دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

دانلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

ده شاهد بر اشتباه بودن اعتقاد اهل سنت در مورد غدیر

واقعه غدیر، ماجرایی است که کتمان وقوع آن، غیرممکن است و اساساً نامعقول ودر طول تاریخ، دیده نشده که مورخ و محدثی، منکر وقوع جریان غدیر باشد; مگر تعداد انگشت شماری که آنها نیز مدرک مورد وثوقی برای مخاطب خود ندارند. پس انکار چنین واقعه ای شدنی نیست، چرا که یکصد و ده تن از اصحاب ،روایت گر حماسه پرشکوه غدیرند و سیصد و شصت محدّث و مورّخ، اثر خود را به نقل آن آراسته اند.
 
با این وجود، پس چه چیزی عامل ایجاد این انحراف شد؟
چه شد که دارنده مدال افتخار « من کنت مولاه، فهذا علیّ مولاه » خانه نشین شد؟
چه شد که نخستین بیعت کنندگان با علی(ع)، در پیمان شکنی نیز پیشگام و پیشتاز گشتند!!؟؟
و چه شد که کمتر از سه ماه پس از واقعه، شد آنچه که نباید می شد؟بی شک می توان گفت که مهمترین عامل این انحراف و اختلاف، و علت اصلی این تغییر مسیر، بحث و جدالی است که بر سر واژه «مولا» در حدیث نبوی وجود دارد . چرا که به پندار آنها، این کلمه به معنای دوست و یاور است، نه «امام و رهبر».
 
اما آیا واقعا اینطور است؟
آیا واژه «مولا» در آن حدیث شریف،به معنای دوست و محبوب است؟
 

شواهدی که ثابت می کند «مولا» در حدیث غدیر به معنای « امام و رهبر» است

برای پاسخ به سوال بالا به 10 گواه و شاهد متمسّک می شویم. شهودی که ثابت می کنند  این پندار، وهم و شبهه ای بیش نیست:

شاهد اول

« یا أیّها الرّسول بلّغ ما اُنزل اِلیک من رّبک وإن لّم تفعل فما بلّغت رسالته »
« ای پیامبر،آنچه را ازخداوند بر تو نازل شده است ابلاغ کن که اگر چنین نکنی،ابلاغ رسالت خدا نکرده ای »
این آیه 67 سوره مائده است که در زمان بازگشت پیامبر به مدینه، به ایشان نازل شد.
حال سوال اینجاست که این چه پیامیست که نرساندن آن به مردم، به تباه ساختن تمامی کوشش های 23 ساله حضرت در مکه و مدینه می انجامید؟
آیا واقعا این پیام بزرگ، اعلام دوستی و یاوری علی(ع) است یا اینکه پیام، پیام دیگری ست و آن هم اعلام امامت ایشان؟؟

شاهد دوم

در انتهای همین آیه ، خداوند دو نکته کلیدی دیگر ذکر می کند: « ألّله یعصمک من النّاس » و « إن الله لا یهدی القوم الکافرین »
و سوال اینجاست که مگر این چه سخن خطرناکی بود که رسول خدا از اعلام آن به مردم بیمناک و هراسان بود که خداوند به او می فرماید: ما تو را از شرّ مردم حفظ خواهیم کرد؟
و سوال دیگر اینکه چرا خداوند به صورت کنایی، مخالفین این پیام را کافر شمرده است؟؟

شاهد سوم

« ألیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی و رضیّت لکم الاسلام دینا »
« امروز دین شما را به کمال رساندم و نعمت را بر شما تمام کردم ودین اسلام را برایتان برگزیدم »
این آیه، آیه 3 همان سوره مبارکه مائده است که پس از اعلام امامت علی(ع) بر پیامبر نازل شد; مگر می شود که اعلام اینکه علی دوست و یاور مسلمین است،پیامی باشد که کامل کننده دین وتکمیل کننده نعمت بر مسلمین باشد؟؟ آیا چنین چیزی که همه مردم از آن خبر داشتند وبرهیچ کس پوشیده نبود می تواند کامل کننده دین باشد؟ یا اینکه نه;خبر، خبر دیگریست و آن اعلام امامت و جانشینی علی بن ابی طالب است که خداوند آن را به اکمال دین و اتمام نعمات تعبیر کرده است؟

