعة : ج 1، ص 350، بحارالا نوار: ج 41، ص 150، ضمن ح 40. 
6-أ مالى طوسى : ج 1، ص 55، بحارالا نوار: ج 2، ص 48، ح 7. 
7- اءمالى صدوق : ص 95، بحارالا نوار: ج 68، ص 181، ح 35. 
8- بحار الا نوار: ج 5، ص 317، ح 16، به نقل از ثواب الا عمال . 
9- أ مالى طوسى : ج 1، ص 372، بحارالا نوار: ج 63، ص 152، ح 5. 
10- أ مالى طوسى : ج 1، ص 372، بحارالا نوار: ج 63، ص 155، ح 5.
منبع:چهل داستان و چهل حدیث از امام علی علیه السلام، حجه الاسلام و المسلمین عبدالله صالحی

منتخبی از احادیث امام علی علیه السلام (قسمت دوم)

11 - قالَ علیه السلام :

اطْرِقُوا اءهالیکُمْ فى کُلِّ لَیْلَةِ جُمْعَةٍ بِشَیْءٍ مِنَ الْفاکِهَةِ، کَیْ یَفْرَحُوا بِالْجُمْعَةِ.(1) 

 در هر شب جمعه همراه با مقدارى میوه - یا شیرینى ،... - بر اهل منزل و خانواده خود وارد شوید تا موجب شادمانى آن ها در جمعه گردد.
12 - قالَ علیه السلام :
 
کُلُوا ما یَسْقُطُ مِنَ الْخوانِ فَإ نَّهُ شِفاءٌ مِنْ کُلِّ داءٍ بِإ ذْنِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، لِمَنْ اَرادَ اءنْ یَسْتَشْفِیَ بِهِ.(2) 
 آنچه اطراف ظرف غذا و سفره مى ریزد جمع کنید و بخورید، که همانا هرکس آن ها را به قصد شفا میل نماید، به اذن حق تعالى شفاى تمام دردهاى او خواهد شد.
13 - قالَ علیه السلام :
 
لا ینبغى للعبد ان یثق بخصلتین : العافیة و الغنى ، بَیْنا تَراهُ مُعافاً اِذْ سَقُمَ، وَ بَیْنا تَراهُ غنیّاً إ ذِ افْتَقَرَ.(3) 
 سزاوار نیست که بنده خدا، در دوران زندگى به دو خصوصیّت اعتماد کند و به آن دلبسته باشد: یکى عافیت و تندرستى و دیگرى ثروت و بى نیازى است .زیرا چه بسا در حال صحّت و سلامتى مى باشد ولى ناگهان انواع مریضى ها بر او عارض مى گردد و یا آن که در موقعیّت و امکانات خوبى است ، ناگهان فقیر و بیچاره مى شود، - پس بدانیم که دنیا و تمام امکانات آن بى ارزش و بى وفا خواهد بود و تنها عمل صالح مفید و سودبخش مى باشد - .
 
14 - قالَ علیه السلام :
لِلْمُرائى ثَلاثُ عَلاماتٍ: یَکْسِلُ إ ذا کانَ وَحْدَهُ، وَ یَنْشطُ إ ذاکانَ فِى النّاسِ، وَ یَزیدُ فِى الْعَمَلِ إ ذا اءُثْنِىَ عَلَیْهِ، وَ یَنْقُصُ إ ذا ذُمَّ.(4) 
 براى ریاکار سه نشانه است : در تنهائى کسل و بى حال ، در بین مردم سرحال و بانشاط مى باشد.هنگامى که او را تمجید و تعریف کنند خوب و زیاد کار مى کند و اگر انتقاد شود سُستى و کم کارى مى کند.
 