شاهد چهارم

چهارمین شاهد در خصوص اثبات این که ،این واژه به معنای (امام ورهبر)است، سخن حضرت رسول(ص) و مقدمه ایست که حضرت قبل از ایراد این حدیث ذکر می کنند. سخنی که در خود قرینه هایی گنجانده که دیگر جای هیچ بحث وشبهه ای را باقی نمی گذارد; آنجا که حضرت با زیرکی و هوشیاری پیش از اقرارگیری به نبوت و رسالت خویش، از مسلمانان به یگانگی و ولایت الهی اعتراف گرفت تا به همگان بفهماند که ولایت من و علی، شاخه ایست از ولایت حق:
 
چرا که ابتدا پیامبر از مردم اعتراف می گیرد که :« چه کسی است سزاوارتر از شما به شما؟» و همه پاسخ می دهند که «خدا و رسولش» بلافاصله بعد از اقرار آنها می گوید که « هر کس را که من سرپرست اویم این علی سرپرست اوست »
و خلاصه مطلب اینکه آمدن کلمه «اولی» به همراه «من انفسکم» در جمله «من اولی بکم من انفسکم» قرینه قاطعی است که مولا نیز به همین معناست.

شاهد پنجم

پنجمین گواه بر این مطلب، دعایی است که حضرت پس از اعلام امامت علی(ع) آنها را قرائت کردند: « أللّهم  وال من والاه و عاد من عاداه و أحب من آحبِّه و أبغض من أبغضه»
در این دعا پیامبر هم با واژه «مولی» فعل به کار برده و هم با واژه «حب». آیا آوردن جمله «احب من احبه» نشانگر این نیست که جمله «وال من والاه» به معنای محبت نیست و با توجه به قرار گرفتن آن در جمله، معنای جداگانه ای دارد؟؟

شاهد ششم

ششمین شاهد حسان است. حسان بن ثابت؛ شاعر نامدار عرب که پس از سخنرانی شیوای نبوی، از حضرت خواست که این حماسه پرشور را در قالب شعر بسراید.
تحلیل و بررسی شعر حسان بحثی ست که در این مقال نمی گنجد. اما در همین حد بگوییم که واژه هایی را که حسان در این شعر به کار برد، نشان از درک حقیقت واژه «مولی» از جانب او بود و از آنجا که او سرآمد شاعران و ادیبان بنام بود، دیگر برای مخاطبین و مستمعین با انصاف،جای شک و تریدی را باقی نگذاشت.

شاهد هفتم

هفتمین شاهد را در قالب یک سوال مطرح می کنیم:
آیا پیامبر اعظم(ص) ، در آن هنگامه گردهمایی زائران خدا، در وسط بیابان وشدت گرمای هوا، بیش از یکصدهزار نفر را جمع کرده بود( به گونه ای که پیش افتادگان را خواست تا بازگردند و عقب ماندگان از راه را خواست تا پیش رسند) که به آنها بگوید که :"هر کس را که من دوست اویم، علی نیز دوست و یاور اوست" ؟؟؟

شاهد هشتم

پر پایه نقل مورخان و محدثان و مفسران شیعه و عامه، نخستین کسی که بعد از خطبه غدیر با علی بن ابی طالب(ع) بیعت کرد، جناب عمر بود; وی پس ازپایان یافتن سخنان شیوای نبوی، بی درنگ به پا خواست ودست علی را در دست گرفت و گفت:« بخٍ بخٍ بک یا بن ابی طالب; أصبحت مولای و مولی کل مومن و مومنه»
پس از او دیگر مسلمین و اصحاب به ترتیب نزد حضرت آمدند و با او دست بیعت دادند و این مراسم بیعت به اندازه ای شدت گرفت که به دستور پیامبر، چادری برای بیعت با علی  بنا شد که مردان یک به یک نزد او رفته و دست او را به نشانه بیعت می فشردند و زنان نیز بیعت را با قرار دادن دستشان در کاسه آبی که علی(ع) دست خود را در آن گذاشته بود، انجام دادند.
و این ماجرا یکی از مهمترین دلایل اثبات اعلام امامت علی در غدیر خم است.
به راستی اگر مولی به معنای (دوست و یاور) بوده، بیعت و تبریک تمامی مسلمین و مسلمات به آن کیفیت، چه ضرورتی داشته!!؟