15 - قالَ علیه السلام :
اَوْحَى اللّهُ تَبارَکَ وَ تَعالى إ لى نَبیٍّ مِنَ الاْ نْبیاءِ: قُلْ لِقَوْمِکَ لا یَلْبِسُوا لِباسَ أ عْدائى ، وَ لا یَطْعَمُوا مَطاعِمَ أ عْدائى ، وَ لایَتَشَکَّلُوا بِمَش اکِلِ اءعْدائى ، فَیَکُونُوا أ عْدائى .(5) 
 خداوند تبارک و تعالى بر یکى از پیامبرانش وحى فرستاد : به امّت خود بگو:لباس دشمنان مرا نپوشند و غذاى دشمنان مرا میل نکنند و هم شکل دشمنان من نگردند، وگرنه ایشان هم دشمن من خواهند بود.
16 - قالَ علیه السلام :
 
اَلْعُقُولُ أ ئِمَّةُ الا فْکارِ، وَ الاْ فْکارُ أ ئِمَّةُ الْقُلُوبِ، وَ الْقُلُوبُ أ ئِمَّةُ الْحَواسِّ، وَ الْحَواسُّ أ ئِمَّةُ الاْ عْضاءِ.(6) 
عقل هر انسانى پیشواى فکر و اندیشه اوست ؛ و فکر پیشواى قلب و درون او خواهد بود؛ و قلب پیشواى حوّاس پنج گانه مى باشد، و حوّاس پیشواى تمامى اعضاء و جوارح است .
17 -قالَ علیه السلام :
 
تَفَضَّلْ عَلى مَنْ شِئْتَ فَاءنْتَ اءمیرُهُ، وَ اسْتَغِْنِ عَمَّنْ شِئْتَ فَاءنْتَ نَظیرُهُ، وَ افْتَقِرْ إ لى مَنْ شِئْتَ فَاءنْتَ أ سیرُهُ.(7) 
 بر هر که خواهى نیکى و احسان نما، تا رئیس و سرور او گردى ؛ و از هر که خواهى بى نیازى جوى تا همانند او باشى .و خود را نیازمند هر که خواهى بدان - و از او تقاضاى کمک نما - تا اسیر او گردى .
18 - قالَ علیه السلام :
اعَزُّ الْعِزِّ الْعِلْمُ، لاِ نَّ بِهِ مَعْرِفَةُ الْمَعادِ وَ الْمَعاشِ، وَ أ ذَلُّ الذُّلِّ الْجَهْلُ، لاِ نَّ صاحِبَهُ اءصَمُّ، اءبْکَمٌ، اءعْمى ، حَیْرانٌ.(8) 
عزیزترین عزّت ها علم و کمال است ، براى این که شناخت معاد و تاءمین معاشِ انسان ، به وسیله آن انجام مى پذیرد.و پست ترین ذلّت ها جهل و نادانى است ، زیرا که صاحبش همیشه در کرى و لالى و کورى مى باشد و در تمام امور سرگردان خواهد بود.
 
19 - قالَ علیه السلام :
جُلُوسُ ساعَةٍ عِنْدَ الْعُلَماءِ اءحَبُّ إ لَى اللّهِ مِنْ عِبادَةِ اءلْفِ سَنَةٍ، وَ النَّظَرُ إ لَى الْعالِمِ أ حَبُّ إ لَى اللّهِ مِنْ إ عْتِکافِ سَنَةٍ فى بَیْتِ اللّهِ، وَ زیارَةُ الْعُلَماءِ أ حَبُّ إ لَى اللّهِ تَعالى مِنْ سَبْعینَ طَوافاً حَوْلَ الْبَیْتِ، وَ افْضَلُ مِنْ سَبْعینَ حَجَّةٍ وَ عُمْرَةٍ مَبْرُورَةٍ مَقْبُولَةٍ، وَ رَفَعَ اللّهُ تَعالى لَهُ سَبْعینَ دَرَجَةً، وَ أ نْزَلَ اللّهُ عَلَیْهِ الرَّحْمَةَ، وَ شَهِدَتْ لَهُ الْمَلائِکَةُ: اءنَّ الْجَنَّةَ وَ جَبَتْ لَهُ.(9) 
 یک ساعت در محضر علماء نشستن - که انسان را به مبداء و معاد آشنا سازند - از هزار سال عبادت نزد خداوند محبوب تر خواهد بود.توجّه و نگاه به عالِم از إ عتکاف و یک سال عبادت - مستحبّى - در خانه خدا بهتر است .زیارت و دیدار علماء، نزد خداوند از هفتاد مرتبه طواف اطراف کعبه محبوب تر خواهد بود، و نیز افضل از هفتاد حجّ و عمره قبول شده مى باشد.همچنین خداوند او را هفتاد مرحله ترفیعِ درجه مى دهد و رحمت و برکت خود را بر او نازل مى گرداند، و ملائکه شهادت مى دهند به این که او اهل بهشت است .
20 - قالَ علیه السلام :
 
یَابْنَ آدَم ، لاتَحْمِلْ هَمَّ یَوْمِکَ الَّذى لَمْ یَاءتِکَ عَلى یَوْمِکَ الَّذى أ نْتَ فیهِ، فَإ نْ یَکُنْ بَقِیَ مِنْ اءجَلِکَ، فَإ نَّ اللّهَ فیهِ یَرْزُقُکَ.(10) 
 اى فرزند آدم ، غُصّه رزق و آذوقه آن روزى که در پیش دارى و هنوز نیامده است نخور، زیرا چنانچه زنده بمانى و عمرت باقى باشد خداوند متعال روزىِ آن روز را هم مى رساند.

پی نوشت ها:

1-عدّة الدّاعى : ص 85، ص 1، بحارالا نوار: ج 101، ص 73، ح 24.

2- مستدرک الوسائل : ج 16، ص 291، ح 19920.

3- بحارالا نوار: ج 69، ص 68، س 2، ضمن ح 28.

4-محبّة البیضاء: ج 5، ص 144، تنبیه الخواطر: ص 195، س 16.

5-مستدرک الوسائل : ج 3، ص 210، ح 3386.

6- بحارالا نوار: ج 1، ص 96، ح 40.

7- بحارالا نوار: ج 70، ص 13.

8- نزهة الناظر و تنبیه الخاطر حلوانى : ص 70، ح 65.

9- عدّة الدّاعى : ص 75، س 8، بحارالا نوار: ج 1، ص 205، ح 33.

10- نزهة الناظر و تنبیه الخاطر حلوانى : ص 52، ح 26.

منبع:چهل داستان و چهل حدیث از امام علی علیه السلام، حجه الاسلام و المسلمین عبدالله صالحی

منتخبی از احادیث امام علی علیه السلام (قسمت سوم)

21 - قالَ علیه السلام :
قَدْرُ الرَّجُلِ عَلى قَدْرِ هِمَّتِهِ، وَ شُجاعَتُهُ عَلى قَدْرِ نَفَقَتِهِ، وَ صِداقَتُهُ عَلى قَدْرِ مُرُوَّتِهِ، وَ عِفَّتُهُ عَلى قَدْرِ غِیْرَتِهِ.(1) 
ارزش هر انسانى به قدر همّت اوست ، و شجاعت و توان هر شخصى به مقدار گذشت و إ حسان اوست ، و درستکارى و صداقت او به قدر جوانمردى اوست ، و پاکدامنى و عفّت هر فرد به اندازه غیرت او خواهد بود. 
22 - قالَ علیه السلام :
مَنْ شَرِبَ مِنْ سُؤْرِ اءخیهِ تَبَرُّکا بِهِ، خَلَقَ اللّهُ بَیْنَهُما مَلِکاً یَسْتَغْفِرُ لَهُما حَتّى تَقُومَ السّاعَةُ.(2) 
کسى که دهن خورده برادر مؤ منش را به عنوان تبرّک میل نماید، خداوند متعال ملکى را ماءمور مى گرداند تا براى آن دو نفر تا روز قیامت طلب آمرزش و مغفرت نماید. 
 