شاهد نهم

« فلیبلّغ الشاهد الغایب »
در پایان خطبه،حضرت رسول(ص)، با این جمله از حاضران خواست تا این خطبه را به گوش غایبان برسانند. آیا اعلام اینکه علی دوست و یاور من و مسلمین است، به اعلام حاضران به غایبان نیازمند است!!؟

شاهد دهم

« هنّئونی، هنّئونی » 
این سخنی ست که رسول اکرم(ص) پس از پایان مراسم و خطبه غدیر آن را بیان کرد و فرمود که :«به من تبریک و تهنیت بگویید»
آیا این دستور به تبریک ، فقط برای اعلام دوستی و یاور بودن علی با پیامبر و مسلمین است!!؟
مبارک باد گفتن جناب عمر و ابوبکر چه!!؟ فقط برای همین بود؟؟

سخن آخر

اگر خود را به انصاف آراستیم و از انحراف پیراستیم، بی شک چاره ای جز سرسپاری به امامت و ولایت علوی نداریم. چون مفهوم روشن سخن نبوی، مانند آفتاب نیمروز، در میان آسمان است و برای هر بی تعصب وبا انصافی، برهان و حجتی است کامل که هیچ راه گریزی ندارد، جز آنکه واژه «مولا» را به معنای «امام، رهبر، آقا و اختیاردار» بداند.
 
منبع:

دانلود تصاویر

 

گالری: 
دانلود

]" title="ده شاهد بر اشتباه بودن اعتقاد اهل سنت در مورد غدیر" class="lightbox-processed">ده شاهد بر اشتباه بودن اعتقاد اهل سنت در مورد غدیر
دانلود

]" title="ده شاهد بر اشتباه بودن اعتقاد اهل سنت در مورد غدیر" class="lightbox-processed">ده شاهد بر اشتباه بودن اعتقاد اهل سنت در مورد غدیر
دانلود

]" title="ده شاهد بر اشتباه بودن اعتقاد اهل سنت در مورد غدیر" class="lightbox-processed">ده شاهد بر اشتباه بودن اعتقاد اهل سنت در مورد غدیر
دانلود

]" title="ده شاهد بر اشتباه بودن اعتقاد اهل سنت در مورد غدیر" class="lightbox-processed">ده شاهد بر اشتباه بودن اعتقاد اهل سنت در مورد غدیر
دانلود

]" title="ده شاهد بر اشتباه بودن اعتقاد اهل سنت در مورد غدیر" class="lightbox-processed">ده شاهد بر اشتباه بودن اعتقاد اهل سنت در مورد غدیر
دانلود

]" title="ده شاهد بر اشتباه بودن اعتقاد اهل سنت در مورد غدیر" class="lightbox-processed">ده شاهد بر اشتباه بودن اعتقاد اهل سنت در مورد غدیر
دانلود

]" title="ده شاهد بر اشتباه بودن اعتقاد اهل سنت در مورد غدیر" class="lightbox-processed">ده شاهد بر اشتباه بودن اعتقاد اهل سنت در مورد غدیر
دانلود

]" title="ده شاهد بر اشتباه بودن اعتقاد اهل سنت در مورد غدیر" class="lightbox-processed">ده شاهد بر اشتباه بودن اعتقاد اهل سنت در مورد غدیر
دانلود

]" title="ده شاهد بر اشتباه بودن اعتقاد اهل سنت در مورد غدیر" class="lightbox-processed">ده شاهد بر اشتباه بودن اعتقاد اهل سنت در مورد غدیر
دانلود

]" title="ده شاهد بر اشتباه بودن اعتقاد اهل سنت در مورد غدیر" class="lightbox-processed">ده شاهد بر اشتباه بودن اعتقاد اهل سنت در مورد غدیر