23 - قالَ علیه السلام :
لاخَیْرَ فِى الدُّنْیا إ لاّ لِرَجُلَیْنِ: رَجَلٌ یَزْدادُ فى کُلِّ یَوْمٍ إ حْسانا، وَ رَجُلٌ یَتَدارَکُ ذَنْبَهُ بِالتَّوْبَةِ، وَ اءنّى لَهُ بِالتَّوْبَةِ، وَاللّه لَوْسَجَدَ حَتّى یَنْقَطِعَ عُنُقُهُ ما قَبِلَ اللّهُ مِنْهُ إ لاّ بِوِلایَتِنا اهْلِ الْبَیْتِ.(3) 
خیر و خوبى در دنیا وجود ندارد مگر براى دو دسته : دسته اوّل آنان که سعى نمایند در هر روز، نسبت به گذشته کار بهترى انجام دهند. دسته دوّم آنان که نسبت به خطاها و گناهان گذشته خود پشیمان و سرافکنده گردند و توبه نمایند، و توبه کسى پذیرفته نیست مگر آن که با اعتقاد بر ولایت ما اهل بیت عصمت و طهارت باشد. 
 
24 - قالَ علیه السلام :
عَجِبْتُ لاِ بْنِ آدَمٍ، أ وَّلُهُ نُطْفَةٌ، وَ آخِرُهُ جیفَةٌ، وَ هُوَ قائِمٌ بَیْنَهُما وِعاءٌ لِلْغائِطِ، ثُمَّ یَتَکَبَّرُ.(4) 
تعجبّ مى کنم از کسى که اوّلش قطره اى آب ترش شده و عاقبتش لاشه اى متعفّن - بد بو - خواهد بود و خود را ظرف فضولات قرار داده است ، با این حال تکبّر و بزرگ منشى هم مى نماید. 
25 - قالَ علیه السلام :
إ یّاکُمْ وَ الدَّیْن ، فَإ نَّهُ هَمُّ بِاللَّیْلِ وَ ذُلُّ بِالنَّهارِ.(5) 
از گرفتن نسیه و قرض ، خود را برهانید، چون که سبب غم و اندوه شبانه و ذلّت و خوارى در روز خواهد گشت . 
26 - قالَ علیه السلام :
إ نَّ الْعالِمَ الْکاتِمَ عِلْمَهُ یُبْعَثُ اءنْتَنَ اءهْلِ الْقِیامَةِ، تَلْعَنُهُ کُلُّ دابَّةٍ مِنْ دَوابِّ الاْ رْضِ الصِّغارِ.(6) 
آن عالم و دانشمندى که علم خود را - در بیان حقایق - براى دیگران کتمان کند، روز قیامت با بدترین بوها محشور مى شود و مورد نفرت و نفرین تمام موجودات قرار مى گیرد.
 
27 - قالَ علیه السلام :
یا کُمَیْلُ، قُلِ الْحَقَّ عَلى کُلِّ حالٍ، وَوادِدِ الْمُتَّقینَ، وَاهْجُرِ الفاسِقینَ، وَجانِبِ المُنافِقینَ، وَلاتُصاحِبِ الخائِنینَ.(7) 
در هر حالتى حقّ را بگو و مدافع آن باش ، دوستى و معاشرت با پرهیزگاران را ادامه ده ، و از فاسقین و معصیت کاران کناره گیرى کن ، و از منافقان دورى و فرار کن ، و با خیانتکاران همراهى و هم نشینى منما. 
 
28 - قالَ علیه السلام :
فى وَصیَّتِهِ لِلْحَسَنِ علیه السلام : سَلْ عَنِ الرَّفی قِ قَبْلَ الطَّری قِ، وَعَنِ الْجارِ قَبْلَ الدّارِ.(8) 
ضمن سفارشى به فرزندش امام حسن علیه السلام فرمود: پیش از آن که بخواهى مسافرت بروى ، رفیق مناسب راه را جویا باش ، و پیش از آن که منزلى را تهیّه کنى همسایگان را بررسى کن که چگونه هستند. 
 
29 - قالَ علیه السلام :
اِعْجابُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ دَلیلٌ عَلى ضَعْفِ عَقْلِهِ.(9) 
فخر کردن انسان به خودش ، نشانه کم عقلى او مى باشد. 
30 - قالَ علیه السلام : 
ایُّهَا النّاسُ، إِیّاکُمْ وُحُبَّ الدُّنْیا، فَإِنَّها رَاءْسُ کُلِّ خَطیئَةٍ، وَبابُ کُلِّ بَلیَّةٍ، وَداعى کُلِّ رَزِیَّةٍ.(10) 
اى گروه مردم ، نسبت به محبّت و علاقه به دنیا مواظب باشید، چون که علاقه و محبّت به دنیا اساس هر خطا و انحرافى است ، و دروازه هر بلا و گرفتارى است ، و نزدیک کننده هر فتنه و آشوب ؛ و نیز آورنده هر مصیبت و مشکلى است .