شعر نهج البلاغه منظوم: رزق و مال دنیا

 پس از حمد یزدان سلام و درود

به پیغمبر آن خداى ودود

مقدّر بود آنچه بر آدمى‏

چو باران بریزد نباشد غمى‏

 رسد سهم هر کس چه کم یا زیاد

کسى بى تنعم ز نعمت میاد

اگر شد کسى را زیادت ز مال‏

فزونى شد او را ز اهل و عیال‏

نباید که آید حسادت پدید

نباید رهى سوى فتنه کشید

که مرد مسلمان چو ناید بدست

‏نشانى که آن دم نگردیده پست‏

رذالت نگردد از او آشکار

بود همچنان شأن او برقرار

به هر جا بود قابل احترام‏

به راه شرافت ورا باد گام‏

رذایل هم او را بدارند دوست

که خلقى بدینسان روا و نکوست

بود او همانند مال باخته‏

که مرکب به قصدى چنین تاخته‏

به زودى ورا سودى عاید شود

به فورى چنین حاصلى بدرود

مسلمان کند از خیانت حذر

  بدینسان نیفتد براه خطر

ورا انتظارى بود این چنین

که با فتح و پیروزى آید قرین‏

ز سوى خدا باشدش این امید

دو پیروزى آید همو را پدید

یکى مرگ باشد به امر خداى

بفرمان آن حىّ پاکیزه راى‏

بدینسان شود سهم وى با دوام‏

ز سوى خدا مى‏شود مستدام‏

دگر این که رزق‏اش بیاید بدست

در این ره نبیند نشان از شکست‏

  شود دین وى حفظ و شأنش بجا

بماند نپوید رهى پر خطا

بود مال و اولاد هر آدمى

متاعى به عالم که باشد دمى‏

متاعى به عقبا بود کار نیک‏

پسندیده رفتار و کردار نیک‏

بود ممکن این دو خداى بزرگ 

خداوند روزى رسان و سترگ‏

به یکجا به عالم به فردى دهد

ورا از غم و غصه‏ها وارهد

ز فرمان یزدان نپیچد سر 

که باشد یقینا پى آن خطر

بترسید از او چون که عذر شما

نگردد پذیرفته پیش خدا

 به دور از ریا کار خود کن تمام  

که باشد خدا را بدینسان مرام

نه خود واگذارد هر آن کس که هست‏

  به سوى ریا پاى وى یا که دست‏

  کند یا که او را به آن واگذار

که از بهر داده انجام کار

  مقام شهیدان و شأن رسول‏

طلب مى‏کنیم شاید آید قبول‏

کسى را بود گر چه مال و منال

نباید که آسوده دارد خیال‏

  به خویشان خود باشد او را نیاز 

بباید کند دست خود را دراز

بگیرد کمک او پى دفع شر

چو پیش آید او را به وقت خطر

   که خویشان وى بهترین دسته‏اند

  به راهى بدینگونه دل بسته‏اند

  به بیمارى او را مددها کنند

  همى درد وى را مداوا کنند

بود نام نیکو چنان ثروتى

که ارزنده نبود چو آن نعمتى‏

از آن ثروتى کو بماند بجاى‏

بماند بدانگونه اندر سراى‏

ز خویشان نباید که دورى کنند

  در این ره نباید قصورى کنید

  خصوصا که باشد ندار و فقیر

نباشد خدا را چنین دلپذیر

ز راه کمک یا که انفاق خویش  

گرفته ره و رسم احسان به پیش

کسى کو نباشد بدینسان به راه‏

به کوتاهى دستش آید گواه‏

ز خود مى‏زند دست دیگر کنار 

حمایت نیاید دگر زو به کار

کسى کو که خویشان وى خوشزبان‏

همى خوش روال و همى خوش بیان‏

بباشند و این گونه باشد روش

تداوم بیابد بدینسان منش


منبع: نهج البلاغه منظوم،محمد حسین سلطانی،موسسه انتشارات به آفرین:1379،صص66-68.

شعر در عزای امام علی علیه السلام

ناله کن اى دل! به عزاى على
گریه کن اى دیده! براى على‏
کعبه ز کف داده چو مولود خویش
گشته سیه پوش عزای علی
عمرِ على، عمره مقبوله بود  
هر قدمش سعى و صفاى على‏
دیده زمزم که پر از اشک شد
یاد کند زمزمه‏ هاى على‏
تیغ شهادت سر او شکافت
کوفه بود، کوه مناى على‏
عالم امکان شده پر غلغله
 چون شده خاموش صداى على‏
نیست هماغوش صبا بعد ازین
پیک ظفرْبخش لواى على‏
منبر و محراب کشد انتظار
 تا که زند بوسه به پاى على‏
ماه، دگر در دل شب نشنَود
صوت مناجات و دعاى على‏
آه که محروم شد امشب دگر
چشم یتیمان ز لقاى على‏
مانده تهى، سفره بیچارگان
 منتظر نان و غذاى على‏
واى! امیرِ دو سرا کشته شد
خانه غم گشته سراى على‏
خواهى اگر ملک دو عالم (حسان)!  
 از دل و جان باش گداى على‏
شاعر:حبیب چایچیان (حسان))