پی نوشت ها

1-نزهة الناظر و تنبیه الخاطر حلوانى : ص 46، ح 12.

2- اختصاص شیخ مفید: ص 189، س 5.

3- وسائل الشیعة : ج 16 ص 76 ح 5.

4- وسائل الشّیعة : ج 1، ص 334، ح 880.

5-وسائل الشّیعة : ج 18، ص 316، ح 23750.

6-وسائل الشّیعة : ج 16، ص 270، ح 21539.

7- تحف العقول : ص 120، بحارالا نوار: ج 77، ص 271، ح 1.

8- بحارالا نوار: ج 76، ص 155، ح 36، و ص 229، ح 10.

9-اصول کافى : ج 1، ص 27، بحارالا نوار: ج 1، ص 161، ح 15. 

10- تحف العقول : ص 152، بحارالا نوار: ج 78، ص 54، ح 97.
منبع:چهل داستان و چهل حدیث از امام علی علیه السلام، حجه الاسلام و المسلمین عبدالله صالحی

منتخبی از احادیث امام علی علیه السلام (قسمت چهارم)

31 - قالَ علیه السلام :
السُّکْرُ ارْبَعُ السُّکْراتِ: سُکْرُ الشَّرابِ، وَسُکْرُ الْمالِ، وَسُکْرُ النَّوْمِ، وَسُکْرُ الْمُلْکِ.(1) 
مستى در چهار چیز است : مستى از شراب (و خمر)، مستى مال و ثروت ، مستى خواب ، مستى ریاست و مقام . 
 
32 - قالَ علیه السلام :
اللِّسانُ سَبُعٌ إِنْ خُلِّیَ عَنْهُ عَقَرَ.(2) 
زبان ، همچون درّنده اى است که اگر آزاد باشد زخم و جراحت (سختى به جسم و ایمان ) خواهد زد. 
33 - قالَ علیه السلام :
یَوْمُ الْمَظْلُومِ عَلَى الظّالِمِ اشَدُّ مِنْ یَوْمِ الظّالِمِ عَلَى الْمَظْلُومِ.(3) 
روز داد خواهى مظلوم بر علیه ظالم سخت تر است از روزى که ظالم ستم بر مظلوم مى کند. 
34 - قالَ علیه السلام :
فِى الْقُرْآنِ نَبَاءُ ما قَبْلَکُمْ، وَخَبَرُ ما بَعْدَکُمْ، وَحُکْمُ ما بَیْنِکُمْ.(4) 
قرآن احوال گذشتگان ، و أ خبار آینده را در بردارد، و شرح وظایف شما را بیان کرده است . 
35 - قالَ علیه السلام :
نَزَلَ الْقُرْآنُ اءثْلاثا، ثُلْثٌ فینا وَفى عَدُوِّنا، وَثُلْثٌ سُنَنٌ وَ اءمْثالٌ، وَثُلْثٌ فَرائِض وَاحْکامٌ.(5) 
نزول قرآن بر سه قسمت است : یک قسمت آن درباره اهل بیت عصمت و طهارت : و دشمنان و مخالفان ایشان ؛ و قسمت دیگر آن ، اخلاقیّات و ضرب المثلها؛ و قسمت سوّم در بیان واجبات و احکام إ لهى مى باشد. 
36 - قالَ علیه السلام :
الْمُؤْمِنُ نَفْسُهُ مِنْهُ فى تَعَبٍ، وَالنّاسُ مِنْهُ فى راحَةٍ.(6) 
مؤ من آن کسى است که خود را به جهت رفاه مردم در زحمت بیندازد و دیگران از او در أ منیت و آسایش باشند. 
 