منبع:گنجینه نور- مدائح و مراثى خمسه طیبه‏،محمد على مجاهدى( پروانه)،صص338-337

شعر در سوگ امام علی علیه السلام

 کوفه! بشکن بغض چندین ساله را  
با دل خود آشنا کن ناله را
 بغض خود بشکن که باید خون گریست 
 باید امشب شط شد و جیحون گریست‏
 با من از آن ناشناس شب بگو      
 از شگفتنهاى یاس شب بگو
 از همان یاسى که شبها مى‏شکفت    
 در میان باغ تنها مى‏شکفت‏
 بس که تنها بود و همرازى نداشت   
 سر به گوش چاه غربت مى‏گذاشت‏
 صبر، از صبر على در حیرت‏ست   
 بى على، غم هم اسیر غربت‏ست‏
  بى على، شب ناشکیبى مى‏کند      
چون من، احساس غریبى مى‏کند
 کوفه! باور کن که کوفى نیستیم      
ما که ابن الوقت و صوفى نیستیم‏
 هر چه مى‏دانى بیا با ما بگو     
 تا سحر بنشین و از مولا بگو
امشب‏ ست آن شب که کس نشناخته ‏ست 
این شب قدرست و بس نشناخته است‏
دیده‏ یى امشب تو در مهتاب نور      
کشتن خورشید در محراب نور
یاد کن، یاد آن به دلْ نزدیک را   
 خاطرات روشن و تاریک را
 با دل تو، غم گره خورد اى دریغ!     
 در تو روح زندگى مرد، اى دریغ!
 
شاعر:محمّد على مجاهدى (پروانه)

منبع:گنجینه نور- مدائح و مراثى خمسه طیبه‏،محمد على مجاهدى( پروانه)،صص338-339

شعر قیصر امین پور درباره شهادت امام علی علیه السلام (مرغان نوحه خوان)

این موج مدِّ کیست که تا ماه ‏می رود؟

دریاى درد کیست که در چاه می‏ رود؟

این سان که چرخ می‏گذرد بر مدار شوم
بیم خسوف و تیرگى ماه می ‏رود
گویى که چرخ بوى خطر را شنیده است      
یک لحظه مکث کرده، به اکراه می‏ رود
آبستن عزاى عظیمی‏ ست کاین چنین    
آسیمهْ سر، نسیم سحرگاه می ‏رود
مرغان نوحهْ‏خوان سحر را چه شیون ى‏ست    
 وقتى که او به جانب درگاه می‏ رود؟
امشب فرو فتاده مگر ماه از آسمان؟     
یاد آفتاب، روى زمین راه می‏ رود؟!
در کوچه‏ هاى کوفه صداى عبور کیست؟    
گویا دلى به مقصد دلخواه می ‏رود
دارد سر شکافتن فرق آفتاب     
آن سایه‏ یى که در دل شب، راه می‏ رود
  شاعر:قیصر امین پور

منبع:گنجینه نور- مدائح و مراثى خمسه طیبه‏،محمد على مجاهدى( پروانه)،صص332-333

شعر درباره شهادت امام علی علیه السلام (جان من فدای علی)

 ز شهر کوفه، به گوشم رسد صداى على

غریوِ گریه و آواى ناله ‏هاى على‏

سکوت غربت دلتنگ کوفه مى‏ داند

که چاه بود و شب و بانگ هاىْ‏هاى على

رسول گفت: پس از من بسوز و لب مگشا

 بدین نشانه، گلوگیر شد صداى على‏

به عشق، جان پیمبر به سوى مرگ شتافت

به ببین چه مایه صفا بود در وفاى على!

به نام دین خدا بس که حیله ورزیدند

زمانه همچو قفسْ تنگ شد براى على‏

ز پیروان دروغین بسا به ناله نشست  

وَلاى مردمِ صد رنگ شد، بلاى على!