37 - قالَ علیه السلام :
کَتَبَ اللّهُ الْجِهادَ عَلَى الرِّجالِ وَالنِّساءِ، فَجِهادُ الرَّجُلِ بَذْلُ مالِهِ وَنَفْسِهِ حَتّى یُقْتَلَ فى سَبیلِ اللّه ،وَجِهادُ الْمَرْئَةِ اءنْ تَصْبِرَ عَلى ماتَرى مِنْ اءذى زَوْجِها وَغِیْرَتِهِ.(7) 
خداوند جهاد را بر مردان و زنان لازم دانسته است . پس جهاد مرد، آن است که از مال و جانش بگذرد تا جائى که در راه خدا کشته و شهید شود. و جهاد زن آن است که در مقابل زحمات و صدمات شوهر و بر غیرت و جوانمردى او صبر نماید. 
38 - قالَ علیه السلام :
فى تَقَلُّبِ الاْ حْوالِ عُلِمَ جَواهِرُ الرِّجالِ.(8)
 در تغییر و دگرگونى حالات و حوادث ، فطرت و حقیقت اشخاص شناخته مى شود. 
39 - قالَ علیه السلام :
إ نّ الْیَوْمَ عَمَلٌ وَلا حِسابَ، وَغَدا حِسابٌ وَلا عَمَل (9) 
امروزه - در دنیا - زحمت و فعالیّت ، بدون حساب است و فرداى قیامت ، حساب و بررسى اعمال و دریافت پاداش است . 
 
40 - قالَ علیه السلام :
إ تَّقُوا مَعَاصِیَ اللّهِ فِى الْخَلَواتِ فَإ نَّ الشّاهِدَ هُوَ الْحاکِم .(10) 
دورى و اجتناب کنید از معصیت هاى إ لهى ، حتّى در پنهانى ، پس به درستى که خداوند شاهد اعمال و نیّات است ؛ و نیز او حاکم و قاضى خواهد بود.

پی نوشت ها:

1-خصال : ج 2، ص 170، بحارالا نوار: ج 73، ص 142، ح 18.

2- شرح نهج البلاغه ابن عبده : ج 3، ص 165.

3- شرح نهج البلاغه فیض الاسلام : ص 1193.

4-شرح نهج البلاغه فیض الاسلام : ص 1235.

5-اصول کافى ، ج 2، ص 627، ح 2.

6-بحارالا نوار: ج 75، ص 53، ح 10.

7- وسائل الشّیعة : ج 15، ص 23، ح 19934.

8- شرح نهج البلاغه فیض الا سلام : ص 1183.

9-شرح نهج البلاغه ابن عبیده ، ج 1، ک 41.

10- شرح نهج البلاغه ابن عبده : ج 3، ص 324.

منبع:چهل داستان و چهل حدیث از امام علی علیه السلام، حجه الاسلام و المسلمین عبدالله صالحی

پندی از نهج البلاغه: صبر و پیروزی

لَا یَعْدَمُ الصَّبُورُ الظَّفَرَ وَ إِنْ طَالَ بِهِ الزَّمَان‏
شخص بردبار و شکیبا، پیروزى را سرانجام از دست نخواهد داد، هر چند روزگارى دراز بر او بگذرد. 
(حکمت 153)

شرح حدیث:

انسان براى بدست آوردن پیروزى باید صبر و شکیبائى داشته باشند. زیرا کسى که در برابر مشکلات زندگى صبور و بردبار باشد مى تواند با حوصله و شکیبائى سر فرصت فکر کند و راههاى مختلف را بررسى و آزمایش کند و سرانجام از میان آنها راهى را که به پیروزى می رسد برگزیند. ولى افراد شتاب زده که براى انجام هر کارى عجله می کنند و حاضر نیستند صبر و آرامش بکار برند، نمی توانند در برابر مشکلات راه درست را پیدا کنند.
یک ضرب المثل فارسى مى گوید: صبر تلخ است ولیکن بَر شیرین دارد. و ضرب المثل دیگرى هم می گوید: گر صبر کنى زِ غوره حلوا سازى. این دو ضرب المثل که تقریبا معنى یکسانى دارند، به خوبى ارزش و کارسازى صبر و بردبارى را نشان می دهند. وقتى درخت مو شروع به میوه دادن مى کند میوه هایش به صورت دانه هاى ریزى بنام غوره که مزه اى بسیار ترش دارد و قابل خوردن نیست. اگر کسى چند ماه صبر کند این غوره هاى ترش به انگورهاى شیرین و آبدار مبدل می شوند و می تواند با آن شیرین ترین حلواها را نیز بسازد. اما کسى که صبر نداشته باشد و براى استفاده از میوه درخت مو عجله کند، از عجله خود فایده اى نخواهد برد. چون هر کدام از غوره هایى که به دهان بگذارد کمترین اثرى از شیرینى در آن نخواهد دید.
پس صبر و شکیبائى اگر چه ممکن است تلخ و دشوار باشد و اگر چه ممکن است سالیان دراز طول بکشد، ولى سرانجام به پیروزى منتهى می شود. همچنانکه در قرآن کریم نیز صبر بعنوان یکى از عبادات ذکر شده است.
______________________
منبع:
پندهاى کوتاه از نهج البلاغه، هیئت تحریریه بنیاد نهج ‏البلاغه

پندی از نهج البلاغه: فروتنى توانگران و سرافرازى تهیدستان

مَا أَحْسَنَ تَوَاضُعَ الْأَغْنِیَاءِ لِلْفُقَرَاءِ طَلَباً لِمَا عِنْدَ اللهِ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ تِیهُ الْفُقَرَاءِ عَلَى الْأَغْنِیَاءِ اتِّکَالًا عَلَى الله
چه زیباست فروتنى توانگران در برابر مستمندان برای بدست آوردن آنچه نزد خداست، و چه زیباتر است سرفرازى و بى اعتنائى تهیدستان در برابر ثروتمندان، بخاطر اعتماد و توکل بر خدا. 
(حکمت 406)

شرح حدیث:
در اسلام ثروت یا فقر هیچکدام ملاک ارزش و برترى نیست. یعنى مسلمانى که اخلاق اسلامى و ایمان راستین دارد، براى ثروتمندان بیش از لیاقتش، و براى فقیر کمتر از شایستگى اش ارزش و احترام قائل نمى شود. زیرا خداوند فرموده است: ارزش انسان به تقوى است. یعنى هر کسى بیشتر تقوى داشته باشد ارزشمندتر است.
با این حال، متأسفانه بعضى از افراد هستند که این اخلاق اسلامى در آنها ضعیف است. اینگونه افراد اگر ثروتمند باشند بخاطر ثروت خود گردن فرازى مى کنند و نسبت به فقرا اعتنائى نشان نمى دهند. و گاهى حتى حاضر نمى شوند با شخص فقیر همنشین و همصحبت شوند و اگر به مجلسى بروند حاضر نمی شوند با فقرا بر سر یک سفره بنشینند.
از سوى دیگر شخصى که از لحاظ اخلاق اسلامى ضعیف است، اگر فقیر باشد، عزت نفس خود را از دست می دهد و در برابر ثروتمندان به تعظیم و کرنش و تملق مى پردازد.
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در همین مورد مى فرمایند: اگر شخصى ثروتمند در برابر فقراء بجاى گردن فرازى و بى اعتنائى، از خود تواضع و فروتنى نشان دهد تا رضایت خداوند را بدست آورد، کار نیکو و زیبائى کرده است؛ چون ثروت و احترام واقعى، پاداشى است که نزد خداوند وجود دارد.
ولى از آن زیباتر و نیکوتر آن است که شخصى فقیر در برابر ثروتمندان عزت نفس خود را حفظ کند. تعظیم و کرنش مخصوص خداوند متعال است و کسى که به خدا توکل و اعتماد داشته باشد، همه خواسته هایش را از او مى خواهد. پس چنین کسى احتیاجى ندارد که براى جلب محبت و نظر ثروتمندان و به امید اینکه آنها نیاز او را بر طرف کنند، در برابرشان کوچکى و افتادگى نشان دهد.

______________________
منبع:
پندهاى کوتاه از نهج البلاغه، هیئت تحریریه بنیاد نهج ‏البلاغه