گروهِ مردمِ تقوى فروشِ نفْسْ پرست

گره زدند به دست گرهْ‏گشاى على‏

ز راه خدعه، چو قرآن به نیزه‏ها کردند

دگر نداد کسى تن به اقتداى على‏

همان کسان که على را به خانه بنشاندند

به گریه ‏ها به نشستند در عزاى على‏

نگر به پستى دنیا، که چون معاویه ‏یى

لب پلید گشاید به ناسزاى على!

برو به کوفه و با گوش دل به ظلمت شب

ز چاهها بشنو بانگ رَبّناى على‏

ز خطبه ‏هاى على، دل به لرزه مى ‏افتد

بلیغ‏تر ز على کیست جز خداى على؟

گل مدینه و فرزند مکه را کشتند

مگر چه بود به جز عدل، مدَّعاى على؟

شبى که قاتل خود را گرسنه مى‏ پنداشت

نخواست شیر بنوشد، ببین حیاى على!

اگر که حال مناجات نیمهْ شب دارى  

به نالهْ لب به‏گشا همره دعاى على‏

به جانْفدایىِ او، زنده شد شریعت حق  

ز فقر خود خجلم، جان من فداى على!

به ادّعا نتوان شیعه بود، شیعه کسى‏ست

که پاى خود بگذارد به جاى پاى على‏

شاعر:مهدى سهیلى

منبع:گنجینه نور- مدائح و مراثى خمسه طیبه‏،محمد على مجاهدى( پروانه)،صص347-348

شعر شام قریبان امام علی (ع)

باز داغ سیـــــنه بی اندازه شد
بار دیگر کــهنه زخمی تازه شد
شب رسید و بام  کوفــه تار شد
باز دردی آشـــــنا تکرار شد
گر چه شب بود و فلک درخواب بود
سینه هایی تا سحر بی تاب بود
آه فصل زخم ها آغــــاز گشت
نیمه شب آرام دربی باز گشت
می چکـد خون از دلی افروخته
باز شد در مثل درب سوخـــته
رخت مشکی را به تن پوشید و رفت
سنگ غسلی را حسن بوسید و رفت
گریه ای بر سینه خنجر می زند
باز هم عباس بر سر می زنـــد
چشم زینب در قفا مبهوت بود
بر سر دوش دو تن تابـوت بـود
می کشد آه از جگر از بی کسی
می رود تابوتی از دلواپــــسـی
روضه هایش مانده اما در گلو
می رود بابای زینب پیـــش رو
بس که زد خود را نوایش زخم شد
چشم ها و گونه هایش زخم شد
با دلی پر خــون و زار و آتشین
ناله زد بر شانه ی ام البنــیــــن
درد تشییع جنازه دیدنیست
روی سنگی خون تازه دیدنیست
شاعر:حسن لطفی

منبع:پایکاه شاعران اهل البیت (علیهم السلام)(تاریخ بازبینی :1394/04/09)

شعر در عزای امام علی علیه السلام

ناله کن اى دل به عزاى علىّ
گریه کن اى دیده براى علىّ
کعبه ز کف داده چو مولود خویش
گشته سیه پوش عزاى علىّ
عُمْر علىّ، عُمْره مقبوله بود
هر قدمش سعى و صفاى علىّ
دیده زمزم که پر از اشک شد
یاد کند زمزمه هاى علىّ
تیغ شقاوت ، سر او را شکافت
کوفه بود، کوه مناى علىّ
عالم امکان شده پر غلغله
چون شده خاموش صداى علىّ
نیست هم آغوش صبا بعد از این
پیک ظفر بخش لواى علىّ
منبر و محراب کشد انتظار
تا که زند بوسه به پاى علىّ
ماه دگر در دل شب نشنود
صوت مناجات و دعاى علىّ
آه که محروم شد امشب دگر
چشم یتیمان ز لقاى علىّ
مانده تهى سفره بیچارگان
منتظر نان و غذاى علىّ
واى ! امیر دو سرا کشته شد
خانه غم گشته سراى علىّ
پیش حسین و حسن و زینبش
خون چکد از فرق هماى علىّ
 شاعر : آقاى حسان .

منبع: چهل داستان و چهل حدیث از امام علی علیه السلام، حجه الاسلام و المسلمین عبدالله صالحی

 

شعر شب شهادت امام علی علیه السلام

امشب شب قتل امیرالمومنین است 

جاری سرشک از دیده روح الامین است 

امشب زنخلستان نوائی برنخیزد

از چشم عالم خواب راحت می گریزد

امشب چزاغ دین بخاموشی گراید

امشب جهان را غم به روی غم فزاید

کشتی دین امشب به بحر خون نشسته 

زین ماجرا خون گشته دلهای شکسته

امشب علی با چاه نوائی ندارد 

جز طی راه عشق سودائی ندارد

امشب ز محراب علی خون می زند جوش

امشب زمانه می کند خود را فراموش

مولا بلب فرت و رب الکعبه دارد

در سدره از محراب خون ره می سپارد

امشب ز خون فرق ان مهر جهانتاب

رنگ شفق برخود گرفته خاک محراب

از ظلم پور ملجم شوم مرادی

اهنگ غم برخیزد از نای منادی

هر دم ندای قد قتل خیزد از افلاک

روح الامین زینعم گریبان می زند چاک

در کوفه امشب بیکسان بی زاد و قومند

چشم انتظار از بهر قوت  لایموتند

امشب علی را دیگر آن تاب و توان نیست

قادر بحمل نان برای بیکسان نیست

امشب سراسر کوفه غرق شوروشین است 

امشب روان خون دل از چشم حسین است 

امشب زغم قلب جهان در التهاب است 

دلخون تراب از داغ مرگ ابوتراب است 

امشب سرشک از دیده زینب روان است 

غرق تعب پیمبر آخر زمان است 

امشب علی بر دامن خاک آرمیده 

مرد دو عالم از دو عالم بسته دیده 

امشب شب بیداری مستضعفین است 

امشب شب قتل امیرالمومنین است 

کنج خرابه دیده مرد جذامی

مانده بره در منتهای تلخ کامی

تا بشنود گوشش صدای پای مولا 

بیند مگر بار دگر سیمای مولا

آن بینوا دیگر پرستاری ندارد

تا بر جراحات دلش مرهم گزارد

از منجنیق چرخ سنگ فتنه بردارد

تا اسوه ایجاد را از پا در آرد

کشتند امشب شمع بزم انما را 

بشکسته اند آیینه ایزد نما را 

تا خون پاک قهرمان ملک توحید

نخل عدالت را کند سرسبز و جاوید

تا از گل خون سر مولای قنبر

خیزد گل آزادی از محراب و منبر

تا خون پاک حق شود غالب شمشیر

تا حشر برخیزد از او گلبانگ تکبیر

امشب علی دارد سخن با کودکانش

 ناکید در تقوی بود ورد زبانش

با مجتبی دارد سخن از قاتل خویش

تا جز مروت راه نندهد در دل خویش

مردانی امشب اشک خون ریزد ز دیده 

کز تیغ شب گذشته دو تا فرق سپیده

شاعر:محمد علی مردانی


منبع:دو دریای رحمت،علی مظهر عدل و فاطمه مظهر تقوی،محمد علی مردانی،انتشارات امیرکبیر،تهران،1374،صص194-196

شعر آخرین نماز امام علی علیه السلام

به نماز بست قامت که نهد به عرش پا را

به خدا علی نبیند به نماز جز خدا را

چو به گفت نام (الله) و ادا نمود (اکبر)

به گرفت هیبت حق همه ملک ما سوا را

نَبُوَد زسجده خوشتر ،به خدا قسم علی را

که خدای می پسندد به سجود او دعا را

به نماز آخرینش چه گذشت،من ندانم

که ندای دعوت امد،شه ملک (هَل اَتی ) را

به ندای دعوت حق چو علی بگفت لبیک

به شکافت تیغ دشمن سر شاه لافتی را

شب تار از این مصیبت بدرید سینه اش را

اثرات این سحر شد همه جای آشکارا

همه اهل بیت عصمت ،ز سرا برون دویدند

اَبَتا و واعَلیّا ،بنمود پر فضا را

چه گذشت یا رب آندم به دل غمین زینب

چو بدید غرقه در خون،سر  و روی مرتضی را

ز شهادت علی شد چو تمام صبر زینب

چه کند اگر که بیند شهدای کربلا را

زگناه خود به محضر چه غمت بود «حسانا»

که ولای او کشاند به سوی بهشت ما را 

شاعر: حبیب چایچیان«حسان»


منبع:اشعاری در مدح مولا علی(علیه السلام) تنظیم و گردآوری:صمد رحیمیان،انتشارات لیوسا،1376،ص27.